ژنرال افسانه‌ای جای «قصاب باخموت»؛ قمار بزرگ زلنسکی در میانه جنگ

یک‌شنبه 11 مرداد 1405 - 23:39
مطالعه 4 دقیقه
فرمانده ارتش اوکراین با لباس نظامی در حال صحبت
میخایلو دراپاتی با شهرتی از میدان نبرد، فرماندهی کل ارتش اوکراین را بر عهده گرفت تا ارتشی مدرن‌تر بسازد.

ژنرال‌های نامدار، از جورج پاتون که با چکمه‌های سواره‌نظام و دو تپانچه‌ی با دسته عاج‌ میان نیروها قدم می‌زد تا برنارد مونتگومری زاهد، خوب می‌دانستند روحیه‌ی سربازان تا چه اندازه به تصویری وابسته است که فرمانده از خود می‌سازد. در میان چهره‌های جنگ اوکراین، کمتر کسی با جایگاهی افسانه‌ای مانند میخایلو دراپاتی ۴۳ ساله وارد این مسئولیت شد؛ کسی که در ۲۱ ژوئیه به‌عنوان فرمانده کل نیروهای مسلح اوکراین جانشین اوله‌کساندر سیرسکی شد.

آنطور که اکونومیست در گزارشی آورده است، دراپاتی نخستین‌بار در سال ۲۰۱۴ و زمانی به شهرت رسید که جدایی‌طلبان مورد حمایت روسیه برای تصرف ماریوپل، شهری در ساحل جنوب‌شرقی، تلاش کردند. او در مقام فرماندهی ستونی متشکل از چهار خودروی زرهی، از خط مقدم پیش رفت، از میان موانع شورشیان عبور کرد و وارد شهر شد. همان سال، اندکی بعدتر، گردانش را در یورشی در امتداد مرز روسیه هدایت کرد تا مسیر عقب‌نشینی نیروهای جدایی‌طلب را قطع کند؛ اما یگان او همراه با دیگر واحدها زیر آتش نیروهای روسی قرار گرفت و محاصره شد. وقتی یک گردان همجوار تسلیم شد، او حدود ۲۶۰ سرباز را به خطوط اوکراین بازگرداند.

اعتبار دراپاتی فقط بر شجاعت تکیه ندارد و با دلسوزی هم گره خورده است. اواخر ۲۰۲۴ او به فرماندهی نیروهای زمینی منصوب شد؛ نقشی که بیش از نبرد مستقیم، بر آموزش و آماده‌سازی نیروها تمرکز دارد. نخستین دستورهایش با هدف بهبود شرایط سربازان، بازسازی نظام جذب نیرو و وارد کردن فناوری برای کاهش تلفات صادر شد. او همچنین کوشید سبک فرماندهی غربی‌تری را اجرا کند؛ مدلی که در آن زیردستان اختیار بیشتری می‌گیرند. میخایلو دراپاتی بعدتر در فیس‌بوک نوشت:

فرماندهی به‌تدریج از فرهنگ ترس به فرهنگ مسئولیت در حال گذر است. برای نخستین‌بار، ابتکار از پایین دیگر تهدیدی تلقی نمی‌شود و به منبعی ارزشمند بدل شده است.

او هم‌زمان که مسئولیت بیشتری به دیگران می‌داد، خود را نیز با همان معیار تازه می‌سنجید. در ۲۰۲۵، پس از آن‌که یک موشک روسی ۱۲ سرباز را در یک پایگاه آموزشی کشت، استعفا داد و گفت باید پاسخ‌گو باشد. او بعدتر در سمتی به کار گرفته شد که در آن مشارکت مستقیم‌تری در برنامه‌ریزی عملیات رزمی داشت؛ سمتی که در آن، به‌دلیل گوش دادن به فرماندهان تیپ‌های زیرمجموعه خود و ارائه حمایت به آن‌ها، تحسین آنان را برانگیخت. راب لی، کارشناس جنگ اوکراین، خاطرنشان کرد: «او منتقد تفکر و مدیریت خُرد به سبک شوروی است.»

این رویکرد در تضادی آشکار با عملکرد الکساندر سیرسکی قرار دارد؛ کسی که ولودیمیر زلنسکی، رئیس‌جمهور اوکراین، در میانه‌ی اعتراض‌های گسترده‌ای که خواهان برکناری‌اش بودند، او را از کار برکنار کرد. سیرسکی به‌دلیل تلفات سنگینی که در دفاع سرسختانه از شهر باخموت در ۲۰۲۳ رخ داد، تا حدی ناعادلانه لقب «قصاب» گرفته بود.

بسیاری از تحلیلگران، تقابل میان دراپاتی و سیرسکی را جدالی نسلی میان یک علاقه‌مند جوان و مسلط به فناوری پهپادی و یک سنت‌گرای سبک شوروی‌ تصویر می‌کنند، اما تفاوت‌های اصلی دو نفر فراتر از این روایت ساده است.

سیرسکی در ارتش اوکراین بر گسترش وسیع پهپادها و راهبرد استفاده از پهپادهای میان‌برد برای منزوی‌کردن کریمه و پهپادهای دوربرد برای هدف‌گرفتن تاسیسات نفتی در عمق روسیه نظارت داشت. با این حال، او ارزش سرمایه‌گذاری منابع در تجهیزات سنتی‌تر، مانند تانک‌ها و توپخانه را نیز درک می‌کرد، زیرا این تجهیزات برای مهار و درهم شکستن حملاتی ضروری هستند که مدافعانی مجهز به پهپادهای صرف را درهم می‌کوبند. در عین حال، از او به‌عنوان یک فرمانده تاکتیکی توانا هم یاد می‌شود که دفاع از کی‌یف در ۲۰۲۲ و یک تهاجم به خاک روسیه نزدیک کورسک دو سال بعد را با مهارت هدایت کرد.

نگرانی‌های بزرگ‌تر درباره‌ی رهبری سیرسکی به خطاهای راهبردی و همچنین جانبداری در تخصیص نیروهای کمکی و دیگر منابع مربوط می‌شد. افسران غربیِ درگیر در برنامه‌ریزی ضدحمله‌ی بزرگ تابستان ۲۰۲۳ اوکراین، او را متهم کردند که نیروها را به‌جای متمرکزکردن برای حمله در جنوب، به باخموت منحرف کرده است. متحدان این ژنرال پاسخ می‌دهند که او در حال زمین‌گیرکردن نیروهای روسی بود و اگر هم در تخصیص نیروها اشتباهی رخ داده، مسئولیت آن باید متوجه والری زالوژنی باشد که در آن زمان فرمانده کل بود.

سیرسکی همچنین به ریزمدیریت و نپذیرفتن کامل اقتدار میخایلو فدوروف، وزیر دفاع و دیگر نوساز جوان، شهرت یافت. وقتی فدوروف کوشید یگان‌های ضعیف و بدفرمانده را یکپارچه کند، سیرسکی تیپ‌های تازه‌ای تشکیل داد و نیروی انسانیِ از پیش اندک را باز هم پراکنده‌تر کرد. جک واتلینگ از مؤسسه‌ی پژوهشی خدمات متحد سلطنتی در لندن نوشت:

سیرسکی چندین واحد برتر اوکراین را برداشت و آن‌ها را به‌صورت یک آرایش تقسیم‌شده در دو سوی مقابل جبهه مستقر کرد.

پس از درگیری با سیرسکی و ناکام‌ماندن در کنارزدن او، فدوروف در ۱۵ ژوئیه به‌دستور زلنسکی برکنار شد. این اقدام اعتراض‌هایی را برانگیخت که خواهان رفتن سیرسکی و بازگشت فدوروف بودند. گزارش شده که زلنسکی برای فدوروف شغل تازه‌ای هم پیشنهاد داده، هرچند روشن نیست او آن را می‌پذیرد یا نه. این نزاع، رابطه‌ای را که زمانی میان فدوروف و زلنسکی مبتنی بر اعتماد و وفاداری بود، دگرگون کرده و خشم عمومی نسبت به برکناری او و پیامدهای آشفته‌ی آن، به اقتدار رئیس‌جمهور لطمه زده است. در میان معترضان، سربازانی مانند آندری سیریِ ۲۷ ساله هم دیده می‌شدند که در حمله‌ی پهپادی پایش را از دست داده است. او روی عصایش پارچه‌نوشته‌ای نصب کرده بود با این جمله که: «نمی‌توانم بایستم، اما ساکت نمی‌مانم.»

اکونومیست در پایان می‌نویسد که هرقدر هم فرمانده کل جدید توانمند باشد، مشکلاتی که پیش رو دارد راه‌حل آسانی ندارند.

نظرات

© 1404 کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب زومان تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.