شریان پنهان جنگها؛ خزر چگونه به میدان ژئوپلیتیک تبدیل شد؟
با وجود اینکه دریای خزر بهندرت در تیترهای جهانی دیده میشود، اما ناگهان به نقطهی تلاقی جنگهای اوکراین و ایران تبدیل شده است.
بهگزارش ژئوپولیتیکال فیوچرز این پهنهی آبی فقط روسیه را به آسیای مرکزی وصل نمیکند، بلکه به شریان اصلی شراکت روبهگسترش روسیه و ایران هم بدل شده است.
اوکراین مدعیست در ادامهی کارزار خود علیه زیرساختهای ماشین جنگی روسیه، از این وابستگی بهره برده و پهپادهایی را بهسوی شناورهایی فرستاده که به ادعای کییف، محموله نظامی میان ایران و روسیه را حمل میکردند.
ادعای اصلی این است که ایران در برابر دریافت توانمندیهای نظامی پیشرفته، پهپاد و موشک در اختیار روسیه میگذارد و روسیه هم در مقابل، اطلاعات و پشتیبانی ماهوارهای ارائه میدهد تا تهران بتواند عملیات آمریکا و اسرائیل را زیر نظر بگیرد.
بر اساس کنوانسیون ۲۰۱۸ که بر دریای خزر حاکم است، بخش بزرگی از آبهای مرکزی این دریا عملاً بین ایران و روسیه مشترک است؛ موضوعی که این ریسک را افزایش میدهد که حملات بیشتر بتواند همکاریهای امنیتی دوجانبه را تحکیم کرده و موجب اقدامات تلافیجویانه در خارج از منطقه، از جمله در دریای سیاه شود.
این گزارش مدعیست: این پیامدها همچنین میتواند فراتر از میدان جنگ گسترش یابد، چرا که «کریدور حملونقل بینالمللی شمال-جنوب» با حمایت روسیه و ایران، و «کریدور میانی» با حمایت غرب، هر دو به کشتیرانی در خزر متکی هستند.
آیا این حملات صرفاً هزینهها را برای مسکو و تهران افزایش میدهد یا نشاندهنده ظهور یک عرصه راهبردی واحد است؟ تحول خزر از یک حوضه انرژیِ آرام به یک کریدور لجستیکی مورد مناقشه، نشان میدهد که چگونه شراکتهای ناشی از تحریمها میتوانند به همان آسیبپذیریهایی تبدیل شوند که جنگهای جداگانه را به هم پیوند میدهند.
شما دربارهی نقش خزر در پیوند جنگها چه نظری دارید؟