شرط بازی ترامپ با عربستان | پول بده، امتیاز بگیر جواب داد؟
آتلانتیک در گزارشی مینویسد: شخصیت دونالد ترامپ نهتنها بر رفتار شخصی او، بلکه بر سیاست خارجیاش نیز اثر میگذارد. جدیدترین قربانی این رویکرد، عربستان سعودی است.
در ۲۲ ژوئیه، کریس رایت وزیر انرژی آمریکا، و همتای سعودی او توافقی را برای همکاری هستهای غیرنظامی میان عربستان و آمریکا امضا کردند. این توافق چنددهساله و چندمیلیارددلاری به شرکتهای آمریکایی اجازه میدهد نیروگاههای هستهای تجاری در خاک عربستان توسعه دهند و اداره کنند؛ توافقی که احتمالاً میتواند شامل یک تأسیسات غنیسازی اورانیوم نیز باشد.
عربستان نزدیک به ۲۰ سال است که به دنبال چنین توافقی بوده است. روسایجمهور آمریکا از باراک اوباما به بعد، همواره آمادگی خود را برای چنین همکاریای اعلام کرده بودند، اما با دو شرط:
- هر توافقی باید شامل تضمینهایی برای جلوگیری از استفاده عربستان از غنیسازی در مسیر ساخت سلاح هستهای باشد
- این توافق باید به عادیسازی روابط ریاض با اسرائیل منجر شود.
با بازگشت دونالد ترامپ به ریاستجمهوری در سال ۲۰۲۴، سعودیها احتمالاً تصور کردند که زمان تحقق خواستههایشان فرا رسیده است.
عربستان سرمایهگذاری سنگینی روی ترامپ و خانواده او انجام داده است؛ از جمله قراردادهای صدور مجوز با سازمان ترامپ که ارزش بالقوه آنها میتواند به میلیاردها دلار برسد و همچنین تعهد بزرگ مالی به شرکت سرمایهگذاری خصوصی تأسیسشده توسط جرد کوشنر، داماد ترامپ.
این هفته به نظر میرسید این سرمایهگذاریها نتیجه داده است. جزئیات توافق روز چهارشنبه هنوز محدود است، اما روزنامه واشنگتنپست گزارش داد که این توافق با هموار کردن مسیر غنیسازی اورانیوم، راه را برای دستیابی احتمالی عربستان به سلاح هستهای در آینده باز کرده است. همچنین طبق این گزارش، شرط اولیه به رسمیت شناختن اسرائیل از سوی عربستان نیز از توافق کنار گذاشته شده بود.
در واقع، عربستان تقریباً همه چیزهایی را که میخواست به دست آورده بود؛ بدون اینکه هزینه زیادی در مقابل بپردازد. اما هنوز جوهر امضای توافق خشک نشده بود که عقبنشینیها آغاز شد.
ترامپ اخیرا در پستی در شبکه اجتماعی تروث سوشال تأکید کرد که این توافق در واقع شامل غنیسازی اورانیوم نیست و «کاملاً مشروط به پیوستن عربستان سعودی به توافق ابراهیم» است؛ یعنی عادیسازی روابط با اسرائیل.
پس از این اظهارات، آشفتگی و سردرگمی درباره اینکه ترامپ دقیقاً چه هدفی از این سخنان دارد، آغاز شد. آیا ترامپ پس از شنیدن انتقاد جمهوریخواهان در فاکسنیوز و دیگر رسانهها، تلاش میکند توافق تازه امضاشده را از بین ببرد؛ همانطور که شبکه سیانان مطرح کرده است؟ یا این واکنش فقط یک نمایش لفظی ترامپ است که پیامد عملی ندارد؟
هیچکس ظاهراً پاسخ این سؤال را نمیداند. ترامپ پیش از اضافه کردن این شرط جدید به توافقی که سعودیها تازه جشن گرفته بودند، با رهبران عربستان مشورت نکرده بود.
اینکه این موضوع چه تأثیری بر سرنوشت توافق در کنگره خواهد داشت نیز مشخص نیست. کنگره میتواند مانع اجرای آن شود، اما برای این کار به اکثریت مخالفی نیاز دارد که بتواند وتوی رئیسجمهور را در هر دو مجلس نمایندگان و سنا بیاثر کند؛ البته به شرطی که ترامپ اساساً بخواهد این توافق پیش برود.
سعودیها احتمالاً سردرگم شدهاند. آنها «بهای معامله» خود را به خانواده ترامپ پرداخت کردند. اما سهم آنها از معامله کجاست؟ آیا انتقادهای فاکسنیوز میتواند میلیاردها دلاری را که برای جلب حمایت خانواده ترامپ هزینه شده، بیاثر کند؟
این تغییر موضع در زمان بسیار نامناسبی برای عربستان رخ داده است.
آنطور که آتلانتیک مینویسد این کشور در جنگ ترامپ علیه ایران نیز بدون پشتوانه و آسیبپذیر باقی مانده است؛ جنگی که باعث تقویت ایران و افزایش کنترل تهران بر تنگه هرمز شده، مهمترین مسیر دریایی عربستان برای اتصال به بازار جهانی نفت.
عربستان به حفاظت نیاز دارد. اما متحد سنتی این کشور، یعنی آمریکا، اکنون غیرقابل پیشبینی و ضعیفتر از گذشته به نظر میرسد. این نشریه احتمال میدهد که ریاض در خاورمیانه پساآمریکایی، داشتن توان هستهای مستقل را بهعنوان شرطی برای بقای خود ببیند.
حامیان آمریکایی توافق هستهای با عربستان سالها هشدار دادهاند که اگر آمریکا با ریاض همکاری نکند، سعودیها ممکن است برای فناوری هستهای و روابط نظامی قویتر به سمت روسیه یا چین بروند.
تلاشهای قبلی عربستان برای یافتن ترتیبات امنیتی جایگزین، چندان موفق نبوده است.
در سال ۲۰۲۳، عربستان با میانجیگری چین توافقی برای ازسرگیری روابط با ایران امضا کرد؛ اما روابط دوستانه چین با تهران نتوانست عربستان را در برابر حملات موشکی ایران در ماههای اخیر محافظت کند.
گزینههای دیگر عربستان حتی دشوارتر به نظر میرسند. گزارشها میگویند عربستان در دهه ۱۹۹۰ برنامه تسلیحات هستهای پاکستان را تأمین مالی کرده و تصور میشود در صورت نیاز، نوعی حق دسترسی به این سلاحها داشته باشد. دو کشور همچنین سال گذشته یک پیمان دفاعی مشترک را رسمی کردند.
اما آیندهای که در آن عربستان به نوعی تحت حمایت نظامی پاکستان قرار گیرد، چندان امیدوارکننده نیست؛ بهویژه اینکه هند یکی از سه بازار بزرگ صادراتی عربستان و احتمالاً سریعترین بازار در حال رشد این کشور است. و این ما را دوباره به طرح اصلی عربستان بازمیگرداند.
برنامه هستهای عربستان دود شد؟
آتلانتیک یادآوری میکند که ترامپ بارها در شبکههای اجتماعی چیزهایی را اعلام کرده که در دنیای واقعی محقق نشدهاند. در دوره اول ریاستجمهوریاش، او در سال ۲۰۱۹ در توییتر اعلام کرد دستور داده همه شرکتهای آمریکایی چین را ترک کنند. این «دستور» سه روز بعد کنار گذاشته شد.
در ژوئن ۲۰۲۵ نیز ترامپ از توقف اجرای قوانین مهاجرتی در مزارع، هتلها و رستورانها خبر داد؛ توقفی که چند روز بعد لغو شد. ترامپ بارها افزایش تعرفههایی را اعلام کرده که بعداً کنار گذاشته شدند و همچنین حملات نظامیای را وعده داده که هرگز انجام نشدند.
ممکن است همین اتفاق درباره شرط جدید ترامپ برای عربستان نیز رخ دهد؛ شرطی که پس از امضای توافق مطرح شد و از ریاض میخواهد در ازای توافقی که با جریان پول به شرکتها و بستگان ترامپ تسهیل شده بود، هزینه اضافی یعنی به رسمیت شناختن اسرائیل را بپردازد.
متحدان سنتی دموکراتیک آمریکا از دیپلماسی غیرقابل پیشبینی و مبتنی بر معامله ترامپ احساس خیانت و سردرگمی میکنند. اما حتی کشورهایی که حاضرند هزینه بپردازند نیز ممکن است با خیانت و سردرگمی روبهرو شوند.
آتلانتیک در پایان پرسشی مهم را مطرح میکند: اگر حتی عربستان سعودی، که ترامپ و خانوادهاش را با پول و هدیههای فراوان همراه کرده است، نتواند به دیپلماسی ترامپ اعتماد کند، چه کشوری در جهان میتواند واقعاً به آن اطمینان داشته باشد؟