پهپادهای ارزان و انبوه، جنگ مدرن را دگرگون کردهاند و زیرساختهای حیاتی انرژی را به پاشنهآشیل اقتصادهای امروز تبدیل کردهاند.
تجربههای جنگ در اوکراین، روسیه و خاورمیانه نشان داده که هواگردهای بدون سرنشین میتوانند از سامانههای پدافندی سنتی عبور کنند و پالایشگاههای نفت، نیروگاهها، پایانههای صادراتی و خطوط لوله را به هدفهای اصلی بدل سازند.
رویترز میگوید پیامدهای این روند برای صنعت انرژی بسیار جدی است؛ چرا که تاسیساتی که ساختشان دههها زمان و میلیاردها دلار هزینه برده، اکنون میتوانند از سوی دستههایی از پهپادها با هزینهای در حد چند صد تا چند هزار دلار برای هر فروند تهدید شوند و همین موضوع توازن میان مهاجم و مدافع را بهطور چشمگیری جابهجا کرده است.
ایران یکی از روشنترین نمونههای این واقعیت تازه را به نمایش گذاشته است.
رویترز ادعا میکند که از زمان آغاز درگیری تهران با ایالات متحده و اسرائیل در ۲۸ فوریه، تهران بارها از پهپادها برای اختلال در کشتیرانی از طریق تنگه هرمز استفاده کرده؛ حملههای که این فرض دیرینه را که بستن تنگه بدون حضور جدی نیروی دریایی ممکن نیست، برهم زدهاند.
تهدید تازه در هرمز، تولیدکنندگان نفت خلیج فارس را واداشته تا طرحهای قدیمی برای کاهش وابستگی به هرمز را دوباره زنده کنند.
در سراسر خلیج فارس، دولتها با شتاب در حال ساخت هزاران کیلومتر خط لوله هستند تا صادرات نفت خام و گاز را از مسیرهایی غیر از این تنگه عبور دهند. با این حال، هر کیلومتر خط لوله تازه، هر ایستگاه پمپاژ و هر پست برق، یک هدف بالقوه دیگر برای حملههای پیچیدهتر پهپادی ایجاد میکند.
رویترز ادعا میکند که ایران پیشتر دهها پالایشگاه، تاسیسات گاز طبیعی مایع و نیروگاه را در سراسر منطقه هدف قرار داده و همزمان نشان داده که حتی زیر فشار جنگی هم میتواند پهپادهای تازه تولید کند. در نتیجه، اقدامهایی که برای افزایش امنیت انرژی طراحی شدهاند، ممکن است آسیبپذیریهای تازهای هم بسازند و این خطر فقط به خاورمیانه محدود نمیماند.
پهپادها در اوکراین نیز ظرفیت ویرانگر خود را بهصورت چشمگیر نشان دادهاند. کییف در ماههای اخیر دستههایی از پهپادهای دوربرد را علیه پالایشگاهها، انبارهای سوخت و تاسیسات انرژی در عمق خاک روسیه به پرواز درآورده و با مختل کردن عرضه سوخت، ثابت کرده که زیرساختهای راهبردی را میتوان دور از خط مقدم هم هدف گرفت.
اوکراین همزمان یک صنعت بزرگ تولید پهپاد در داخل کشور ساخته و گزارش شده که هر ماه صدها هزار پهپاد کمهزینه تولید میکند؛ موضوعی که نشان میدهد این فناوری با چه سرعتی در مقیاس وسیع در حال گسترش و فراگیری است.
همین رشد سریع، دولتها را به بازنگری پرهزینه در دفاع ملی واداشته است. اعضای ناتو هفته گذشته اعلام کردند که میخواهند در پنج سال آینده ۴۰ میلیارد دلار در توانمندیهای ضددپهپادی سرمایهگذاری کنند و تا پایان ۲۰۲۷ شمار اپراتورهای پهپاد را پنج برابر افزایش دهند.
فناوریهایی که در حال توسعهاند شامل رادارهای پیشرفته، سامانههای اخلال در ارتباطات، پهپادهای رهگیر، سلاحهای انرژیمستقیم مانند لیزرها و سامانههای موشکی تخصصی برای نابود کردن هواگردهای بدون سرنشین پیش از رسیدن به هدف است.
پهپادها ماهیت جنگ مدرن را بنیادین تغییر دادهاند و به عاملی تعیینکننده در میدان نبرد تبدیل شدهاند. دفاع مؤثر بر توانایی شناسایی سریع، تشخیص و خنثیسازی پهپادها تکیه دارد.- بخشی از بیانیه ناتو
جنگهای اوکراین و ایران آسیبپذیری زیرساختهای حیاتی را در سراسر جهان آشکار کردهاند؛ از تاسیسات انرژی و شبکههای مخابراتی گرفته تا سامانههای حملونقل و شبکههای برق.
در اروپا، مقامات در سالهای اخیر از افزایش چشمگیر خرابکاریهای مشکوک روسیه و حملههای هیبریدی علیه تاسیسات انرژی فراساحلی، شبکههای ریلی، کابلهای برق و زیرساختهای ارتباطی خبر دادهاند.
در خاورمیانه، فوریت توسعه روشهای مقابله با پهپادها بالاست، زیرا تولیدکنندگان خلیج فارس اکنون با آیندهای روبهرو هستند که در آن ایران میتواند با بستن تنگه هرمز درآمدهایشان را تهدید کند.
برای مقابله با این وضعیت، ایجاد یا گسترش مسیرهای جایگزین ضروری شده است. عربستان در حال بررسی افزایش ظرفیت خط لوله نفت خام خود است که میادین شرقی این کشور را به ساحل دریای سرخ وصل میکند و در عمل هرمز را دور میزند.
خط لوله شرق به غرب در جریان جنگ ایران ارزش خود را ثابت کرد و به عربستان اجازه داد با وجود اختلالها، روزانه بیش از ۴ میلیون بشکه نفت صادر کند؛ رقمی که بیش از نیمی از سطح صادرات پیش از جنگ بود.
امارات نیز در حال گسترش خط لولهای است که میادین نفتی این کشور را به بندر فجیره در بیرون از تنگه متصل میکند و عراق و کویت هم پروژههای مشابهی را بررسی میکنند.
با وجود این، چنین زیرساختهایی هرچند میتوانند آسیبپذیری در برابر یک گلوگاه راهبردی را کاهش دهند، اما شبکهای گسترده از داراییها میسازند که دفاع از آنها بسیار دشوارتر است.
در نتیجه، شرکتهای انرژی بیش از گذشته ریسک حملههای پهپادی و سایر اشکال جنگ نامتقارن را هنگام تصمیمگیری درباره محل ساخت، شیوه بهرهبرداری و نحوهی حفاظت از داراییهایشان در نظر میگیرند و برخی حتی ممکن است بهدنبال خرید سامانههای دفاع پهپادی اختصاصی بروند، چون این درگیری نشان داده که همهیداراییهایشان میتواند هدف باشد.
فناوری ساخت پهپاد، توازن میدان نبرد را بهطور بنیادین تغییر داده، چون سامانههای سنتی پدافند هوایی اغلب برای مقابله با پرندههای کوچک و کمارتفاع مناسب نیستند و مهمتر از آن، هزینه آنها بهمراتب بیشتر از پهپادهایی است که قرار است متوقفشان کنند.
این وضعیت یادآور جنگ جهانی اول است؛ زمانی که مسلسل، سیم خاردار و توپخانه، دکترینهای نظامی چند قرن را که مبتنی بر یورشهای انبوه پیادهنظام بودند، زیرورو کردند. در آن دوره، تنها چند سرباز مسلح به مسلسل میتوانستند صدها مهاجم را که از زمینِ باز عبور میکردند، درو کنند و نتیجه آن، جنگ سنگرها و سالها بنبست خونین در جبهه غرب بود.
فقط پس از آنکه ارتشها فناوریهای تازه، بهویژه تانکها و هواپیماهای رزمی را توسعه دادند، توانستند این بنبست را بشکنند.
تهدید کنونی پهپادها نیز احتمالا بههمینگونه پیش خواهد رفت، زیرا دولتها و نیروهای نظامی در نهایت راهکارهای مؤثر مقابله را توسعه میدهند. با این حال، فعلا معادله تاکتیکی و اقتصادی بهوضوح به سود مهاجم است و همین مسئله یکی از حیاتیترین صنایع جهان را با واقعیتی ناخوشایند روبهرو کرده است؛ فناوری نسبتا ارزان میتواند تاسیساتی را که میلیاردها دلار میارزند تهدید کند. تا زمانی که این نابرابری برطرف نشود، پهپادها همچنان آسیبپذیرترین لایه پنهان اقتصاد جهانی را آشکار خواهند کرد.