جنگ وارثان در ریبن؛ دعوای ۴۶ میلیارد یورویی خانواده دلوکیو
ریبن بیش از هر چیز با نور شناخته میشود؛ با شیشههایی که آفتاب را مهار میکنند، با چهره ستارههای سینما و با تصاویری که چند نسل از مصرفکنندگان را به یاد روزهای روشن میاندازد. اکنون اما پشت یکی از مشهورترین عینکهای جهان، سایه اختلافی خانوادگی افتاده است؛ اختلافی که نه فقط آینده یک برند، بلکه سرنوشت امپراتوریای ۴۶ میلیارد یورویی را مبهم کرده است.
بلومبرگ در گزارشی روایت میکند که چهار سال پس از مرگ لئوناردو دلوکیو، بنیانگذار لوکساتیکا، هشت وارث او هنوز نتوانستهاند درباره آینده هلدینگ خانوادگی «دلفین» به توافق برسند. هلدینگی که بزرگترین دارایی آن، سهمی تعیینکننده در اسیلورلوکساتیکاست؛ شرکت عظیمی که ریبن، اوکلی و پرسول را در اختیار دارد و از تولید عدسی و فریم تا فروش عینک و توسعه محصولات هوشمند را پوشش میدهد.
در مرکز اختلاف، فقط پول قرار ندارد. مسئله اصلی قدرت تصمیمگیری است: چه کسی باید میراث دلوکیو را اداره کند، چه کسی حق دارد مسیر آینده آن را تعیین کند و آیا خانوادهای متشکل از وارثانی با سن، تجربه و منافع متفاوت میتواند یک امپراتوری صنعتی را با رأی برابر اداره کند؟
مردی که همهچیز را از یک کارگاه آغاز کرد
لئوناردو دلوکیو در خانوادهای ثروتمند به دنیا نیامده بود و کسبوکاری آماده نیز به ارث نبرده بود. او در سال ۱۹۶۱ میلادی لوکساتیکا را بهعنوان کارگاهی کوچک برای تولید قطعات عینک راهاندازی کرد؛ فعالیتی دور از تصویری که امروز از این مجموعه وجود دارد.
دلوکیو بهتدریج دریافت که سود اصلی تنها در ساخت قطعات نیست. او باید تمام زنجیره را در اختیار بگیرد؛ از طراحی و تولید گرفته تا برند و شبکه فروش. همین نگاه، لوکساتیکا را از یک تولیدکننده قطعات به قدرتی جهانی تبدیل کرد.
خرید ریبن یکی از نقاط تعیینکننده این مسیر بود. ریبن پیش از آن نیز نامی شناختهشده به شمار میرفت، اما زیر چتر لوکساتیکا بار دیگر به برندی جهانی تبدیل شد. اوکلی و پرسول نیز به مجموعه اضافه شدند و لوکساتیکا همزمان شبکهای گسترده از فروشگاهها و مراکز توزیع را در اختیار گرفت.
دلوکیو فقط صاحب چند برند عینک نبود؛ او مدلی ساخته بود که در آن، یک شرکت میتوانست محصول را طراحی کند، بسازد، تبلیغ کند و در فروشگاههای متعلق به خود بفروشد. این تمرکز کمسابقه، لوکساتیکا را به بازیگری تبدیل کرد که حضورش تقریباً در تمام لایههای صنعت عینک احساس میشد.
در سال ۲۰۱۸، ادغام لوکساتیکا با شرکت فرانسوی اسیلور، ابعاد امپراتوری را باز هم بزرگتر کرد. اسیلور در تولید عدسی جایگاه برجستهای داشت و لوکساتیکا در فریم، برند و فروش قدرتمند بود. ترکیب این دو، اسیلورلوکساتیکا را به یکی از مسلطترین شرکتهای صنعت اپتیک جهان تبدیل کرد.
دلوکیو در دوران فعالیتش تنها به عینک نیز محدود نماند. هلدینگ خانوادگی دلفین بهتدریج در بانکها و شرکتهای بیمه ایتالیا سهام خرید و به یکی از مراکز نفوذ سرمایه در این کشور تبدیل شد. او از صنعت آغاز کرده بود، اما در پایان عمر در بخشهایی از نظام مالی ایتالیا نیز حضور داشت.
این گسترش، نام دلوکیو را در کنار چهرههای بانفوذ اقتصاد و سیاست ایتالیا قرار داد. او با سیلویو برلوسکونی، نخستوزیر پیشین و یکی از مشهورترین سرمایهداران ایتالیا، روابطی نزدیک داشت و مانند او نمونهای از کارآفرینی بود که ثروت اقتصادیاش به نفوذ اجتماعی و سیاسی گره خورده بود.
اما برخلاف ساختن یک شرکت، برای انتقال آن به نسل بعد نمیتوان فقط بر قدرت یک بنیانگذار تکیه کرد.
وصیتی که هیچکس را رئیس نکرد
دلوکیو پیش از مرگ تلاش کرد میان اعضای خانواده تعادل برقرار کند. مالکیت دلفین بهطور مساوی میان هشت وارث تقسیم شد: شش فرزند او از سه رابطه متفاوت، نیکولتا زامپیلو، همسرش، و روکو باسیلیکو، پسر زامپیلو از ازدواج قبلی.
سهم هرکدام ۱۲.۵ درصد بود. هیچ وارثی بزرگتر از دیگری نبود و کسی حق نداشت بهتنهایی مسیر هلدینگ را تعیین کند.
این تقسیمبندی در ظاهر منصفانه به نظر میرسید. دلوکیو نه فرزندی را کنار گذاشته بود و نه همهچیز را به یک جانشین سپرده بود. اما همین برابری، مهمترین ضعف ساختار را نیز به وجود آورد: دلفین مالک داشت، اما صاحب تصمیم نهایی نداشت.
در زمان حیات دلوکیو، خود او آخرین مرجع قدرت بود. اختلافها هر اندازه جدی میشد، در نهایت یک نفر تصمیم میگرفت. پس از مرگ او، سهام باقی ماند، مدیران باقی ماندند و داراییها نیز حفظ شدند؛ اما نقش کسی که میتوانست بنبست را بشکند، خالی ماند.
فرانچسکو میلری، از نزدیکترین مدیران به دلوکیو، ریاست دلفین و مدیریت اسیلورلوکساتیکا را برعهده گرفت. رومولو باردین نیز در مقام مدیرعامل هلدینگ خانوادگی باقی ماند. این دو نفر برای حفظ ثبات مدیریتی اهمیت داشتند، اما نمیتوانستند جای مالک اصلی را بگیرند. تصمیمهای سرنوشتساز همچنان به موافقت خانواده نیاز داشت.
روبرتا کریولا، وکیل متخصص در برنامهریزی جانشینی شرکتها، به بلومبرگ گفته است که قرار دادن همه وارثان در جایگاهی برابر، با وجود تفاوت زیاد در سن، تجربه و اولویتهای آنها، ممکن است تصمیم درستی نبوده باشد. آنچه قرار بود خانواده را متحد نگه دارد، به سازوکاری تبدیل شده که هر اختلاف را دشوارتر میکند.
الساندرو مینیکیلی، استاد حاکمیت شرکتی و کسبوکارهای خانوادگی در دانشگاه بوکونی میلان، مشکل را در یک تناقض خلاصه کرده است: وارثان برای تصمیمهای مهم باید به توافق برسند، اما اگر توافقی شکل نگیرد، راه روشن و مؤثری برای خروج از بنبست وجود ندارد.
به تعبیر او، «قدرت تصمیمگیری برابر در یک شرکت میتواند بهسادگی به قدرت وتو تبدیل شود.»
در دلفین، هر وارث به همان اندازه که در مالکیت شریک است، میتواند مانع تغییر نیز بشود.
فرزندی که میخواست بنبست را بشکند
در میان وارثان، لئوناردو ماریا دلوکیو بیش از دیگران به کسبوکار اصلی خانواده نزدیک شده است. او چهارمین فرزند بنیانگذار لوکساتیکاست و برخلاف برخی از اعضای خانواده که بیشتر در جایگاه سهامدار باقی ماندهاند، تلاش کرده نقشی فعالتر در آینده امپراتوری داشته باشد.
لئوناردو ماریا برای پایان دادن به اختلاف، طرحی بزرگ روی میز گذاشت: خرید سهم لوکا و پائولا، دو نفر دیگر از وارثان.
ارزش این معامله حدود ۱۰ میلیارد یورو برآورد میشد. در صورت انجام آن، سهم لئوناردو ماریا در دلفین از ۱۲.۵ درصد به ۳۷.۵ درصد میرسید. او همچنان مالک اکثریت نبود، اما فاصلهاش با دیگر وارثان آنقدر زیاد میشد که میتوانست به مرکز ثقل جدید هلدینگ تبدیل شود.
برای لوکا و پائولا، معامله راهی برای تبدیل سهمی عظیم اما کمنقدشونده به پول بود. برای لئوناردو ماریا، فرصتی بود تا از میان هشت مالک برابر، به سهامدار مسلط تبدیل شود. برای دلفین نیز میتوانست راهی برای خروج از ساختاری باشد که هر تصمیم را به مذاکرهای طولانی میان هشت نفر تبدیل میکرد.
طرح در رأیگیری ماه آوریل حمایت لازم را به دست آورد و برای مدتی چنین به نظر رسید که خانواده سرانجام راه خروج از بحران را پیدا کرده است.
اما معاملهای ۱۰ میلیارد یورویی فقط با توافق خانوادگی انجام نمیشود. خریدار به تأمین مالی نیاز دارد و وامدهندگان نیز به ارزش داراییهایی نگاه میکنند که قرار است پشتوانه معامله باشند. درست در همین نقطه، بازار علیه طرح لئوناردو ماریا حرکت کرد.
ریبن هوشمند و سقوط ارزش امپراتوری
اسیلورلوکساتیکا در سالهای اخیر فقط به فروش عینکهای سنتی تکیه نکرده است. همکاری این شرکت با متا برای تولید عینکهای هوشمند ریبن، به یکی از مهمترین امیدهای سرمایهگذاران تبدیل شد. این عینکها قرار بود ریبن را از یک برند مد به دروازهای برای ورود هوش مصنوعی و فناوریهای پوشیدنی به زندگی روزمره تبدیل کنند.
در دورهای که بازار به موفقیت این همکاری خوشبین بود، ارزش سهام اسیلورلوکساتیکا افزایش یافت. سرمایهگذاران تصور میکردند شرکتی که دههها بر صنعت عینک تسلط داشته، میتواند در نسل آینده ابزارهای هوشمند نیز نقش مهمی بازی کند.
اما انتظار بازار از واقعیت جلو افتاده بود. پس از انتشار گزارش فروش سهماهه دوم و ثبت عملکردی ضعیفتر از برآورد تحلیلگران، سهام شرکت کاهش یافت. بر اساس گزارش بلومبرگ، ارزش سهام اسیلورلوکساتیکا در مقطعی حدود ۴۹ درصد پایینتر از رکورد نوامبر گذشته قرار گرفت.
افت سهام، ارزش بزرگترین دارایی خانواده را حدود ۲۳.۴ میلیارد یورو کاهش داد. عددی که روی تابلو بازار سرمایه ثبت شده بود، مستقیماً وارد اتاق مذاکرات خانواده شد.
وقتی ارزش وثیقه کاهش پیدا میکند، تأمین مالی دشوارتر و گرانتر میشود. معاملهای که چند ماه قبل قابل اجرا به نظر میرسید، دیگر با همان شرایط امکانپذیر نبود. توافق خانوادگی سر جای خود باقی مانده بود، اما اقتصاد معامله تغییر کرده بود.
بدهی یک میلیارد یورویی پشت در هیئتمدیره
مانع دیگری نیز وجود داشت. لئوناردو ماریا خواسته بود نزدیک به یک میلیارد یورو از بدهیهای شخصیاش در ساختار معامله در نظر گرفته شود.
این درخواست، ریسک معامله را برای دلفین افزایش میداد. اگر خرید سهام با بدهی سنگین انجام میشد و لئوناردو ماریا در آینده نمیتوانست تعهداتش را بپردازد، این پرسش مطرح بود که آیا هلدینگ خانوادگی باید برای نجات او وارد عمل شود یا نه.
هیئتمدیره حاضر نشد تضمین کند که دلفین در صورت بروز مشکل، پشت بدهیهای او خواهد ایستاد. مخالفت مدیران فقط یک اختلاف فنی درباره تأمین مالی نبود؛ نشانهای بود از نبود اعتماد کافی میان وارثان و ساختاری که هیچکس نمیخواست هزینه تصمیم دیگری را بپردازد.
در امپراتوریای که مالکیت آن بهطور مساوی تقسیم شده، حمایت از یک وارث میتواند از نگاه دیگران به معنای انتقال ریسک خصوصی او به دارایی مشترک خانواده باشد.
طرح ۱۰ میلیارد یورویی متوقف شد و لئوناردو ماریا مجبور شد مسیر دیگری پیدا کند.
بازگشت با کمک آپولو
پس از توقف معامله، لئوناردو ماریا شرکت سرمایهگذاری شخصی خود را بازسازی کرد و به سراغ منابع مالی تازه رفت. بلومبرگ به نقل از افراد آگاه گزارش داده است که او برای تأمین مالی مجددی به ارزش حدود ۱.۱ میلیارد یورو با شرکت آپولو گلوبال منیجمنت همکاری میکند.
آپولو یکی از بزرگترین شرکتهای سرمایهگذاری خصوصی و اعتباری جهان است و حضور آن نشان میدهد لئوناردو ماریا هنوز از جاهطلبی خود عقبنشینی نکرده است. بر اساس سناریوهای مطرحشده، خط اعتباری مورد بحث میتواند در آینده تا ۱۰ میلیارد یورو افزایش یابد؛ رقمی نزدیک به همان مبلغی که برای خرید سهام لوکا و پائولا نیاز بود.
این منابع الزاماً به معنای احیای همان معامله نیست، اما دست لئوناردو ماریا را برای اقدامهای بعدی بازتر میکند. او میتواند دوباره پیشنهاد خرید بدهد، ساختار دیگری برای افزایش سهم خود پیدا کند یا در مذاکرات آینده خانواده با قدرت بیشتری حاضر شود.
در برابر او، روکو باسیلیکو نیز فقط یک وارث منفعل نیست. باسیلیکو، پسر نیکولتا زامپیلو، بهواسطه وصیت دلوکیو سهمی برابر با فرزندان بنیانگذار دریافت کرد و اکنون یکی از بازیگران اصلی آینده دلفین است.
او ایده تفکیک داراییهای صنعتی و مالی خانواده را مطرح کرده است؛ یعنی سهام اسیلورلوکساتیکا در یک بخش باقی بماند و سرمایهگذاریهای بانکی و بیمهای در بخشی دیگر قرار گیرد. چنین تفکیکی میتواند به بعضی از وارثان اجازه دهد سهم مالی خود را نقد کنند، بیآنکه کنترل شرکت اصلی عینکسازی از میان برود.
این پیشنهاد روی کاغذ راهی برای کاهش اصطکاک است، اما اجرای آن ساده نیست. داراییهای مالی دلفین تنها چند سرمایهگذاری سودآور نیستند؛ بخشی از نفوذ خانواده در اقتصاد ایتالیا را تشکیل میدهند.
خانوادهای در قلب بانکها و بیمههای ایتالیا
دلفین در شرکت بیمه جنرالی و بانکهایی مانند یونیکردیت و مونته دی پاسکی سهام دارد. هر سه نام، فراتر از یک دارایی بورسی اهمیت دارند.
جنرالی از بزرگترین گروههای بیمهای اروپاست. یونیکردیت یکی از مهمترین بانکهای ایتالیا و اروپا به شمار میرود. مونته دی پاسکی نیز فقط یک بانک نیست؛ مؤسسهای با چند قرن سابقه که سالها در مرکز بحرانها، نجاتهای دولتی و برنامههای بازسازی نظام بانکی ایتالیا قرار داشته است.
موقعیت این مؤسسات در دورهای اهمیت بیشتری یافته که بانکهای ایتالیایی بار دیگر درگیر پیشنهادهای خرید، ادغام و رقابت بر سر کنترل هستند. رأی و تصمیم یک سهامدار بزرگ میتواند بر نتیجه بعضی از این نبردها اثر بگذارد.
به همین دلیل، فروش داراییهای مالی دلفین فقط راهی برای پرداخت پول به وارثان نیست. چنین تصمیمی میتواند توازن مالکیت در بخشهایی از نظام مالی ایتالیا را تغییر دهد. از سوی دیگر، حفظ آنها نیز خانواده را مجبور میکند درباره پروندههایی تصمیم بگیرد که پیچیدگیشان کمتر از اداره اسیلورلوکساتیکا نیست.
دلوکیو مجموعهای ساخته بود که هم در صنعت حضور داشت و هم در بانک و بیمه. اکنون وارثان او باید همزمان درباره آینده ریبن، تأمین مالی خریدهای چندمیلیاردی و موازنه قدرت در اقتصاد ایتالیا تصمیم بگیرند؛ آن هم بدون آنکه یکی از آنها حق تصمیم نهایی داشته باشد.
میراثی که ساختنش آسانتر از تقسیمش بود
لئوناردو دلوکیو در طول زندگی بارها شرکتهای دیگر را خرید، برندهای ضعیف را احیا کرد و میان تولید، طراحی و فروش پیوند برقرار کرد. او میتوانست معامله کند، مدیر انتخاب کند و در لحظه لازم تصمیم نهایی را بگیرد.
اما الگویی که برای پس از خود طراحی کرد، بر فرضی متفاوت استوار بود: اینکه هشت وارث میتوانند با مالکیت برابر و بدون رهبر نهایی، همان انسجام را حفظ کنند.
برابری سهام، عدالت ظاهری ایجاد کرد، اما تفاوت میان وارثان را از بین نبرد. برخی به اداره کسبوکار علاقه بیشتری دارند، برخی ممکن است نقدینگی بخواهند، بعضی حفظ داراییها را ترجیح میدهند و بعضی دیگر خواهان بازآرایی ساختارند. وصیت، سهم آنها را مساوی کرد، اما هدفها و نیازهایشان را یکسان نکرد.
بحران دلفین فقط نتیجه اختلاف شخصیتها نیست؛ حاصل برخورد دو منطق است. منطق خانواده میگوید همه باید سهمی برابر داشته باشند. منطق بنگاه میگوید در لحظه تصمیم، مسئولیت و اختیار باید روشن باشد.
تا زمانی که دلوکیو زنده بود، این تضاد پنهان میماند. بعد از مرگ او، هر تصمیم مهم آن را دوباره آشکار کرد.
ریبن همچنان میلیونها عینک میفروشد و همکاری با متا میتواند فصل تازهای برای آن باز کند. اسیلورلوکساتیکا نیز با وجود افت ارزش سهام، همچنان قدرتی جهانی در صنعت اپتیک است. بحران خانواده از ضعف کسبوکار آغاز نشده؛ درست برعکس، بزرگی و ارزش امپراتوری است که هر توافقی را دشوار و پرهزینه کرده است.
پشت شیشههای تیره ریبن، مسئلهای روشن قرار دارد: دلوکیو تقریباً برای همهچیز در امپراتوریاش برنامه داشت، جز روزی که دیگر خودش برای شکستن بنبست حضور نداشته باشد. ساختن این میراث دههها زمان برد؛ اکنون هشت وارث باید ثابت کنند که تقسیم آن، به معنای فروپاشیاش نخواهد بود.