لحظه‌ بیدارباش تهران و واشنگتن؛ تنش می‌تواند غیرقابل کنترل شود

تحلیل نیویورک‌تایمز از وضعیت موجود
سه‌شنبه 30 تیر 1405 - 13:40
مطالعه 5 دقیقه
مجموعه‌ای از افراد در یک مراسم عزاداری که تابوتی با پوشش پرچم ایالات متحده در مرکز قرار دارد.
تحلیلگران هشدار می‌دهند حمله‌های تازه‌ی آمریکا و ایران می‌تواند جنگی فراگیر بسازد که هیچ‌یک توان مهار آن را ندارند.

به گزارش زومان پس از بیش از یک هفته حمله که آتش‌بسِ ناکام را از هم پاشاند، درگیری میان آمریکا و ایران روی لبه‌ تیغ قرار گرفته است. تحلیلگران می‌گویند اکنون زمان آن رسیده که راهی برای پایین‌کشیدن این رویاروییِ به‌سرعت ویرانگر پیدا شود، وگرنه خطر شعله‌ورشدن جنگی وجود دارد که می‌تواند فراتر از توان مهار دو طرف برود. هرچند خطر تشدید تنش رو به افزایش است، کارشناسان تأکید می‌کنند که هیچ‌یک از دو طرف از نظر اقتصادی یا از نظر سیاسی در داخل کشور نیز توان تحمل چنین وضعی را ندارند.

بر اساس گزارشی که نیویورک تایمز منتشر کرده است، در روزهای گذشته تهران و واشنگتن ضربه‌هایی ردوبدل کرده‌اند که خیلی زود از هدف‌گرفتنِ صرفِ اهداف نظامی فراتر رفته و به‌تدریج سطح درگیریِ جنگِ تازه را بالا برده است. دو طرف به تاسیسات آب و نمک‌زدایی حمله کرده‌اند؛ اقداماتی که می‌تواند ده‌ها هزار نفر را در گرمای مرگبار تابستانِ خلیج فارس از برق و آب محروم کند. رفت‌وآمد از تنگه‌ حیاتی هرمز نیز بار دیگر هم از سوی تهران و هم از سوی واشنگتن مختل شده و آمریکا هم محاصره‌ بنادر ایران را دوباره برقرار کرده است.

حمله‌های آمریکا جاده‌ها و زیرساخت‌های جنوب ایران را به‌شدت بمباران کرده، غیرنظامیان را کشته و گرفتار کرده و هم‌زمان این نگرانی را برانگیخته که واشنگتن در حال آماده‌کردن زمینه برای یک تهاجم احتمالی در آن منطقه است. در سوی مقابل، حمله‌های ایران به نیروهای آمریکا در اردن اکنون جان دو سرباز آمریکایی را گرفته و ده‌ها نفر را زخمی کرده است؛ رخدادی که هزینه‌ انسانی جنگ را برای آمریکایی‌ها بسیار ملموس‌تر کرده و در عین حال، تصویرِ برتری کامل نظامی دولت ترامپ را خدشه دار کرده است.

الی گرانمایه، کارشناس ایران در شورای روابط خارجی اروپا، گفت:

این، لحظه‌ بیدارباش برای هر دو طرف است. یا همین حالا مسیر دیپلماتیک را در پیش می‌گیرند یا خطر می‌کنند و اجازه می‌دهند جنگ از تشدیدِ مهارپذیر فراتر برود.

با گسترش اهداف دو طرف، دامنه‌ جغرافیایی جنگ هم بزرگ‌تر می‌شود. موجِ رو به رشدِ حمله به زیرساخت‌ها در ایران و کشورهای عربیِ خلیج فارس می‌تواند خیلی سریع جمعیت غیرنظامی منطقه را ویران کند.

ایران پیش‌تر هشدار داده بود که اگر به‌اندازه‌ کافی ضربه بخورد، به سراغ تاسیسات خلیج فارس می‌رود که برای تامین انرژی بین‌المللی حیاتی‌اند. عربستان سعودیِ هم‌پیمان آمریکا نیز هفته‌ گذشته فرودگاهی را در صنعا که در کنترل حوثی‌ها بود، هدف قرار داد. به گفته‌ گرانمایه، همین موضوع احتمال آن را بالا برده که تهران از متحدان یمنیِ خود بخواهد گذرگاه مهم دریای سرخ، باب‌المندب، را ببندند؛ اقدامی که به‌سرعت خطرها را برای اقتصاد جهانی چند برابر می‌کند.

نیویورک تایمز می‌نویسد که هزینه‌های شتاب‌گرفتنِ درگیری برای هر دو طرف سنگین است. هم دولت ترامپ و هم رهبری ایران با همان ریسک‌های اقتصادی و سیاسی روبه‌رو هستند که تنها یک ماه پیش دولت‌های درگیر را وادار کرد یک «تفاهم‌نامه‌ی همکاری» مبهم را امضا کنند تا راهی برای مذاکره درباره‌ی پایان درگیری پیدا شود. همان‌طور که آن زمان هم دیده شد، آشوبی که جنگ از زمان حمله‌ی اولیه‌ی آمریکا و اسرائیل به ایران در فوریه‌ی گذشته بر اقتصاد جهانی تحمیل کرده، هنوز فروکش نکرده است و گسترش بیشترِ این جنگِ نامحبوب می‌تواند به زیان متحدان جمهوری‌خواهِ رئیس‌جمهور ترامپ در انتخابات میان‌دوره‌ایِ پیشِ رو تمام شود.

وضعیت اقتصاد ایران پیش از جنگ نیز شدیدا وخیم بود. اکنون، با وجود ویرانی گسترده، این کشور با یک معادله اقتصادی خطرناک روبه‌رو است؛ معادله‌ای که محاصره‌ی آمریکا بر کشتی‌های ایران آن را بدتر کرده است. با این حال، همان عواملی که تشدید بحران را برای واشنگتن و تهران خطرناک می‌کنند، شاید همان چیزهایی باشند که هر دو را به سمت حمله‌های پرریسک‌تر می‌رانند، زیرا هر طرف می‌کوشد فشار بیشتری بر دیگری وارد کند.

حمیدرضا عزیری، کارشناس امنیتی ایران در مؤسسه‌ آلمانی امور بین‌الملل و امنیت، در شبکه‌های اجتماعی نوشت:

این درگیری حالا به رقابتی علیه زمان و جنگی فرسایشی تبدیل شده است. سؤال تعیین‌کننده این خواهد بود که کدام زودتر اثر می‌کند؟ شرایط اقتصادی و زیرساختیِ رو‌به‌وخامت ایران یا افزایش قیمت انرژی، که بی‌ثباتی در تنگه‌ی هرمز آن را بالا می‌برد.

نارضایتی از هزینه‌ انسانی و اقتصادی جنگ در ایران کم‌کم آشکارتر می‌شود. روز شنبه، ۲۶۸ ایرانیِ سرشناس از جمله دانشگاهیان، سیاستمداران، ورزشکاران، روحانیون و فعالان صنفی، یک دادخواست «نه به جنگ» را امضا کردند. امید معماریان، تحلیلگر ایران در DAWN، یک مؤسسه‌ی پژوهشی خاورمیانه در واشنگتن، گفت: «دولت برای قانع‌کردن مردم که باید این جنگ را به بهای نابودی ایران ادامه دهند، کار بسیار دشواری خواهد داشت.» او افزود: «پس برای آنها هم زمان در حال تمام‌شدن است.»

به‌گفته‌ی فرزان ثابت، تحلیلگر ایران در مؤسسه‌ی تحصیلات تکمیلی ژنو در سوئیس، همین حسِ نزدیک‌شدنِ پایان زمان احتمالا تهران را به سمت حمله به کشتی‌ها سوق داد که آخرین چرخه‌ تنش را آغاز کرد؛ نه برای گسترش جنگ، بلکه برای بهره‌بردن از دستاوردهای راهبردیِ موجود. او گفت: «آنها دیدند که اهرم فشارشان برای کنترل تنگه به‌سرعت کاهش پیدا می‌کند»، در حالی که ایالات متحده در جریان آتش‌بس، کشتی‌ها را تشویق می‌کرد بدون نظارت ایران در این آبراه حرکت کنند.

معماریان گفت این حمله‌ها را باید بیش از آنکه نشانه‌ قصد ایران برای پیروزی نظامی دانست، تلاشی برای «حفظ اهمیت خود در میز مذاکره‌ی احتمالی» دید. با این همه، چنین اقدام‌هایی می‌تواند به‌راحتی نتیجه‌ معکوس بدهد. حمله به اهداف آمریکا در اردن، برای نمونه، نه‌فقط تلفات سنگین و آسیب به بالگردها و تجهیزات بر جا گذاشته، بلکه خیلی علنی نشان داده که تهران هنوز توان ضربه‌زدن متقابل و گاهی پیشی‌گرفتن از ارتشی دارد که بسیار قدرتمندتر است.

معماریان گفت احتمال آن‌که چنین حمله‌هایی خشم عمومی در آمریکا را برانگیزد یا فقط ترامپِ غیرقابل‌پیش‌بینی را عصبانی کند، بیشتر است. در عین حال، با توجه به بالا بودنِ هم‌زمانِ ریسک‌های اقتصادی و سیاسی، ترامپ گزینه‌های خوشایندِ زیادی برای تشدید در اختیار ندارد.

ثابت گفت از حالا تا اواسط اوت، دولت ترامپ احتمالا تلاش خواهد کرد رهبران ایران را از نظر نظامی تضعیف کند یا توان ایران برای کنترل رفت‌وآمد در تنگه‌ی هرمز را از راه حمله‌های نامتقارن از بین ببرد. با این حال، به گفته‌ی او نشانه‌ی اندکی وجود دارد که آمریکا بتواند در این کار موفق شود.

او گفت:

من نسبت به اینکه هرگونه تشدیدِ مقطعیِ تنش از سوی آمریکا بتواند محاسبات ایران را به‌طور چشمگیری تغییر دهد، تردید دارم. این اقدام باید چیزی واقعاً تکان‌دهنده باشد.

آنطور که نیویورک تایمز در این گزارش آورده است، یکی از راه‌هایی که می‌تواند چنین اثری ایجاد کند، تهاجم زمینی آمریکا است؛ به‌احتمال زیاد به یک جزیره‌ی جنوبی نزدیک به تنگه هرمز. بسیاری از ایرانیان حمله‌های شدید آمریکا به جنوب کشور را نشانه‌ای احتمالی برای آغاز چنین کارزاری دیده‌اند. گرانمایه، تحلیلگر شورای روابط خارجی اروپا، گفت خطرهایی که پیش‌تر دولت ترامپ را از این گزینه دور نگه می‌داشت، از جمله احتمال تلفات سنگین و اشغال طولانی‌مدت، حالا بزرگ‌تر هم شده‌اند. به گفته‌ی او، نیروهای آمریکایی با گرمای شدید تابستان و نیروهای ایرانی که ماه‌هاست برای چنین یورشی آماده شده‌اند، با دشواری‌های تازه‌ای روبه‌رو خواهند شد.

در پایان ثابت استدلال کرد اگر ترامپ چنین کارزاری را مدنظر داشته باشد، احتمالا پس از انتخابات میان‌دوره‌ای خواهد بود؛ زمانی که ریسک سیاسی برای او کمتر است. با وجود این، روزهای پیشِ رو همچنان بسیار شکننده‌اند.

همچنین معماریان گفت با توجه به عطش ایران برای نمایش قدرت نظامی، هر حمله‌ای خطر یک خطای محاسباتی را بالا می‌برد؛ خطایی که می‌تواند به‌جای نزدیک‌کردن مذاکره، جنگ را عمیق‌تر کند. او گفت: «فکر می‌کنم اوضاع خیلی بدتر می‌شود، قبل از آن‌که بهتر شود.»

شما آینده‌ی این رویارویی را چگونه می‌بینید؟ نظرتان را بنویسید.

نظرات

© 1404 کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب زومان تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.