به گزارش زومان، واشگتن پست در گزارشی مینویسد: اگر یادتان باشد سال ۲۰۱۵ ناگهان همه اطرافیانتان یک کتاب رنگآمیزی داشتند؛ موجی فرهنگی که کتابهای وعدهدهندهی آرامش فوری را به صدر فهرستهای پرفروش رساند. حالا طراحی دوباره چنین جایگاهی پیدا کرده و ویدیوهای فراوانی با هشتگهایی مانند «خطخطیکردن»، «طراحی حسی» و «هنردرمانی» در شبکههای اجتماعی دیده میشود.
این بازگشت همزمان با وسواس فعلی شبکههای اجتماعی نسبت به «تنظیم سیستم عصبی» رخ داده؛ مفهومی که به توانایی بدن برای پاسخدادن به استرس و بازگشت به نقطهی آرامش اشاره دارد. رینا لومباردی، هنردرمانگر و بنیانگذار «خدمات هنردرمانی فلوریدا»، گفت:
ما در فضای اقتصادی و سیاسی پرفشاری زندگی میکنیم. بسیاری از خانوادهها سطوح تشدیدشدهای از پریشانی را تجربه میکنند که شبها بیدار نگهشان میدارد.
لومباردی میگوید تلفنهای هوشمند بهطور مشخص نقش بزرگی در بههمریختگی تنظیم سیستم عصبی دارند. او توضیح داد:
آنها از طراحیِ «بازیسازی» بهره میبرند و با استفاده از اعلانها، دستگاه عصبی ما را برمیانگیزند و ما را درگیر نگه میدارند. این دستگاهها همیشه روشناند و به ما متصلاند.
در نتیجه، خیلیها بهدنبال راههای ساده و مؤثر برای بیرون آمدن از حالت همیشگیِ جنگوگریز هستند و ظاهرا فقط ۱۰ دقیقه کار با مداد و یک تکه کاغذ میتواند یکی از آسانترین راهها باشد.
چرا طراحی سیستم عصبی را بازتنظیم میکند؟
سومّا سنگوپتا، عصبشناس ارشد و رئیس بخش نورولوژی در مرکز پزشکی تافتس، گفت وقتی دچار استرس میشوید، دستگاه عصبی سمپاتیک بدن، یا همان پاسخ جنگوگریز، فعال میشود. او توضیح داد که این سیستم بدن را برای واکنش به تهدیدهای ادراکشده آماده میکند و همزمان ضربان قلب، تنش عضلانی، فشار خون و ترشح هورمونهای استرس مانند کورتیزول را بالا میبرد.
سنگوپتا گفت:
نقاشی میتواند به انتقال توجه از افکار استرسزا کمک کند و فعالسازی دستگاه عصبی پاراسمپاتیک را، که گاهی دستگاه «استراحت و هضم» نامیده میشود، تشویق کند. این دستگاه با کند کردن ضربان قلب، کاهش تنش عضلانی و کمک به بازگشت بدن به وضعیت فیزیولوژیک آرامتر، به بازیابی کمک میکند.
بهگفتهی او، طراحی مغز را از راه حرکت هماهنگ، بینایی، توجه و تصمیمگیری بهطور فعال درگیر میکند. همین ترکیب، تجربهای حسی و آرامبخش میسازد و در عین حال به ذهن یک تمرکز سازنده میدهد. سنگوپتا توضیح داد که چندین سامانه مغزی هنگام یک جلسهی طراحی با هم کار میکنند و همین موضوع بخشی از دلیلِ احساس خوب ناشی از آن را روشن میکند.
طراحی به تمرکز روی شکلها، رنگها، خطها و حرکت دست نیاز دارد و در عین حال ارتباطی پیوسته میان چشمها، دستها و بخشهای برنامهریزی حرکتیِ مغز برقرار میکند. این تمرکز و هماهنگی به لنگر انداختن توجه در لحظهی حال کمک میکند و نمیگذارد ذهن بهسوی افکار منفی مانند نگرانی یا نشخوار فکری برود.
کار روی هماهنگی همچنین آگاهی حسی را تقویت میکند؛ یعنی توانایی توجه آگاهانه به اطلاعاتی که از راه حسها میرسند، از دیدن و شنیدن گرفته تا لمس، بویایی، چشایی و حتی احساسات درونی بدن.
برخی پژوهشها نشان میدهند آگاهی حسی میتواند اضطراب را کاهش دهد و آرامش را افزایش دهد. هنر بصری همچنین راهی غیرکلامی برای بیان احساسات فراهم میکند؛ بهجای توضیحدادن احساسات با واژهها، میتوان آنها را با تصویر، رنگ، الگو یا نماد نشان داد. سنگوپتا میگوید این فرایند شاید به افراد کمک کند تجربههای هیجانی را بهتر بفهمند و تنظیم کنند.
بهگفتهی او، کاملکردن یک طراحی یا دیدن شکلگیری تدریجیِ یک اثر هنری میتواند سامانهی پاداش مغز را فعال کند و آزادسازی اندک دوپامین را بهدنبال داشته باشد؛ دوپامینی که با انگیزه، رضایت و تقویت مثبت پیوند دارد. اگر از طراحی لذت ببرید، ممکن است وارد «حالت جریان» شوید؛ حالتی که در آن فرد کاملا در یک فعالیتِ بهاندازهی کافی چالشبرانگیز غرق میشود. سنگوپتا گفت در حالت جریان، خودآگاهی کاهش مییابد، تمرکز بیشتر میشود و بسیاری از افراد افت استرس و اضطراب را تجربه میکنند.
فقط چند دقیقه خطخطی هم کافی است
برای بهرهبردن از اثر آرامبخش طراحی، لازم نیست هنرمندی باشید که شاهکار خلق میکند. سنگوپتا گفت:
به نظر میرسد آثار آرامبخش [نقاشی] عمدتاً حاصل توجه پایدار، حرکت تکراری و درگیرشدن با فرایند خلاقانه است، نه تولید یک اثر هنری. حتی کشیدن خطوط، خطهای موجدار یا شکلهای هندسی میتواند بسیاری از همان فواید را فراهم کند.
لومباردی میگوید برای کسانی که در طراحی احساس توانمندی نمیکنند، خودِ تجربهی انجامدادن چیزی که ناراحتکننده به نظر میرسد هم میتواند ارزش درمانی داشته باشد. بهگفتهی او، همین روند چیزی را میسازد که «تحمل پریشانی» نام دارد. او گفت:
اجتناب اغلب عامل کلیدی در استرس مزمن است؛ بنابراین درگیرشدن در فعالیتهای خودتنظیمگر — حتی زمانی که چالشبرانگیز به نظر میرسند — توانایی ما برای سازگاری مقابلهای را افزایش میدهد.
دربارهی اینکه برای آرامترشدن دقیقا چهقدر باید طراحی کرد، پژوهش اندکی وجود دارد. یک مطالعهی کوچک در سال ۲۰۱۶ در مجلهی «هنردرمانی» نشان داد ۴۵ دقیقه هنرآفرینی سطح کورتیزول شرکتکنندگان را پایین آورد.
با این حال، سنگوپتا میگوید جلسههای کوتاهتر هم میتوانند کارساز باشند و یادآور شد حتی یک تمرین خلاقانهی کوتاهِ ۱۰ دقیقهای، برای قطع پاسخ استرس بدن بهاندازهی کافی طولانی است، بیآنکه مثل وظیفهای تازه و طاقتفرسا در یک روز شلوغ حس شود.
بهگفتهی او، حتی پنج تا ۲۰ دقیقه طراحی میتواند افکار شتابگرفته را متوقف کند، استرس فوری را کاهش دهد و خلقوخو را بهتر کند. لومباردی هم گفت:
بسیاری از جلسات درمانیای که برگزار میکنم تنها یک ساعت طول میکشند. اغلب فقط ۲۰ دقیقه در فرایند خلاقانه درگیر هستیم، اما با این حال مراجعان تغییرات مثبتی را هم از نظر جسمانی و هم عاطفی گزارش میکنند.
اگر طراحی باب میلتان نیست، نگران نباشید؛ میتوانید همین دستاوردها را از هنرهای دیگر هم بگیرید. لومباردی گفت:
برخی افراد واکنش بهتری به کار با خاک رس دارند، در حالی که برای دیگران غرقشدن در فرایند نقاشی با رنگ آسانتر است. مهمترین چیز، یافتن رسانهای است که این فرایند را برای شما تسهیل کند.
شما با طراحی یا هنرهای دیگر آرام میشوید؟ تجربهتان را بنویسید.