اکونومیست: بازآرایی قدرت نظامی ترامپ طبق برنامه پیش نمی‌رود

شنبه 3 مرداد 1405 - 23:15
مطالعه 5 دقیقه
تانک آمریکایی
ترامپ وعده داده بود تمرکز نظامی آمریکا را از خاورمیانه به چین منتقل کند؛ اما آیا جنگ‌ها و بحران‌ها اجازه این چرخش را داده‌اند؟

اکونومیست در گزارشی آورده: در کتاب «راهبرد انکار» (Strategy of Denial) که در سال ۲۰۲۱ منتشر شد، ال‌بریج کولبی استدلال کرد که نیروهای مسلح آمریکا بیش از حد درگیر مسائل مختلف جهان شده‌اند و دیگر توان مقابله هم‌زمان با همه دشمنان را ندارند.

کولبی که آن زمان یک تحلیلگر اندیشکده‌ای بود و در دولت نخست دونالد ترامپ نیز خدمت کرده بود، اعلام کرد که چین باید اولویت اصلی آمریکا باشد. او نوشته بود:

آمریکا باید تلاش کند تعهدات پرهزینه یا سنگین خود در دیگر مناطق جهان را کاهش دهد، محدود کند یا از میان ببرد.

کولبی پیش‌بینی کرده بود: «آنچه برای خاورمیانه استفاده می‌شود، دیگر در اختیار آسیا نخواهد بود.»

این تحلیل اکنون، شاید برخلاف میل خود کولبی، در حال اثبات شدن است. برای بیش از ۸۰ سال، آمریکا حضور نظامی گسترده‌ای در سراسر جهان ایجاد کرد تا نقش پلیس جهانی را ایفا کند.

اما اکنون دونالد ترامپ در حال بازتعریف نقش آمریکا است؛ آن هم با حضور کولبی به‌عنوان مسئول سیاست‌گذاری پنتاگون. ترامپ در راهبرد دفاع ملی خود که در ژانویه منتشر شد، دولت‌های پیشین را به دلیل ورود به «جنگ پس از جنگ بدون مسیر مشخص» مورد انتقاد قرار داد و وعده داد رویکردی «متمرکزتر» اتخاذ کند.

اما در خاورمیانه، آمریکا نه‌تنها در حال کاهش نیروهای خود نیست، بلکه وارد جنگی با ایران شده که اخیراً تشدید هم شده است؛ جنگی که در روزهای اخیر چهار سرباز آمریکایی کشته و از ۷ ژوئیه تاکنون بیش از ۱۰۰ نظامی آمریکایی زخمی شده‌اند.

اکونومیست می‌گوید کاهش نیروها در اروپا نیز تاکنون محدود بوده و کمک چندانی به تقویت دفاع آمریکا در اقیانوس آرام نکرده است. به جای آنکه حضور نظامی آمریکا در دوره ترامپ متمرکزتر شود، همچنان پراکنده و گسترده باقی مانده است.

اروپا؛ اولین جایی که تغییر کرد

اروپا منطقه‌ای است که بیشترین تغییر را تجربه کرده است. ترامپ تاکنون دو تیپ رزمی از مجموع پنج تیپ آمریکایی مستقر در اروپا را که پس از حمله روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲ به این قاره اعزام شده بودند، خارج کرده است. هر یک از این تیپ‌ها حدود ۴ هزار نیرو دارند.

با این حال، ترامپ به‌طور مبهم گفته است که ۵ هزار نیروی اضافی به لهستان اعزام خواهد کرد؛ اما احتمالاً این نیروها از دیگر نقاط اروپا منتقل خواهند شد.

در ژوئن، وزارت جنگ آمریکا اعلام کرد نیروهای اختصاص‌یافته به ناتو در زمان جنگ را تا یک‌سوم کاهش خواهد داد؛ از جمله جنگنده‌ها، ناوشکن‌ها و زیردریایی‌ها.

این نشریه همچنین می‌گوید که کاهش‌های بیشتری نیز ممکن است در راه باشد. پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، در ژوئن اعلام کرد یک بازبینی شش‌ماهه درباره نیروها و پایگاه‌های نظامی آمریکا در اروپا انجام خواهد شد. او در بروکسل گفت این بررسی طراحی شده تا اطمینان حاصل شود ناتو «به‌سرعت و به شکلی برگشت‌ناپذیر به سمت رهبری اروپا و پذیرش مسئولیت اصلی دفاع از این قاره حرکت می‌کند.»

دولت ترامپ خواهان منابع آمریکایی کمتر در اروپا و استفاده بیشتر از ظرفیت‌های اروپایی است. هگست همچنین اشاره کرده که آمریکا در مقابل، خواهان دسترسی آزادتر به حریم هوایی و پایگاه‌های اروپایی خواهد بود؛ پایگاه‌هایی که برخی متحدان در جریان جنگ علیه ایران اجازه استفاده از آنها را محدود کرده بودند.

کنگره؛ مانعی برای برنامه ترامپ

اینکه ترامپ تا چه اندازه بتواند این برنامه‌ها را پیش ببرد، برخلاف معمول، به کنگره بستگی دارد. کنگره از طریق تصویب بودجه دفاعی، مقاومت کم‌سابقه‌ای در برابر رئیس‌جمهور آمریکا نشان داده است. در دسامبر، قانون‌گذاران محدودیت‌هایی ایجاد کردند تا مانع کاهش نیروهای آمریکایی در اروپا به کمتر از ۷۶ هزار نفر شوند؛ رقمی که تنها چند هزار نفر کمتر از سطح فعلی است.

خاورمیانه؛ جایی که برنامه ترامپ برعکس شد

اگر کاهش حضور آمریکا در اروپا کندتر از انتظار ترامپ پیش می‌رود، چرخش مورد انتظار از خاورمیانه نیز در مسیر اشتباهی قرار گرفته است. آمریکا تمام نیروهای خود را از سوریه خارج کرده و قرار است در سپتامبر از عراق نیز خارج شود.

اما جنگ ایران باعث شده ناوهای هواپیمابر و سامانه‌های دفاع هوایی آمریکا به منطقه منتقل شوند و ذخایر مهمات این کشور که برای درگیری احتمالی با چین در نظر گرفته شده بود، کاهش یابد.

حدود ۵۰ هزار نیروی آمریکایی اکنون در منطقه حضور دارند؛ در حالی که پیش از جنگ این تعداد حدود ۴۰ هزار نفر بود.

اکونومیست می‌نویسد که در تفاهم‌نامه‌ای که آمریکا در ژوئن با ایران امضا کرد، واشنگتن متعهد شد طی ۳۰ روز نیروهای خود را از «مجاورت» ایران خارج کند. اما اکنون این وعده غیرواقع‌بینانه به نظر می‌رسد. پس از آسیب دیدن پایگاه‌های آمریکا در کشورهای خلیج فارس بر اثر حملات موشکی ایران، آمریکا عملیات خود را از پایگاه‌های دورتر در اسرائیل و اردن ادامه داده است.

پرسش پس از پایان جنگ دیگر این نیست که آیا آمریکا حضور خود در خاورمیانه را به‌طور چشمگیر کاهش خواهد داد یا نه؛ بلکه این است که این حضور چه شکلی پیدا خواهد کرد. مقام‌های اسرائیلی از انتقال پایگاه‌های آمریکا به اسرائیل صحبت می‌کنند؛ جایی که در حال حاضر تنها میزبان یک استقرار دائمی از سوی آمریکا است. اما هرگونه نشانه‌ای از کنار گذاشتن کشورهای خلیج فارس، جایی که رهبران آن روابط نزدیکی با ترامپ ایجاد کرده‌اند، می‌تواند پیامدهای دیپلماتیک بزرگی داشته باشد.

نیمکره غربی؛ یک عامل تازه برای مصرف منابع آمریکا

اینکه قاره آمریکا نیز به فشار بیشتری بر منابع نظامی آمریکا تبدیل شود، به جاه‌طلبی‌های ترامپ در این منطقه بستگی دارد. راهبرد امنیت ملی دولت ترامپ که سال گذشته منتشر شد، امنیت خاک آمریکا و نیمکره غربی را اولویت اصلی معرفی کرد.

ترامپ تاکنون یک رهبر منطقه‌ای، نیکلاس مادورو در ونزوئلا، را کنار زده و در حال بررسی گزینه‌های نظامی علیه کوبا است.

این اقدامات می‌تواند نیروی دریایی آمریکا را بار دیگر به سمت دریای کارائیب بکشاند.

جنیفر کاوانا از اندیشکده دیفنس پرایوریتیز (Defence Priorities) می‌گوید سرمایه‌گذاری‌های اخیر در زیرساخت‌ها در مناطقی مانند پورتوریکو و ترینیداد و توباگو، نشان‌دهنده احتمال استقرارهای دائمی جدید است.

آسیا؛ چرخش وعده داده‌شده هنوز کامل نشده است

دریاداران آمریکایی در اقیانوس آرام این تحولات را زیر نظر دارند؛ تحولاتی که چندان به نفع آنها نیست.

البته وضعیت نظامی آمریکا در آسیا کاملاً ثابت نمانده است. در گوام، جزیره آمریکایی در فاصله حدود ۲۷۰۰ کیلومتری شرق تایوان، افزایش حضور نظامی باعث افزایش هزینه مسکن شده است.

استرالیا در حال ارتقای پایگاه زیردریایی خود در پرت، در ساحل غربی این کشور، است؛ اقدامی که به زیردریایی‌های آمریکایی اجازه می‌دهد مدت بیشتری در منطقه باقی بمانند. تفنگداران دریایی آمریکا نیز موشک‌های قدرتمندتری را به فیلیپین منتقل کرده‌اند. در سراسر منطقه، فرودگاه‌های نظامی در حال ارتقا هستند و رزمایش‌ها گسترده‌تر شده‌اند.

با این حال، تعداد نیروها و تجهیزات آمریکایی در اقیانوس آرام تقریباً ثابت مانده است. در بخش زیادی از سال جاری، آمریکا تنها یک ناو هواپیمابر در آسیا مستقر کرده؛ نه دو ناوی که معمولاً هدف‌گذاری شده بود. این طولانی‌ترین فاصله پنج سال اخیر است.

آمریکا حدود ۵۵ هزار نیرو در ژاپن و تقریباً نیمی از این تعداد در کره جنوبی دارد. بزرگ‌ترین تغییرات، بیشتر جابه‌جایی نیروها در داخل منطقه بوده است. کولبی در سخنرانی خود در سئول در ژانویه، کره جنوبی را «متحدی نمونه» خواند، اما با اشاره نکردن به دشمن اصلی این کشور، یعنی کره شمالی، باعث تعجب شد.

پنتاگون همچنین ایده خروج قدرتمندترین واحد آمریکایی، یعنی یک تیپ ۴۵۰۰ نفره استرایکر از شبه‌جزیره کره و تمرکز آن بر چین را بررسی کرده است.

پول بیشتر، راه‌حل فوری نیست

ورود حجم عظیمی از بودجه می‌تواند بخشی از این مشکلات را کاهش دهد. ترامپ از کنگره برای بودجه دفاعی سال‌های ۲۰۲۶ و ۲۰۲۷ درخواست ۱.۵ تریلیون دلار کرده است؛ افزایشی ۴۴ درصدی. اما حتی اگر این بودجه تصویب شود، به‌سرعت به نیرو و تجهیزات تبدیل نخواهد شد.

کولبی که زمانی هشدار داده بود آمریکا نمی‌تواند هم‌زمان چند جنگ را مدیریت کند و در عین حال چین را مهار کند، اکنون خود در موقعیتی قرار گرفته که باید سیاستی طراحی کند که دقیقاً همین کار را انجام دهد.

نظرات

© 1404 کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب زومان تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.