از زمان بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید، متحدان آمریکا بیشتر از گذشته درباره نیت واشنگتن و میزان تعهد آن به امنیت شرکا نگران شدهاند. اما جنگ اخیر با ایران، پرسش تازه و مهمتری را مطرح کرده است: آیا آمریکا اساساً توان نظامی کافی برای ورود همزمان به چند بحران بزرگ را دارد؟
تحلیل والاستریتژورنال میگوید فرسودهشدن ذخایر تسلیحاتی آمریکا در جنگ ایران، در کنار ضعفهای صنعتی، ناهماهنگی راهبردی و اختلال سیاسی، این تردید را در میان متحدان و حتی رقبای واشنگتن ایجاد کرده که آمریکا شاید دیگر نتواند در صورت بروز بحران همزمان در اروپا، خاورمیانه و آسیا، نیروی تعیینکننده خود را به همه جبههها اختصاص دهد.
یکی از نشانههای این نگرانی، تغییر رویکرد ترامپ در آسیاست. او مانورهای نظامی آمریکا با کرهجنوبی را کاهش داده و کرهشمالی را کشوری «بیتهدید و محترمانه» توصیف کرده؛ آن هم در شرایطی که پیونگیانگ در چارچوب همکاری با روسیه، نیرو و موشکهای بالستیک به اروپا فرستاده است. همزمان، دولت ترامپ برای نزدیکشدن به چین تلاش کرده و حتی فروش ۱۴ میلیارد دلار تسلیحات آمریکا به تایوان را به حالت تعلیق درآورده است.
در همین حال، بخشی از تجهیزات حیاتی آمریکا از آسیا به خاورمیانه منتقل شدهاند؛ از سامانههای دفاع موشکی گرفته تا تنها ناو هواپیمابر باقیمانده آمریکا در اقیانوس آرام. این جابهجاییها در اروپا و آسیا این پرسش را تقویت کرده که اگر روسیه یا چین بحران تازهای ایجاد کنند، واشنگتن چه میزان توان و تجهیزات برای پاسخگویی در اختیار خواهد داشت.
اروپا؛ تردید درباره چتر امنیتی آمریکا
در اروپا، نگرانیها جدیتر است. مقامهای اروپایی در اظهارات رسمی همچنان بر اهمیت ناتو تأکید میکنند، اما در محافل خصوصی بیش از گذشته درباره اینکه آمریکا در صورت حمله روسیه واقعاً به کمک اروپا خواهد آمد یا نه، تردید دارند.
این نگرانی فقط به سیاست ترامپ مربوط نیست. برخی مقامهای اروپایی هشدار میدهند که احساس ضعف در آمریکا و غرب میتواند روسیه و دیگر قدرتهای اقتدارگرا را به آزمودن مرزهای غرب تشویق کند.
کاخ سفید اما ادعای کمبود تسلیحات را رد کرده و تأکید دارد آمریکا همچنان قدرتمندترین نیروی نظامی جهان است و هرآنچه برای اجرای تصمیم رئیسجمهور لازم باشد، در اختیار دارد.
با این حال، محاسبات مستقل تصویر متفاوتی ارائه میکنند.
ذخایر موشکی آمریکا؛ نگرانی اصلی
بر اساس مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی(CSIS)، آمریکا در جریان جنگهای اخیر حدود نیمی از ذخایر پیش از جنگ رهگیرهای موشکی خود، از جمله پاتریوت و تاد، را مصرف کرده اکنون فقط ۸۰۰ موشک پاتریوت در زرادخانهاش دارد. همچنین حدود یکسوم موشکهای دوربرد تاماهاوک و JASSM از ذخایر آمریکا خارج شدهاند.
این مسئله فقط به جنگ ایران مربوط نمیشود. مطالعهای از شورای روابط خارجی هشدار داده که زرادخانه آمریکا به حدی کاهش یافته که ممکن است توان بازدارندگی لازم در برابر حمله احتمالی چین به تایوان را نداشته باشد.
توصیه این مطالعه روشن است: آمریکا باید تولید موشکهای دقیق را فوراً به سطح تولید جنگی برساند؛ زیرا افزایش تولید پس از آغاز جنگ دیگر دیر خواهد بود.
با این حال، برخی کارشناسان معتقدند نباید تواناییهای آمریکا را دستکم گرفت. واشنگتن همچنان از برتری مالی، فناوری، صنعتی و جمعیتی برخوردار است و میتواند در صورت نیاز ظرفیت تولید دفاعی خود را افزایش دهد.
اما حتی اگر این ارزیابی خوشبینانه درست باشد، مشکل اصلی زمان است؛ بازسازی ذخایر موشکی و رهگیرهای مصرفشده ممکن است سالها طول بکشد.
پاشنه آشیل غرب
یکی از مهمترین نگرانیها، کمبود رهگیرهای موشکهای بالستیک، بهویژه PAC-3 MSE است. برآورد CSIS نشان میدهد آمریکا اکنون حدود ۸۰۰ موشک پاتریوت در اختیار دارد.
در مقابل، افزایش تولید غرب بسیار کندتر از رشد تولید موشکی کشورهای رقیب بوده است. لاکهید مارتین سال گذشته ۶۲۰ رهگیر PAC-3 MSE تحویل داد؛ رقمی که بیش از ۲۰ درصد بیشتر از سال قبل بود، اما همچنان برای جبران مصرف سریع کافی نیست.
در سوی دیگر، روسیه از سال ۲۰۲۲ تولید موشکی خود را بهشدت افزایش داده است. بر اساس برآوردهای اطلاعاتی، روسیه اکنون ماهانه بیش از ۱۰۰ موشک بالستیک و تعداد مشابهی موشک کروز تولید میکند.
مشکل بزرگتر این است که برای سرنگونی یک موشک بالستیک ممکن است به دو یا حتی سه رهگیر نیاز باشد. بنابراین حتی افزایش تولید موشکهای دفاعی هم الزاماً به معنای ایجاد پوشش دفاعی کافی نیست.
چرا موشکهای بالستیک مهمتر شدهاند؟
به نوشته والاستریت ژورنال، موشکهای بالستیک بهدلیل پیشرفت فناوری به ابزار مهمی برای فشار ژئوپلیتیک تبدیل شدهاند.
در گذشته، موشکهای بالستیک گران و نسبتاً کمدقت بودند و عمدتاً در سناریوهای هستهای معنا پیدا میکردند. اما فناوری جدید باعث شده حتی کشورهای میانی مانند ایران نیز بتوانند موشکهای بالستیک دقیق تولید کنند.
جنگ اخیر این تحول را بهطور ملموس نشان داد. موشکهای ایران توانستند به پایگاههای نظامی آمریکا در خلیج فارس و اردن و همچنین زیرساختهای انرژی و صنعتی در کشورهای خلیج فارس و اسرائیل خسارت وارد کنند.
در چنین شرایطی، دفاع در برابر موشکها بسیار دشوارتر از تولید خود موشکهاست.
رهگیرهای پیشرفته از پیچیدهترین و گرانترین تجهیزات نظامی جهان هستند و تنها تعداد محدودی شرکت در جهان توانایی تولید آنها را دارند. این مسئله با جنگ پهپادی تفاوت زیادی دارد؛ جایی که هم پهپادها و هم بسیاری از سامانههای مقابله با آنها ارزانتر و سادهتر هستند.
شکاف تولیدی میان غرب و رقبایش
از نگاه این تحلیل، یکی از ریشههای مشکل آن است که روسیه، ایران، چین و کرهشمالی بخشهایی از صنایع دفاعی خود را عملاً در وضعیت جنگی قرار داده و تولید تسلیحات را با سرعت افزایش دادهاند.
اما کشورهای غربی همچنان تا حد زیادی با منطق اقتصادی دوران صلح فعالیت میکنند؛ جایی که سود شرکتها و منافع سهامداران میتواند بر نیازهای امنیت ملی غلبه کند.
این شکاف در اوکراین نیز دیده میشود. کییف بهشدت به سامانههای پاتریوت نیاز دارد، اما ترامپ درخواستهای مکرر اوکراین برای دریافت سامانههای بیشتر را رد کرده است. نتیجه این وضعیت میتواند افزایش توان روسیه برای استفاده از حملات موشکی علیه زیرساختهای انرژی اوکراین در زمستان آینده باشد.
در خلیج فارس نیز کشورهای عربی نسبت به آغاز دوباره یک جنگ تمامعیار آمریکا با ایران محتاط هستند؛ زیرا خودشان ذخایر محدودی از رهگیرها دارند و در برابر موج تازه حملات موشکی ممکن است نتوانند از زیرساختهای حیاتی خود محافظت کنند.
اروپا نیز هنوز سالها با ایجاد یک شبکه دفاع موشکی قابل اتکا در برابر حملات احتمالی روسیه یا ایران فاصله دارد.
یک مشکل جهانی، نه فقط آمریکایی
اهمیت این مسئله فراتر از جنگ ایران است. متحدان آمریکا در اروپا و آسیا اکنون میبینند که یک جنگ نسبتاً کوتاه با یک قدرت منطقهای، بخش قابلتوجهی از ذخایر تسلیحات مورد نیاز آمریکا برای دفاع موشکی را مصرف کرده است.
این کشورها همچنین شاهد بودند که آمریکا وارد جنگی شد که نتوانست آن را تا رسیدن به اهداف موردنظر ادامه دهد و در نهایت، زمانی که هزینهها افزایش یافت، متوقف شد.
به همین دلیل، متحدان واشنگتن ممکن است بیش از گذشته درباره توان تسلیحاتی، ظرفیت تولید، آمادگی نظامی و اراده سیاسی آمریکا برای جنگی طولانی و چندجبههای سؤال کنند.
در همین حال، آمریکا و متحدانش تلاش میکنند با سرمایهگذاری سنگین این شکاف را کاهش دهند. پنتاگون ماه گذشته قراردادی ۵۹ میلیارد دلاری با لاکهید مارتین را علنی کرد که هدف آن سهبرابرکردن تولید PAC-3 تا پایان سال ۲۰۳۰ است.
اما این افزایش ظرفیت، راهحلی فوری نیست.
مسئلهای که جنگ ایران آشکار کرد
والاستریتژورنال تاکید میکند که جنگ ایران فقط درباره توان نظامی تهران یا نتیجه یک درگیری منطقهای نیست. این جنگ محدودیتهای ساختاری قدرت سخت آمریکا را نیز آشکار کرده است.
واشنگتن هنوز از نظر اقتصادی، فناوری و نظامی قدرتی بسیار بزرگتر از رقبای خود دارد؛ اما توانایی تبدیل این قدرت بالقوه به حجم کافی از مهمات و رهگیرهای مورد نیاز یک جنگ مدرن، مسئلهای متفاوت است.
اگر تولید موشکهای تهاجمی در روسیه، چین، ایران و کرهشمالی با سرعت بیشتری از تولید رهگیرهای غرب افزایش یابد، آمریکا و متحدانش با یک مشکل اساسی روبهرو خواهند شد: ممکن است توانایی آغاز یک جنگ را داشته باشند، اما ذخایر کافی برای دفاع و ادامه آن در چند جبهه را نداشته باشند.
از این منظر، جنگ ایران برای واشنگتن فقط یک بحران منطقهای نبود؛ بلکه آزمونی بود که نشان داد قدرت نظامی آمریکا، هرچقدر هم بزرگ باشد، با محدودیتهای واقعی در ذخایر، تولید و زمان بازسازی تسلیحات روبهروست.
در همین حال، بخشی از تجهیزات حیاتی آمریکا از آسیا به خاورمیانه منتقل شدهاند؛ از سامانههای دفاع موشکی گرفته تا تنها ناو هواپیمابر باقیمانده آمریکا در اقیانوس آرام. این جابهجاییها در اروپا و آسیا این پرسش را تقویت کرده که اگر روسیه یا چین بحران تازهای ایجاد کنند، واشنگتن چه میزان توان و تجهیزات برای پاسخگویی در اختیار خواهد داشت.
اروپا؛ تردید درباره چتر امنیتی آمریکا
در اروپا، نگرانیها جدیتر است. مقامهای اروپایی در اظهارات رسمی همچنان بر اهمیت ناتو تأکید میکنند، اما در محافل خصوصی بیش از گذشته درباره اینکه آمریکا در صورت حمله روسیه واقعاً به کمک اروپا خواهد آمد یا نه، تردید دارند.
این نگرانی فقط به سیاست ترامپ مربوط نیست. برخی مقامهای اروپایی هشدار میدهند که احساس ضعف در آمریکا و غرب میتواند روسیه و دیگر قدرتهای اقتدارگرا را به آزمودن مرزهای غرب تشویق کند.
کاخ سفید اما ادعای کمبود تسلیحات را رد کرده و تأکید دارد آمریکا همچنان قدرتمندترین نیروی نظامی جهان است و هرآنچه برای اجرای تصمیم رئیسجمهور لازم باشد، در اختیار دارد.
با این حال، محاسبات مستقل تصویر متفاوتی ارائه میکنند.
ذخایر موشکی آمریکا؛ نگرانی اصلی
بر اساس برآورد مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی، آمریکا در جریان جنگهای اخیر حدود نیمی از ذخایر پیش از جنگ رهگیرهای موشکی خود، از جمله پاتریوت و تاد، را مصرف کرده است. همچنین حدود یکسوم موشکهای دوربرد تاماهاوک و JASSM از ذخایر آمریکا خارج شدهاند.
این مسئله فقط به جنگ ایران مربوط نمیشود. مطالعهای از شورای روابط خارجی هشدار داده که زرادخانه آمریکا به حدی کاهش یافته که ممکن است توان بازدارندگی لازم در برابر حمله احتمالی چین به تایوان را نداشته باشد.
توصیه این مطالعه روشن است: آمریکا باید تولید موشکهای دقیق را فوراً به سطح تولید جنگی برساند؛ زیرا افزایش تولید پس از آغاز جنگ دیگر دیر خواهد بود.
با این حال، برخی کارشناسان معتقدند نباید تواناییهای آمریکا را دستکم گرفت. واشنگتن همچنان از برتری مالی، فناوری، صنعتی و جمعیتی برخوردار است و میتواند در صورت نیاز ظرفیت تولید دفاعی خود را افزایش دهد.
اما حتی اگر این ارزیابی خوشبینانه درست باشد، مشکل اصلی زمان است؛ بازسازی ذخایر موشکی و رهگیرهای مصرفشده ممکن است سالها طول بکشد.
پاشنه آشیل غرب
یکی از مهمترین نگرانیها، کمبود رهگیرهای موشکهای بالستیک، بهویژه PAC-3 MSE است. برآورد CSIS نشان میدهد آمریکا اکنون حدود ۸۰۰ موشک پاتریوت در اختیار دارد.
در مقابل، افزایش تولید غرب بسیار کندتر از رشد تولید موشکی کشورهای رقیب بوده است. لاکهید مارتین سال گذشته ۶۲۰ رهگیر PAC-3 MSE تحویل داد؛ رقمی که بیش از ۲۰ درصد بیشتر از سال قبل بود، اما همچنان برای جبران مصرف سریع کافی نیست.
در سوی دیگر، روسیه از سال ۲۰۲۲ تولید موشکی خود را بهشدت افزایش داده است. بر اساس برآوردهای اطلاعاتی، روسیه اکنون ماهانه بیش از ۱۰۰ موشک بالستیک و تعداد مشابهی موشک کروز تولید میکند.
مشکل بزرگتر این است که برای سرنگونی یک موشک بالستیک ممکن است به دو یا حتی سه رهگیر نیاز باشد. بنابراین حتی افزایش تولید موشکهای دفاعی هم الزاماً به معنای ایجاد پوشش دفاعی کافی نیست.
چرا موشکهای بالستیک مهمتر شدهاند؟
به نوشته والاستریت ژورنال، موشکهای بالستیک بهدلیل پیشرفت فناوری به ابزار مهمی برای فشار ژئوپلیتیک تبدیل شدهاند.
در گذشته، موشکهای بالستیک گران و نسبتاً کمدقت بودند و عمدتاً در سناریوهای هستهای معنا پیدا میکردند. اما فناوری جدید باعث شده حتی کشورهای میانی مانند ایران نیز بتوانند موشکهای بالستیک دقیق تولید کنند.
جنگ اخیر این تحول را بهطور ملموس نشان داد. موشکهای ایران توانستند به پایگاههای نظامی آمریکا در خلیج فارس و اردن و همچنین زیرساختهای انرژی و صنعتی در کشورهای خلیج فارس و اسرائیل خسارت وارد کنند.
در چنین شرایطی، دفاع در برابر موشکها بسیار دشوارتر از تولید خود موشکهاست.
رهگیرهای پیشرفته از پیچیدهترین و گرانترین تجهیزات نظامی جهان هستند و تنها تعداد محدودی شرکت در جهان توانایی تولید آنها را دارند. این مسئله با جنگ پهپادی تفاوت زیادی دارد؛ جایی که هم پهپادها و هم بسیاری از سامانههای مقابله با آنها ارزانتر و سادهتر هستند.
شکاف تولیدی میان غرب و رقبایش
از نگاه این تحلیل، یکی از ریشههای مشکل آن است که روسیه، ایران، چین و کرهشمالی بخشهایی از صنایع دفاعی خود را عملاً در وضعیت جنگی قرار داده و تولید تسلیحات را با سرعت افزایش دادهاند.
اما کشورهای غربی همچنان تا حد زیادی با منطق اقتصادی دوران صلح فعالیت میکنند؛ جایی که سود شرکتها و منافع سهامداران میتواند بر نیازهای امنیت ملی غلبه کند.
این شکاف در اوکراین نیز دیده میشود. کییف بهشدت به سامانههای پاتریوت نیاز دارد، اما ترامپ درخواستهای مکرر اوکراین برای دریافت سامانههای بیشتر را رد کرده است. نتیجه این وضعیت میتواند افزایش توان روسیه برای استفاده از حملات موشکی علیه زیرساختهای انرژی اوکراین در زمستان آینده باشد.
در خلیج فارس نیز کشورهای عربی نسبت به آغاز دوباره یک جنگ تمامعیار آمریکا با ایران محتاط هستند؛ زیرا خودشان ذخایر محدودی از رهگیرها دارند و در برابر موج تازه حملات موشکی ممکن است نتوانند از زیرساختهای حیاتی خود محافظت کنند.
اروپا نیز هنوز سالها با ایجاد یک شبکه دفاع موشکی قابل اتکا در برابر حملات احتمالی روسیه یا ایران فاصله دارد.
یک مشکل جهانی، نه فقط آمریکایی
اهمیت این مسئله فراتر از جنگ ایران است. متحدان آمریکا در اروپا و آسیا اکنون میبینند که یک جنگ نسبتاً کوتاه با یک قدرت منطقهای، بخش قابلتوجهی از ذخایر تسلیحات مورد نیاز آمریکا برای دفاع موشکی را مصرف کرده است.
این کشورها همچنین شاهد بودند که آمریکا وارد جنگی شد که نتوانست آن را تا رسیدن به اهداف موردنظر ادامه دهد و در نهایت، زمانی که هزینهها افزایش یافت، متوقف شد.
به همین دلیل، متحدان واشنگتن ممکن است بیش از گذشته درباره توان تسلیحاتی، ظرفیت تولید، آمادگی نظامی و اراده سیاسی آمریکا برای جنگی طولانی و چندجبههای سؤال کنند.
در همین حال، آمریکا و متحدانش تلاش میکنند با سرمایهگذاری سنگین این شکاف را کاهش دهند. پنتاگون ماه گذشته قراردادی ۵۹ میلیارد دلاری با لاکهید مارتین را علنی کرد که هدف آن سهبرابرکردن تولید PAC-3 تا پایان سال ۲۰۳۰ است.
اما این افزایش ظرفیت، راهحلی فوری نیست.
مسئلهای که جنگ ایران آشکار کرد
والاستریتژورنال تاکید میکند که جنگ ایران فقط درباره توان نظامی تهران یا نتیجه یک درگیری منطقهای نیست. این جنگ محدودیتهای ساختاری قدرت سخت آمریکا را نیز آشکار کرده است.
واشنگتن هنوز از نظر اقتصادی، فناوری و نظامی قدرتی بسیار بزرگتر از رقبای خود دارد؛ اما توانایی تبدیل این قدرت بالقوه به حجم کافی از مهمات و رهگیرهای مورد نیاز یک جنگ مدرن، مسئلهای متفاوت است.
اگر تولید موشکهای تهاجمی در روسیه، چین، ایران و کرهشمالی با سرعت بیشتری از تولید رهگیرهای غرب افزایش یابد، آمریکا و متحدانش با یک مشکل اساسی روبهرو خواهند شد: ممکن است توانایی آغاز یک جنگ را داشته باشند، اما ذخایر کافی برای دفاع و ادامه آن در چند جبهه را نداشته باشند.
از این منظر، جنگ ایران برای واشنگتن فقط یک بحران منطقهای نبود؛ بلکه آزمونی بود که نشان داد قدرت نظامی آمریکا، هرچقدر هم بزرگ باشد، با محدودیتهای واقعی در ذخایر، تولید و زمان بازسازی تسلیحات روبهروست.