ادعای یک تحلیگر آمریکایی: ترامپ به فکر خارک و مسلح کردن کردها و مجاهدین خلق است
به گزارش زومان، همزمان با تشدید تنشها میان ایران و آمریکا و سومین دور تبادل آتش میان دو کشور طی یک هفته اخیر، براندون جی. وایکرت تحلیلگر آمریکایی حوزه ژئوپلیتیک و امنیت ملی در حساب کاربری خود در شبکه ایکس ادعایی درباره آینده درگیریها مطرح کرد.
وایکرت با تاکید بر اینکه هرچه از ریاستجمهوری ترامپ باقی مانده، در جزیره خارک پایان مییابد، مدعی شد:
آمریکا در حال مسلحکردن برخی گروههای منطقهای از جمله کردهای عراق و احتمالاً سازمان مجاهدین خلق است.
اما وایکرت کیست که چنین ادعایی را مطرح میکند؟
براندون جی. وایکرت تحلیلگر ژئوپلیتیک، نویسنده و کارمند پیشین کنگره آمریکاست که اکنون سردبیر ارشد حوزه امنیت ملی در وبسایت 19FortyFive است و پیش از این نیز در نشریه The National Interest در همین حوزه فعالیت میکرد.
موضوعات اصلی نوشتههای او شامل امنیت ملی آمریکا، رقابت قدرتهای بزرگ، مسائل نظامی و تحولات ژئوپلیتیک است.
19FortyFive نیز یک رسانه آمریکایی فعال در حوزه امنیت ملی، دفاع، تحلیل نظامی و سیاست بینالملل است که مطالب آن عمدتاً در قالب تحلیل و دیدگاه کارشناسان منتشر میشود. این رسانه اعلام کرده وابستگی حزبی مشخصی ندارد و دیدگاههای مختلف سیاسی را پوشش میدهد؛ هرچند محتوای آن بیشتر ماهیت تحلیلی و تفسیری دارد تا گزارش خبری.
اما ادعای وایکرت چه معنایی دارد؟
ادعای وایکرت را میتوان در دو سطح بررسی کرد؛ یک لایه به اهمیت جزیره خارک بهعنوان یکی از حیاتیترین نقاط اقتصادی ایران بازمیگردد و لایه دیگر به سناریویی بزرگتر درباره تغییر شکل تقابل آمریکا و ایران.
خارک فقط یک جزیره نیست؛ گلوگاه نفتی ایران است و بخش مهمی از صادرات نفت کشور از این منطقه انجام میشود و به همین دلیل، هر تهدید علیه آن میتواند همزمان یک پیام نظامی، اقتصادی و سیاسی داشته باشد.
اشاره به خارک در شرایطی مطرح شده که نام این جزیره طی ماههای اخیر بارها در ادبیات سیاسی و نظامی آمریکا مطرح شده و دونالد ترامپ رئیسجمهوری آمریکا نیز بارها از احتمال تصرف جزیره خارک ایران سخن گفته و در جدیدترین مورد نیز روز جمعه از آمادگی ارتش این کشور برای انجام چنین اقدامی خبر داده بود.
وایکرت با این عبارت که «آنچه از ریاستجمهوری ترامپ باقی مانده، در خارک پایان مییابد»، در واقع این پیام را منتقل میکند که بحران ایران میتواند به یکی از مهمترین چالشهای باقیمانده برای دولت ترامپ تبدیل شود؛ بحرانی که به دلیل اهمیت اقتصادی و راهبردی خارک، پیامدهایی فراتر از یک رویارویی نظامی خواهد داشت.
اما بخش دوم ادعای او، فراتر از یک حمله مستقیم میان دو کشور است؛ موضوعی که به احتمال استفاده از گروههای منطقهای برای فشار داخلی علیه ایران بازمیگردد.
وایکرت مدعی شده آمریکا در حال مسلحکردن کردهای عراق و احتمالاً سازمان مجاهدین خلق است؛ ادعایی که اگر درست باشد، نشاندهنده تلاش برای انتقال بخشی از درگیری از میدان نظامی مستقیم به یک جنگ چندلایه امنیتی و نیابتی خواهد بود.
این بخش از اظهارات وایکرت در حالی مطرح میشود که در ماههای گذشته نیز گزارشها و ادعاهایی درباره تلاش برای استفاده از گروههای مخالف ایران در جریان تنشهای منطقهای منتشر شده بود.
دونالد ترامپ خرداد امسال در گفتوگویی با فاکسنیوز مدعی شده بود کردها مانع تلاش او برای مسلحکردن معترضان در ایران شدهاند.
ما برای کردها سلاح فرستادیم، اما آنها ما را ناامید کردند و این سلاحها را به معترضان تحویل ندادند.»- دونالد ترامپ
همزمان با جنگ اخیر میان ایران، آمریکا و اسرائیل نیز گزارشهایی درباره تلاش برای استفاده از گروههای مسلح کرد در عملیات زمینی علیه ایران منتشر شد؛ عملیاتی که در نهایت اجرایی نشد.
در همین چارچوب، رسانه عبری «ینت نیوز» نیز گزارش داده بود که موساد برای اقدام علیه ایران، برخی شبهنظامیان کرد را با سلاحهایی که از حماس و حزبالله به دست آمده بود، تجهیز کرده بود؛ طرحی که به نوشته این رسانه، در نهایت با مخالفت ترامپ متوقف شد. این گزارش همچنین مدعی شده بود سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) نیز در برنامه تجهیز این گروهها نقش داشته، اما فشارهای ترکیه باعث لغو آن شده است.
پیامدهای احتمالی چنین سناریویی چیست؟
اگر ادعاهایی مانند مسلحکردن گروههای مخالف ایران یا تلاش برای فشار نظامی بر نقاط راهبردی مانند خارک واقعیت پیدا کند، میتواند سطح درگیری را از حملات مستقیم میان دولتها به یک رویارویی چندلایه در منطقه تبدیل کند.
در چنین سناریویی، بهجای آنکه تمام فشار نظامی در قالب حملات هوایی یا موشکی میان ایران و آمریکا متمرکز بماند، بخشی از درگیری به داخل مرزهای ایران یا مناطق پیرامونی منتقل میشود. استفاده از گروههای مسلح منطقهای میتواند با هدف ایجاد ناامنی، درگیرکردن نیروهای امنیتی در چند جبهه و افزایش هزینههای سیاسی و نظامی برای تهران دنبال شود.
چنین رویکردی البته ریسکهای بالایی برای تمام طرفها دارد. فعالشدن گروههای مسلح در نزدیکی مرزهای ایران میتواند واکنش متقابل تهران را به همراه داشته باشد و دامنه درگیری را به کشورهای همسایهای که میزبان این گروهها یا محل فعالیت آنها هستند، گسترش دهد.
از سوی دیگر، ورود بازیگران غیردولتی به یک منازعه مستقیم میان ایران و آمریکا، پیشبینیپذیری بحران را کاهش میدهد؛ زیرا کنترل رفتار گروههای نیابتی برای دولتها دشوارتر است و یک اقدام محدود میتواند زنجیرهای از واکنشها را ایجاد کند.
با این حال، طرح چنین ادعاهایی در فضای جنگ اطلاعاتی میان ایران و آمریکا نیز باید با احتیاط بررسی شود؛ چرا که در دورههای افزایش تنش، اظهارنظرهای تحلیلگران و منابع غیررسمی گاهی بخشی از نبرد رسانهای برای ارسال پیام بازدارندگی یا اعمال فشار سیاسی هستند.
در نهایت، اهمیت اظهارنظر وایکرت بیش از آنکه بهعنوان یک خبر قطعی درباره تصمیم آمریکا دیده شود، در این است که نشان میدهد برخی محافل تحلیلی در واشنگتن، سناریوهای سختگیرانهتری برای ادامه تقابل با ایران را بررسی میکنند؛ سناریوهایی که اجرای آنها میتواند هزینههای نظامی و اقتصادی گستردهای برای کل منطقه داشته باشد.