جنگ ایران و آمریکا در دهانه هرمز: این بار ماجرا چیست؟

چهارشنبه 24 تیر 1405 - 11:20
مطالعه 5 دقیقه
دو کشتی در نزدیکی تنگه هرمز
ترامپ از کنترل هرمز می‌گوید، ایران از اداره آن و عمان از کریدورهای تازه؛ چرا این آبراه دوباره به کانون تنش تبدیل شده است؟

ترامپ از «کنترل هرمز» می‌گوید. ایران از «آینده اداره تنگه» سخن می‌گوید. عمان در حال بررسی طرحی برای ساماندهی تازه عبور کشتی‌هاست و رویترز هم‌زمان گزارش می‌دهد تردد نفتکش‌ها به کمترین سطح دو ماه اخیر رسیده و بسیاری از کشتی‌ها سامانه‌های ردیابی خود را خاموش کرده‌اند.

در نگاه اول، اینها چند خبر پراکنده‌اند؛ یکی نظامی، یکی اقتصادی، یکی دیپلماتیک. اما اگر کنار هم قرار بگیرند، تصویر دیگری شکل می‌گیرد؛ شاید این بار دعوا بر سر بستن تنگه نباشد، بلکه بر سر این باشد که اگر هرمز باز بماند، چه کسی قواعد عبور از آن را خواهد نوشت؟

برای پاسخ به این سؤال، باید چند ماه به عقب برگردیم.

هرمز پیش از جنگ؛ نظمی که کسی درباره آن حرف نمی‌زد

تنگه هرمز یکی از حساس‌ترین آبراه‌های جهان است. نزدیک به یک‌پنجم تجارت دریایی نفت جهان و بخش مهمی از صادرات گاز طبیعی مایع از این گذرگاه عبور می‌کند و هر اختلال در آن، خیلی زود در قیمت انرژی، هزینه بیمه کشتی‌ها و بازارهای مالی خود را نشان می‌دهد.

با این حال، تا پیش از جنگ کمتر کسی درباره شیوه اداره هرمز صحبت می‌کرد، چون قواعد عبور تقریباً ثابت مانده بود. از دهه ۱۹۷۰، مسیر رفت‌وبرگشت کشتی‌ها در قالب «سامانه جداسازی ترافیک دریایی» و با هماهنگی سازمان بین‌المللی دریانوردی تعریف شده بود؛ سامانه‌ای که فقط عبور و مرور را منظم می‌کرد، نه مرزها را تغییر می‌داد و نه درباره مالکیت آب‌ها تصمیم می‌گرفت.

در تمام این سال‌ها، تنش میان ایران و آمریکا بارها بالا گرفت، نفتکش‌ها توقیف شدند و تهدید به بستن تنگه بارها تکرار شد، اما معماری اصلی عبور کشتی‌ها دست‌نخورده باقی ماند. بسیاری تصور می‌کردند جنگی که از ۹ اسفند آغاز شد نیز دیر یا زود به همان الگوی آشنا بازخواهد گشت.

اما این بار، نخستین تغییر نه روی نقشه، بلکه روی آب اتفاق افتاد.

بازار زودتر از دولت‌ها تصمیم گرفت

در نخستین هفته‌های جنگ، توجه افکار عمومی بیشتر به حملات نظامی بود، اما هم‌زمان اتفاق دیگری هم در جریان بود؛ شرکت‌های کشتیرانی، بیمه‌گران و معامله‌گران انرژی منتظر تصمیم دولت‌ها نماندند.

برخی کشتی‌ها سامانه شناسایی خودکار خود را خاموش کردند. بخشی از انتقال نفت به‌جای عبور مستقیم از هرمز، با روش کشتی‌به‌کشتی در دریای عمان انجام شد. هزینه بیمه افزایش یافت و شرکت‌های حمل‌ونقل، مسیرها و زمان‌بندی سفرهای خود را دوباره ارزیابی کردند. در نهایت نیز رویترز گزارش داد تعداد نفتکش‌های عبوری به پایین‌ترین سطح دو ماه اخیر رسیده است.

این فقط یک افت آماری نبود. بازار جهانی انرژی نشان داد حتی اگر تنگه کاملاً بسته نشود، صرف افزایش نااطمینانی می‌تواند شیوه استفاده از آن را تغییر دهد.

اینجا بود که موضوع از امنیت عبور فراتر رفت. وقتی شرکت‌های کشتیرانی، بیمه‌گران و دولت‌ها هر کدام راه متفاوتی برای مدیریت ریسک انتخاب کردند، بحث از «باز ماندن هرمز» به «نحوه اداره هرمز» تغییر کرد.

به بیان دیگر، پیش از آنکه سیاستمداران درباره آینده هرمز مذاکره کنند، بازار در عمل قواعد خود را بازنویسی کرده بود.

ایران، آمریکا و عمان؛ سه تعریف متفاوت از امنیت

اگر امروز از مقام‌های ایران، آمریکا و عمان بپرسید آینده هرمز چگونه باید باشد، احتمالاً هر سه از یک واژه استفاده می‌کنند؛ «امنیت». اختلاف از جایی شروع می‌شود که هر کدام این واژه را به شکل متفاوتی تعریف می‌کنند.

برای ایران، هرمز فقط یک مسیر عبور نیست؛ بخشی از محیط امنیت ملی کشور است. مقام‌های ایرانی استدلال می‌کنند کشوری که طولانی‌ترین خط ساحلی را در این تنگه دارد، نمی‌تواند فقط ناظر عبور کشتی‌ها باشد و در تصمیم‌گیری درباره آینده آن نقشی نداشته باشد. واژه‌هایی مانند «اداره آینده تنگه» و «سازوکارهای جدید مدیریت عبور» که این روزها وارد ادبیات رسمی تهران شده، نشان می‌دهد ایران پایان جنگ را فرصتی برای بازتعریف نقش خود می‌بیند، نه صرفاً بازگشت به گذشته.

واشنگتن از زاویه‌ای کاملاً متفاوت نگاه می‌کند. برای آمریکا، آزادی کشتیرانی در هرمز یکی از اصول ثابت سیاست خارجی این کشور است. اگر عبور کشتی‌ها به مجوز یا سازوکاری وابسته شود که یک کشور بتواند از آن به‌عنوان ابزار فشار استفاده کند، از نگاه آمریکا اصل آزادی دریانوردی زیر سؤال می‌رود. به همین دلیل، پس از حملات اخیر به کشتی‌های تجاری، آمریکا هم حملات نظامی خود را از سر گرفت و هم تحریم‌های نفتی ایران را تشدید کرد. اظهارات دونالد ترامپ درباره «کنترل هرمز» نیز، فارغ از قابلیت اجرا، همین پیام را داشت؛ واشنگتن نمی‌خواهد نظمی شکل بگیرد که عبور کشتی‌ها را به قواعدی خارج از چارچوب فعلی وابسته کند.

در این میان، عمان که پیش از جنگ بیشتر نقش میانجی داشت، آرام‌آرام به بازیگری تبدیل شده که برای آینده هرمز ایده ارائه می‌دهد. اگر ایران و آمریکا دو سوی اختلاف باشند، عمان کشوری است که می‌کوشد این اختلاف را به یک سازوکار عملیاتی تبدیل کند.

بر پایه گزارش‌ها، مسقط در حال بررسی طرحی برای دو کریدور جداگانه است؛ یکی در آب‌های عمان با عبور آزاد و دیگری در آب‌های ایران با سازوکاری متفاوت. این طرح هنوز تصویب نشده و هیچ مرجع بین‌المللی آن را تأیید نکرده است، اما اهمیت آن بیش از جزئیات فنی، در پیام سیاسی آن است؛ برای نخستین بار، به‌جای بحث درباره «باز یا بسته بودن» هرمز، درباره «شیوه اداره» آن گفت‌وگو می‌شود.

آینده هرمز از کدام مسیر می‌گذرد؟

محتمل‌ترین سناریو، ادامه وضعیت خاکستری است؛ تنگه نه کاملاً بسته و نه کاملاً عادی. کشتی‌ها با احتیاط عبور می‌کنند، بیمه‌ها گران باقی می‌مانند، بخشی از انتقال نفت با روش‌های جایگزین انجام می‌شود و هر حادثه تازه دوباره ریسک را بالا می‌برد. در چنین وضعیتی، شاید نقشه هرمز تغییر نکند، اما بازار یاد می‌گیرد با یک بحران مزمن زندگی کند؛ همان اتفاقی که در دریای سرخ رخ داد.

سناریوی دوم، شکل‌گیری سازوکاری تازه میان ایران و عمان است. اگر طرح‌های مطرح‌شده به مرحله اجرا برسند، احتمالاً نقش عمان در مدیریت عملیاتی تنگه پررنگ‌تر خواهد شد و ایران نیز تلاش خواهد کرد جایگاه خود را در نظم جدید تثبیت کند. در مقابل، آمریکا هر مدلی را با این معیار خواهد سنجید که آیا آزادی کشتیرانی را محدود می‌کند یا نه.

سناریوی سوم، بازگشت کامل به وضعیت پیش از جنگ است. این گزینه برای بازار جهانی مطلوب‌ترین سناریوست، اما جنگ فقط به زیرساخت‌ها آسیب نزد؛ اعتماد را هم از بین برد. تجربه بحران دریای سرخ نشان می‌دهد بازگشت تجارت معمولاً بسیار کندتر از آغاز بحران است.

و در نهایت، دورترین سناریو، بازنگری رسمی در سامانه جداسازی ترافیک دریایی است. تا امروز هیچ تصمیم رسمی درباره چنین تغییری وجود ندارد، اما صرف مطرح شدن این ایده نشان می‌دهد دامنه گفت‌وگوها از امنیت نظامی فراتر رفته و به معماری آینده این آبراه رسیده است.

این رقابت برای ایران و جهان چه معنایی دارد؟

اگر روزی مسیرهای رسمی عبور یا شیوه مدیریت آنها تغییر کند، به این معنا نیست که مرزهای ایران یا حقوق آن بر اساس حقوق بین‌الملل دریاها تغییر کرده است. آنچه ممکن است دگرگون شود، نقش روزمره کشورها در هماهنگی ترافیک دریایی، ارائه خدمات ناوبری و میزان اثرگذاری آنها بر جریان عبور کشتی‌هاست.

در سوی دیگر، مصرف‌کنندگان بزرگ انرژی نیز احتمالاً سرمایه‌گذاری برای کاهش وابستگی به هرمز را سرعت خواهند داد؛ از توسعه خطوط لوله و افزایش ظرفیت ذخیره‌سازی گرفته تا مسیرهای جایگزین صادرات. تاریخ بازار انرژی نشان داده هرگاه یک گلوگاه استراتژیک به منبع دائمی ریسک تبدیل شود، جهان به‌تدریج راه‌هایی برای کاهش وابستگی به آن پیدا می‌کند.

پایان یک سؤال قدیمی؛ آغاز یک رقابت تازه

سال‌ها بحث بر سر این بود که آیا ایران تنگه هرمز را خواهد بست یا نه.امروز، با وجود همه درگیری‌ها، سؤال دیگری جای آن را گرفته است.

اگر هرمز باز بماند، اما قواعد عبور، شیوه مدیریت و نقش بازیگران تغییر کند، آیا هنوز می‌توان گفت همه‌چیز به حالت قبل بازگشته است؟

شاید چند ماه دیگر، مسیر عبور کشتی‌ها همان باشد که امروز هست. شاید هم هیچ‌یک از طرح‌های مطرح‌شده هرگز اجرا نشوند. اما حتی اگر هیچ خطی روی نقشه جابه‌جا نشود، یک تغییر از همین حالا آغاز شده است؛ رقابت بر سر هرمز، آرام‌آرام از میدان نبرد به میدان حکمرانی و مدیریت این آبراه منتقل می‌شود.

و شاید مهم‌ترین خبر هرمز در ماه‌های آینده، نه شلیک یک موشک و نه عبور یک نفتکش، بلکه توافق یا اختلاف بر سر قواعد اداره یکی از مهم‌ترین گذرگاه‌های انرژی جهان باشد.

نظرات

© 1404 کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب زومان تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.