دعوای عربستان و امارات؛ دلهره ۳ تریلیون دلاری از یک اختلاف مرموز
جنگ ایران امسال تیتر اول اخبار بود و در کانون توجه قرار داشت اما پشت درهای بسته، گفتوگو با بیش از ۱۲ بانکدار والاستریت و مدیران شرکتهای سرمایهگذاری خصوصی نشان میدهد نگرانی دیگری در اولویت محافل اقتصادی جهان قرار گرفته؛ نگرانی که تقریباً در بحثهای عمومی بازتاب چندانی نداشته اما میتواند جریانهای سرمایهگذاری جهانی را بهطور جدی تحت تأثیر قرار دهد.
اما این نگرانی مرموز چیست؟
بلومبرگ پاسخ میدهد: شکاف روبهگسترش میان عربستان و امارات؛ دو اقتصاد بزرگ خلیج فارس که از مهمترین قطبهای سرمایهگذاری در جهان نیز محسوب میشوند.
این اختلاف مدیران شرکتهای مالی را واداشته برای سناریوهای اضطراری برنامهریزی کنند تا اگر اوضاع بهطور معناداری بدتر شد، توان مهار پیامدهای احتمالی را داشته باشند.
برای بانکهایی مانند گلدمن ساکس و مورگان استنلی و همچنین شرکتهای سرمایهگذاری مانند بلکراک، بروکفیلد و کیکیآر، رابطه ریاض و ابوظبی اهمیت ویژهای دارد.
سرمایه ۳ تریلیون دلاری که اختلافها را مهم کرد
علت اصلی این اهمیت چیست؟
پاسخ را باید در حجم عظیم سرمایهای جستوجو کرد که این دو کشور در اختیار دارند.
این شرکتها طی سالهای اخیر حضور خود را در بازارهای عربستان و امارات گسترش دادهاند؛ چرا که این دو کشور میزبان صندوقهای ثروت ملی بزرگی هستند که مجموع داراییهای آنها از ۳ تریلیون دلار فراتر میرود.
گسترش فعالیت این شرکتها نشاندهنده افزایش اهمیت اقتصادی خلیج فارس است؛ منطقهای که دولتهای آن در سالهای اخیر میلیاردها دلار در حوزههایی مانند هوش مصنوعی و خدمات مالی سرمایهگذاری کردهاند.
برای والاستریت، اختلاف عربستان و امارات اهمیت زیادی دارد؛ چرا که این دو کشور سالها یکی از مهمترین منابع سرمایه برای معاملات بزرگ جهانی و تأمین مالی مدیران بودهاند و حالا در شرایطی که جنگ ایران بار دیگر ریسکها و عدمقطعیتهای خاورمیانه را افزایش داده، تشدید اختلاف میان دو این دو کشور میتواند چالشهای بیشتری برای جریان سرمایهگذاری جهانی ایجاد کند.
نفوذ مالی عربستان و امارات در سالهای اخیر به حدی افزایش یافته که صندوقهای سرمایهگذاری این دو کشور در برخی از بزرگترین معاملات جهان حضور داشتهاند. نمونه: مشارکت صندوقهای سرمایهگذاری این ۲ کشور در خرید ۱۱۰ میلیارد دلاری شرکت پارامونت اسکایدنس برای تصاحب وارنر برادرز دیسکاوری.
به همین دلیل، تشدید اختلاف میان ریاض و ابوظبی میتواند فرصتهای درآمدی بانکهای بزرگ را تهدید کند؛ بهخصوص در شرایطی که ارزش معاملات مرتبط با نهادهای خلیج فارس در نیمه نخست سال نزدیک به ۲۰۰ درصد افزایش یافته و به حدود ۳۰۰ میلیارد دلار رسیده است.
اهمیت این دو کشور فقط به سرمایهگذاریهای مالی محدود نمیشود.
عربستان و امارات در مجموع ۱۳ درصد از نفت جهان را تولید میکنند و بخشی از درآمدهای نفتی آنها در ماههای اخیر به تأمین مالی موج سرمایهگذاری جهانی در حوزههایی مانند هوش مصنوعی کمک کرده است.
چهرههای بزرگ دنیای سرمایهگذاری، از جمله لری فینک مدیرعامل بلکراک، بروس فلت مدیرعامل بروکفیلد و استیو شوارتزمن مدیرعامل بلکاستون از جمله افرادی هستند که بهطور مرتب به عربستان و امارات سفر میکنند.
شکاف دو متحد قدیمی عمیق شد
اما اختلاف امارات و عربستان که شرکتهای مالی را نگران کرده بر سر چیست و از کجا آغاز شده است؟
ماجرا از تحولات یمن آغاز شد؛ جایی که دو کشور بر سر مسائل سیاسی مختلف -از جنگهای داخلی و بحرانهای یمن گرفته تا سودان و شاخ آفریقا- دچار اختلاف شدهاند و هر کدام از طرفهای متفاوتی حمایت کردهاند.
این تنشها پیش از جنگ ایران آشکارتر شد؛ زمانی که عربستان تلاش کرد نقش امارات در یمن را پایان دهد و از نفوذ همسایه خود در دیگر مناطق -از جمله دریای سرخ- بکاهد.
دو کشور در اوج درگیری ایران نیز بار دیگر مواضع متفاوتی اتخاذ کردند؛ ریاض رویکردی آرامتر و مصالحهجویانهتر در پیش گرفت، در حالی که ابوظبی -دستکم در ابتدا- موضعی سختگیرانهتر داشت.
اما ماجرا به همین نقطه ختم نشد و در ماه آوریل، امارات تصمیم غیرمنتظره خود برای خروج از اوپک را اعلام کرد؛ اقدامی که هم عربستان را غافلگیر کرد و هم تهدیدی گستردهتر برای این سازمان به شمار میرفت.
پس از اختلافات مربوط به یمن، برخی شرکتهای مستقر در امارات اعلام کردند که برای دریافت ویزای تجاری عربستان با مشکلاتی مواجه شدهاند.
همچنین در هفتههای اخیر، چندین شرکت و برخی افراد گزارش دادهاند که انتقالهای بانکی از عربستان به امارات با تأخیرهای غیرمعمول روبهرو شده است.
شرکتهای جهانی برای سناریوی بدتر آماده میشوند
اگرچه هنوز دلیل مشخصی برای این مشکلات اعلام نشده، اما زمان وقوع آنها باعث شده نگرانیها درباره سرایت اختلافات سیاسی به روابط تجاری افزایش پیدا کند.
اما سابقه روابط ریاض و ابوظبی اختلافاتی از این دست کم ندارد.
روایت بلومبرگ نشان میدهد که پیشتر نیز نشانههایی از افزایش تنش در روابط میان عربستان و امارات دیده شده بود و پیش از بروز تحولات اخیر، عربستان به شرکتهای چندملیتی هشدار داده بود اگر دفتر منطقهای خود را در ریاض راهاندازی نکنند فرصت دریافت قراردادهای دولتی را از دست میدهند.
اگرچه این سیاست باعث شد بسیاری از شرکتها مجبور شوند میان اولویتهای گاهی متفاوت دو کشور تعادل برقرار کنند، اما در مجموع این باور وجود داشت که نقاط اشتراک عربستان و امارات بیشتر از اختلافات آنهاست.
به همین دلیل، بسیاری از شرکتها همچنان به فعالیت خود ادامه دادند و تلاش کردند این تعادل حساس را حفظ کنند.
برای مثال، گلدمن ساکس یک سال پس از افتتاح دفتر خود در ابوظبی در سال ۲۰۲۳، به نخستین بانک بزرگ سرمایهگذاری تبدیل شد که مجوز راهاندازی دفتر منطقهای در عربستان را دریافت کرد.
مدت کوتاهی پس از آن، بخش مدیریت دارایی گلدمن ساکس، صندوقهای سرمایهگذاری جدیدی برای منطقه ایجاد کرد و صندوق سرمایهگذاری عمومی عربستان (PIF) را بهعنوان سرمایهگذار اصلی آن جذب کرد.
بلکراک نیز چند هفته پس از دریافت مجوز راهاندازی دفتر منطقهای خود در ریاض، مجوز فعالیت تجاری در پایتخت امارات را دریافت کرد.
از سوی دیگر، بسیاری از متخصصان فعال در منطقه، در دبی زندگی میکنند و در طول هفته برای کار به ریاض رفتوآمد دارند؛ چرا که سبک زندگی و فضای اجتماعی عربستان همچنان محافظهکارانهتر از امارات است.
افرادی که از این موضوع اطلاع دارند میگویند برخی شرکتها تلاش کردهاند تعداد کافی از کارکنان خود را بهگونهای سازماندهی کنند که در هر دو کشور اقامت داشته باشند تا در صورت بروز هرگونه اختلال احتمالی در فعالیتهای تجاری آسیب کمتری ببینند.
اما این نگرانیها به حدی افزایش یافته که برخی بانکهای سرمایهگذاری جهانی و حتی مقامهای یک دولت منطقهای، ارزیابیهای داخلی را آغاز کردهاند تا برای چگونگی واکنش به تشدید احتمالی اختلافات اقتصادی میان عربستان و امارات آماده باشند.
مدیران تجاری که با بلومبرگ گفتوگو کردهاند انتظار رویارویی مستقیم میان دو کشور را ندارند، اما شرکتها بهتدریج نگران شدهاند که با افزایش مواضع مستقلتر و قاطعانهتر دو طرف در آینده مجبور شوند انتخابهای دشوارتری میان ریاض و ابوظبی داشته باشند.
حسین ناصرالدین مدیرعامل شرکت مدیریت ریسک کراونوکس در این باره گفت:
سازمانهای پیشرفته بهطور فزایندهای واگرایی ژئوپولیتیک میان دولتهای خلیج را بهعنوان سناریویی قابل پایش در نظر میگیرند، نه چیزی که بتوان نادیدهاش گرفت.
به گفته ناصرالدین، برخی شرکتها کار روی برنامههای اضطراری را آغاز کردهاند؛ از جمله ایجاد مسیرهای لجستیکی جداگانه برای هر کشور، بررسی قراردادها برای بندهایی مانند فورس ماژور (شرایط خارج از کنترل طرفین قرارداد) و ارزیابی روابط منطقهای خود برای اینکه بفهمند آیا این روابط در صورت افزایش اختلافات میان عربستان و امارات میتواند برای فعالیتشان مشکل ایجاد کند یا نه؟
اختلاف خلیج فارس و چالشهای جدید برای ترامپ
در این میان، اگرچه انتظار میرود رقابت میان عربستان و امارات بیشتر به شکل کشمکشهای اقتصادی ادامه پیدا کند، اما این اختلاف میتواند برای دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا -در شرایطی که او درگیر یک بحران بزرگ در خاورمیانه است- چالشهایی ایجاد کند.
پیچیدگیهای ژئوپلیتیکی منطقه در روزهای اخیر نیز بهخوبی نمایان شده؛ زمانی که آمریکا و ایران حملات جدیدی علیه یکدیگر انجام دادند و همزمان درباره باز بودن تنگه هرمز برای کشتیرانی، اظهارنظرهای متناقضی مطرح کردند.
عربستان و امارات از متحدان قدیمی آمریکا هستند؛ دو کشوری که میزبان پایگاههای نظامی این کشور بوده و وعده دادهاند تریلیونها دلار در آمریکا سرمایهگذاری کنند.
همین رابطه نزدیک باعث شده تا یکی از شرکتهای فعال در منطقه، به بررسی طرحی برای میانجیگری آمریکا میان دو کشور برای حل این اختلافات بپردازد.
موضوعی که برای ترامپ نیز حائز است؛ چرا که افزایش تنش میان ریاض و ابوظبی میتواند اجرای سیاستهای ترامپ در منطقه را با مشکل رو به رو کند.
در شرایطی که آمریکا با ایران درگیر یک مناقشه است، افزایش شکاف میان متحدان کلیدی واشنگتن در خاورمیانه، قطعاً با منافع راهبردی بلندمدت آمریکا همخوانی ندارد.- فراس مقداد، مدیر بخش خاورمیانه و شمال آفریقا در گروه اوراسیا
پسلرزه اختلافات در بازار نفت
از سوی دیگر، این اختلاف میتواند پیامدهای قابل توجهی برای بازار جهانی نفت داشته باشد.
خروج امارات از اوپک باعث شده این کشور دیگر محدودیتهای تولید تعیین شده توسط این سازمان را نداشته باشد و بتواند تولید نفت خود را فراتر از سطحی که پیشتر توسط اوپک تعیین شده بود، افزایش دهد.
تحلیلگران گروه اوراسیا معتقدند رقابت میان عربستان و امارات احتمالاً فشار بیشتری بر قیمت نفت خام وارد خواهد کرد.
این تنشها همچنین میتواند تلاشها برای ایجاد زنجیرههای تأمین منطقهای جدید را با مشکل مواجه کند.
در شرایطی که ایران تلاش میکند کنترل بیشتری بر عبور و مرور در تنگه هرمز اعمال کند، شرکتها برای انتقال کالاهایی مانند مواد غذایی و دارو به مسیرهای جادهای که از عربستان، امارات و دیگر مناطق خلیج فارس عبور میکنند روی آوردهاند.
این اختلالها همچنین وابستگی امارات به مسیرهای حملونقل زمینی عربستان برای تأمین بدون وقفه کالاهای ضروری را افزایش داده است.
روابطی که زمانی دوستانه بود
اما رابطه میان دو قدرت بزرگ خلیج فارس همیشه پرتنش نبوده و عربستان و امارات در گذشته معمولاً در سیاستهای منطقهای مواضع نزدیکی داشتند. محمد بن سلمان ولیعهد عربستان نیز رابطه نزدیکی با شیخ محمد بن زاید آل نهیان رئیس امارات دارد؛ فردی که یک نسل از او بزرگتر است.
حتی گفته میشد رهبر امارات در ابتدا نقش نوعی راهنما و مشاور برای محمد بن سلمان را ایفا میکرد.
آنها همچنین در اوایل دهه ۲۰۱۰، در مخالفت با اعتراضات بهار عربی که به سقوط رهبران مصر و تونس منجر شد، موضع مشترکی داشتند و این تحولات را نشانهای از بیثباتی و افزایش درگیریهای فرقهای میدانستند.
پس از حملات ایران، برای مدت کوتاهی نشانههایی از کاهش تنش دیده شد و محمد بن سلمان با محمد بن زاید رئیس امارات، تماس گرفت؛ اما اختلاف نظر درباره نحوه برخورد با ایران و همچنین خروج امارات از اوپک، بار دیگر تنشها میان دو کشور را افزایش داد.
شرکتهای والاستریت تمایل دارند در این اختلافات جانب هیچکدام از طرفین را نگیرند. اما نشانهای از اولویتهای فعلی را میتوان در رفتوآمد چهرههای سرشناس مالی دید؛ چند روز پس از اعلام آتشبس، گروهی از مدیران و چهرههای مطرح اقتصادی راهی ابوظبی شدند اما تاکنون تعداد زیادی از مدیران ارشد مالی به ریاض سفر نکردهاند.
امارات در مقایسه با عربستان با فشار کمتری برای تأمین هزینههای داخلی روبهرو است و صندوقها و نهادهای سرمایهگذاری آن، بهویژه در حوزههایی مانند هوش مصنوعی، همچنان میتوانند سرمایهگذاریهای بزرگی انجام دهند.
با این حال، عربستان نیز با وجود فشارهای اقتصادی، همچنان به اجرای پروژههای بزرگ و سرمایهگذاریهای چند میلیارد دلاری ادامه میدهد.
در همین راستا، بانکدار یک مؤسسه مالی جهانی در گفتوگو با بلومبرگ قرارداد ۵۵ میلیارد دلاری عربستان برای خرید الکترونیک آرتس را نمونهای از توانایی ریاض در اجرای معاملات بزرگ دانست؛ معاملهای که میلیونها دلار کارمزد برای بانکهای خارجی ایجاد کرد و همین توانایی عاملی شده تا شرکتهای مالی جهانی نتوانند بازار عربستان را نادیده بگیرند.
تجربه قطر؛ هشداری برای سرمایهگذاران جهانی
فعالان قدیمی بازار خلیج فارس برای درک ریسکهای اختلاف میان کشورهای منطقه، به تجربه بحران قطر اشاره میکنند؛ بحرانی که در سال ۲۰۱۷ پس از قطع روابط دیپلماتیک و تجاری عربستان، امارات، بحرین و مصر با دوحه آغاز شد.
این اختلاف نزدیک به چهار سال ادامه داشت. اگرچه مدیران شرکتها و مقامهای دولتی انتظار ندارند تنش میان عربستان و امارات به چنین سطحی برسد، اما بحران قطر نشان داد اختلافات سیاسی در خاورمیانه میتواند عمیق شود و پیامدهای مالی قابل توجهی برای شرکتها و سرمایهگذاران داشته باشد.
دانیا اریسی تحلیلگر ارشد مؤسسه نیولاینز در واشنگتن، میگوید:
اختلاف میان عربستان و امارات اکنون به یک ریسک مستقیم برای هر شرکتی تبدیل شده که بهطور همزمان به دنبال جذب سرمایه یا دریافت قرارداد از هر دو قدرت خلیج فارس است. این رقابت اکنون در حوزههای مختلف جریان دارد و با توجه به قدرت اقتصادی و سیاسی دو کشور، پیامدهای آن بسیار فراتر از شبهجزیره عربستان خواهد بود.
با وجود این اختلافات، عربستان و امارات همچنان در بسیاری از مسائل منافع مشترک دارند و پیوندهای فرهنگی و اقتصادی میان آنها گسترده است.
اقتصاد دو کشور نیز بهشدت به یکدیگر وابسته است؛ موضوعی که میتواند به حفظ روابط تجاری حدود ۲۶ میلیارد دلاری آنها کمک کند و مانع از تشدید بیشتر تنشها شود.