اکونومیست: ترامپ در تله‌ای افتاد که اوباما می‌شناخت

پنج‌شنبه 1 مرداد 1405 - 21:43
مطالعه 4 دقیقه
ترامپ و اوباما
اکونومیست می‌گوید جنگ ایران، ریاست‌جمهوری ترامپ را می‌بلعد؛ همان چیزی که اوباما سال‌ها پیش «کار احمقانه» می‌نامید.

به گزارش زومان، باراک اوباما رئیس‌جمهور سابق آمریکا، سال‌ها پیش به جفری گلدبرگ، روزنامه‌نگار، توضیح داد که اولین وظیفه یک رئیس جمهور آمریکایی در امور جهانی این است: «کار احمقانه‌ای انجام نده».

اکونومیست با یادآوری دکترین اوباما می‌نویسد: «اگر او از توصیه‌های سیاست خارجی باراک اوباما که از او متنفر است پیروی می‌کرد، امروز در جایگاه بسیار بهتری بود.»

به گزارش اکونومیست، جنگ ایران به‌سرعت به بزرگ‌ترین گرفتاری ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ بدل شده و نشانه‌ها حاکی از آن است که ماجراجویی تازه او می‌تواند به جای تقویت کاخ سفید، آن را فرسوده کند.

ترامپ اگر توصیه دشمن سرسختش - باراک اوباما - را جدی گرفته بود، شاید در ۲۸ فوریه وارد جنگ با ایران نمی‌شد، آن هم بدون آنکه برنامه‌ای برای پیروزی داشته باشد. او همچنین شاید هرگز با افتخار نمی‌گفت که کشتن رهبران ارشد ایران و سپس حملات هوایی تنبیهی، به‌ زودی به تغییر رژیم منجر می‌شود.

دستاوردهای ترامپ در خاورمیانه از نگاه اکونومیست

اکونومیست می‌نویسد ترامپ در خاورمیانه فقط شکست نداشته و چند دستاورد واقعی هم به نام او ثبت شده است، از جمله به‌ رسمیت‌ شناختن اسرائیل از سوی چهار کشور عربی در توافق‌های ابراهیم.

او همچنین شایسته اعتبار است که در نهایت بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل را به آتش‌بس سال گذشته با حماس وا داشت، هرچند وضعیت غزه همچنان وخیم مانده است.

تصمیم ترامپ برای پیوستن به اسرائیل در بمباران تاسیسات هسته‌ای ایران در تابستان گذشته، پر خطر بود اما احمقانه نبود؛ هرچند هزینه‌هایی داشت، از جمله از دست رفتن دسترسی بازرس‌های بین‌المللی به اورانیوم غنی‌شده ایران. با این حال، وارد کردن آسیب شدید به برنامه هسته‌ای زیرزمینی ایران منطق روشنی داشت و پاسخ محدود تهران نیز تا حدی درستی همان محاسبه را تأیید کرد.

دکترین اوباما؛ درس عبرت از بوش

اوباما هنگامی که این اصطلاح را ساخت، در ذهن خود جرج بوش را داشت و به ترکیب مرگبار کین‌توزی، شتاب‌زدگی و بلندپروازی بیش‌ از حدی می‌اندیشید که به فروپاشی کارزارهای تحت رهبری آمریکا در افغانستان و عراق پس از حملات تروریستی سپتامبر ۲۰۰۱ انجامید.

او پس از مطالعه سال‌های ریاست‌جمهوری بوش، درس‌های ماندگاری درباره خطرات خودبزرگ‌بینی آمریکا آموخت و حتی به گفته اکونومیست، شاید در این زمینه زیاده‌روی هم کرد.

اوباما به ملت‌سازی در سرزمین‌های دور بدبین بود، باور داشت تنها تهدیدهای جدی علیه آمریکا مداخله مسلحانه را توجیه می‌کنند و بسیاری از متحدان را مفت‌سوارانی می‌دانست که از قدرت آمریکا بهره می‌برند.

او می‌کوشید غرایز واقع‌گرایانه سرد خود را با ارزش‌های لیبرالی که باور داشت کشورش باید از آن‌ها پاسداری کند متعادل سازد و می‌گفت آمریکا باید نبردهایش را گزینش کند.

شباهت‌ عجیب ترامپ و اوباما

ترامپ، با وجود طعنه‌ زدن‌هایش به اوباما، از بسیاری جهات با او هم‌ذات‌پنداری عجیبی دارد. او هم نسبت به ملت‌سازی بدبین است و هم از متحدان مفت‌سوار دل‌خوشی ندارد.

اما در عین حال، بی‌اعتنایی فاجعه‌بارش به جزئیات، طمع بی‌پرده شخصی و تحقیر ارزش‌های لیبرال با اوباما تفاوتی بنیادی می‌سازد.

در خاورمیانه، هر دو رئیس‌جمهور امیدوار بودند آمریکا از نقش تامین‌کننده اصلی امنیت منطقه فاصله بگیرد.

از حدود سال ۲۰۱۱، دولت اوباما آشکارا به دنبال انتقال منابع نظامی و دیپلماتیک از عراق و افغانستان به سوی آسیا بود؛ منطقه‌ای پویا که سرمایه‌گذاری قدرت آمریکا در آن، به‌ گفته مقام‌های دولت اوباما، بیشترین بازده را به همراه می‌آورد. مشاوران اوباما استدلال می‌کردند افزایش تولید انرژی آمریکا خاورمیانه را کم‌اهمیت‌تر می‌کند. با این همه، خیزش دوباره بی‌ثباتی در خاورمیانه، از جمله جنگ داخلی سوریه و ظهور داعش، چرخش کامل اوباما به آسیا را ناکام گذاشت.

ترامپ نیز سال گذشته چرخش خاورمیانه‌ای خود را اعلام کرد. او در ریاض به رهبران عرب گفت منطقه به‌ زودی «با تجارت تعریف می‌شود، نه آشوب». در سند راهبرد امنیت ملی او هم آمده بود که روزهای مسلط‌ بودن خاورمیانه بر سیاست خارجی آمریکا «خوشبختانه به پایان رسیده» و به‌ جای درگیری، معامله برای فروش فناوری‌های هسته‌ای، دفاعی و هوش مصنوعی آمریکا خواهد نشست. در همین حال، اعضای خانواده ترامپ نیز در جست‌وجوی سود خودشان، صدها میلیون دلار از حاکمان خلیج فارس و صندوق‌های سرمایه‌گذاری آنان به دست آورده‌اند.

نتیجه یک حماقت بی‌محابا

اما آغاز جنگ با ایران، همه‌چیز را بر هم زد و مدل‌های تجاری خلیج فارس را به هم ریخت.

وقتی موشک‌های ایرانی در حال فرود آمدن هستند، ساخت دیتاسنترهای میلیارد دلاری و پر از تراشه‌های آمریکایی کار آسانی نیست.

از دل این وضعیت، چرخشی تیره‌تر سر برمی‌آورد؛ چرخشی که در آن شرکای خاورمیانه‌ای بیش از پیش اعتمادشان را به آمریکا به‌عنوان متحدی قابل اتکا از دست می‌دهند. به‌ رغم اینکه امارات متحده عربی همچنان پیوندهای دفاعی خود با آمریکا را به‌ طور کامل حفظ کرده، دیگران در خلیج فارس، به‌ ویژه عربستان سعودی، در حال پوشش‌ دادن ریسک‌های خود هستند.

آمریکا هنوز برای این کشورها شریکی منحصر به‌ فرد و مهم به شمار می‌آید، اما اعتماد به آن کمتر شده است. برخی حاکمان خلیج فارس شاید پنهانی به ایران پول بدهند تا آرامش بخرند، و برخی دیگر پیوندهای دفاعی خود را با بازیگرانی مانند ترکیه و روابط اقتصادی‌شان را با چین گسترش می‌دهند.

اکونومیست در پایان می‌نویسد در جهانی خشن، عقل همه‌چیز نیست و دولت اوباما هم این را به بهای سنگینی آموخت. با این حال، اوباما درست می‌گفت که حماقت بی‌محابای رئیس‌جمهور می‌تواند فاجعه بیافریند. اگر ترامپ کمتر حرف بزند و بیشتر گوش کند.

نظر شما درباره این تحلیل چیست؟

نظرات

© 1404 کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب زومان تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.