وقتی داور فقط کارت قرمز دارد؛ از عادل فردوسی‌پور تا اتاق‌های تصمیم‌گیری

سه‌شنبه 30 تیر 1405 - 19:54
مطالعه 3 دقیقه
عادل فردوسی پور سایت فوتبال ۳۶۰
از اختلال «سایت فوتبال۳۶۰» تا خاطره حذف «نود»؛ چرا حذف، به نخستین توضیح رخدادهای مبهم تبدیل شده؟ این ذهنیت چه اثری بر سیاست، اقتصاد و مدیریت می‌گذارد؟

«امیدوارم فقط یک مشکل فنی باشد»؛ این جمله کوتاه عادل فردوسی‌پور بعد از خارج شدن سایت فوتبال۳۶۰ از دسترس، شاید مهم‌ترین بخش ماجرا نبود. مهم‌تر از آن، واکنشی بود که در شبکه‌های اجتماعی شکل گرفت. هنوز کسی نمی‌دانست چه اتفاقی افتاده، اما برای خیلی‌ها پاسخ از قبل آماده بود؛ «حذفش کردند!»

شاید چند روز دیگر معلوم شود همه‌چیز فقط یک اختلال فنی بوده است. شاید هم نبوده باشد. اما سؤال این گزارش اصلاً درباره سرنوشت فوتبال۳۶۰ نیست.

سؤال این است که چرا در ذهن بخش بزرگی از جامعه، «حذف»، از یک احتمال، به اولین توضیح تبدیل شده است؟

این اتفاق یک‌شبه نیفتاده! ما سال‌هاست با واژه‌هایی زندگی می‌کنیم که معنی‌شان هر بار کمی عوض می‌شود؛ توهین به ..، مصلحت، خط قرمز، خارج از مدار.

«خارج از مدار» را یادتان هست؟

چند سال پیش، علی فروغی مدیر وقت شبکه سه، درباره عادل فردوسی‌پور گفت او «از مدار» خارج شده است. جمله‌ای که شاید آن روز فقط یک توضیح مدیریتی به نظر می‌رسید اما یک سؤال را بی‌پاسخ گذاشت؛ مدار دقیقاً کجاست؟مختصاتش چیست؟ چه کسی مرزهایش را تعیین می‌کند؟ و اگر امروز داخل این مدار باشی، چه تضمینی هست که فردا، با تغییر مدیر یا تغییر شرایط، همچنان همان‌جا بمانی؟

پاسخ روشنی هیچ‌وقت به این پرسش‌ها داده نشد. اما آنچه همه دیدند، نتیجه بود؛ «نود» از آنتن کنار رفت و یکی از پرمخاطب‌ترین برنامه‌های ورزشی تلویزیون به پایان رسید.

شاید به همین دلیل است که امروز، هر بار واژه‌هایی مانند «خارج از مدار»، «عبور از خط قرمز» یا «تخریب» شنیده می‌شود، بخشی از افکار عمومی ادامه داستان را هم در ذهنش مرور می‌کند. چون تجربه به او آموخته است که گاهی فاصله «خارج از مدار» تا «حذف»، آن‌قدرها هم طولانی نیست.

تقریباً همه حذف‌ها با یک استدلال شروع می‌شوند؛ «این دیگر نقد نیست، تخریب است.»

راستش را بخواهید، این جمله همیشه هم غلط نیست. دنیا پر از دروغ، عملیات روانی، شایعه و تخریب عمدی است. هیچ جامعه‌ای نمی‌تواند بدون مرز میان نقد و تخریب زندگی کند.

اما مشکل از جایی شروع می‌شود که این مرز، مثل خط آفساید، فقط از زاویه دید عده ای خاص دیده شود که مدعی داوری هستند.

اما اگر قانون بازی، روی کاغذ روشن نباشد، هر کسی مدعی درستی است. بازیکن اخراج‌شده می‌گوید حقم خورده شد، داور مطمئن است عدالت را اجرا کرده و تماشاگر هم نمی‌داند باید به کدام تصویر آهسته اعتماد کند.

وقتی کسی نداند مرزها دقیقاً کجاست، کم‌کم یاد می‌گیرد محتاط‌تر حرف بزند. بعضی جمله‌ها را نرم‌تر کند، بعضی سؤال‌ها را نپرسد و بعضی نقدها را اصلاً مطرح نکند؛ نه لزوماً چون نظرش عوض شده، بلکه چون مطمئن نیست هزینه بیان آن نظر چه خواهد بود.

کم‌کم هدف حرف زدن هم عوض می‌شود. دیگر قرار نیست دقیق‌ترین واژه را انتخاب کنیم؛ قرار است واژه‌ای را انتخاب کنیم که طرف خوشش بیاید، حساسیت ایجاد نکند و برای کسی دردسر نسازد.

از همین نقطه، مسئله دیگر فقط رسانه یا سیاست نیست؛ کیفیت تصمیم‌گیری است.

همین منطق وارد اتاق مدیرعامل می‌شود، به جلسه هیئت‌مدیره می‌رسد، در تحریریه روزنامه و کلاس دانشگاه تکرار می‌شود. مدیر، همکار موافق را به همکار منتقد ترجیح می‌دهد؛ کارمند، خبر بد را دیرتر منتقل می‌کند؛ جلسه‌ها آرام‌تر می‌شوند، اما تصمیم‌ها لزوماً بهتر نمی‌شوند.

سازمانی که همه در آن با احتیاط حرف می‌زنند، شاید کم‌حاشیه‌تر به نظر برسد، اما معمولاً دیرتر هم متوجه اشتباه‌هایش می‌شود.

دقیقاً به همین دلیل است که در ادبیات جدید مدیریت، یکی از مهم‌ترین پیش‌شرط‌های یادگیری، «امنیت روانی» است؛ فضایی که افراد بتوانند بدون نگرانی از برچسب خوردن یا کنار گذاشته شدن، نظر مخالفشان را بیان کنند.

مجله فوربس نیز در توصیه‌ای به مدیران تأکید می‌کند اگر می‌خواهند سازمانشان یاد بگیرد، به جای حذف آدم‌ها، ترس از بیان نظر را حذف کنند.

شاید تفاوت یک سازمان موفق با یک سازمان فرسوده همین باشد؛ در اولی، آدم‌ها از اشتباه کردن می‌ترسند، اما از حرف زدن نه. در دومی، سکوت زودتر از اشتباه به جلسه می‌رسد.

فوتبال۳۶۰ تازه‌ترین نمونه چنین ذهنیتی است. برای بخش قابل توجهی از افکار عمومی، اگر این پلتفرم حذف شده باشد، توضیح ماجرا از قبل آماده است؛ چون عده‌ای از عادل فردوسی‌پور خوششان نمی‌آمد، چون حرف‌هایش برای برخی خوشایند نبود یا چون حضور او می‌توانست به رقیبی برای بازیگران قدرتمند این میدان تبدیل شود.

نظرات

© 1404 کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب زومان تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.