اگر اقتصاد آمریکا ورشکست شود، کوین وارش چه خواهد کرد؟
اکونومیست مینویسد: کوین وارش، رئیس جدید فدرال رزرو آمریکا، روی یک ایده بحثبرانگیز حساب کرده است: اینکه اگر بانک مرکزی کمتر درباره آینده صحبت کند، بازارها خودشان پیام لازم را دریافت میکنند.
اما نخستین آزمون این رویکرد نشان داد سکوت فدرال رزرو هم میتواند هزینه داشته باشد.
نشست خبری ۲۹ ژوئیه وارش، به جای آرام کردن بازارها، باعث افزایش بازده اوراق خزانه و نوسان سهام، بهویژه در بخش فناوری شد.
بازده اوراق خزانهداری ۱۰ ساله آمریکا در همان روز جهش کرد و در پایان هفته به بالای ۴.۷ درصد رسید؛ سطحی نزدیک به بالاترین رقم سه سال اخیر.
قیمت سهام، بهخصوص سهام شرکتهای فناوری که به نرخ بهره حساس هستند، نیز نوسان کرد؛ با وجود اینکه فدرال رزرو نرخ بهره را بدون تغییر نگه داشت.
وارش امیدوار است اگر درباره برنامههای آینده فدرال رزرو سکوت کند، بازارها خودشان یک ارزیابی مستقل و مفید از وضعیت اقتصاد ارائه دهند.
او احتمالاً میتواند این آزمایش را انجام دهد، چون اگر «هیچ اتفاقی نیفتد»، چند لرزش کوچک آسیب زیادی ایجاد نمیکند.
در بدترین حالت، این نوسانها فقط هزینه استقراض را کمی افزایش میدهند تا وامدهندگان بابت عدمقطعیت بیشتر، بازده بالاتری طلب کنند.
اما اگر اتفاق بدی رخ دهد، ابهام درباره واکنش احتمالی فدرال رزرو میتواند شرایط را بدتر کند. به جای کاهش نوسانها، بانک مرکزی ممکن است خودش به عامل افزایش بیثباتی تبدیل شود.
حتی خود وارش هم قبول دارد که در زمان بحران، ارتباط شفاف با بازار «تصمیمی منطقی و محتاطانه» است.
اما چه عاملی میتواند فدرال رزرو را مجبور کند از این سیاست ابهام فاصله بگیرد؟
پاسخ کوتاه این است: وقوع یک شوک اقتصادی یا مالی که بازارها را بیثبات و نیاز به واکنش سریع بانک مرکزی ایجاد کند.
چند ریسک متوسط همزمان در حال شکلگیری است.
واضحترین آنها، ریزش سهام مرتبط با هوش مصنوعی در آمریکا و کره جنوبی است.
وقتی حباب داتکام در سال ۲۰۰۰ ترکید، سقوط بازار سهام اقتصاد جهانی را وارد رکود کرد.
امروز نیز نشانههایی وجود دارد که برخی سرمایهگذاریهای بزرگ در حوزه هوش مصنوعی ممکن است نتیجه مطلوبی نداشته باشند و حتی برخی شرکتهای سرمایهگذاری را تحت فشار قرار دهند.
حباب دات کام در سال ۲۰۰۰ اتفاق افتاد که سرمایهگذاران با امید به رشد اینترنت، ارزش بسیاری از شرکتهای فناوری را بهشدت بالا بردند، اما وقتی مشخص شد بسیاری از این شرکتها سودآوری واقعی ندارند، حباب ترکید و سقوط شدید سهام فناوری به رکود اقتصادی کمک کرد.
صندوق چند میلیارد دلاری سیتوئیشنال اورنس در ماه گذشته زیان سنگینی متحمل شد و مجبور شد موقعیتهای خود را با سرعت زیادی ببندد؛ بهطوری که صندوق بزرگتر سیتادِل توانست بخش زیادی از سهام آن را با تخفیف خریداری کند.
فعلاً آسیبها محدود به نظر میرسد. برخی سهام هوش مصنوعی کمی برگشتهاند و شاخص نزدک، با وجود افت ۶ درصدی نسبت به اوج ژوئن، همچنان از ابتدای سال در محدوده مثبت قرار دارد.
اما اگر سهام فناوری آمریکا جذابیت خود را بیشتر از دست بدهند، نگرانی فقط محدود به بازار بورس نخواهد بود؛ زیرا یکی از پایههای قدرت دلار در سالهای اخیر، جذب سرمایههای خارجی به بازارهای آمریکا، بهخصوص سهام شرکتهای بزرگ فناوری بوده است.
سرمایهگذاران بینالمللی برای خرید سهام شرکتهای آمریکایی، به دلار نیاز دارند و همین تقاضا به تقویت ارزش این ارز کمک میکند. بنابراین، اگر جذابیت بازار سهام آمریکا کاهش پیدا کند و سرمایهها از این بازار خارج شوند، میتواند فشار بیشتری بر دلار وارد کند.
از طرف دیگر، اوراق خزانهداری آمریکا که یکی دیگر از مهمترین داراییهای امن جهان محسوب میشود، به دلیل سالها کسری بودجه سنگین دولت آمریکا و نگرانی از بازگشت تورم، بخشی از جذابیت گذشته خود را از دست داده است.
نمونهای از این نگرانی در آوریل گذشته دیده شد؛ زمانی که پس از اعلام تعرفههای موسوم به «روز آزادی» توسط ترامپ، سرمایهگذاران جهانی برای مدت کوتاهی شروع به فروش گسترده داراییهای دلاری کردند.
تکرار چنین شرایطی هنوز سناریویی دور از انتظار است، اما اگر همزمانی چند شوک اقتصادی و سیاسی اعتماد سرمایهگذاران به داراییهای آمریکایی را کاهش دهد، میتواند به سرعت به یک بحران بزرگتر تبدیل شود.
خطر دیگر: تنگه هرمز
خطر دوم از تنگه هرمز میآید.
پس از فروپاشی آتشبس شکننده آمریکا با ایران، تقریباً هیچ نفتی از این مسیر عبور نکرده و قیمتها افزایش یافته است. قیمت هر بشکه نفت برنت، شاخص جهانی نفت، اکنون به حدود ۸۸ دلار رسیده؛ در حالی که ابتدای ژوئیه حدود ۷۰ دلار بود.
قیمت بنزین در آمریکا نیز به بیش از ۴ دلار برای هر گالن رسیده، در حالی که پیش از آغاز درگیری حدود ۳ دلار بود.
کمتر عاملی به اندازه افزایش قیمت بنزین بر مصرفکنندگان آمریکایی اثر روانی دارد. افزایش شدید قیمت انرژی میتواند بهراحتی هزینههای خانوار، انتظارات تورمی و اعتماد مردم به فدرال رزرو را تحت فشار قرار دهد.
ترامپ هم کار وارش را سختتر میکند
از سوی دیگر، به نظر میرسد دونالد ترامپ قصد دارد شرایط را برای وارش دشوارتر کند.
اختیار موقتی که ترامپ برای اعمال تعرفهها استفاده کرده بود (پس از اینکه بسیاری از تعرفههای قبلی او در فوریه توسط دیوان عالی لغو شد)، در ۲۴ ژوئیه پایان یافت.
از آن زمان، کاخ سفید موانع تجاری جدید و گستردهای ایجاد کرده و تعرفههای سنگینتری برای کشورهایی مانند کانادا و برزیل اعلام کرده است.
شرکتها هنوز افزایش قیمت ناشی از تعرفههای قبلی را بهطور کامل به مصرفکنندگان منتقل نکردهاند. اما افزایش دوباره تعرفهها میتواند روند کاهش تورم کالاها را معکوس کند.
فقط یک بار بدشانسی کافی است
بنابراین احتمال وقوع نه فقط یک اتفاق، بلکه چند اتفاق همزمان وجود دارد.
شاید سختترین ترکیب برای فدرال رزرو این باشد که بازار سهام آرام شود، اما افزایش قیمت نفت و تعرفههای جدید باعث رشد دوباره تورم شود.
در شرایط عادی، چنین وضعیتی دلیل روشنی برای افزایش نرخ بهره است. برخی اعضای فدرال رزرو نیز تاکنون به افزایش نرخ رأی دادهاند.
اما افزایش نرخ بهره درست پیش از انتخابات میاندورهای نوامبر، میتواند رابطه وارش با کاخ سفید را خراب کند و دوباره بحثهای سیاسی درباره استقلال فدرال رزرو را شعلهور کند.
ممکن است وارش برای جلوگیری از این وضعیت، تلاش کند بازار به جای فدرال رزرو کار سختگیری پولی را انجام دهد؛ یعنی با تأکید بر تعهد بانک مرکزی به هدف تورمی، بدون اینکه صراحتاً از افزایش نرخ بهره حرف بزند، باعث بالا رفتن بازده اوراق بلندمدت شود و نیاز به افزایش رسمی نرخ بهره کاهش پیدا کند.
اما خطر اینجاست که افزایش بازده اوراق نه به دلیل سیاست هوشمندانه، بلکه به دلیل نگرانی بازار از شکست این آزمایش باشد.
«هیچ اتفاقی نمیافتد» شاید شرط خوبی باشد؛ اما اعتبار بانکهای مرکزی زمانی ساخته میشود که اتفاقی رخ میدهد.