به گزارش زومان، برای بسیاری از چینی‌هایی که با مشکلات سلامت روان دست‌وپنجه نرم می‌کنند، درمان هنوز به کالایی لوکس شبیه است. طبق گزارش اکونومیست شکاف میان تقاضا و دسترسی در کشوری که دگرگونی‌های عمیق اقتصادی و اجتماعی را پشت سر گذاشته، هر روز آشکارتر می‌شود و نظام درمانی پراکنده و نابرابر مانده است. در همین فضا، بخش نوپای روان‌درمانی رشد کرده، اما نظارت کافی ندارد و هزینه‌هایش برای بسیاری سنگین است.

در جامعه رقابتی چین، بخش زیادی از مردم با مشکلات سلامت روان دست‌به‌گریبان‌اند و نتایج یک پژوهش تازه از جهش چشمگیر این معضل طی سه دهه گذشته حکایت دارد. بر اساس مطالعه‌ای که در نشریه پزشکی بریتانیایی «لنست» (Lancet) به چاپ رسیده، شمار مبتلایان به اختلالات روانی در سال ۲۰۲۳ به ۱۹۱ میلیون مورد رسیده است که تقریبا معادل یک نفر از هر هفت شهروند چینی به‌شمار می‌رود. این رقم در مقایسه با سال ۱۹۹۰ افزایشی ۴۶ درصدی را نشان می‌دهد. با توجه به اینکه ارقام مذکور بر پایه مدل‌سازی و داده‌ها و تشخیص‌های گاه محدود استخراج شده‌اند، احتمالا این آمار کمتر از واقعیت موجود است. در این بین، اضطراب و افسردگی بیشترین میزان شیوع را دارند و اختلالات خوردن نیز سریع‌ترین رشد را ثبت کرده‌اند.

آمار مربوط به میزان شیوع انواع اختلالات روانی در چین بر اساس مطالعه منتشر شده در مجله The Lancet Regional Health.

با وجود ریشه‌دار بودن انگ اجتماعی و بی‌میلی به پذیرفتن بیماری روانی، درخواست برای کمک رو به افزایش گذاشته است. لی ژانگ، از دانشگاه کالیفرنیا در دیویس و نویسنده‌ کتابی درباره‌ی اضطراب و روان‌درمانی در چین، می‌گوید همه‌گیری نقطه‌ عطفی بود. او می‌گوید قرنطینه‌ها به افزایش افسردگی و اضطراب انجامید و مردم نسبت به رنج دیگران همدل‌تر شدند و پذیرش بیشتری نسبت به مشکلات خود پیدا کردند.

وقتی مشاوره از کاناپه به صفحه نمایش رفت

در دوران همه‌گیری، بسیاری از چینی‌ها برای نخستین بار به‌دنبال مشاوره رفتند. وقتی امکان خروج از خانه نبود و کاناپه‌ی درمانگر هم در دسترس قرار نداشت، مراجعه‌ی حضوری جای خود را به صفحه‌ی نمایش داد. خدمات خودیاری و روان‌شناختی به‌سرعت در فضای آنلاین گسترش یافته‌اند و ده‌ها میلیون نفر از برنامه‌هایی استفاده می‌کنند که جلسه‌های مشاوره و دوره‌های دیگر می‌فروشند. منابع رایگان هم مورد استفاده قرار گرفته‌اند؛ خط‌های تلفنی تازه‌ی دولت برای پشتیبانی روانی در سال ۲۰۲۵ بیش از ۷۰۰ هزار تماس دریافت کردند و در نیمه‌ی نخست امسال نیز این رقم به ۹۰۰ هزار تماس رسید.

پژوهش دیگری در لنست در سال ۲۰۲۱ نشان داد از میان ۱٬۰۰۷ چینیِ مبتلا به اختلال افسردگی که مورد بررسی قرار گرفتند، فقط ۹٫۵ درصد درمان دریافت کردند و تنها ۰٫۵ درصد درمان مناسب گرفتند. دولت چین اکنون می‌خواهد تا سال ۲۰۳۰ یک نظام سراسری برای حمایت روان‌شناختی و مداخله در بحران ایجاد کند تا دسترسی به درمان‌های دارویی و روان‌درمانی بیشتر شود.این برنامه‌ها شامل اتاق‌های مشاوره در همه مدارس، خدمات روان‌پزشکی در دست‌کم یک بیمارستان در هر شهرستان، و افزایش شمار متخصصان سلامت روان است.

حملات خیابانی، زنگ خطر اجتماعی را به صدا درآورد

نگرانی از بی‌ثباتی اجتماعی نیز بخشی از فوریت رسمی را توضیح می‌دهد. در ماه ژوئن، یک خلبان غیرنظامی با هواپیمای خود به مرتفع‌ترین برج پکن برخورد کرد و جان خود را گرفت؛ رخدادی نادر که به‌عنوان رخنه‌ای امنیتی در پایتخت ثبت شد. مقام‌های تحقیقاتی می‌گویند او از اضطراب و افکار خودکشی رنج می‌برد. در سال ۲۰۲۴ هم موجی از حملات خشونت‌آمیز، از جمله زیر گرفتن مردم با خودرو و چاقوکشی علیه شهروندان، نگرانی رسمی درباره‌ی سلامت روان را تشدید کرد. کارشناسان این حملات را نوعی انتقام از جامعه توصیف کردند که توسط مردانی انجام شده بود که از وضعیت مالی خود یا آنچه بی‌عدالتی در حق خود می‌دانستند، خشمگین بودند. حزب کمونیست، با علاقه‌ی همیشگی‌اش به فهرست‌ها و شعارها، نظارت بر افراد موسوم به «چهار فقدان و پنج زیان» را تشدید کرد؛ یعنی کسانی که همسر، فرزند، شغل یا دارایی ندارند، یا از شکست‌های سرمایه‌گذاری، ناکامی‌های زندگی، تعارض در روابط، آشفتگی عاطفی یا اختلالات روانی رنج می‌برند.

به گزارش اکونومیست، نرخ بسیار پایین تشخیص و درمان اختلالات روانی در چین احتمالا سرانجام رو به بهبود است. یوان چنگ‌می، از مرکز سلامت روان شانگهای (SMHC) که از برترین بیمارستان‌های این حوزه به شمار می‌رود، به افزایش آگاهی عمومی و شناسایی بهتر موارد خفیف‌ترِ ناراحتی‌های روانی اشاره می‌کند. به گفته او، حتی این مرکز نیز با وجود تمرکز بالاتر نیروهای متخصص نسبت به سایر نقاط چین، در پاسخ‌گویی به تقاضای روبه‌رشد با چالش مواجه است و برای رسیدگی به این وضعیت، برگزاری مشاوره‌های گروهی بیشتری را در دستور کار قرار داده است.

مشکل ظرفیت، استطاعت مالی و تنظیم‌گری درست همچنان پابرجاست و تعداد روان‌درمانگران به ازای جمعیت در چین بسیار کمتر از غرب است.

سلامت روان؛ امتیازی برای ثروتمندان

با این حال در نقاط دیگر، حوزه مشاوره وضعیتی نابسامان و بی‌ضابطه دارد و هیچ معیار استانداردی برای صدور مجوز فعالیت تعیین نشده است؛ مسئله‌ای که به ثبت گزارش‌های پرتعداد از کلاهبرداری و خطاهای حرفه‌ای انجامیده است. هرچند پلتفرم‌های اینترنتی شرایط جذب مشاوران آموزش‌دیده و باتجربه را سخت‌تر کرده‌اند و انجمن‌های تخصصی نیز در پی ترویج منشورهای اخلاقی‌اند، اما به نوشته این نشریه، دولت چین بیش از آنکه بر سامان‌دهی درمانگران واقعی تمرکز کند، توان خود را صرف مقابله با چت‌بات‌های هوش مصنوعی کرده است که موجب وابستگی عاطفی کاربران می‌شوند.

هزینه‌های درمان همچنان مانعی اساسی است و اغلب کسانی که بیشترین نیاز را به مراقبت‌های روانی دارند، از کمترین توان مالی برخوردارند. علاوه بر این، پنج سال پس از آغاز بحران مسکن، منابع مالی دولت‌های محلی برای سرمایه‌گذاری در بخش سلامت روان محدودتر شده است. در این میان، ارتقای آگاهی عمومی و پذیرش این موضوع نیز نیازمند اقدامات بیشتری است؛ چنان‌که در چین عبارت «شِن‌جینگ‌بیینگ» به‌معنای «فرد دچار بیماری روانی» هنوز ناسزایی رایج محسوب می‌شود. با این حال، نسل جدید به‌تدریج در حال کمرنگ‌کردن انگ‌های ریشه‌دار در این حوزه است. به گفته‌ی شیائو، جلسات مشاوره برای بسیاری از جوانان شبیه به «فودائوکه» است؛ یعنی درست مانند کلاس‌های تقویتی و جبرانی که دانش‌آموزان برای گذراندن درس‌های دشوار در آن شرکت می‌کنند.

اکونومیست در پایان می‌نویسد که با این همه، هرچند افراد بیشتری به مشاوره رو می‌آورند، همه نمی‌دانند این فرایند چه معنایی دارد. یوان می‌گوید مشاوره روندی کند است، اما بسیاری از مراجعان تصور می‌کنند پس از یکی دو جلسه خوب می‌شوند. شیائو هم می‌گوید حتی کسانی که ماهیت آن را می‌فهمند، پس از اخراج شدن یا کاهش دستمزد، حضورشان را کم می‌کنند یا کاملا کنار می‌گذارند. فعلا درمان بیماری‌های روانی همچنان یک امتیاز لوکس مانده که عمدتا ثروتمندترها توان پرداختش را دارند.