آتلانتیک: ترامپ کنترل جنگ را باخت

پنج‌شنبه 18 تیر 1405 - 20:34
مطالعه 6 دقیقه
دونالد ترامپ
آتلانیتک ایران شروط جنگ را تعیین می‌کند و آتش‌بسِ ادعایی ترامپ، در عمل هرگز وجود نداشت.

به گزارش زومان، آتش‌بس ایران و آمریکا شکسته و حملات پراکنده دو طرف از سر گرفته شده است. تام نیکلاس، تحلیلگر نشریه آتلانتیک با بررسی جوانب مختلف این درگیری، نتیجه گرفته که آتش‌بسی که ترامپ ماه گذشته اعلام کرد، در عمل محقق نشد و رئیس‌جمهور آمریکا کنترل خود را بر رخدادها از دست داده است.

به‌ گزارش آتلانتیک، آتش‌بسی که ترامپ ماه گذشته اعلام کرد، به‌ نظر می‌رسید بیشتر برای آرام‌کردن بازارهای جهانی و شاید جلوگیری از اقدام قانون‌گذاران در کنگره آمریکا باشد، اما در واقعیت هرگز شکل نگرفت، چون هیچ‌ یک از دو طرف تیراندازی را متوقف نکردند. نتیجه، بازگشت درگیری به نوعی زد و خورد آهسته و فرسایشی بوده است، با ضربه‌هایی که هر روز دامنه‌ی تازه‌ای پیدا می‌کنند.

تام نیکلاس که استاد بازنشسته امور امنیت ملی در کالج جنگ نیروی دریایی ایالات متحده است با رویکردی به شدت انتقادی نسبت به عملکرد رئیس‌جمهور آمریکا در آتلانتیک می‌نویسد: ایران حالا نه فقط در میدان، بلکه در تعریف قواعد درگیری هم دست بالا را دارد و دونالد ترامپ عملا کنترل جنگی را که خود آغاز کرده بود از دست داده است.

جنگی که فقط نامش تغییر کرده

در چند روز گذشته ایرانی‌ها سه نفتکش را در تنگه‌ی هرمز هدف قرار داده‌اند، آمریکایی‌ها حدود ۸۰ هدف را در ایران زده‌اند و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز اکنون مدعی است که حدود ۸۵ هدف وابسته به آمریکا را در بحرین و کویت مورد اصابت قرار داده است.

همین جابه‌جایی مداوم ضربه‌ها نشان می‌دهد که همان جنگ قبلی ادامه دارد فقط نامش را عوض کرده‌اند، بدون اینکه توقفی واقعی رخ داده باشد.

در چنین شرایطی، وقتی از ترامپ پرسیدند آیا یادداشت تفاهم با ایران، همان سندی که قرار بود پایه‌ی مذاکرات باشد، مُرده است یا نه، لحظه‌ای مکث کرد و گفت:

«سؤال خیلی جالبی است. فکر می‌کنم تمام شده. دیگر نمی‌خواهم با آن‌ها طرف باشم. آنها آشغال‌اند، می‌دانید آشغال یعنی چه؟ آن‌ها آشغال‌اند. آدم‌های بیمارند. آدم‌های بیمار آن‌ها را هدایت می‌کنند. و آدم‌هایی وحشی و خشن هستند.»

ترامپ ماه گذشته لحن کاملا متفاوتی داشت و درباره‌ی رهبران ایران جز حرف‌های مثبت چیزی نمی‌گفت. او آن زمان گفته بود:

«ما با آدم‌هایی طرفیم که به‌ نظرم خیلی منطقی‌اند. و برخورد با آن‌ها هم خوب بود.»

ترامپ همچنین آن‌ها را «آدم‌های قوی و باهوش» توصیف کرده بود که «رادیکال» نشده‌اند و صرفا ایرانی‌های وفاداری هستند که «می‌خواهند به کشورشان کمک کنند».

در همان مقطع، یادداشت تفاهمی که ترامپ امضا کرد، عملا شبیه سندی برای تسلیم آمریکا بود؛ متنی که ایرانی‌ها می‌توانستند خودشان هم آن را بنویسند. با این حال، ترامپ می‌خواست از جنگ بیرون بیاید و به همین دلیل آن را امضا کرد، آن هم به‌ طرزی نمادین در ورسای.

دولتی که جنگ را «هدایت می‌کند»

ایرانی‌ها اما روشن کرده‌اند که نه برای آن یادداشت تفاهم اهمیتی قائل‌اند و نه برای آنچه ترامپ فکر می‌کند یا می‌خواهد. آن‌ها حاضرند به دولت‌های حاشیه‌ی خلیج فارس خسارت بیشتری وارد کنند و در عین حال، خسارت متقابل را هم بپذیرند.

چنین رفتاری نشانه‌ی دولتی است که جنگ را هدایت می‌کند، نه دولتی که فقط به آن واکنش نشان می‌دهد.

این دولت در حال سنجیدن هزینه و ریسک است و اهداف قابل‌دستیابی خود را دنبال می‌کند، از جمله حفظ کنترل تنگه و نگه‌داشتن برنامه‌ی هسته‌ای.

ورود بدون راهبرد به جنگ و آشفتگی تمام‌عیار

دولت ترامپ از سوی دیگر، بدون راهبرد وارد این جنگ شد و به‌ جای برنامه‌ریزی، به فرض‌های غلط، اطلاعات کهنه و حس شهودی رئیس‌جمهور تکیه کرد.

کاخ سفید بر این گمان بود، چون رئیس‌جمهور خیلی دلش می‌خواست، حکومت ایران به‌ سرعت فرو می‌پاشد. ترامپ و پیت هگست، وزیر دفاع که ترامپ را به رفتن به جنگ تشویق کرده بود، سال‌ها تحلیل و بازی‌سازی جنگی ارتش و جامعه‌ی اطلاعاتی را نادیده گرفتند و وقتی ایرانی‌ها تنگه را بستند و اقتصاد بین‌المللی را خفه کردند، غافلگیر شدند.

دولت آمریکا بعدتر کوشید با بمباران از این جنگ بیرون بیاید، اما چون توان نگه‌ داشتن سرزمین را ندارد، حالا فقط ذخایر مهمات گران‌قیمت خود را با اثر راهبردی اندک مصرف می‌کند.

ترامپ حتی با معیارهای همیشگی خودش هم در آنکارا، که برای شرکت در نشست ناتو به آنجا رفته، گیج و آشفته بوده است. او طی ۲۴ ساعت، دوباره خواهان مالکیت آمریکا بر گرینلند شد، ایران را با ژاپن اشتباه گرفت و ولودیمیر زلنسکی، رئیس‌جمهور اوکراین، را با ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، قاطی کرد.

چنین آشفتگی‌ای چندان عجیب نیست و توضیح می‌دهد چرا او در برابر پرسش‌ها درباره‌ی درگیری‌های تازه هم پاسخ‌های معقولی نمی‌دهد. وقتی از ترامپ درباره‌ی حملات بیشتر به ایران پرسیدند، او گفت:

«می‌دانید، معمولا این را به شما نمی‌گفتم. به شما نمی‌گفتم، اما می‌دانید چیست؟ آن‌ها هیچ کاری از دستشان برنمی‌آید. پس پاسخ این است: احتمالا»

این پاسخ، چیزی شبیه آتش و خشم نبود. ترامپ بعدتر هم گفت: «یک هشدار کوچک به آن‌ها می‌دهم. امشب محکم می‌زنیمشان، اما باید ببینیم همه‌ چیز چطور پیش می‌رود.»

معنای حرف ترامپ روشن بود، هر چند خودش آن را بی‌نظم و نیمه‌تمام ادا کرد؛ یعنی نمی‌داند چه کار دیگری انجام دهد، پس ضربه‌های بیشتری می‌زند و بعد می‌بیند ایران چه می‌کند.

چنین رفتاری، رفتار رئیس‌جمهوری نیست که جنگی را اداره می‌کند؛ بیشتر شبیه تقلا و دست‌وپا زدن مردی به‌ نظر می‌رسد که از عمق ماجرا بیرون افتاده و به‌جای هدایت رویدادها، فقط به آن‌ها واکنش نشان می‌دهد.

برای آن‌ که این دودلی، ایرانی‌ها درباره‌ی عزم ترامپ دچار تردید نکند، رئیس‌جمهور آمریکا اضافه کرده که هنوز دو ایده‌ی وحشتناک دیگر را هم در نظر دارد؛

  • یکی تهاجم به خاک ایران و دیگری کارزاری که احتمالا مصداق جنایت جنگی خواهد بود. او نخست دوباره از تصرف جزیره‌ی خارک حرف زده است، عملیاتی که به تعهد قابل‌ توجهی از نیروهای زمینی نیاز دارد و بی‌تردید به تلفات آمریکایی منجر خواهد شد.
  • دوم، بار دیگر احتمال حمله به زیرساخت‌های ایران را مطرح کرده است، از جمله پل‌ها و تاسیسات آب‌شیرین‌کن.

چنین تاسیساتی اگر واقعا به‌طور معنادار در خدمت تلاش نظامی ایران باشند، می‌توانند هدفی مشروع به‌شمار آیند، اما به‌ نظر می‌رسد ترامپ بیشتر به‌دنبال فقیرترکردن جمعیت غیرنظامی است تا ایران را به پای میز مذاکره بکشاند؛ اقدامی که نقض جدی قوانین جنگ محسوب می‌شود.

خوشبختانه، احتمال انجام چنین کارهایی از سوی ترامپ پایین به‌ نظر می‌رسد. چند ساعت پس از پاسخ‌های مختلفش، از او پرسیدند آیا جنگ دوباره با تمام قوا آغاز شده است یا نه. پاسخ او روشن کرد که تا چه حد بر شرایط این درگیری کنترل دارد و هم‌زمان پیامی صریح به ایرانی‌ها داد که لازم نیست روی حرف‌های او حساب کنند، چون مدام نظرش را عوض خواهد کرد.

ترامپ گفت:

«فکر می‌کنم هرچه قرار باشد رخ دهد، خیلی سریع تمام می‌شود و ما فقط امن‌ترش می‌کنیم، از جمله برای نفت. نفت قرار است خیلی آزاد، خیلی آسان باشد و خیلی سریع اتفاق بیفتد. ما تنگه‌ی هرمز را داریم؛ قایق‌ها خارج شده‌اند. یعنی الان فورانی از نفت داریم، نفت زیادی داریم.»

در واقع، ایالات متحده در این لحظه «تنگه را در اختیار ندارد». با این همه، ترامپ در پایان این اظهارات به مخاطبانش و شاید حتی به کسانی که در تهران گوش می‌دهند اطمینان داد: «دنبال درگیری بلندمدت نیستیم.»

سوگی که ترامپ از سر می‌گذراند

مدت‌ها در دانشکده‌ی جنگ نیروی دریایی به افسران نظامی و غیرنظامیان ارشد راهبرد تدریس کرده‌ام. این حوزه قانون‌های سخت و ثابتی ندارد، چون جنگ‌ها ویژگی‌های مشترک دارند اما هر درگیری، خصوصیات و شرایط اضطراری خاص خودش را هم دارد. با این حال، یک قاعده‌ی خوب این است که نباید دشمن را تهدید کنید و بلافاصله بعد اعلام کنید که اصلا دل و دماغ جنگیدن ندارید.

رهبران قدرتمند، ملاحظات خودشان را نزد خود نگه می‌دارند و می‌گذارند اعمالشان حرف بزند؛ رهبران ضعیف تهدید می‌کنند و بعد هم مدام اعلام می‌کنند که چقدر نمی‌خواهند تهدیدهایشان را عملی کنند.

ترامپ اکنون چیزی شبیه مراحل سوگ جنگی را طی می‌کند؛ اول انکار شکست آمریکا، بعد خشم که به حملات تازه انجامیده، و سپس چانه‌زنی، انگار ایرانی‌ها را بتوان مثل گروهی کارگر ساختمانی سرکش در نیویورک با پول راضی کرد!

هیچ‌ یک از این مراحل نتیجه نداده است. در ادامه هم، افسردگی و پذیرش در راه‌اند.

شما درباره‌ی این چرخش جنگ و نقش ترامپ چه فکر می‌کنید؟

نظرات

© 1404 کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب زومان تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.