چرا آمریکا در تنگه هرمز گیر کرد؟

شنبه 27 تیر 1405 - 17:00
مطالعه 7 دقیقه
ناوشکن جنگی آمریکا در نزدیکی نفتکش در خلیج فارس
آمریکا دهه‌ها برای باز نگه داشتن تنگه هرمز برنامه‌ریزی کرد، اما حالا ضعف در مین‌روبی، اسکورت کشتی‌ها و مقابله با پهپادها دست واشنگتن را بسته است.

به گزارش زومان، با تشدید تنش‌ها و ازسرگیری حملات متقابل، مسیر دیپلماسی میان ایران و آمریکا بار دیگر به بن‌بست رسیده؛ مذاکراتی که پیش‌تر نیز بر بستری شکننده پیش می‌رفت، اکنون زیر سایه درگیری نظامی، محاصره‌ دریایی و اختلاف بر سر امنیت تنگه هرمز، بیش از هر زمان دیگری دور از دسترس به نظر می‌رسد.

در چنین شرایطی، مسئله فقط توقف گفت‌وگوها نیست؛ بلکه نبود سازوکاری برای مهار بحران، چشم‌انداز هرگونه توافق تازه را مبهم کرده است.

مارک کانسیان سرهنگ بازنشسته نیروی دریایی آمریکا که اکنون در مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی (CSIS) مشغول به کار است، می‌گوید عامل اصلی شکست مذاکرات؛ ناتوانی ارتش آمریکاست.

ترجمه مطالب از رسانه‌های خارجی به معنای تایید آن محتوا نیست. هدف صرفا اطلاع مخاطب از رویکرد و نگاه رسانه‌های جهان به تحولات کنونی است.

کانسیان در نشریه تخصصی برکینگ دیفنس (Breaking Defense) می‌نویسد: فروپاشی مذاکرات میان آمریکا و ایران را می‌توان به یک عامل شکست مشخص نسبت داد: ناتوانی ارتش آمریکا در باز نگه‌داشتن تنگه هرمز در برابر مخالفت ایران.

کانسیان معتقد است که این چالش از مدت‌ها قبل پیش‌بینی شده بود. نیروی دریایی آمریکا ۴۵ سال است که درباره آن فکر می‌کند؛ از زمانی که در دهه ۱۹۸۰ نفتکش‌ها را در خلیج فارس اسکورت کرد.

من نیز در دوران خدمت به‌عنوان افسر جوان تفنگداران دریایی، در تمرین‌های برنامه‌ریزی عملیات آبی‌خاکی برای تصرف جزایر تنگه شرکت داشتم. بااین‌حال، هنگامی که زمان اجرای این برنامه‌ها از سوی نیروی دریایی فرا رسید، هیچ اتفاقی نیفتاد.
- مارک کانسیان

پس چرا قدرتمندترین ارتش جهان نمی‌تواند تنگه را در برابر ایران امن کند؟

پاسخ تا حدی در سطح سیاسی نهفته است، اما بخشی از آن نیز به ناکامی بلندمدت در دستیابی به توانمندی‌های موردنیاز برای چنین عملیاتی بازمی‌گردد؛ آن هم با وجود آگاهی از اینکه این مأموریت از نظر راهبردی حیاتی است و احتمال وقوع آن وجود دارد.

در صورت امن‌شدن تنگه، جریان نفت و گاز طبیعی از سر گرفته می‌شود، قیمت‌ها به‌سرعت کاهش می‌یابد، کمبودها از میان می‌رود و اقتصاد آمریکا و جهان نیز دوباره جان می‌گیرند.

کانسیان مدعی‌ست ایالات متحده احتمالاً می‌توانست با دیگر بخش‌های وضع موجود کنار بیاید: این کشور آسیب گسترده‌ای به برنامه هسته‌ای، نیروهای نظامی، صنایع دفاعی و به‌ویژه توانایی ایران در تولید موشک‌های بالستیک وارد کرده است.

۲۴ هزار حمله آمریکا و اسرائیل بدون تردید خسارت‌های عظیمی ایجاد کرده‌اند که هنوز به‌طور کامل آشکار نشده‌اند و با تضمین عبور از تنگه، آمریکا دیگر نیازی نداشت با ایجاد صندوق بازسازی، کاهش تحریم‌ها یا آزادسازی دارایی‌های مسدودشده موافقت کند.

اما در عوض، دو طرف حملات علیه یکدیگر را از سر گرفتند و محاصره‌های متقابل خود را دوباره برقرار کردند. بنابراین، هرگونه رفت‌وآمد به تأیید یا دست‌کم رضایت ضمنی هر دو طرف نیاز دارد و هر دو نیز نشان می‌دهند که تمایلی به تغییر موضع خود ندارند.

روی کاغذ، این همان نقطه‌ای بود که ارتش آمریکا و به‌ویژه نیروی دریایی باید ابتکار عمل را به دست می‌گرفتند؛ اما در عمل، نه‌تنها تنگه باز نشد، بلکه بحران به بن‌بستی فرسایشی رسید.

کانسیان می‌گوید بخشی از این وضعیت را می‌توان به کمبود آمادگی در روزهای نخست جنگ نسبت داد. به نظر می‌رسد نیروی دریایی آمریکا در آغاز درگیری، نیرو و تجهیزات کافی در منطقه نداشت؛ انتقال بعدی ۴۵۰۰ تفنگدار دریایی نیز می‌تواند نشانه‌ای از تلاش برای جبران همین کمبود باشد.

در سطح سیاسی نیز احتمالاً برآوردها با واقعیت میدان فاصله داشت. تصور کوتاه‌ بودن جنگ یا محدود ماندن واکنش ایران، ممکن است باعث شده باشد واشنگتن از ابتدا برای یک عملیات گسترده دریایی آماده نشود و با طولانی‌شدن درگیری، نگرانی از افزایش تلفات نیز دامنه عملیات آمریکا را محدودتر کرد.

بازگشایی تنگه هرمز در چنین شرایطی، صرفاً به اعزام چند ناو جنگی خلاصه نمی‌شد. این اقدام به عملیاتی بزرگ و چندلایه نیاز داشت: ناوشکن‌ها باید کشتی‌های تجاری را اسکورت می‌کردند، بالگردهای ارتش قایق‌های تندرو را هدف قرار می‌دادند، جنگنده‌های نیروی هوایی و دریایی سامانه‌های موشکی ایران را سرکوب می‌کردند و حتی ممکن بود تفنگداران دریایی برای تصرف برخی جزایر وارد عمل شوند.

بنابراین، آنچه در ظاهر «بازگشایی یک مسیر دریایی» به نظر می‌رسید، در عمل می‌توانست به یکی از گسترده‌ترین عملیات‌های نظامی آمریکا در منطقه تبدیل شود.

بااین‌حال، مقصر دانستن صرف نهاد سیاسی بیش‌ازحد آسان است. بخش بزرگی از انتقادها باید متوجه ارتش و به‌ویژه نیروی دریایی باشد؛ نیرویی که در بیانیه مأموریت خود بر «باز و آزاد نگه‌داشتن دریاها» تأکید می‌کند، اما به‌دلیل شکاف‌های تاریخی و آشکار در توانمندی‌هایش که تاکنون برطرف نشده‌اند، نتوانسته گزینه‌های قابل‌قبولی در اختیار تصمیم‌گیران ارشد قرار دهد.

به‌طور مشخص، نیروی دریایی آمریکا مدت‌هاست حوزه مقابله با مین‌های دریایی را نادیده گرفته و برای اجرای این مأموریت به توانمندی متحدان خود متکی است.

ده‌ها مقاله تخصصی نیروی دریایی از ضعف آن در پاک‌سازی مین انتقاد کرده‌اند و به ناکامی‌های پیشین در کره در سال ۱۹۵۱، خلیج فارس در سال ۱۹۸۵ و عملیات طوفان صحرا در سال‌های ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۱ اشاره داشته‌اند.

با بازنشستگی آخرین شناور کلاس اونجر، نیروی دریایی آمریکا عملاً بخشی از توان سنتی خود برای شناسایی و پاک‌سازی مین‌های دریایی را از دست داده است. قرار بود ماژول‌های مین روبی مستقر روی شناورهای رزمی ساحلی ال‌سی‌اس، جای این ناوگان را بگیرند؛ اما توسعه و استقرار آن‌ها با تأخیر و مشکلات فنی همراه بوده و شمار محدودی از آن‌ها وارد خدمت شده است.

این عقب‌ماندگی را نمی‌توان صرفاً به کمبود بودجه نسبت داد. با وجود بودجه‌های کلان نیروی دریایی در سال‌های مالی ۲۰۲۶ و ۲۰۲۷، برنامه مشخصی برای خرید شناورهای مین روب دیده نمی‌شود و این مأموریت حتی در برنامه بلندمدت کشتی‌سازی نیز جایگاه روشنی ندارد.

علاوه بر این، نیروی دریایی آمریکا مدت‌هاست توانایی خود را برای اسکورت کشتی‌های تجاری در آبراه‌های ناامن تقویت نکرده و ترجیح داده بر کنترل دریا در برابر دیگر نیروهای دریایی در آب‌های آزاد تمرکز کند.

برنامه کشتی‌سازی ده‌ها میلیارد دلاری برای ناوهای هواپیمابر، کشتی‌های جنگی، ناوشکن‌ها و زیردریایی‌ها در نظر گرفته، اما هرگز به این نوع مأموریت‌ها اشاره نمی‌کند.

مشکل زمانی تشدید می‌شود که دو کلاس اخیر ناوچه‌هایی که برای چنین مأموریتی طراحی شده بودند، یعنی کلاس ال‌سی‌اس و کلاس کانستلیشن، رضایت‌بخش نبوده‌اند. حالا نیروی دریایی قصد دارد ناوچه جدید خود را بر پایه یکی از شناورهای موجود گارد ساحلی بسازد.

این سرهنگ بازنشسته معتقد است که استفاده از یک طرح آماده می‌تواند زمان و هزینه ساخت را کاهش دهد، اما ریسک بالایی دارد؛ زیرا این شناور برای مأموریت‌های گارد ساحلی طراحی شده است، نه نبرد دریایی و حفاظت از کشتی‌های تجاری.

نیروی دریایی باید توانمندی‌های مین روبی خود را بازسازی کند و اصلاح پیشنهاد بودجه سال مالی ۲۰۲۷ پنتاگون می‌تواند نقطه آغاز باشد.

شاید این کار شامل بهبود ماژول‌های مین‌روبی روی شناورهای ال‌سی‌اس باشد. شاید هم به ساخت یک کلاس جدید از شناورها نیاز باشد.

نیروی دریایی برای مین‌روبی از برخی شناورهای بدون سرنشین استفاده کرده است؛ رویکردی که ظرفیت بسیار بالایی دارد، اما باید در مقیاس گسترده به کار گرفته شود.

در نهایت، نیروی دریایی به قابلیتی شبیه مین‌روبی در حین پیشروی نیاز دارد؛ یعنی توانایی پاک‌سازی یک مسیر دریایی ظرف چند ساعت یا چند روز، نه چند هفته یا چند ماه.

همچنین روشن است که یکی از پیامدهای سیاست کنونی آمریکا این است که ایالات متحده باید بخشی از این توانمندی‌ها را نزد خود حفظ کند و نمی‌تواند همیشه به متحدان و شرکای خود متکی باشد.

نیروی دریایی آمریکا باید روش مشخصی برای حفاظت از کشتی‌های تجاری داشته باشد و آن را در عمل آزمایش کند. در روش قدیمی، ناوهای جنگی همراه کشتی‌های تجاری حرکت می‌کردند و از نزدیک از آن‌ها محافظت می‌کردند.

اما طرح جدید این است که نیروی دریایی از فاصله دور، یک مسیر امن ایجاد کند و ناوهای جنگی مجبور نباشند همراه هر گروه از کشتی‌ها حرکت کنند. این ایده روی کاغذ خوب به نظر می‌رسد، اما هنوز مشخص نیست در میدان نبرد هم مؤثر باشد.

نیروی دریایی همچنین باید ارزان‌ترین و مؤثرترین راه برای مقابله با پهپادها پیدا کند. شلیک یک موشک ۵٫۳ میلیون دلاری اس‌ام‌ـ۳ به پهپاد شاهد ۳۰ هزار دلاری، از نظر اقتصادی قابل دفاع نیست.

نصب سامانه ضدپهپاد در پایگاه‌های زمینی نسبتاً ساده است، اما اضافه‌کردن چنین سامانه‌ای به کشتی‌های جنگی دشوارتر و درعین‌حال ضروری است.

کانسیان ادعا می‌کند که این مسئله فقط به خاورمیانه مربوط نمی‌شود. اگر ایران بتواند کنترل تنگه هرمز را در دست بگیرد، ممکن است کشورهای دیگر نیز برای کنترل تنگه‌ها و مسیرهای مهم دریایی اقدام کنند. چنین وضعیتی به تجارت جهانی و اقتصاد بسیاری از کشورها، از جمله آمریکا، آسیب می‌زند.

آمریکا از ابتدای شکل‌گیری خود بر آزادی کشتیرانی تأکید داشته است. نخستین جنگ خارجی این کشور نیز میان سال‌های ۱۸۰۱ تا ۱۸۰۵ علیه دزدان دریایی شمال آفریقا بود که به کشتی‌های تجاری حمله می‌کردند.

عقب‌نشینی از این اصل می‌تواند به تجارت آمریکا و زندگی مردم این کشور آسیب بزند. بنابراین، دولت آمریکا باید هم مشکلات نظامی و هم موانع سیاسی این بحران را برطرف کند.

نظرات

© 1404 کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب زومان تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.