راز شکست ۲.۸ میلیارد نفر در فوتبال؛ چرا چین و هند ستاره نمیسازند؟
پرجمعیتترین کشورهای جهان، در محبوبترین ورزش دنیا جایی ندارند. چین تنها یکبار در تاریخ جام جهانی فوتبال مردان حضور داشته؛ آن هم در سال ۲۰۰۲ و هند نیز همچنان یکی از بزرگترین غایبان این رقابتهاست و هیچکدام از این دو کشور حتی به صعود به جام جهانی ۴۸ تیمی امسال نزدیک نشدند.
دو کشوری که روی هم نزدیک به ۲.۸ میلیارد نفر جمعیت دارند؛ عددی که روی کاغذ باید به معنای در اختیار داشتن یکی از بزرگترین مخازن استعداد فوتبالی جهان باشد. اما در زمین فوتبال، این غولهای جمعیتی هنوز نتوانستهاند جایگاهی متناسب با اندازه خود پیدا کنند.
حتی جمعیت مهاجران گسترده این دو کشور نیز حضور پررنگی در لیگهای معتبر اروپایی نداشتهاند.
اما پشت پرده این ناکامی چیست؟
فایننشال تایمز میگوید عملکرد چین و هند در فوتبال با ظرفیت اقتصادی آنها همخوانی ندارد.
چین و هند بهترتیب بزرگترین و سومین اقتصادهای جهان بر اساس تولید ناخالص داخلی بر مبنای برابری قدرت خرید (PPP) هستند؛ اما این قدرت اقتصادی تاکنون به موفقیت فوتبالی تبدیل نشده است.
بررسی کشورهای موفق فوتبالی نشان میدهد که داشتن نیروی انسانی و منابع مالی، شرط لازم است اما کافی نیست.
مثلا کرواسی در دو جام جهانی اخیر به رتبههای دوم و سوم رسید و کیپورد -جزیرهای با جمعیتی حدود نیم میلیون نفر- در همین دوره نشان داد که اندازه کشور مانعی برای رقابت با قدرتهای بزرگ فوتبال نیست.
در فوتبال، عواملی مانند ساختارهای توسعه استعداد، دسترسی عمومی به فوتبال و فرهنگ فوتبالی به اندازه جمعیت و قدرت اقتصادی نیز اهمیت دارند.
چین؛ سرمایهگذاری دولتی بدون فرهنگ فوتبالی
اما راهکار پکن و دهلی برای بهبود وضعیت چیست؟
پکن تلاش کرده موفقیت فوتبالی را از طریق برنامهریزی دولتی ایجاد کند.
چین در سال ۲۰۱۵ یک برنامه ۵۰ بندی ارائه کرد تا تا سال ۲۰۵۰ به یک قدرت بزرگ فوتبال تبدیل شود.
این برنامه قرار بود سرمایهگذاری در زمینهای فوتبال، مراکز تمرینی و حضور دانشآموزان در فوتبال را افزایش دهد؛ اما به گفته مارک دریِر بنیانگذار و سردبیر چاینا اسپرت اینسایدر، این اقدامات شاید کافی نباشد.
چین با رویکردی دولتی توانسته زیرساختها و بخش فناوری خود را توسعه دهد، اما استعداد فوتبالی معمولاً بهصورت طبیعی از سطح پایه شکل میگیرد. برای موفقیت، باید مشارکت گستردهای وجود داشته باشد؛ بازیکنان در همه سنین رقابت کنند و از میان هرم لیگها رشد کنند.- مارک دریِر
دریر اضافه میکند که برنامهریزی متمرکز چین در ورزشهای انفرادی مانند ژیمناستیک و شیرجه موفق بوده است؛ جایی که این کشور توانسته با سیستمهای تمرینی متمرکز مدالهای المپیک زیادی کسب کند.
اما فوتبال شرایط متفاوتی دارد. فوتبال یک ورزش تیمی است که به همکاری، خلاقیت، تصمیمگیری لحظهای و ابتکار فردی نیاز دارد؛ ویژگیهایی که معمولاً در محیطهای محلی، باشگاههای پایه و بازیهای غیررسمی شکل میگیرند.
مشکل لیگ چین؛ از بحران مالی تا بیاعتمادی هواداران
داشتن یک لیگ داخلی قدرتمند میتواند تجربه بازیکنان، مربیان و استعدادیابها را افزایش دهد. اما سوپرلیگ چین که در سال ۲۰۰۴ راهاندازی شد، خود با مشکلات زیادی روبهرو است.
بسیاری از باشگاههایی که با حمایت شرکتهای بزرگ ساختمانی و املاک فعالیت میکردند، پس از ترکیدن حباب بازار مسکن چین با مشکلات مالی مواجه شدند و نتوانستند سرمایه گذاری مناسبی در حوزه فوتبال داشته باشند.
از سوی دیگر، رسواییهای مربوط به تبانی و فساد نیز اعتماد هواداران را کاهش داد.
علاوه بر این، قوانین سختگیرانه دولت چین درباره سقف دستمزدها و جذب بازیکنان خارجی نیز به رشد لیگ کمک نکرد.
هند؛ سایه سنگین کریکت بر فوتبال
چالشهای هند کمی متفاوت است. تا همین اواخر، سرمایهگذاری دولتی روی ورزشهای همگانی و زیرساختهای ورزشی اولویت بالایی نداشت.
در نتیجه، امکانات تمرینی و شبکههای مربیگری فوتبال خارج از چند ایالت مانند بنگال غربی و گوا توسعه پیدا نکرد؛ مناطقی که به دلیل تأثیرات دوران استعمار، فرهنگ فوتبال در آنها ریشه بیشتری داشت.
پل میسفیلد بازیکن حرفهای سابق فوتبال و کارشناس تلویزیونی هند معتقد است کریکت بخش بزرگی از توجه و سرمایهگذاری ورزشی هند را به خود اختصاص داده است.
استعداد فوتبالی در هند وجود دارد، اما این کشور شیفته کریکت است. قهرمانی هند در جام جهانی کریکت ۱۹۸۳ باعث شد این ورزش جایگاه اول را در این کشور تثبیت کند.- پل میسفیلد
فدراسیون فوتبال هند نیز به دلیل تصمیمگیریهای ضعیف مورد انتقاد قرار گرفته است.
سوپرلیگ هند در سال ۲۰۱۳ راهاندازی شد، اما با مشکلاتی مانند استقبال پایین تماشاگران و مدیریت مالی ضعیف روبهرو شد.
فصل اخیر این لیگ نیز پس از آنکه فدراسیون فوتبال هند نتوانست شریک تجاری و مدیریتی مناسبی پیدا کند و با تأخیر آغاز شد و زودتر از برنامه به پایان رسید.
فاصله از فوتبال جهانی؛ یک مانع بزرگ
یکی دیگر از مشکلات چین و هند، ارتباط محدود آنها با شبکه جهانی فوتبال است.
در اروپا، بازیکنان جوان از امکانات حرفهای و رقابت شدید در تمام ردههای سنی بهره میبرند. همین موضوع باعث ایجاد یک مخزن بزرگ استعداد میشود و حتی کشورهایی با منابع کمتر نیز میتوانند از این شبکه استفاده کنند.
در جام جهانی امسال، بیش از ۷۲ درصد بازیکنان برای باشگاهی خارج از کشور محل تولد یا تیم ملی خود بازی میکنند و تقریباً از هر چهار بازیکن، یک نفر خارج از کشور تیم ملیاش متولد شده است.
برای مثال، بیش از نیمی از بازیکنان تیم ملی کیپورد خارج از این کشور متولد شدهاند و در لیگهای مختلف اروپایی بازی میکنند.
اما چین و هند ارتباط کمتری با این شبکه جهانی دارند.
میسفیلد در این باره میگوید:
بازیکنان هندی معمولاً به خارج از کشور نمیروند و بنابراین فرصت بازی مقابل ملیتها و سبکهای مختلف را پیدا نمیکنند. شهروندان هندی خارج از کشور نیز هنوز امکان بازی برای تیم ملی هند را ندارند.
فوتبال در برابر مسیرهای سنتی موفقیت
اما آیا علل ناکامی پرجمعیت ترین کشورهای جهان به همین موضوعات خلاصه میشود؟
پاسخ منفی است؛ چرا که نگرش اجتماعی به ورزش نیز نقش مهمی دارد.
در سیستم آموزشی چین و هند، دانشآموزان برای ورود به دانشگاههای برتر و مشاغل دولتی باید در آزمونهای بسیار رقابتی شرکت کنند و این فشار آموزشی، زمان آزاد برای فعالیتهای ورزشی و مشارکت در فوتبال پایه را کاهش میدهد.
از سوی دیگر، یک چرخه منفی شکل گرفته است: وقتی تعداد کمی فوتبالیست موفق از یک کشور ظهور میکنند، والدین نیز فوتبال را مسیر پرریسکی برای آینده فرزندانشان میبینند.
به همین دلیل، بسیاری از خانوادههای چینی و هندی کودکان خود را به سمت مشاغل باثباتتر و معتبرتر هدایت میکنند؛ موضوعی که حتی در میان مهاجران این دو کشور نیز باعث شده حضور چشمگیری در فوتبال حرفهای جهان نداشته باشند.
جمعیت و پول کافی نیست
چین و هند همه مواد اولیه لازم برای تبدیل شدن به قدرت فوتبالی را دارند: جمعیت عظیم، ثروت رو به رشد و جوامع مهاجر در سراسر جهان.
اما موفقیت در فوتبال به چیزهای بیشتری نیاز دارد: سیستم پرورش استعداد از پایه، مسیر حرفهای مشخص برای بازیکنان، لیگهای قدرتمند و ارتباط عمیق با فوتبال جهانی.
فرهنگ فوتبالی چیزی نیست که بتوان آن را با پول خرید یا در مدت کوتاه ساخت.