ولی نصر، استاد دانشگاه جانز هاپکینز و نویسنده کتاب «راهبرد کلان ایران»، در گفت‌وگو با گیدئون رچمن، مفسر ارشد سیاست خارجی فایننشال تایمز، گفت که راهبرد اصلی ایران در برابر آمریکا تغییر نکرده، اما تهران اکنون روش متفاوتی برای دستیابی به اهداف خود در پیش گرفته است.

رچمن در ابتدای این گفت‌وگو با اشاره به وضعیت ایران پس از حملات اسرائیل و آمریکا در ۲۸ فوریه پرسید راهبرد کلان ایران از زمان آغاز جنگ چه تغییری کرده است؟

نصر در پاسخ گفت که ایران همچنان آمریکا را «اصلی‌ترین تهدید» خود می‌داند و به دنبال دفاع از خود، دور کردن نیروهای آمریکایی از مرزهایش و تغییر توازن قدرت میان دو کشور است. به گفته او، آنچه تغییر کرده، روش ایران برای دستیابی به این اهداف است؛ تغییری که به‌ویژه با روی کار آمدن رهبری جدید در ایران اهمیت پیدا کرده است.

نصر معتقد است نخستین تحول مهم این است که بقای جمهوری اسلامی ایران خود به یک عنصر پیروزی تبدیل شده است. او گفت آمریکا رهبران ایران را ترور کرده، کشور را به‌شدت بمباران کرده و برنامه موشکی آن را هدف قرار داده، اما نتوانسته جمهوری اسلامی را از بین ببرد.

او افزود که از نگاه تهران، همین مسئله نشان می‌دهد قدرتمندترین ابزار آمریکا، یعنی گزینه نظامی، دیگر کارایی گذشته را ندارد.

هرمز؛ از ابزار جنگی تا اهرم راهبردی

نصر در ادامه، کنترل تنگه هرمز را دومین تحول مهم دانست. به گفته او، ایران ابتدا تنگه را به‌عنوان یک ابزار جنگی بست، اما در ادامه متوجه شد که این اقدام می‌تواند به اهرم راهبردی قدرتمندی برای گرفتن امتیاز از آمریکا تبدیل شود.

رچمن در ادامه با اشاره به برآورد درآمد سالانه حدود ۴۰ میلیارد دلار از دریافت عوارض عبور از تنگه هرمز، پرسید آیا این درآمد به‌تنهایی می‌تواند هدف ایران باشد یا تهران به دنبال دستاوردهای گسترده‌تری است؟

نصر پاسخ داد که ایران از ابتدا دو هدف اصلی داشته است: پایان دادن به تهدید نظامی آمریکا و دستیابی به گشایش اقتصادی.

او گفت تهران نمی‌خواهد آمریکا آن را از نظر نظامی محاصره کند یا اسرائیل بتواند هر زمان که خواست به ایران حمله کند و رهبران این کشور را ترور کند. به گفته نصر، خروج نیروهای آمریکایی از منطقه نیز بخشی از همین هدف است.

در حوزه اقتصادی نیز نصر گفت ایران خواهان غرامت جنگی، آزادسازی دارایی‌های مسدودشده، لغو تحریم‌ها برای فروش نفت و تجارت و دریافت عوارض از کشتیرانی در خلیج فارس است.

به اعتقاد او، فهرست بلندبالای خواسته‌های ایران در نهایت به دو هدف خلاصه می‌شود: پایان مهار نظامی و پایان مهار اقتصادی ایران.

نصر گفت برای نخستین بار، تهران تصور می‌کند می‌تواند فراتر از «زنده ماندن» در برابر آمریکا حرکت کند و به این اهداف دست یابد.

«اکنون یا هرگز»

رچمن در ادامه از نصر پرسید آیا ایران در طرح چنین خواسته‌هایی بیش از حد پیش رفته یا واقعاً امکان تحقق آنها را دارد؟

نصر پاسخ داد که رفتار ایران «بسیار پرریسک» است و این احتمال وجود دارد که تهران بیش از حد پیش رفته باشد، اما در عین حال معتقد است ایران جنگ را تاکنون به‌طور مؤثری مدیریت کرده و آمریکا را در موضع دفاعی قرار داده است.

او گفت در تهران این احساس وجود دارد که «اکنون یا هرگز»؛ زیرا ایران ممکن است دیگر فرصتی مشابه برای تبدیل دستاوردهای جنگ به پیروزی‌های راهبردی نداشته باشد.

به گفته نصر، حتی اگر ایران تنها نیمی از خواسته‌های خود را محقق کند، باز هم می‌تواند آن را یک پیروزی تلقی کند.

او همچنین گفت ایران انتظار دارد جنگ طولانی باشد، زیرا تهران می‌داند آمریکا شکست خود را نخواهد پذیرفت و ممکن است پس از مدتی دوباره به مقابله با ایران بازگردد. در عین حال، اختلاف میان ایران و اسرائیل نیز حل نشده و احتمال تشدید تقابل میان دو طرف وجود دارد.

از نگاه نصر، ایران به دنبال آن است که توازن قدرت در خاورمیانه را به زیان آمریکا تغییر دهد تا حتی اگر واشنگتن در آینده تصمیم به بازگشت گرفت، دیگر نتواند مانند گذشته عمل کند.

تردید در امنیت آمریکایی

رچمن سپس درباره احتمال کاهش حضور آمریکا در خاورمیانه پرسید؛ موضوعی که به گفته او می‌تواند یک پیروزی راهبردی بزرگ برای ایران باشد.

نصر گفت ایران تلاش می‌کند کشورهای عربی منطقه را متقاعد کند که حضور آمریکا لزوماً امنیت آنها را تضمین نمی‌کند و حتی ممکن است آنها را در معرض جنگ قرار دهد.

به گفته او، برخی کشورهای عربی همچنان روابط امنیتی نزدیک با آمریکا را حفظ خواهند کرد، اما برخی دیگر ممکن است به سمت تنوع‌بخشی به روابط امنیتی خود با کشورهایی مانند پاکستان، ترکیه، ایران، چین، اروپا و روسیه حرکت کنند.

نصر این تحول را برای تهران مهم دانست و گفت چنین وضعیتی می‌تواند «دیوار مهار آمریکایی ـ عربی» پیرامون ایران را تضعیف کند.

او افزود که کشورهای شورای همکاری خلیج فارس نیز ممکن است در نهایت درباره ضرورت حضور پایگاه‌های آمریکایی در منطقه، هزینه آنها و شرایط ادامه فعالیتشان بحث کنند.

آیا ایران به سمت هژمونی منطقه‌ای می‌رود؟

رچمن در بخش دیگری از گفت‌وگو پرسید آیا شرایط جدید، با کاهش احتمالی حضور آمریکا، اختلاف میان کشورهای عربی و کنترل تنگه هرمز از سوی ایران، می‌تواند مسیر تازه‌ای برای هژمونی ایران در خاورمیانه ایجاد کند؟

نصر در پاسخ گفت ایران اکنون نسبت به قدرت منطقه‌ای خود بسیار مطمئن‌تر شده است. به گفته او، تهران خود را مسلط بر خلیج فارس می‌بیند؛ وضعیتی که تاکنون سابقه نداشته است.

او گفت رهبران ایران اکنون تصور می‌کنند ۴۷ سال محرومیت از هژمونی بر خلیج فارس پایان یافته است.

نصر افزود که ایران همچنین تصور می‌کند دامنه نفوذش می‌تواند از خلیج فارس فراتر رود و از طریق حوثی‌ها، موشک‌های دوربرد و نیروهای نیابتی در عراق، حتی به دریای سرخ برسد.

با این حال، او تأکید کرد که مسئله اصلی برای ایران صرفاً هژمونی نیست، بلکه این است که قدرت منطقه‌ای چه دستاوردهایی برای تهران ایجاد می‌کند؛ از جمله لغو تحریم‌ها، آزادسازی دارایی‌ها و دریافت غرامت جنگی.

شکست راهبردی اسرائیل؟

رچمن در ادامه درباره وضعیت اسرائیل پرسید؛ کشوری که در آغاز جنگ نقش مهمی در متقاعد کردن آمریکا برای حمله به ایران داشت؟

نصر وضعیت اسرائیل را مشابه آمریکا توصیف کرد و گفت این جنگ برای اسرائیل نیز یک شکست راهبردی بزرگ بوده است.

به گفته او، اسرائیل در دو جنگ با ایران نتوانسته جمهوری اسلامی را سرنگون یا ایران را شکست دهد.

نصر گفت اسرائیل تصور می‌کرد ایران یک «ببر کاغذی» است، اما این ارزیابی اشتباه از آب درآمده و اکنون تهدید ایران بزرگ‌تر شده است؛ در حالی که ابزار نظامی اسرائیل برای حل این مسئله کمتر مؤثر به نظر می‌رسد.

او افزود که اگر مسیر آینده روابط ایران و اسرائیل به سمت مذاکره، تنش‌زدایی یا نوعی جنگ سرد باثبات حرکت کند، هیچ‌یک از این گزینه‌ها مطلوب اسرائیل نخواهد بود.

ایران و اسرائیل؛ رقابتی بدون مسیر خروج

رچمن در پایان با اشاره به ادعای اسرائیل مبنی بر اینکه ایران به دنبال نابودی این کشور است، از نصر پرسید آیا تهران واقعاً به دنبال نابودی اسرائیل است یا خیر؟

نصر در پاسخ گفت مسئله اصلی، توانایی و هزینه انجام چنین کاری است. به ادعای او اسرائیل، هسته‌ای و از نظر نظامی توانمند است.

او در عین حال گفت اسرائیل نیز از نگاه رهبران ایران تلاش کرده جمهوری اسلامی را نابود کند؛ از ترور رهبران گرفته تا حمله به زیرساخت‌های ایران.

نصر نتیجه گرفت که فارغ از ادبیات رسمی دو طرف، ایران و اسرائیل اکنون یکدیگر را تهدید اصلی خود می‌دانند و سیاست منطقه‌ای هر دو کشور تا حد زیادی با هدف تضعیف طرف مقابل و مقابله با اقدامات احتمالی آن طراحی خواهد شد.

به اعتقاد او، این رقابت صفر و صدی که مسیر روشنی برای خروج از آن وجود ندارد، در کوتاه‌مدت رسیدن به ثبات در خاورمیانه را دشوار خواهد کرد؛ مگر اینکه دو طرف در نهایت بر اثر فرسایش متقابل، به این نتیجه برسند که باید وجود یکدیگر را بپذیرند و به سمت کاهش تنش حرکت کنند.