از اوکراین تا خاورمیانه؛ درگیریهای منطقهای به جنگ جهانی تبدیل میشوند؟
مجموعه درگیریهای نظامی جاری در اروپا، خاورمیانه و شرق آسیا اگرچه هنوز بهطور رسمی در قالب یک جنگ واحد تعریف نمیشوند، اما پیوندهای میان آنها روزبهروز آشکارتر میشود؛ پیوندهایی که میتواند نشانهای از جهانیشدن تدریجی جنگهای منطقهای باشد.
فایننشال تایمز مینویسد در اروپا، تهاجم روسیه به اوکراین خونینترین جنگ این قاره از پایان جنگ جهانی دوم تاکنون توصیف شده است.
همزمان در خاورمیانه، رویارویی میان ایران، آمریکا و اسرائیل بهگونهای گسترش یافته که ۱۲ کشور منطقه بهطور مستقیم درگیر پیامدهای آن شدهاند. در شرق آسیا نیز کرهشمالی با سرعت در حال تقویت توان نظامی خود است و از هدف پیشین اتحاد مسالمتآمیز با کرهجنوبی فاصله گرفته، در حالی که چین نیز تمرینهای دریایی خود در اطراف تایوان را افزایش داده و بهنظر میرسد در حال آزمودن سناریوهای قطع خطوط تدارکاتی این جزیره است.
در حال حاضر، این درگیریهای منطقهای در اروپا، خاورمیانه و آسیا تا حد زیادی از یکدیگر جدا هستند. اما نشانههایی وجود دارد که این جنگها در حال همپوشانی با یکدیگر هستند.
هفته گذشته، ایران اعلام کرد که اوکراین یک کشتی تجاری ایرانی را در دریای خزر هدف قرار داده و در این حادثه یک ملوان کشته شده است.
اوکراین حملات دوربرد علیه کشتیهای ایرانی در دریای خزر را تأیید کرده و گفته که این حملات کشتیهای حامل محمولههای نظامی به مقصد روسیه را هدف قرار دادهاند.
ولودیمیر زلنسکی همچنین بهتازگی هشدار داده که کره شمالی در حال آمادهسازی برای اعزام ۳۰ هزار نیروی نظامی دیگر جهت مشارکت در جنگ روسیه علیه اوکراین است.
زلنسکی در زمان نخستین استقرار نیروهای کرهشمالی در خط مقدم در سال ۲۰۲۴، آن را «گام اول بهسوی جنگ جهانی» توصیف کرده بود و اکنون با درگیری مستقیم اوکراین با ایران، برخی ناظران از برداشته شدن «گام دوم» سخن میگویند.
اما آیا هر جنگ گستردهای میتواند «جنگ جهانی» محسوب شود؟
فایننشال تایمز برای توضیح ابعاد این تحول، به ویژگیهای جنگهای جهانی اول و دوم اشاره میکند؛ جنگهایی که همانطور که از نامشان پیداست همزمان در چند قاره رخ دادند.
هر دو درگیری همچنین شامل ائتلافهای جهانی مشخصی بودند. بین سالهای ۱۹۳۹ تا ۱۹۴۵، قدرتهای محور شامل آلمان، ایتالیا و ژاپن در برابر ائتلافی به رهبری بریتانیا، آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی قرار گرفتند.
این دو جنگ همچنین شامل درگیری مستقیم میان قدرتمندترین کشورهای جهان بودند.
آرایش فعلی همه ویژگیهای الگوی جنگهای جهانی را دارد؟
مجموعه درگیریهای کنونی برخی از این معیارها را دارد. جنگهای فعلی اکنون دو قاره اروپا و آسیا را دربر گرفتهاند و بر درگیریها در آفریقا نیز تأثیر میگذارند.
افزایش هماهنگی میان روسیه، چین، ایران و کره شمالی باعث شده برخی استراتژیستهای آمریکایی این چهار کشور را «محور دشمنان» توصیف کنند.
با این حال، شکلگیری یک بلوک منسجم در برابر این مجموعه، بهسادگی ممکن نیست. مواضع خصمانه دونالد ترامپ نسبت به بخشی از متحدان سنتی آمریکا و همچنین تصویر منفی فزاینده اسرائیل در اروپا و بخشهایی از خلیج فارس باعث شده شناسایی و تثبیت یک ائتلاف یکپارچه ضد این محور دشوارتر شود.
اقدام اوکراین علیه اهداف ایرانی در خزر ممکن است تا حدی تلاشی برای نزدیکتر شدن به این بلوک و ساختن جبههای منسجمتر تلقی شود، هرچند جزئیات میدانی و انگیزههای دقیق کییف همچنان محل مناقشه است.
این تحلیل همچنین به انگیزههای اوکراین برای هدف گرفتن منافع ایران اشاره و ادعا میکند که تهران با تأمین پهپادهای شاهد برای روسیه، در حملات مرگبار علیه اوکراین نقش داشته و همین موضوع برای کییف انگیزهای روشن برای اقدام تلافیجویانه فراهم میکند.
همزمان، کییف ممکن است این فرصت را ببیند که با تأکید بر میزان کمک روسیه به ایران در مقابله با آمریکا، روابط خود با دولت ترامپ را به شکل چشمگیری بهبود دهد.
زلنسکی پیشتر به نقش روسیه در ارائه اطلاعاتی اشاره کرده بود که ایران از آنها برای هدف قرار دادن نیروها و پایگاههای آمریکایی در منطقه استفاده کرده است.
تلاشهای آمریکا برای محاصره ایران نیز به دلیل امکان انتقال کالاها و نفت ایران از طریق دریای خزر به روسیه با مشکل مواجه شده و مختل کردن این مسیر میتواند به تلاشهای آمریکا برای ضربه به اقتصاد ایران کمک کند.
همزمان، اوکراینیها احساس میکنند که بهتدریج در جنگ خود با روسیه دست بالا را پیدا میکنند. اما ورود نیروهای تازهنفس از کره شمالی بدون شک به نفع پوتین خواهد بود.
انگیزه پیونگ یانگ برای کمک به مسکو چیست؟
کیم جونگ اون انگیزههای زیادی برای کمک به کرملین دارد؛ زیرا روسیه در حال ارائه فناوریهای پیشرفته به کره شمالی است و به کره شمالی کمک میکند تا از انزوای اقتصادی و دیپلماتیک خود خارج شود.
چین در کجای این ماجرا قرار دارد؟
کمکهای چین به ایران و روسیه محتاطانهتر و کمتر آشکار است. اما ناظران معتقدند این کمکها همچنان حیاتی هستند.
توماس رایت مدیر پیشین برنامهریزی راهبردی در کاخ سفید دولت بایدن پیشتر گفته بود چین با تأمین ماشینابزار، میکروالکترونیک، فناوریهای کلیدی و همکاری در تولید پهپادها، به روسیه کمک کرده تا توان نظامی خود را با سرعت بیشتری بازسازی کند.
چین همچنین اقلام دو منظوره و تصاویر ماهوارهای تجاری در اختیار ایران قرار داده است.- توماس رایت
اگرچه میان چین، روسیه، ایران و کرهشمالی اتحاد رسمی وجود ندارد، اما این کشورها در برخی اهداف کلان با یکدیگر همپوشانی دارند؛ از جمله تضعیف نفوذ آمریکا و افزایش سلطه بر محیط پیرامونی خود.
در این میان، جاهطلبی یک قدرت در حال ظهور مانند چین برای کنار زدن آمریکا از جایگاه قدرت برتر جهانی، در گذشته بارها به جنگ منجر شده است؛ پدیدهای که گراهام آلیسون استاد دانشگاه هاروارد آن را «تله توسیدید» نامیده است؛ مفهومی که شی جینپینگ، رهبر چین، نیز بارها درباره آن صحبت کرده است.
اصطلاح توسیدید بر اساس نقل سخنی از توسیدید مورخ و ژنرال نظامی آتن باستان ساخته شده که میگوید: جنگ پلوپونز بین آتن و اسپارت به دلیل ترسی که اسپارتها از رشد قدرت آتن میداشتهاند اجتناب ناپذیر بوده است
در نهایت، تردیدی وجود ندارد که چین و آمریکا بهطور فعال برای جنگ احتمالی آماده میشوند. اما در عین حال، واشنگتن و پکن ظاهراً تلاش میکنند مانع تبدیل رقابتشان به یک درگیری مستقیم شوند.
با وجود این، تجربه سده بیستم نشان داده که همپوشانی جنگهای منطقهای و خطاهای محاسباتی قدرتهای بزرگ میتواند در نهایت به درگیری بسیار گستردهتر منجر شود.