جنگی که ترامپ نامش را نمی‌برد؛ بدون اعلام رسمی، بدون پایان!

پنج‌شنبه 1 مرداد 1405 - 17:24
مطالعه 6 دقیقه
دونالد ترامپ
دولت ترامپ دوباره وارد جنگ شده است؛ اما این بار نه خبری از جلسات توجیهی محرمانه است، نه نشست خبری. اما نشانه‌ها از گسترش جنگ می‌گویند.

به گزارش زومان، جنگ بار دیگر آغاز شده و در شهرهای مختلف ایران صدای انفجار شنیده می‌شود. اما این بار بدون اعلام رسمی.

رسانه آمریکایی آتلانتیک در گزارشی آغاز دوباره جنگ در سکوت خبری را مورد انتقاد قرار داده است.

به گزارش آتلانتیک، از آغاز دوباره حملات هوایی ایالات متحده علیه ایران، نه ترامپ و نه هیچ مقام ارشد دیگری در دولت، به‌ طور علنی درباره این عملیات نظامی سخن گفته‌اند. حتی مقامات کنگره آمریکا هنوز هیچ جلسه توجیهی محرمانه‌ای درباره تازه‌ترین مرحله جنگ نداشته‌اند.

پنتاگون که مدیران آن در هفته‌های پس از آغاز جنگ در اواخر فوریه مقابل دوربین‌ها حاضر می‌شدند، از ماه مه تاکنون حتی یک نشست خبری برای پاسخ‌دادن به ابتدایی‌ترین پرسش‌ها برگزار نکرده است: چرا از سرگیری جنگ ضروری است؟ اهداف راهبردی چیست و چگونه تغییر کرده‌اند؟ نیروهای آمریکایی چه تعداد تلفات داده‌اند؟ چه چیزی موفقیت را تعریف خواهد کرد؟

درخواست بودجه «اضطراری» توسط پنتاگون

رئیس‌جمهور که بارها مدعی شده بود جنگ پیش‌تر به پیروزی رسیده است، هفته گذشته یک سخنرانی تلویزیونی خطاب به مردم کشور برنامه‌ریزی کرد. با این‌حال، او به‌جای صحبت درباره جنگ، بر امنیت انتخابات تمرکز کرد و تنها به طور گذرا به ایران اشاره کرد. ترامپ به مردم گفت:

«ما در ایران نیز در حال پیروزی هستیم و شما خیلی خیلی زود نتایج این تلاش را خواهید دید.»

تطبیق این ادعا با کارنامه چند ماه گذشته دشوار است. پیت هگست، وزیر دفاع، و ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش، در کنگره حضور یافتند تا برای دریافت ۶۷.۱ میلیارد دلار بودجه اضطراری نظامی با هدف جایگزین‌کردن مهمات مصرف‌شده و تأمین دیگر نیازها درخواست کمک کنند؛ رقمی که قرار است علاوه بر درخواست معمول بودجه ۱.۵ تریلیون دلاری پنتاگون پرداخت شود.

هیچ‌ یک از آن‌ها در بیانیه آغازین خود حتی کلمه «ایران» را بر زبان نیاوردند. هگست از جنگ با عنوان «یک عملیات» یاد کرد.

پوشش مرگ سربازان آمریکایی در جنگ ایران

حتی با مرگ نیروهای آمریکایی نیز چنان برخورد شده است که گویی به درگیری دیگری مربوط بوده است. پس از آنکه دو نظامی آمریکایی روز جمعه بر اثر اصابت موشک ایرانی در اردن کشته شدند، پنتاگون ابتدا اعلام کرد که آن‌ها در حال پشتیبانی از «عملیات عزم ذاتی»، کارزار بیش از یک‌ دهه‌ای علیه داعش، جان خود را از دست داده‌اند.

پنتاگون سپس بیانیه دیگری منتشر کرد و گفت این دو نظامی، به‌ همراه نظامی سومی که بر اثر انفجار یک پهپاد مهاجم در عراق کشته شد، هنگام «پشتیبانی از عملیات‌های برون‌مرزی» جان باخته‌اند؛ اما باز هم به‌ طور مشخص از «عملیات خشم حماسی»، نامی که پنتاگون برای درگیری با ایران انتخاب کرده است، نام نبرد. یک نظامی دیگر نیز همچنان در اردن مفقود است.

با احتساب این تلفات، از آغاز جنگ تاکنون دست‌کم ۱۷ نظامی آمریکایی در نبرد کشته شده‌اند؛ رقمی بیشتر از تعداد نیروهای آمریکایی کشته‌شده در نبردهای افغانستان در هر یک از سال‌های ۲۰۱۶، ۲۰۱۷ و ۲۰۱۸ و تنها اندکی کمتر از مجموع تلفات ثبت‌شده طی ۱۲ سال «عملیات عزم ذاتی» علیه داعش. به گفته مقام‌های ایرانی، دست‌کم ۱۷۰۰ ایرانی نیز کشته شده‌اند که ده‌ها نفر از آن‌ها در ۱۰ روز گذشته جان باخته‌اند.

ترامپ در شبکه‌های اجتماعی علیه ایران به‌ شدت موضع گرفته و وعده داده است حکومت این کشور را به‌ دلیل کشتن آمریکایی‌ها مجازات کند. با این‌ حال، یک مقام ارشد اذعان کرد که ارزیابی‌های اطلاعاتی اولیه نشان داده‌اند موج جدید حملات آمریکا احتمالاً تأثیر چندانی بر تغییر رفتار ایران نداشته است.

انتظار پیروزی سریع؛ عدم آمادگی برای درگیری طولانی‌مدت

ترامپ انتظار یک پیروزی سریع را داشت و به همین دلیل ارتش خود را برای یک درگیری طولانی‌مدت آماده نکرد. نه خبری از ماه‌ها استقرار و تقویت نیروها بود و نه اعزام گسترده نیروهای نظامی انجام شد. اگرچه ارتش نیروهای بیشتری را به منطقه اعزام کرد، بسیاری از تجهیزات، به‌ ویژه کشتی‌های نیروی دریایی، به‌ جای آنکه مشخصاً برای این جنگ آماده شده باشند، از دیگر جبهه‌های عملیاتی به منطقه منتقل شدند. پنتاگون از آن زمان مأموریت نزدیک به نیمی از این کشتی‌ها را تمدید کرده و فشار بیشتری بر نیرویی وارد کرده است که پیش از این نیز با کمبود منابع و ظرفیت مواجه بود.

ایالات متحده برای آغاز جنگ با اسرائیل همراه شد، اما پیش از شروع آن از دیگر متحدانش درخواست حمایت نکرد. هیچ کشوری پیشنهاد نداده است که جای نیروهای آمریکایی را بگیرد یا در اجرای محاصره تنگه هرمز از سوی ترامپ و حفاظت از نیروهای آمریکایی در منطقه، بخشی از بار عملیات را بر عهده بگیرد.

هگست و کین در کنگره برای درخواست خود مبنی بر اینکه مالیات‌دهندگان هزینه «برخی جنبه‌های» جنگ را بپردازند، با استقبال گرمی مواجه نشدند. آن‌ها هزینه این بخش‌ها را ۳۷.۵ میلیارد دلار اعلام کردند.

یک افسر ارشد سابق ارتش به آتلانتیک گفت:

«دولت تصمیم گرفت تمام قواعد را زیر پا بگذارد و گفت تمام کسانی که پیش از آن‌ها از الگوی گفت‌وگو با مردم، گفت‌وگو با متحدان و تعیین اهداف استفاده می‌کردند، احمق بوده‌اند. اکنون درگیر جنگی شده‌ایم که هیچ گزینه خوبی در آن نداریم و از هیچ حمایت داخلی در آمریکا یا حمایت بین‌المللی برخوردار نیستیم. این تا حدی تله‌ای است که خودمان برای خودمان ساخته‌ایم.»

از آنجا که ظاهراً جز پذیرفتن شکست راهی برای فرار از این تله وجود ندارد، انتظار می‌رود دولت به جنگیدن ادامه دهد و امیدوار باشد که ادامه نبرد به نتیجه بهتری منجر شود.

مسیرهای پیش روی ترامپ

حتی برخی از نزدیک‌ترین متحدان ترامپ نیز در محافل خصوصی اذعان کرده‌اند که او در تنگنا قرار گرفته است. انتخاب او چنین است: یا درگیری را تشدید کند و خطر کشته‌شدن نیروهای آمریکایی بیشتر و خالی‌شدن ذخایر مهمات را بپذیرد و هم‌زمان به شانس جمهوری‌خواهان در انتخابات پاییز ضربه بزند، یا همین حالا عقب‌نشینی کند تا زیان سیاسی خود را محدود کند، در حالی‌ که ایران را در قدرتمندترین موقعیت راهبردی چند دهه اخیرش باقی می‌گذارد. چنین نتیجه‌ای همان نوع تحقیرشدن است که ترامپ از آن بیزار است.

با این حال در روزهای اخیر، شماری از مجریان بانفوذ فاکس‌نیوز، از جمله لورا اینگراهام، احتمال کنار گذاشتن جنگ را در تلاشی دقیقه‌ نودی برای کمک به جمهوری‌خواهان در انتخابات مطرح کرده‌اند.شبکه‌ محبوب ترامپ که از آن به‌عنوان معیاری برای سنجش افکار عمومی استفاده می‌کند.

افراد نزدیک به رئیس‌جمهور می‌گویند ترامپ ممکن است در مقطعی چنین راه خروجی را بررسی کند. اما در حال‌ حاضر، با وجود افزایش هزینه‌ها، او به جنگ ادامه می‌دهد.

رئیس‌جمهور در حالی‌ که در دفتر بیضی کنار رهبر لبنان نشسته بود، ظاهراً خود را به همان نوع جنگ بی‌پایانی متعهد کرد که زمانی آن را به تمسخر می‌گرفت. ترامپ به خبرنگاران گفت:

«کار ما به‌هیچ‌وجه تمام نشده است. فعلاً هم قصد نداریم خارج شویم.»

یکی از نتایج محتمل این وضعیت، شکل‌گیری یک رویارویی فرسایشی و طولانی‌مدت است که در نهایت، پس از صرف صدها میلیارد دلار، با عقب‌نشینی آمریکا به پایان می‌رسد.

هدف ظاهری دولت آمریکا، افزایش هزینه‌هایی است که ایران برای مختل‌ کردن تردد در تنگه هرمز می‌پردازد. در مقابل، ایران تلاش می‌کند هزینه حضور نظامی آمریکا در منطقه را افزایش دهد و هم‌زمان با استفاده از زور، مانع عبور کشتی‌ها از تنگه بدون اجازه خود شود.

با طولانی‌شدن جنگ، به نظر می‌رسد تهران خود را با شرایط جدید تطبیق داده است.

ایران در روزهای نخست توانست با پهپادهای نسبتاً ارزان، سامانه‌های پدافند هوایی آمریکا را تحت فشار شدید قرار دهد. اما اکنون این کشور بیش‌ از پیش به موشک‌های بالستیک ارزان روی آورده است. این موشک‌ها سریع‌تر از پهپادها حرکت می‌کنند و می‌توانند خسارت بسیار بیشتری وارد کنند.

ترامپ در طول این درگیری، بارها اجازه داده است ضرب‌الاجل‌هایش یکی پس از دیگری بدون نتیجه سپری شوند و ایران نیز آموخته است از تهدیدهای جنگ‌طلبانه او نترسد.

مشاوران رئیس‌جمهور می‌گویند که او می‌داند جنگ از نظر سیاسی به او آسیب می‌زند، اما در برابر کسانی که می‌گویند توافق پیشنهادی‌اش درباره برنامه هسته‌ای ایران از توافقی که باراک اوباما یک دهه پیش میانجی‌گری کرد ضعیف‌تر است، خشمگین می‌شود.

شورشیان حوثی یمن که از حمایت ایران برخوردارند، اخیرا اعلام کردند قصد دارند از حاشیه جنگ خارج شوند و بخش‌هایی از دریای سرخ را به روی کشتیرانی ببندند؛ اقدامی که می‌تواند بحران جهانی انرژی را بیش‌ از پیش تشدید کند.

برخلاف هرآنچه کاخ سفید می‌گوید یا از گفتن آن خودداری می‌کند، نشانه‌های جنگ بیشتر از گسترش آن حکایت دارند تا پایانش.

نظر شما درباره سرنوشت جنگ غیر رسمی آمریکا علیه ایران چیست؟

نظرات

© 1404 کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب زومان تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.