هفته‌هاست میان ایران و آمریکا نه پیشرفت دیپلماتیکی دیده می‌شود و نه جنگی تمام‌عیار در جریان است. دو طرف در وضعیتی میانه و ناپایدار قرار گرفته‌اند؛ هرکدام تصور می‌کند می‌تواند فشار بیشتری را نسبت به طرف مقابل تحمل کند. اما این بن‌بست می‌تواند در نهایت یا به بازگشت درگیری‌ها منجر شود یا به یک بن‌بست سخت و طولانی‌مدت تبدیل شود.

این را نیویورک‌تایمز می‌نویسد و در ادامه می‌گوید: در مرکز این وضعیت، محاسباتی قرار دارد که ممکن است به خطای محاسباتی تبدیل شود. تحلیلگران می‌گویند مقام‌های ایرانی تصور می‌کنند با تحمل فشار اقتصادی آمریکا و حفظ کنترل بر تنگه هرمز، دستاورد بیشتری نسبت به پذیرش امتیازات بزرگ در یک توافق خواهند داشت. در مقابل، آمریکا روی این حساب کرده که تشدید فشار اقتصادی علیه ایران، کاری را انجام دهد که حملات نظامی نتوانسته‌اند انجام دهند.

با این حال، تاکنون هیچ‌کدام به هدف خود نرسیده‌اند.

دو ماه پیش، دو کشور با برقراری آتش‌بس قرار بود طی ۶۰ روز به سمت توافقی گسترده‌تر حرکت کنند؛ توافقی که برنامه هسته‌ای ایران و لغو تحریم‌های آمریکا را شامل می‌شد. اما این مهلت این هفته به پایان رسید و دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، روز سه‌شنبه اعلام کرد که هیچ مذاکره یا گفت‌وگویی در جریان نیست و برنامه‌ای هم برای آن وجود ندارد.

نیکول گراجوسکی، استاد مرکز مطالعات بین‌المللی در دانشگاه ساینس‌پو پاریس، وضعیت کنونی را نوعی «بلاتکلیفی دائمی» توصیف می‌کند؛ شرایطی که در ماه‌های اخیر تغییر اساسی نکرده، جز اینکه موضع ایران سخت‌تر شده و تلاش‌های آمریکا برای یافتن راه خروج تاکنون نتیجه نداده است.

تنگه هرمز؛ برگ برنده تهران

ایران در ماه جاری فهرستی از شروط خود برای بازگشایی تنگه هرمز ارائه کرد؛ مسیری حیاتی که بخش بزرگی از نفت جهان از آن عبور می‌کند.

این شروط شامل لغو تحریم‌ها، آزادسازی دارایی‌های مسدودشده و پرداخت غرامت جنگی بود. برخی از این موارد پیش‌تر نیز در قالب تفاهم احتمالی میان دو طرف مطرح شده بودند؛ تفاهمی که در ماه ژوئن شکل گرفت اما خیلی زود از هم پاشید.

هم‌زمان، تهران با عمان درباره آینده مدیریت تنگه مذاکره کرده است. اما شروط ایران نشان می‌دهد حتی در صورت دستیابی به توافق، نیروهای ایرانی ممکن است همچنان امکان تهدید یا حمله به کشتی‌های عبوری را حفظ کنند. در روزهای اخیر دست‌کم دو کشتی در تنگه مورد حمله قرار گرفته‌اند.

مهرزاد بروجردی رئیس دانشکده هنر، علوم و آموزش دانشگاه علوم و فناوری میزوری می‌گوید: تهران پس از پشت سر گذاشتن شوک اولیه جنگ، اکنون مصمم است قدرت خود را به نمایش بگذارد. به گفته او، استفاده ایران از تنگه هرمز به‌عنوان اهرم فشار و مواضع سخت در مذاکرات با آمریکا و عمان باید در همین چارچوب دیده شود.

ترامپ؛ بین تهدید و مذاکره

مواضع ترامپ طی ماه‌های گذشته بین تهدید به نابودی و وعده نزدیک بودن یک توافق دیپلماتیک در نوسان بوده است.

اگر هدف این رویکرد ترساندن مقام‌های ایرانی برای پذیرش امتیاز بوده، به نظر می‌رسد نتیجه معکوس داشته است. مقام‌های ایران ظاهراً به این نتیجه رسیده‌اند که ترامپ حاضر نیست جنگی را که می‌تواند قیمت نفت را بالا ببرد و در میان افکار عمومی آمریکا محبوب نیست، دوباره به‌طور کامل آغاز کند؛ آن هم در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای.

الکس واتانکا، پژوهشگر ارشد مؤسسه خاورمیانه، می‌گوید ایران احتمالاً تصور می‌کند آمریکا در نهایت از یک رویارویی پر‌هزینه و نامحدود خسته خواهد شد.

در مقابل، واشنگتن تمرکز خود را روی فشار اقتصادی گذاشته است. جرد کوشنر، داماد و فرستاده ترامپ، اخیراً گفت مقام‌های ایرانی علاقه‌ای به انجام کاری که از نظر آمریکا منطقی باشد نشان نمی‌دهند. او در پاسخ به پرسشی درباره وضعیت مذاکرات، به محاصره دریایی آمریکا اشاره کرد که هدف آن تشدید فشار بر اقتصاد ایران است.

ترامپ نیز گفته این محاصره همچنان به‌طور کامل برقرار است، هرچند مقام‌های دریایی از حملات اخیر به کشتی‌ها خبر داده‌اند.

اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، نیز گفته است واشنگتن قصد دارد اقداماتی را علیه ایران اجرا کند که به گفته او در تاریخ فشار اقتصادی علیه یک کشور بی‌سابقه خواهد بود.

هزینه این بن‌بست را چه کسی می‌دهد؟

حکومت ایران پیش‌تر نیز فشارهای اقتصادی بین‌المللی را پشت سر گذاشته است. با این حال، در سال ۲۰۱۵، پس از افزایش تحریم‌ها در دوره باراک اوباما، تهران در برنامه هسته‌ای خود امتیازاتی داد.

اما این بار، با توجه به مواضع فعلی تهران، هزینه فوری تحریم‌ها احتمالاً بیش از همه بر دوش مردم ایران خواهد بود؛ مردمی که همین حالا نیز با تورم بسیار بالا و دشواری تأمین کالاهای اساسی روبه‌رو هستند.

از سوی دیگر، رهبر ایران، آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای سمت‌های کلیدی نظامی منصوب کرده؛ اقدامی که نشان می‌دهد تهران قصد دارد کشور را در وضعیت آماده‌باش جنگی نگه دارد.

به گفته واتانکا، در صورت آغاز دوباره جنگ، احتمال کشیده‌شدن درگیری به زیرساخت‌های انرژی منطقه، پایگاه‌های آمریکا در خاورمیانه و کشتیرانی تجاری وجود دارد.

بن‌بستی که سخت‌تر می‌شود

فعلاً به نظر می‌رسد ادامه همین وضعیت، یعنی نه جنگ و نه مذاکره جدی، محتمل‌ترین سناریو باشد؛ در حالی که مسائل اصلی همچنان حل‌نشده باقی مانده‌اند: برنامه هسته‌ای ایران و آینده تنگه هرمز.

گراجوسکی هشدار می‌دهد هرچه این بلاتکلیفی طولانی‌تر شود، مواضع دو طرف بیشتر تثبیت خواهد شد و پیدا کردن راه خروج دشوارتر می‌شود؛ زیرا هر توافقی ممکن است از سوی یکی از طرفین به‌عنوان عقب‌نشینی و امتیازدهی تعبیر شود.

در نهایت، سؤال اصلی همچنان پابرجاست: ایران حاضر است فشار اقتصادی بیشتری را تحمل کند یا آمریکا از هزینه‌های ادامه این رویارویی خسته خواهد شد؟