شلیک موشک و مذاکره؛ فرمول عجیب برای پایان جنگ ایران و آمریکا

سه‌شنبه 6 مرداد 1405 - 21:30
مطالعه 5 دقیقه
نفتکش تنگه هرمز
آیا هر حمله نظامی به معنای شکست دیپلماسی است؟ تجربه رویارویی ایران و آمریکا نشان می‌دهد گاهی جنگ نه پایان مذاکره، بلکه بخشی از خود مذاکره است.

ایران و ایالات متحده مدام میان دوره‌های درگیری و آرامش در رفت‌وآمد هستند. هر بار که یکی از دو طرف دست به حمله می‌زند، بسیاری از تحلیلگران اعلام می‌کنند که مذاکرات به پایان رسیده است. اما آنها اشتباه می‌کنند.

این تحلیل امیلی هاردینگ است؛ معاون رئیس بخش دفاع و امنیت در مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی در واشنگتن دی سی که این مقاله را در وبسایت این مرکز منتشر کرده است.

او می نویسد: برای هر دو طرف، جنگیدن هم‌زمان با مذاکره یا آنچه می‌توان «مذاکره در سایه جنگ» نامید (Talk-Fight)، مؤثرترین راه برای پیشبرد منافعشان است. از قضا، همین رویکرد متناقض‌نما، احتمالاً سریع‌ترین مسیر رسیدن به صلح نیز هست.

پدر نظریه راهبرد کلان، کارل فون کلاوزویتس، جمله مشهور خود را این‌گونه بیان کرد که «جنگ ادامه سیاست با ابزارهای دیگر است.» از نگاه او، خشونت و دیپلماسی نقطه مقابل یکدیگر نیستند، بلکه دو ابزار متفاوت برای رسیدن به یک هدف مشترک‌اند.

وقتی ایران به یک نفتکش حمله می‌کند، آمریکا تأسیسات بندری ایران را هدف قرار می‌دهد و ایران نیز موشک‌هایی به سمت همسایگان خلیج فارس مانند کویت و قطر شلیک می‌کند، در واقع هر دو طرف همچنان در حال پیشبرد سیاست هستند؛ فقط این بار از طریق خشونت. آنها مذاکره را متوقف نکرده‌اند، بلکه آن را با ابزاری دیگر ادامه می‌دهند.

مذاکره در میانه جنگ؛ روشی خلاف انتظار

«مذاکره در سایه جنگ» در نگاه اول رویکردی غیرمتعارف به نظر می‌رسد.

برداشت سنتی از مذاکرات این است که دیپلمات‌ها هفته‌ها یا حتی ماه‌ها تلاش می‌کنند تا طرف‌های درگیر را به آتش‌بس برسانند؛ با این تصور که توقف درگیری، فرصت و فضای لازم را برای مذاکره درباره پایان دائمی جنگ فراهم می‌کند. اما در عمل، بخش زیادی از این زمان صرف بحث درباره پیش‌شرط‌ها و حتی مذاکره بر سر خود مذاکرات می‌شود.

نمونه مشهور آن جنگ ویتنام است؛ جایی که طرف‌ها ۱۰ هفته فقط بر سر شکل میز مذاکرات پاریس بحث کردند.

اگر مذاکرات متوقف شود و دوباره گلوله‌ای شلیک شود، همه چیز از ابتدا آغاز می‌شود و روند طولانی و فرساینده رسیدن به آتش‌بس دوباره تکرار خواهد شد.

به همین دلیل، این شیوه ذاتاً کند و بسیار شکننده است.

چرا آتش‌بس همیشه مطلوب نیست؟

در بسیاری از موارد، هیچ‌یک از دو طرف انگیزه زیادی برای آتش‌بس ندارند.

طرفی که در میدان نبرد دست بالا را دارد، نمی‌خواهد این برتری را از دست بدهد. طرفی هم که در حال عقب‌نشینی است، معمولاً امیدوار است با ادامه جنگ به یک «موضع قدرت» برسد تا از آن موقعیت مذاکره کند؛ موقعیتی که اغلب تعریف مشخصی ندارد و در بسیاری از موارد نیز هرگز به دست نمی‌آید.

حتی اگر به شکلی معجزه‌آسا آتش‌بس برقرار شود، مخالفان روند صلح ناگهان قدرت زیادی پیدا می‌کنند.

در این میان، یک بازیگر خودسر که قصد برهم زدن مذاکرات را داشته باشد، دخالت یک طرف سوم یا حتی یک سوءتفاهم و اشتباه، می‌تواند دوباره آتش جنگ را شعله‌ور کند.

اگر مذاکرات بر پایه آتش‌بسی شکننده و خشونتی که فقط موقتاً مهار شده بنا شود، زمینه برای اخلال و شکست تقریباً از پیش فراهم است.

الگوی آمریکا و ایران در جنگ و صلح؛ مذاکره هم‌زمان با جنگ

جایگزین این مدل، همان چیزی است که امروز میان ایران و آمریکا دیده می‌شود؛ مذاکره هم‌زمان با جنگ.

در این الگو، سیاست از هر دو مسیر به‌طور هم‌زمان ادامه پیدا می‌کند؛ هم از طریق عملیات نظامی و هم از طریق گفت‌وگوهای دیپلماتیک.

طرف‌ها هم با سلاح با یکدیگر حرف می‌زنند و هم پشت میز مذاکره.

خشونت، اراده سیاسی، نارضایتی و تلاش برای گرفتن امتیازهای بیشتر را نشان می‌دهد و گفت‌وگو نیز به دنبال یافتن نقطه‌ای قابل قبول برای پایان واقعی جنگ است.

چرا تهران و واشنگتن این مسیر را انتخاب کرده‌اند؟

ایران و آمریکا به دلایل کاملاً عمل‌گرایانه به این مدل روی آورده‌اند.

دونالد ترامپ گفته است که هرگونه اقدام خصمانه ایران علیه کشتی‌رانی با پاسخی قاطع روبه‌رو خواهد شد. او با این موضع، هم اراده سیاسی آمریکا و هم برتری نظامی این کشور را به نمایش می‌گذارد و تلاش می‌کند ایران را وادار کند در برابر قدرت آتش آمریکا امتیاز بدهد.

در مقابل، ایران می‌خواهد به جهان یادآوری کند که هر زمان اراده کند می‌تواند تنگه هرمز را ببندد و این پیام را منتقل کند که زمان به سود تهران است.

هدف ایران آن است که از این اهرم برای گرفتن بهترین شرایط ممکن در مذاکرات استفاده کند.

علاوه بر این، ایران سابقه طولانی در دشوار بودن به‌عنوان یک طرف مذاکره دارد. این کشور بارها نشان داده که حاضر است بیش از طرف مقابل صبر کند، از نظر داخلی توان تحمل فشار را دارد و در گذشته نیز سابقه موفقیت در مذاکرات را ثبت کرده است.

بنابراین، برای هر دو طرف، تبادل آتش در کنار مذاکره، در واقع راهی برای انتقال پیام‌های سیاسی است.

خطرات راهبرد جنگ در مذاکره

با این حال، این شیوه خطرهای جدی نیز دارد. بدیهی است که جنگ برای مردم بسیار ویرانگرتر از صلح است.

در درگیری کنونی، هرچند شمار قربانیان نسبتاً محدود بوده، اما تعداد زیادی از آنها غیرنظامیان بوده‌اند. علاوه بر آن، هر موج جدید خشونت، اقتصاد جهانی را با شوک و بی‌ثباتی بیشتری روبه‌رو می‌کند.

جنگ شاید پیام سیاسی قدرتمندی منتقل کند، اما برای مردم، چیزی جز ویرانی به همراه ندارد.

خطر محاسبه اشتباه

برای دو طرف نیز خطر اصلی، اشتباه در محاسبات است.

  • تهران ممکن است میزان صبر واشنگتن را بیش از حد برآورد کند و ناخواسته آمریکا را به واکنشی بسیار شدیدتر وادار کند.
  • ترامپ و مقام‌های ارشد دولت او بارها گفته‌اند که حاضرند اهدافی را هدف قرار دهند که هرچند نظامی نیستند، اما مستقیماً زندگی مردم را تحت تأثیر قرار می‌دهند؛ از جمله پل‌ها یا تأسیسات نفتی مانند جزیره خارک؛ اقدامی که می‌تواند هرگونه امید به بازسازی اقتصادی ایران را برای سال‌ها از بین ببرد.
  • از سوی دیگر، آمریکا نیز ممکن است تاب‌آوری حکومت ایران را دست‌کم بگیرد.

برای جمهوری اسلامی ایران، حتی ایجاد این تصور که در این رویارویی پیروز شده، اهمیت حیاتی دارد. او چندان نگران آسیب دیدن اقتصاد جهانی نیست؛ زیرا در نتیجه دهه‌ها تحریم، تا حد زیادی از نظام مالی جهانی جدا شده است.

ایران حتی ممکن است بتواند بیش از آمریکا صبر کند و امیدوار باشد واشنگتن منابع مالی و مهمات بیشتری را در این جنگ مصرف کند. روسیه و چین نیز احتمالاً از چنین وضعیتی استقبال می‌کنند.

خطر تشدید جنگ ایران و آمریکا جدی است؟

بسیاری از تحلیلگران هشدار می‌دهند که این درگیری ممکن است تشدید شود. اما نویسنده معتقد است این خطر معمولاً بیش از اندازه بزرگ‌نمایی می‌شود.

بله، در الگوی «مذاکره در سایه جنگ»، هر دو طرف می‌توانند سطح درگیری را افزایش دهند؛ اما احتمال این اتفاق کمتر از زمانی است که جنگ بدون هیچ مذاکره‌ای جریان دارد. همان‌طور که انگیزه‌هایی برای جنگیدن وجود دارد، انگیزه‌هایی نیز برای مهار جنگ وجود دارد.

به باور نویسنده، مذاکرات باید با پافشاری ادامه پیدا کند و نباید اجازه داد هر موج جدید خشونت آن را متوقف کند.

ایران و آمریکا هر دو تلاش خواهند کرد هم پشت میز مذاکره و هم در میدان نبرد دست بالا را به دست آورند؛ زیرا هر دو، استفاده از زور را ابزاری مشروع برای پیشبرد اهداف سیاسی خود می‌دانند.

از این منظر، سریع‌ترین راه برای رسیدن به صلحی واقعی برای مردم منطقه خلیج فارس و بازگشت نسبی ثبات به اقتصاد جهان، ادامه مذاکره است؛ حتی زمانی که جنگ همچنان ادامه دارد.

نظرات

© 1404 کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب زومان تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.