به گزارش زومان، بلومبرگ در تحلیلی تازه میگوید جنگ ایران و آمریکا نشان داد چین یک «سلاح نفتی» تازه در اختیار دارد و همین عامل، برخلاف پیشبینیهای اولیه، نگذاشت با بستهشدن تنگه هرمز قیمت نفت به ۲۰۰ دلار در هر بشکه برسد. در ماههای نخست جنگ، بسیاری از تحلیلگران از جهش شدید قیمت، رکود جهانی و وحشت گسترده سخن میگفتند، اما چنین سناریویی رخ نداد و حتی بهای نفت از ۱۳۰ دلار در هر بشکه هم فراتر نرفت. همزمان، درگیری خاورمیانه اکنون وارد پنجمین ماه شده و شوک عرضه نفت و گاز را عمیقتر کرده، هرچند بازار به سطح بحرانهای کلاسیک نرسیده است.
چرا نفت ۲۰۰ دلاری نشد؟
خاویر بلاس، ستوننویس بلومبرگ در حوزه انرژی و کالاها، در گفتوگو با برنامه «زیرو» توضیح داد که دلیل اصلی آرام ماندن بازار، نقش چین در جذب نکردن بشکههای نفت و همچنین جابهجایی جریانهای تجاری بوده است. او گفت چین پیش از جنگ در بازار نفت دریابرد، بسته به ماه، روزانه ۱۰ تا ۱۲ میلیون بشکه نفت خام میخرید و میانگین آن حدود ۱۱ میلیون بشکه بود، اما در ژوئن خریدش به کمتر از ۶ میلیون بشکه در روز سقوط کرد. به گفته او، این افت بیش از ۵۰ درصدی نسبت به سطح پیش از جنگ، بازار را بهکلی تغییر داد و چین را به یک سازوکار متعادلکننده بدل کرد؛ سازوکاری که بلاس از آن با تعبیر «دست نامرئی بازار نفت» یاد کرد، هرچند به گفته خودش، این دست بسیار قابلدیدن و از سوی پکن هدایتشده بود.
بلاس تأکید کرد که قیمتها بالا رفتهاند و این موضوع تا اندازهای دردناک بوده، اما بحران به معنای کامل کلمه شکل نگرفته است. از نگاه او، تورم زیر ۳ درصد مانده، نرخهای بهره بهطور معنادار افزایش نیافته، بازار سهام همچنان رو به رشد است و بیکاری در سطح پایینی قرار دارد. او یادآور شد که در بازار اوراق قرضه نرخها به بالاترین سطح چند سال اخیر رسیدهاند، اما عوامل دیگری هم در کار بودهاند.
به باور او، هیچچیز به بحران ۱۹۷۳ و ۱۹۷۴ شباهت ندارد و وضعیت کنونی با هر بحران نفتی دیگری که از آن زمان رخ داده، فاصله دارد.
بخش مهمی از روایت، به ارقام مربوط به چرخش جریان نفت بازمیگردد. در ماههای نخست جنگ، حدود ۵ میلیون بشکه در روز از محل کاهش خرید چین بهعنوان ضربهگیر عمل کرد و همزمان حدود ۵ تا ۷ میلیون بشکه در روز از مسیرهای جایگزین جابهجا شد. عربستان سعودی حدود ۵ میلیون بشکه در روز را از بیرون هرمز و از مسیر دریای سرخ منتقل کرد و امارات متحده عربی نیز حدود ۲ میلیون بشکه در روز به این مسیرها افزود. در کنار آن، ذخایر راهبردی نفت روزانه بین ۲ تا ۳ میلیون بشکه کمک کردند، اما هنوز ۲ تا ۳ میلیون بشکه دیگر باقی میماند که از ذخایر تجاری و دیگر سازوکارها تامین شد.
گذار انرژی چین
بلاس در پاسخ به این پرسش که چین چگونه چنین کاری کرده، گفت اطلاعات موجود بسیار محدود است و فقط میدانیم پکن خرید نفت خام دریابرد را بهشدت کاهش داده است. او یادآور شد که چین دادهای درباره ذخایر خود منتشر نمیکند و حتی برآوردی از تقاضای نفت هم ارائه نمیدهد؛ در حالی که بسیاری از کشورها هر ماه یا هر هفته چنین برآوردهایی را منتشر میکنند. به گفته او، شاید بخشی از کاهش واردات به آزادسازی ذخایر راهبردی یا تجاری مربوط باشد، شاید ذخایر فرآوردههای پالایشی و محصولات پلاستیکی در حال مصرف بوده، و شاید صنایع شیمیایی متکی بر زغالسنگ در چین با شدت بیشتری کار کرده باشند. با این حال، او تأکید کرد که این عوامل، اگر هم نقش داشته باشند، فقط بخشی از ماجرا را توضیح میدهند.
او همچنین به برقیشدن اقتصاد چین اشاره کرد و گفت این کشور اکنون شمار قابلتوجهی خودروی برقی، کامیون برقی و کامیون گازسوز دارد. به باور او، گذار انرژی به چین کمک کرده، اما اگر برقیسازی قرار بود چنین افت بزرگی در تقاضا ایجاد کند، پرسش این است که چرا در ژانویه رخ نداد و فقط اکنون دیده میشود. در عین حال، بلاس بر این نکته پافشاری کرد که الگوی تقاضای چین نسبت به ۱۰ سال پیش بهکلی تغییر کرده و همین تحول، توانسته بخشی از شوک بازار را جذب کند.
معامله پنهان چین و آمریکا
بلاس در تحلیل چرایی این رفتار گفت پکن بههیچوجه علاقهای به قیمتهای بسیار بالا ندارد، چون بزرگترین واردکننده نفت جهان است و از رشد بهای انرژی آسیب میبیند. او افزود چین همچنین مایل نیست اقتصاد جنوب شرقی آسیا وارد بحران شود، چون بخشی از رفاه خود را به سلامت همان اقتصادها گره زده است. به گفته او، رفتار چین از سر سخاوت نیست و بیشتر به نفع خود چین عمل میکند، زیرا پکن خواهان اقتصاد جهانی سالم است. با این حال، او احتمال داد که در جریان گفتوگوهای راهبردی میان واشنگتن و پکن، موضوع واردات نفت چین هم روی میز بوده باشد، هرچند درباره هر نوع معامله پنهان بر سر تجارت یا تایوان، هیچکس چیزی نمیداند.
در ادامه، بلاس به مسئله ذخایر نفتی و زمان دوام وضعیت کنونی پرداخت و گفت خیلی چیزها به این بستگی دارد که چین چه مدت بتواند سطح پایین تقاضای خود را حفظ کند. او یادآور شد که بخشی از نفت همچنان از تنگه هرمز عبور میکند، اما با «کشتیهای تاریک» یا همان نفتکشهایی که سامانه موقعیتیاب خود را خاموش میکنند. این نفتکشها، بهگفته او، میان ترمینالهای داخل خلیج فارس و خلیج عمان رفتوآمد میکنند، در دریا با نفتکش دیگر پهلو میگیرند و انتقال کشتیبهکشتی انجام میدهند؛ روشی بسیار خطرناک که به مرگ برخی ملوانان هم انجامیده است.
برآورد او این بود که روزانه ۳ تا ۵ میلیون بشکه نفت خام هنوز از این مسیرهای پنهان عبور میکند و همین موضوع، در کنار افت خرید چین، اجازه داده بازار هنوز به نقطه انفجار نرسد.
اهمیت ذخایر استراتژیک نفت
او در همین زمینه گفت چین دستکم ۱ میلیارد بشکه ذخیره دارد و اعضای آژانس بینالمللی انرژی هم احتمالا حدود ۱ میلیارد بشکه دیگر در ذخایر خود نگه داشتهاند. ژاپن و کره جنوبی نیز به گفته او ذخایر قابلتوجهی دارند. بلاس درباره آمریکا هم اشاره کرد که ذخایر استراتژیک نفت این کشور به پایینترین سطح از ۱۹۸۳ رسیده، اما این امر از روزی که آزادسازی ۱۷۲ میلیون بشکه اعلام شد قابلمحاسبه بود و غافلگیرکننده نیست. به باور او، ذخایر استراتژیک دقیقا برای چنین بزنگاههای بحرانی طراحی شدهاند و فعالسازیشان بخشی از پاسخ درست به شوک عرضه بهشمار میرود.
در بخش دیگری از گفتوگو، بلاس بار دیگر به بحران ۲۰۲۲ اشاره کرد و گفت بسیاری فراموش کردهاند آن وضعیت چقدر وخیم بود. او یادآور شد که در همان مقطع، قیمت لحظهای برق در اروپا نزدیک ۱۰۰۰ یورو به ازای هر مگاواتساعت بود، در حالی که اکنون حدود ۱۰۰ یورو است. از نگاه او، بحران ۲۰۲۲ بهویژه در بازار برق آنقدر شدید و دردناک بود که دولتهای اروپایی عملا مجبور شدند کسبوکارها و خانوارها را نجات دهند. به همین دلیل، او میگوید که وضعیت آن سال با بحران فعلی کاملا متفاوت بوده است.
در واکنش به شوکهای ۲۰۲۲، اروپا بهگفته او مسیرهای متعددی را دنبال کرد، از جمله شتابدادن به انرژیهای تجدیدپذیر، برقیسازی، تامین الانجی از هر منبع ممکن و ساماندادن به زنجیره تامین زغالسنگ. اما او یادآور شد که اروپا پول و ظرفیت واکنش سریع داشت، در حالی که در موج فعلی، کشورهای درحالتوسعه بیشتر آسیب دیدهاند. در همین دوره، واردات پنلهای خورشیدی، خودروهای برقی و باتریها از چین رکورد زده و بهنظر او، چین حتی اگر این وضعیت را برنامهریزی نکرده باشد، از انتخاب بیشتر انرژی پاک از سوی کشورهای درحالتوسعه سود میبرد. بلاس نتیجه گرفت که کشورها پس از این دو بحران بزرگ، نسبت به واردات انرژی، بهویژه الانجی، محتاطتر خواهند شد و میل به خوداتکایی انرژی افزایش مییابد.
عصر جدید انرژی جهان
او توضیح داد که خوداتکایی در سوختهای فسیلی با خوداتکایی در انرژیهای پاک تفاوت اساسی دارد، چون سوخت فسیلی جریان است و باید بارها و بارها خریداری شود، اما پنل خورشیدی، باتری یا توربین بادی یکبار وارد میشود و سالها کار میکند. به همین دلیل، او از روندی صحبت کرد که آن را «ظهور انرژی داخلی» نامید و گفت کشورها تلاش میکنند از منابعی استفاده کنند که در داخل یا در منطقه خودشان قابل تولید باشد. به گفته او، چین خود نیز از این قاعده مستثنا نیست، زیرا تولید گاز این کشور در بالاترین سطح تاریخ قرار دارد و تولید نفتش، پس از افتی که حدود ۱۰ سال پیش داشت، دوباره بالا رفته و اکنون روزانه ۵۰۰ تا ۶۰۰ هزار بشکه بیشتر از حدود ۶ سال پیش تولید میکند.
بلاس سپس به چشمانداز گذار انرژی پرداخت و گفت خود او نیز در برخی برآوردها، بهویژه درباره خورشید، کمبرآورد کرده است. او یادآور شد که انرژی خورشیدی سریعترین منبع رشد برق در جهان بوده و همچنان عملکردی چشمگیر دارد، اما مقاومبودن زغالسنگ او را غافلگیر کرده است. به گفته او، در سال ۲۰۲۶ احتمالا تقاضا برای زغالسنگ به رکورد تازهای میرسد و هرچند سهم آن از انرژی جهانی کاهش یافته، حجم تنهایی که سوزانده میشوند و دیاکسیدکربنی که آزاد میشود همچنان بالاست. او افزود که ارزیابیهای آژانس بینالمللی انرژی درباره بازار برق هم در برخی موارد، مقدار زغالسنگ را کمتر و انرژیهای تجدیدپذیر را بیشتر از واقعیت برآورد کرده بودند.
در همین بخش، بلاس به موفقیت کشورهای درحالتوسعه در پذیرش خورشیدی هم اشاره کرد و پاکستان را نمونه برجسته دانست. او توضیح داد که در برخی بازارهای اروپایی، مانند یونان، سازگاری با خورشیدی دشوارتر بوده، چون باتری کافی وجود ندارد، اتصال شبکه مطلوب نیست و کنترل ولتاژ با فناوریهای اولیه خورشیدی چالش ایجاد میکند. با این حال، در بسیاری از کشورهای درحالتوسعه، وضع متفاوت است و خانوارها چند پنل روی سقف نصب میکنند و همان چند ساعت برق کافی برای زندگی روزمره را دریافت میکنند.
او گفت در این کشورها، نیاز به کمال ۹۹٫۹۹۹ درصدی وجود ندارد و خورشیدی اگر ۷۵ درصد نیاز را پوشش دهد، کافی است.
باتریها، شیل و تغییر نقشه انرژی
بخش دیگری از گفتوگو به باتریها اختصاص داشت. بلاس پذیرفت که باتریها در حال دگرگونکردن شبکه برق هستند و این تغییر تازه آغاز شده است. او در عین حال تأکید کرد که انرژی در اصل یک مسئله مهندسی است و هر بار که فناوری تازهای پدید آمده، الگوی بحرانها هم عوض شده است. برای نمونه، او به شیل در نفت اشاره کرد و گفت اگر ۲۵ سال پیش کسی به او میگفت دومین تامینکننده بزرگ نفت ژاپن در یک ماه خاص، آمریکا خواهد بود، آن را غیرممکن میدانست؛ اما در ژوئن، ژاپن یکسوم نفت خود را از آمریکا وارد کرد. به باور او، چنین تحولاتی نشان میدهد که نباید روی شکست مهندسان شرط بست، چون با زمان و سرمایه کافی، راهحل پیدا میکنند.
او در ادامه به مفهوم «پترواستیت» و «الکترواستیت» پرداخت و گفت آمریکا با تولید بیش از ۲۰ میلیون بشکه نفت در روز، معادله بازار نفت را کاملا تغییر داده، در حالی که چین بهدلیل تواناییاش در جابهجایی تقاضای نفت و نیز نقشآفرینی در فناوری برق، نوعی مصرفکننده نوسانی انرژی شده است. به تعبیر او، شاید در آینده نخستین تماس رئیسجمهور آمریکا در یک بحران نفتی نه با ریاض، بلکه با پکن باشد تا از چین بخواهد وارداتش را کاهش دهد و بازار متعادل شود. با این حال، او هشدار داد که الکترواستیت بودن چین به معنای پاکبودن کامل آن نیست، چون نیمی از برق این کشور از زغالسنگ تولید میشود و چین بهتنهایی به اندازه مجموع ۱۹۳ کشور دیگرِ جهان زغالسنگ مصرف میکند.
شما فکر میکنید چین واقعا اهرم تازهای در بازار نفت ساخته؟ نظر خودتان را بنویسید.