خاویر بلاس در این مقاله که در بلومبرگ منتشر شد، نوشت: در سال‌های گذشته، کشورهایی را از نزدیک دیده‌ام که زیر فشار اقتصادی آمریکا عملا ورشکسته شدند؛ عراق، ونزوئلا و کوبا.

آنچه در بغداد، کاراکاس و هاوانا مشاهده کردم، شباهت چشمگیری به یکدیگر داشت. با وجود افت شدید ارزش پول ملی، جهش تورم و گسترش بیکاری، تحریم‌های اقتصادی آمریکا به‌تنهایی نتوانست تغییرات سیاسی را تحمیل کند.

دونالد ترامپ روی این قمار حساب باز کرده که بتواند اقتصاد ایران را بشکند و در نتیجه، امتیازهای سیاسی مورد نظرش را به‌دست آورد؛ آن هم در کوتاه‌ترین زمان ممکن.

با این همه، شواهد تاریخی نشان می‌دهد که ارزیابی او احتمالا نادرست است. جمهوری اسلامی ایران پیش‌تر بارها تاب‌آوری بالای خود را در برابر فشارهای مالی اثبات کرده و اکنون نیز آستانه تحمل آن احتمالا افزایش یافته است.

ترامپ و متحدش، بنیامین نتانیاهو نخست‌وزیر اسرائیل برای پایان دادن به جنگی که بدون راهبردی روشن آغاز کرده‌اند با کمبود گزینه روبه‌رو هستند. اما گزینه‌ دیگر چه می‌تواند باشد؟

بلاس می‌گوید ترامپ چند راه پیش رو دارد:

  • پذیرش شکست و قبول شروط ایران
  • تشدید بمباران‌ها با این امید که نتیجه‌ای معجزه‌آسا به بار آورد
  • یا اعزام نیروی زمینی و ورود به همان جنگ خاورمیانه‌ای که وعده‌ دوری از آن را داده بود.

با این حال، از نگاه هر ناظر بی‌طرفی در کاخ سفید، اعمال فشار مالی بر ایران دست‌کم ارزش آزمودن را دارد. هرچند بهتر بود این جنگ هرگز آغاز نمی‌شد یا دست‌کم برنامه‌ریزی سنجیده‌تری برای آن صورت می‌گرفت، اما واقعیت کنونی همین وضعیتی است که در آن قرار داریم.

آیا ایجاد تنگنای مالی نتیجه‌بخش خواهد بود؟

این تحلیلگر حوزه انرژی چندان مطمئن نیست و می‌نویسد: شاید! بی‌تردید شدت فشار اقتصادی کنونی بر ایران بی‌سابقه است. هرچند ایالات متحده از زمان انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ تهران را تحریم کرده، اما هرگز تا این حد مانع از فروش کامل نفت این کشور نشده و چنین بمباران سنگینی را -در بازه زمانی اواخر فوریه تا اوایل آوریل- انجام نداده بود.

در این میان، ترامپ نیازی به فروپاشی کامل ندارد؛ او تنها به اهرم فشاری کافی پای میز مذاکره نیاز دارد تا ایران را تا حدی زیر فشار بگذارد که تهران برای پایان‌دادن به درگیری، از برخی خواسته‌های خود عقب‌نشینی کند.

خاویر بلاس: برای نتیجه‌ دادن این راهبرد، ترامپ باید بیشتر از ایران دوام بیاورد و نفت در مرکز این معادله قرار دارد.

اگر کاخ سفید بتواند قیمت نفت خام را حدود زیر ۱۰۰ دلار برای هر بشکه نگه دارد، شانس موفقیت دارد. در حال حاضر، شاخص نفت خام وست تگزاس اینترمدییت -معیار قیمت نفت آمریکا- حدود ۸۵ دلار برای هر بشکه معامله می‌شود.

تداوم این وضعیت مستلزم عبور حجم کافی نفت از تنگه هرمز است و چین نیز باید با نگه داشتن واردات نفتی خود در سطحی بسیار کمتر از دوران پیش از جنگ، در این مسیر همکاری کند. تا این مقطع از ماه اوت، هر دو متغیر به سود ترامپ رقم خورده‌اند، با این حال هیچ تضمینی برای پایداری این شرایط وجود ندارد.

بی‌تردید ایران آسیب دیده، اما آیا آن‌طور که ترامپ می‌گوید «ورشکسته» شده است؟

بلاس مدعی‌ست که شرایط موجود چنین حسی را القا می‌کند.

اقتصاد کشور در آستانه تجربه شدیدترین رکود سالانه پس از دوران بحرانی جنگ ایران و عراق در اواسط دهه ۱۹۸۰ میلادی قرار دارد. نرخ تورم نیز با عبور از مرز ۵۰ درصد، به بالاترین رقم سالانه از زمان آغاز ثبت داده‌های آماری در نزدیک به ۷۰ سال گذشته رسیده است.

تحریم‌های آمریکا با به صفر رساندن صادرات نفت و کاهش شدید منابع مالی دولت برای پرداخت حقوق، فقر را در کشور گسترش داده است؛ وضعیتی که تهران را ناچار به چاپ پول و در نتیجه تشدید بحران تورم کرده است.

تحریم‌ها پشتوانه ایران شدند؟

با این حال، تحریم‌ها برخلاف ادعای ترامپ دیواری فولادی نیستند و موقعیت جغرافیایی ایران کماکان پشتوانه‌ای قوی برای جمهوری اسلامی ایران به شمار می‌آید.

ایران با بیش از ۵۵۰۰ کیلومتر گستردگی - مسافتی حتی فراتر از فاصله نیویورک تا لس‌آنجلس - با هفت کشور پاکستان، افغانستان، ترکمنستان، آذربایجان، ارمنستان، ترکیه و عراق هم‌مرز است؛ گستره‌ای وسیع و نفوذپذیر که انسداد کامل آن غیرممکن خواهد بود.

گذشته از توسعه خطوط ریلی، ایران در دریای خزر با روسیه و قزاقستان نیز مرز آبی دارد و مسکو پیش‌تر با استفاده از همین مسیر به پایداری تهران کمک کرده است.

واشنگتن قصد دارد فشار اقتصادی بیشتری اعمال کند. امارات پیش‌تر پیوندهای اقتصادی و مالی خود را قطع کرده و ایران را از یکی از مسیرهای مهم استفاده از درآمدهای نفتی محروم ساخته و عراق هم احتمالا همین مسیر را دنبال خواهد کرد.

بلاس در نهایت ادعا می‌کند که ایران کشوری پهناور با جمعیتی نزدیک به ۹۰ میلیون نفر است؛ مردمی که دهه‌ها دشواری را تاب آورده‌اند. به نسبت جمعیت، این کشور اکنون از ۴ دهه پیش فقیرتر است. بزرگ‌ترین امید ترامپ این است که فشارهای اقتصادی، در تهران این هراس را ایجاد کند که ناآرامی‌های اجتماعی بار دیگر به نقطه‌ جوش نزدیک می‌شوند؛ با این حال، امیدواری به‌ندرت می‌تواند جایگزین یک راهبرد واقعی شود.

شما فکر می‌کنید فشار اقتصادی ترامپ بر ایران به نتیجه می‌رسد؟