ساکنان کییف دوباره شبها به ایستگاههای شلوغ مترو و پارکینگهای زیرزمینی پناه میبرند. روسیه حملات خود با موشکهای بالستیک و هایپرسونیک را افزایش داده و اوکراین، که پیشتر با سامانههای پاتریوت بخش بزرگی از این حملات را خنثی میکرد، حالا با کمبود شدید موشکهای رهگیر روبهروست؛ وضعیتی که در ادبیات نظامی به آن «Going Winchester» یا تمامشدن مهمات گفته میشود.
اکونومیستمیگوید بحران اوکراین تنها مشکل این کشور نیست؛ بلکه نشانهای از کمبود رهگیرهای پدافندی در سراسر غرب است. آمریکا نیز ذخایر خود را بهشدت مصرف کرده و همین مسئله یکی از عواملی است که توان واشنگتن برای ورود به جنگهای جدید را محدود میکند. متحدان آمریکا هم نگراناند؛ سوئیس انتظار دارد تحویل پاتریوتهایش تا هفت سال عقب بیفتد و تایوان نیز درباره تأخیر در دریافت موشکهای سفارشدادهشده هشدار داده است.
ریشه فوری بحران به جنگ آمریکا و متحدانش با ایران بازمیگردد. بر اساس برآورد مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی (CSIS)، پنتاگون نزدیک به دو سوم ذخایر پیش از جنگ موشکهای پاتریوت خود را شلیک کرده و بخش قابلتوجهی از دیگر رهگیرها نیز مصرف شدهاند.
اما مشکل تازه نیست. صنایع دفاعی آمریکا و اروپا هنوز با ظرفیتهای دوران صلح فعالیت میکنند، در حالی که تعداد موشکها و پهپادهای تهاجمی در جهان بهشدت افزایش یافته است. از سوی دیگر، ارتشها معمولاً برای خرید سامانههای پیچیده و گرانقیمت هزینه بیشتری میکنند تا مهماتی که برای استفاده از آنها لازم است.
هر موشک پاترویت چند؟
این مسئله در مورد پاتریوت بسیار جدی است. هر فروند PAC-3 MSE حدود ۴ تا ۵ میلیون دلار قیمت دارد، در حالی که موشکهای بالستیک و بهویژه پهپادهای ارزانقیمت میتوانند با هزینهای بسیار کمتر تولید شوند. مدافعان نیز برای افزایش احتمال انهدام یک هدف، گاهی دو رهگیر برای یک موشک شلیک میکنند. بنابراین ممکن است یک طرف در تمام درگیریهای تاکتیکی پیروز شود، اما از نظر اقتصادی در جنگ شکست بخورد.
اوکراین برای مقابله با این مشکل، دفاع هوایی چندلایه ایجاد کرده است. پهپادهای روسی تا حد زیادی با سامانههای ارزانتر مقابله میشوند و سامانههای اروپایی میتوانند بسیاری از موشکهای کروز را هدف قرار دهند. اما برای موشکهایی مانند اسکندر-ام و کینژال، پاتریوت همچنان مهمترین گزینه است.
نتیجه کاهش ذخایر کاملاً محسوس شده است. اوکراین در ماه مارس مدعی رهگیری حدود ۷۰ درصد موشکهای بالستیک بود؛ این رقم در ژوئیه به حدود ۲۰ درصد رسید. در یکی از شبهای ماه اوت نیز هیچ موشک بالستیکی رهگیری نشد. روسیه نیز با مشاهده کاهش توان دفاعی اوکراین، تولید موشکهای خود را افزایش داده است.
کییف اکنون دستکم ۳۰۰ موشک رهگیر پاتریوت درخواست کرده، اما کشورهایی مانند آلمان، یونان، لهستان و اسپانیا که هنوز ذخایر قابلقبولی دارند، تمایل چندانی به واگذاری آنها ندارند.
تولید موشک پاترویت روی دور تند!
راهحل دیگر افزایش تولید است. سازندگان قصد دارند تولید PAC-3 را از حدود ۶۰۰ فروند در سال به نزدیک ۲ هزار فروند در اوایل دهه ۲۰۳۰ برسانند. ژاپن نیز تحت لیسانس تولید میکند و شرکت اروپایی MBDA قرار است تولید مدلهای قدیمیتر PAC-2 را در آلمان آغاز کند. اوکراین و شرکتهای اروپایی نیز روی رهگیرهای ارزانتر کار میکنند، اما هیچکدام هنوز نمیتوانند در کوتاهمدت جایگزین پاتریوت شوند.
بحران فقط به دفاع محدود نمیشود. یک راه منطقی برای کاهش نیاز به رهگیر، حمله به محل شلیک موشکها پیش از پرتاب آنها است. اما آمریکا در تسلیحات تهاجمی دوربرد نیز با کاهش ذخایر روبهروست. CSIS برآورد میکند واشنگتن حدود یکسوم ذخیره موشکهای کروز تاماهاوک خود را مصرف کرده است.
تهدید آمریکا از چین
این مسئله در صورت جنگ احتمالی با چین بسیار جدیتر خواهد شد. موشکهای چینی میتوانند پایگاههای آمریکا در فاصلهای بسیار دور و حتی کشتیهای جنگی در اقیانوس آرام را هدف قرار دهند. بنیاد هریتیج برآورد میکند آمریکا برای مقابله با چین به بیش از ۱۹ هزار موشک رهگیر پاتریوت نیاز خواهد داشت؛ بیش از ۲۰ برابر برآورد ذخایر فعلی.
حمله به پایگاههای موشکی چین نیز خطرناک است، زیرا این نیروها علاوه بر موشکهای متعارف، مسئول موشکهای هستهای زمینی چین هستند و حمله به آنها میتواند بهعنوان تلاش برای نابودی توان هستهای پکن تعبیر شود.
به همین دلیل، ارتش آمریکا به سمت راهبردهایی مانند پراکندهسازی نیروها، استتار، سختسازی پایگاهها و بازسازی سریع اهداف پس از حمله حرکت میکند.
پیام اوکراین برای غرب روشن است: در جنگهای آینده، مسئله فقط داشتن پیشرفتهترین سامانه پدافندی نیست؛ مسئله این است که آیا برای روزهای طولانی جنگ، به اندازه کافی موشک برای شلیککردن وجود دارد یا نه.