تغییر پلهای خطوط قرمز در حملات به ایران؟؛ تکنیک سنتکام در شش شب گذشته
شش شب حمله آمریکا به ایران، یک تغییر قابل بررسی را در نوع اهداف و جغرافیای عملیات نشان میدهد. حملاتی که در ابتدا بر ابزارهای مستقیم جنگ متمرکز بود، بهتدریج به مناطقی رسید که اهمیت آنها فقط در میدان نظامی تعریف نمیشود.
در موجهای نخست، تمرکز اصلی بر سامانههای موشکی، پهپادی، پدافندی، مراکز فرماندهی و تجهیزات نظامی بود؛ اهدافی که مستقیماً با توان ضربهزنی و پاسخ متقابل ایران ارتباط داشتند. هدف اعلامی واشنگتن، کاهش توانمندی نظامی ایران و محدود کردن ظرفیت اجرای عملیات تهاجمی بود.
اما در موج ششم، دامنه اهداف پرسشهای تازهای ایجاد کرد. آمریکا اعلام کرد حملات جدید همچنان با هدف کاهش توان نظامی ایران انجام شده است، اما گزارشها از حمله به مناطقی مانند قشم، بندرعباس و چابهار منتشر شد؛ مناطقی که علاوه بر اهمیت نظامی، به دلیل نزدیکی به خلیج فارس و تنگه هرمز، در شبکه دریایی و لجستیکی جنوب ایران نقش دارند.
همزمان گزارشهایی از آسیب به برخی زیرساختهای ارتباطی و حملونقلی منتشر شد؛ از جمله دو پل ارتباطی در مسیر بندرعباس به شیراز، یک ایستگاه توزیع خطوط انتقال در نزدیکی بندرعباس و فرودگاه ایرانشهر.
تفسیر این اهداف محل اختلاف است. برخی معتقدند این زیرساختها بخشی از شبکه جابهجایی، اتصال و پشتیبانی یک منطقه راهبردی هستند و ضربه به آنها میتواند توان انتقال، پشتیبانی و بازسازی قدرت را دشوارتر کند.
در مقابل، دیدگاهی دیگر معتقد است چنین اهدافی در مقایسه با مراکز فرماندهی یا سامانههای نظامی، اثر تعیینکنندهای بر توازن جنگ ندارند؛ زیرا بسیاری از زیرساختهای ارتباطی و حملونقلی قابلیت جایگزینی و بازسازی دارند.
اما اهمیت این مرحله شاید در اثر یک هدف خاص نباشد؛ بلکه در مسیری است که حملات طی شش شب طی کردهاند.
سه مرحله تغییر در الگوی حملات
بررسی روند عملیات نشان میدهد میتوان سه سطح متفاوت از فشار را در این روند مشاهده کرد؛ الگویی که هنوز نمیتوان آن را یک راهبرد قطعی و اعلامشده دانست، اما تغییر تدریجی سطح درگیری را نشان میدهد.
مرحله نخست؛ ضربه به توان پاسخ:در آغاز، هدف اصلی کاهش توان مستقیم جنگی ایران بود؛ از بین بردن یا تضعیف ابزارهایی که برای حمله متقابل استفاده میشوند: موشک، پهپاد، پدافند و شبکه فرماندهی.
مرحله دوم؛ محدود کردن فضای مانور:در ادامه، جغرافیای عملیات اهمیت بیشتری پیدا کرد. تمرکز بر جنوب ایران و مناطق پیرامون هرمز، جنگ را به منطقهای کشاند که هم ارزش نظامی دارد و هم با تجارت دریایی، انرژی و ارتباطات منطقهای پیوند خورده است.
در این مرحله، مسئله فقط نابودی یک سامانه مشخص نیست؛ بلکه کاهش آزادی عمل یک طرف در محیط پیرامونی خود است.
مرحله سوم؛ نزدیک شدن به لایههای پشتیبان قدرت:موج ششم، این پرسش را ایجاد کرد که آیا دامنه عملیات به سمت لایههایی حرکت میکند که برای ادامه جنگ اهمیت دارند؛ از شبکه انتقال و ارتباط گرفته تا زیرساختهایی که امکان جابهجایی، پشتیبانی و بازسازی توان را فراهم میکنند.
اینجا مفهوم «تغییر پلهای خطوط قرمز» مطرح میشود. در جنگها، خطوط قرمز همیشه با یک اعلام رسمی تغییر نمیکنند؛ گاهی زمانی جابهجا میشوند که تعریف یک طرف از «هدف قابل حمله» تغییر کند.
فشار برای صلح یا تغییر میدان؟
واشنگتن عملیات خود را در چارچوب یک سیاست مشخص توضیح داده است: «صلح از طریق قدرت». بر اساس این نگاه، افزایش فشار نظامی و کاهش توان پاسخگویی ایران میتواند تهران را به پذیرش توافقی با شروط سختتر سوق دهد؛ توافقی که از دید آمریکا باید محدودیتهای گستردهتری بر توانمندیهای نظامی و رفتار منطقهای ایران ایجاد کند.
در این روایت، حملات بخشی از یک راهبرد فشار هستند؛ نه با هدف اشغال یا ورود به جنگ زمینی، بلکه برای تغییر محاسبات طرف مقابل.
اما در کنار این برداشت، یک تفسیر دیگر نیز مطرح شده است: اینکه ترتیب حملات میتواند نشانه یک الگوی تدریجی برای تغییر وضعیت میدان باشد.
برخی تحلیلگران این روند را به «تکنیک سالامی» نزدیک میدانند؛ روشی که در آن تغییر بزرگ نه با یک اقدام ناگهانی، بلکه با مجموعهای از اقدامات کوچک ایجاد میشود.
نکته اصلی این تکنیک، فقط کوچک بودن هر اقدام نیست؛ بلکه مدیریت واکنش طرف مقابل است. هر مرحله بهتنهایی ممکن است آنقدر بزرگ نباشد که یک واکنش گسترده ایجاد کند، اما مجموعه این اقدامات میتواند بدون یک نقطه انفجار مشخص، واقعیت جدیدی بسازد.
با این حال، هنوز نمیتوان با قطعیت گفت آمریکا چنین الگویی را دنبال میکند. ممکن است این روند نتیجه طبیعی گسترش یک عملیات نظامی باشد یا بخشی از تلاش برای ایجاد موقعیتی بهتر پیش از هر مذاکره احتمالی.
شش شب حمله، پاسخ نهایی درباره هدف آمریکا را مشخص نکرده است؛ اما یک تغییر را آشکار کرده: در این رویارویی، مسئله فقط تعداد اهداف منهدمشده نیست، بلکه این است که مرز میان هدف نظامی، زیرساخت پشتیبان و خط قرمز بعدی چگونه تعریف خواهد شد.