هشدار گروسی: جهان به جنگی بزرگ نزدیک می‌شود

جمعه 19 تیر 1405 - 19:15
مطالعه 6 دقیقه
سازمان ملل
رافائل گروسی هشدار می‌دهد جهان از هر زمان دیگر به یک درگیری بزرگ نزدیک‌تر است، اما سازمان ملل در مهم‌ترین بحران‌های امروز نقشی کمرنگ دارد.

به گزارش زومان، رافائل گروسی مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در اوایل سپتامبر ۲۰۲۲، در منطقه بی‌طرف میان خطوط مقدم نظامی اوکراین و روسیه، با تصمیمی سرنوشت‌ساز روبه‌رو شد؛ باید زیر آتش پیش می‌رفت تا تیمی از کارشناسان ایمنی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را در بزرگ‌ترین نیروگاه هسته‌ای اروپا مستقر کند یا عقب‌نشینی می‌کرد.

هفته‌ها دیپلماسی لازم بود تا کار به آن نقطه برسد و در نهایت، تصمیم بر پیش‌روی گرفته شد. خودروهای زرهی او برای فرار از مین‌ها به‌ طور زیگزاگ حرکت می‌کردند و نشان آژانس روی جلیقه‌ها، یعنی اتمی چرخان در میان دو شاخه زیتون مدام تکان می‌خورد.

هنگام عبور از کنار ساختمان‌های بمباران‌شده، خودروهای سوخته و خانواده‌هایی که به‌سوی غرب و مناطق امن‌تر اوکراین و کشورهای هم‌مرز آن می‌رفتند، بحث به این سمت کشیده شد که آیا اروپا برای زمستان ذخایر گاز کافی خواهد داشت یا نه؟

رافائل گروسی مقاله خود در فارن افرز را با این خاطره آغاز کرده تا نشان دهد مرز میان جنگ و پیامدهای بین‌المللی آن چقدر باریک شده است. او یکی از نامزدهای دبیر کل بعدی سازمان ملل است که تا پایان سال ۲۰۲۶ انتخاب خواهد شد و حالا، از نقش فراموش‌شده این نهاد نوشته است!

سایه جنگ و ناامنی در سراسر جهان

گروسی در این مقاله توضیح می‌دهد که جنگ‌ها شمار بی‌سابقه‌ای از مردم را آواره کرده‌اند و در حال بر هم‌ زدن شبکه‌های جهانی تجارت و انرژی هستند. هم‌زمان با اختلال در زنجیره‌های تامین بر اثر بن‌بست‌های دیپلماتیک و درگیری‌های نظامی، کشورها هم به‌ سوی گسستن پیوندها حرکت می‌کنند و بیش از پیش از یکدیگر جدا می‌شوند.

بازگشت جنگ به اروپا برداشت‌های امنیتی و محاسبات راهبردی را در سراسر قاره دگرگون کرده است.

در خاورمیانه، چرخه‌های رویارویی پیامدهایی می‌سازند که فراتر از منطقه می‌روند و به شکاف‌های سیاسی، آشفتگی در بازارهای انرژی، مسیرهای تجاری، قیمت غذا و اعتماد به اقتصاد جهان دامن می‌زنند.

در آسیا، رقابت اکنون در حوزه‌های نظامی، اقتصادی، فناوری و دریایی جریان دارد. در آفریقا، رشد جمعیت و ظرفیت اقتصادی با دسترسی نابرابر به منابع مالی و ظرفیت نهادهای نامتوازن روبه‌رو شده است. در آمریکای لاتین نیز شبکه‌های فراملی مجرمانه و پیچیده‌تر از پیش، از بازارهای جهانی، نظام‌های مالی، بنادر، زنجیره‌های لجستیکی و خلاهای حکمرانی سوءاستفاده می‌کنند.

قراردادهایی که ضعیف شده‌اند

گروسی در ادامه به نقش هنجارهای بین‌المللی می‌پردازد:

در همین حال، چندجانبه‌گرایی و همچنین حقوق و هنجارهای بین‌المللی که احتمال خطاهای فاجعه‌بار را کاهش می‌دهند، ثبات فراهم می‌کنند و راه‌حل‌های مشترک برای مسائل مشترک عرضه می‌کنند، زیر فشار رفته‌اند.

بیشتر معاهدات کاهش و کنترل تسلیحات هسته‌ای که در دوران جنگ سرد شکل گرفتند، از جمله معاهده استارت نو (New START) - که در سال ۲۰۱۰ میان آمریکا و روسیه بسته شد - و معاهده نیروهای هسته‌ای میان‌برد (INF Treaty) - که در دوران جنگ سرد بسته شد و سال ۲۰۱۹ ترامپ از آن خارج شد -، از کار افتاده یا تضعیف شده‌اند.

زرادخانه‌های اصلی هسته‌ای به‌ جای کوچک‌تر شدن، در حال نوسازی و گسترش‌اند و کانال‌های ارتباطی که خطر محاسبه‌ اشتباه میان قدرت‌های بزرگ را کم می‌کردند، فرسوده شده‌اند.

در برخی کشورهایی که به تعهدات حقوقی خود برای نساختن سلاح هسته‌ای پایبند بوده‌اند، بحث‌هایی درباره مزیت‌های رفتن به‌ سوی آن هم شکل گرفته است.

جهان امروز بیش از هر زمان دیگری از پایان جنگ جهانی دوم در معرض شعله‌ورشدن یک درگیری بزرگ، از جمله یک جنگ هسته‌ای، قرار دارد.

نسل‌هایی که وحشت دو جنگ جهانی را تجربه کردند و چارچوب‌های جلوگیری از جنگ سوم را ساختند، آرام‌آرام از صحنه بیرون می‌روند و با آن‌ها، حافظه جمع پیامدهای رقابت مهارنشده جهانی نیز کم‌رنگ می‌شود.

سازمان ملل؛ نهادی که غایب است

سازمان ملل، نهادی که با وجود کاستی‌ها در ۸۰ سال گذشته واکنش‌های مشترک به تهدیدهای مشترک را تسهیل کرده، از استعمارزدایی پشتیبانی کرده و به جلوگیری از جنگ جهانی سوم کمک رسانده، چنان تضعیف شده که برخی ناظران می‌گویند در همان مسیری می‌رود که جامعه ملل رفت (سازمانی که پس از جنگ جهانی اول برای جلوگیری از وقوع جنگ‌های بعدی تأسیس شد، اما در نهایت نتوانست مانع آغاز جنگ جهانی دوم شود).

درست زمانی که جهان در جست‌وجوی صلح بیش از همیشه به آن نیاز دارد، سازمان ملل غایب است؛ از جنگ اوکراین گرفته تا تقابل میان ایالات متحده، اسرائیل و ایران و نیز درگیری‌های منطقه‌ای در آسیا و آفریقا.

سازمان ملل را نمی‌توان مسئول جلوگیری یا پایان دادن به هر جنگی دانست، اما تلاش برای رسیدن به همین هدف، ماموریت اصلی آن به‌شمار می‌رود. این نهاد می‌تواند دوباره به یک میانجی‌ توانمند، بی‌طرف و حاضر برای صلح تبدیل شود.

غایب‌ بودن از اتاقی که تصمیم‌ها در آن گرفته می‌شود، سرخوردگی می‌آورد و سازمان ملل را در مسیر بی‌ربطی قرار می‌دهد.

نهادهایی که نتوانند توضیح دهند چه ارزشی می‌آفرینند، در برابر بی‌اعتنایی آسیب‌پذیر می‌شوند و بی‌اعتنایی در فضای کنونی، منابع مالی و اراده سیاسی سازمان ملل را فرسوده می‌کند.

سازمان ملل اکنون با بحران نقدینگی روبه‌روست و ریشه این بحران، در اصل، بحران اعتماد کشورهای عضو به این نهاد به‌ شمار می‌رود.

یک دبیر کل جدید جهان را نجات می‌دهد؟

گروسی فوری‌ترین اقدامی را که جامعه بین‌المللی می‌تواند برای مهار این بحران اعتماد انجام دهد، انتخاب دبیرکل بعدی می‌داند و او خود نیز نامزد این رقابت است!

او یادآور می‌شود که در دوران جنگ سرد، دبیرکل‌های سازمان ملل از کشورهای عضو در پیشگیری از درگیری و یافتن راه‌های کاهش تنش هنگام وقوع آن پشتیبانی می‌کردند. تاریخ نشان داده است دبیرکل‌ها می‌توانند مسیرهای خروجی بسازند تا طرف‌های فرسوده از منازعه بیرون بیایند و شرایطی شکل دهند که از بحران آینده جلوگیری کند.

حقوق زمانی بهتر محافظت می‌شوند که نهادهای کارآمد، فرصت‌های اقتصادی قابل‌اعتماد و ثبات وجود داشته باشد. وقتی این پایه‌ها ضعیف باشند، حقوق نیز آسیب‌پذیر می‌شوند.

دفاع از حقوق بشر نمی‌تواند تنها بر اعلامیه‌ها و سازوکارهای گزارش‌دهی تکیه کند، بلکه باید شرایطی را هدف بگیرد که این حقوق را ممکن می‌سازند، یعنی خدمات دولتی، حاکمیت قانون و نهادهای فراگیر.

هنگامی که اوضاع از کنترل خارج می‌شود، چه بر اثر بلایای طبیعی و چه انسانی، سازمان ملل باید همچنان در پشتیبانی و هماهنگی برای اقدام انسانی سریع و مؤثر نقش داشته باشد.

جلوگیری از فاجعه

نویسنده آرژانتینی، خورخه لوئیس بورخس، زمانی نوشت «ما نه با عشق، که با وحشت با هم متحد شده‌ایم» و منظورش این بود که دولت‌ها ممکن است بر سر مسائل اصلی اختلافی عمیق داشته باشند، اما باز هم بدانند تشدید تنش، گسترش تسلیحات هسته‌ای، همه‌گیری‌ها، هراس مالی یا آشفتگی فناورانه به همه آن‌ها آسیب خواهد زد.

بنیان‌گذاران سازمان ملل این منطق را می‌فهمیدند، زیرا تازه از مخرب‌ترین جلوه چنین نیروهایی جان سالم به در برده بودند. دستاورد آن‌ها ایجاد چارچوبی بود که در آن سیاست بتواند به‌ گونه‌ای مدیریت شود که از فاجعه جلوگیری کند.

آن چشم‌انداز با آرمانی‌کردن سازمان مللی که به‌ دنبال هماهنگی کامل در جهان است محقق نمی‌شود، بلکه با تلاش برای ساختن سازمان مللی عملی‌تر تحقق می‌یابد؛ سازمانی که آرام، مداوم و قابل‌اعتماد برای حمایت از صلح، توانمندسازی توسعه و حفاظت از حقوق بشر کار کند.

گروسی انتقاد می‌کند که دهه‌ها مدیریت سست و اولویت‌های پراکنده باعث گسترش ماموریت‌های سازمان ملل شده و آژانس‌های هم‌پوشان، فرایندهای تکراری و چرخه‌های گزارش‌دهی‌ای را پدید آورده که انرژی نهادی را مصرف می‌کنند بی‌آنکه نتیجه‌ای سنجش‌پذیر بسازند. این سیستم پر از اعلامیه و تهی از دستاورد شده است.

سازمان ملل کارآمدتر باید بر چیزی تمرکز کند که فقط خودش می‌تواند انجام دهد، یعنی گردهم‌آوردن طرف‌هایی که در غیر این صورت هرگز با هم دیدار نمی‌کردند، حفظ گفت‌وگو در زمانی که اعتماد سیاسی از میان رفته است و اطمینان از اینکه کشورهایی که بیشترین مواجهه را با خطرهای جهانی دارند، در مدیریت آن‌ها صدا داشته باشند.

چه ترس کشورها را پای میز بکشاند و چه منافع مشترک، آن‌ها باید سازمان ملل را از پیش در همان‌جا بیابند.

نظر شما درباره نقش سازمان ملل در تحولات جهانی چیست؟

نظرات

© 1404 کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب زومان تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.