وقتی تورم ماندگار میشود، پول را کجا ببریم؟
به گزارش زومان، در اقتصادی که قیمتها مدام بالا میروند، نگهداشتن پول خود به یک تصمیم سرمایهگذاری تبدیل میشود. کسی که درآمدش را نقد نگه میدارد، نگران آبشدن ارزش آن است؛ خریدار طلا از سقوط ناگهانی قیمت میترسد؛ سهامدار چشم به نرخ بهره و دلار دارد و صاحب سپرده بانکی حساب میکند که سود دریافتیاش تا چه اندازه از تورم عقب مانده است.
این تجربه برای ایرانیها تازه نیست، اما حالا سرمایهگذاران در بسیاری از کشورهای جهان نیز با پرسشی مشابه روبهرو شدهاند: اگر تورم قرار نباشد به این زودیها به سطح مطلوب بانکهای مرکزی بازگردد، پول را باید کجا نگه داشت؟
اکونومیست در گزارشی به این پرسش پرداخته و نوشته است که سرمایهگذاران، پس از پنج سال تورم ماندگار، آرامآرام پذیرفتهاند بازگشت قیمتها به شرایط پیش از سال ۲۰۲۱ شاید به این زودیها ممکن نباشد.
فرودی که هیچوقت از راه نرسید
در بخش بزرگی از اوایل دهه ۲۰۲۰، تقریباً هر بحثی درباره بازارهای مالی با استعارههای هوانوردی همراه بود. تورم در اقتصادهای ثروتمند جهش کرده بود و بانکهای مرکزی نیز با تأخیر نرخ بهره را بالا برده بودند تا موتور اقتصادهایشان را خنک کنند.
پرسش اصلی این بود که آیا میتوان تورم را بدون کشاندن اقتصاد به رکود مهار کرد یا نه.
اگر بانکهای مرکزی در افزایش نرخ بهره زیادهروی میکردند، فعالیت اقتصادی نیز همراه با تورم سرکوب میشد و اقتصاد با «فرود سخت» رو به رو میشد.
در مقابل، اگر سیاستگذاران همهچیز را به درستی تنظیم میکردند، «فرود نرم» رخ میداد؛ یعنی تورم کاهش مییافت، بدون آنکه اقتصاد وارد رکود شود.
با اینحال، تجربه تاریخی نشان میداد فرودهای سخت بسیار بیشتر از فرودهای نرم اتفاق میافتند.
سناریوی سومی نیز وجود داشت که کمتر کسی در بانکهای مرکزی حاضر بود آن را جدی بگیرد: «پرواز بدون فرود». در این وضعیت، رشد اقتصادی همچنان بالا میماند، اما تورم نیز فروکش نمیکرد.
باتنوود، ستوننویس حوزه مالی اکونومیست، در این مقاله مینویسد که بارها با طرح این پرسش که آیا بانکهای مرکزی ممکن است چنین شرایطی را تحمل کنند، باعث دلخوری مقامهای پولی شده است. بانکداران مرکزی ملایمتر یادآوری میکردند که دولتها برای آنها هدف تورمی تعیین کردهاند و این هدف را بسیار جدی میگیرند. مقامهای تندخوتر نیز پاسخهایی میدادند که فقط اندکی مؤدبانهتر از این جمله بود: «فکر میکنید ما چقدر احمق یا بیمسئولیت هستیم؟»
اما اکنون به نظر میرسد مهمترین بانک مرکزی جهان، خواسته یا ناخواسته، وارد همان پرواز بیپایان شده است.
تورم پایین نیامد، انتظارها هم تغییر کرد
سنجه ترجیحی فدرال رزرو برای تورم آمریکا هیچگاه به هدف ۲ درصدی بازنگشت. این نرخ در دوازده ماه منتهی به آوریل ۲۰۲۵ تا ۲.۳ درصد پایین آمد، اما تازهترین رقم مربوط به ماه مه دوباره به ۴.۱ درصد رسید.
رشد قیمتها در استرالیا نیز تقریباً به همین اندازه و حدود ۴ درصد بوده است. تورم در بریتانیا با ۲.۶ درصد و در منطقه یورو با ۲.۸ درصد همچنان بالاتر از هدف بانکهای مرکزی قرار دارد.
مهمتر از خود این اعداد، تغییر انتظار سرمایهگذاران و مصرفکنندگان است. بسیاری دیگر باور ندارند که تورم به سرعت به هدف بانکهای مرکزی بازگردد.
در تازهترین نظرسنجی ماهانه بانک آو آمریکا از مدیران صندوقهای سرمایهگذاری، ۵۴ درصد شرکتکنندگان پیشبینی کردهاند اقتصاد جهان در ۱۲ ماه آینده با سناریوی «بدون فرود» روبهرو شود؛ یعنی رشد ادامه پیدا کند، اما تورم نیز بالا بماند.
در نظرسنجی دانشگاه میشیگان نیز مصرفکننده میانه آمریکایی انتظار داشته است تورم در یک سال آینده به ۴٫۲ درصد برسد. پاسخدهندگان همچنین پیشبینی کردهاند نرخ تورم در بلندمدت به طور متوسط بالاتر از ۳ درصد باقی بماند.
افزایش قیمت انرژی از ماه فوریه، همزمان با آغاز حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، اوضاع را دشوارتر کرده است. با این حال، مشکل اصلی ریشهدارتر از شوک انرژی است: تورم از اوایل سال ۲۰۲۱ تاکنون هیچگاه به کمتر از ۲ درصد نرسیده است.
سرمایهگذاران اکنون بیش از گذشته احتمال میدهند که تورم بالا نه یک اتفاق موقت، بلکه بخشی ماندگارتر از اقتصاد جهانی باشد.
درس اول؛ دارایی واقعی بخرید
اکونومیست میپرسد پنج سال گذشته چه درسی درباره سرمایهگذاری در دوران تورم بالا داشته است؟
مهمترین پاسخ این است که مالکیت داراییهای واقعی و جریانهای درآمدی ارزشمندتر شده است.
به جز چین، بیشتر بازارهای بزرگ سهام جهان از زمان جهش قیمتهای مصرفکننده در سال ۲۰۲۱ عملکردی خوب تا درخشان داشتهاند.
بخشی از این عملکرد به رشد سریعتر از انتظار سود شرکتها مربوط میشود و بخشی دیگر به پیشرفت شتابان هوش مصنوعی.
اما حتی بدون این دو عامل نیز سهام یک ویژگی مهم دارد: سهامدار مالک بخشی از کسبوکاری است که میتواند قیمت محصولات، درآمد و سود خود را همراه با افزایش عمومی قیمتها بالا ببرد.
البته همه شرکتها قدرت افزایش قیمت یکسانی ندارند. با اینحال، سهام در مجموع ادعایی بر درآمدهای واقعی بنگاههاست و از این نظر، نسبت به داراییهایی که پرداخت ثابتی دارند، محافظت بیشتری در برابر فرسایش تورمی ایجاد میکند.
درس دوم؛ اوراق قرضه قربانی تورم شد
اوراق بدهی در سوی دیگر این ماجرا قرار دارند. بیشتر این اوراق تنها پرداختهایی ثابت و اسمی را وعده میدهند؛ پرداختهایی که تورم به تدریج قدرت خرید آنها را کاهش میدهد.
یک شاخص بلومبرگ از اوراق خزانهداری آمریکا طی پنج سال گذشته بیش از ۲۰ درصد از ارزش واقعی خود را از دست داده است.
بخش اصلی این زیان از اثر فرسایشی تورم بر سود دورهای و اصل پول اوراق ناشی شده است. وقتی سرمایهگذار مبلغی ثابت به دلار دریافت میکند، افزایش قیمتها باعث میشود با آن پول کالاها و خدمات کمتری بخرد.
ضربه دوم نیز از افزایش نرخ بازدهی وارد شده است. زمانی که نرخهای بهره و بازده اوراق جدید بالا میروند، اوراق قدیمی با سود کمتر جذابیت خود را از دست میدهند و قیمت آنها در بازار کاهش مییابد.
اگر خریداران اوراق همچنان از جهشهای تورمی آینده بترسند، برای جبران این خطر، بازده بیشتری مطالبه خواهند کرد. این موضوع نیز میتواند قیمت اوراق موجود را تحت فشار بیشتری قرار دهد.
به عبارت ساده، دارندگان اوراق در دوره تورمی هم از کاهش قدرت خرید پرداختهای ثابت زیان میبینند و هم از افت قیمت خود اوراق.
حتی طلا هم مسیر آرامی ندارد
درس سوم این است که حتی داراییهایی که در بلندمدت از تورم جلو میزنند، در کوتاهمدت میتوانند نوسانهای شدیدی را تجربه کنند.
طلا معمولاً بهعنوان پناهگاهی در برابر کاهش ارزش پول شناخته میشود، اما از قله خود در ماه ژانویه نزدیک به یکچهارم ارزش بازارش را از دست داده است.
تورم همچنان ادامه دارد، اما برخی سرمایهگذاران نگراناند موج خرید طلا از سوی کسانی که قصد داشتند دارایی خود را در برابر تورم بیمه کنند، قیمت این فلز را بیش از اندازه بالا برده و آن را وارد محدوده حباب کرده باشد.
تجربه سال ۲۰۲۲ نیز نشان داد هیچ داراییای همیشه و در هر شرایطی پوشش مطمئنی در برابر تورم نیست. در آن سال، قیمت سهام، املاک تجاری و اوراق بدهی تقریباً همزمان سقوط کردند؛ زیرا بازارها از پیامد افزایش شدید نرخ بهره میترسیدند.
افزایش نرخ بهره میتواند تورم را مهار کند، اما همزمان ارزش فعلی سهام، ملک و دیگر داراییها را پایین بیاورد. بنابراین حتی داراییهایی که در افق بلندمدت قدرت خرید را حفظ میکنند، ممکن است در میانه مسیر افتهای سنگینی را تجربه کنند.
جهان بدون فرود، جهان بیثباتتری است
اقتصاد «بدون فرود» فقط اقتصادی با تورم بالاتر نیست؛ اقتصادی ناپایدارتر نیز هست.
تورم بالا تنها ارزش پول را کاهش نمیدهد. این وضعیت رفتار سرمایهگذاران و مصرفکنندگان را نیز تغییر میدهد. مردم خریدهای خود را جلو میاندازند، سرمایهگذاران سریعتر میان بازارها جابهجا میشوند و هر خبر تازهای درباره نرخ بهره، قیمت انرژی یا سیاستهای دولت میتواند موجی از خرید و فروش به راه بیندازد.
در نتیجه، خود نگرانی از تورم به منبع تازهای برای نوسان تبدیل میشود.
چند سال پیش بسیاری معتقد بودند سناریوی بدون فرود نمیتواند برای مدت زیادی دوام بیاورد. استدلال آنها این بود که پرواز اقتصاد آنقدر پرتنش و پرنوسان خواهد شد که بانکهای مرکزی سرانجام مجبور میشوند هواپیما را فرود بیاورند؛ حتی اگر نتیجه، رکود باشد.
اما اکنون کمتر کسی درباره فرود قریبالوقوع صحبت میکند. سرمایهگذاران به جای انتظار برای پایان تورم، یاد گرفتهاند تصمیمهای خود را با فرض ماندگاری آن تنظیم کنند.
بازارها شاید با تورم کنار آمده باشند، اما این به معنای آرامشدن شرایط نیست. آنها فقط پذیرفتهاند که فعلاً خبری از باند فرود نیست.
پس دستکم در حال حاضر، باید کمربندها را بست و از پرواز لذت برد.
شما فکر میکنید بازارها واقعا با تورم کنار آمدهاند؟