هشدار بیسابقه از قلب روسیه؛ پوتین به سمت تصمیمی خطرناک میرود
به گزارش زومان، آندری ملیچنکو، بزرگترین صنعتگر روسیه و «پادشاه کود» جهان، در هشدار کمسابقهای از آیندهای تاریک برای کشورش سخن گفته و میگوید خستگی عمومی از جنگ اوکراین میتواند ولادیمیر پوتین را به اقدامی نمایشی و خطرناک وادار کند تا بنبست را بشکند.
او نه از بیرون ساختار قدرت، بلکه از درون همان نظمی حرف میزند که سالها با آن کنار آمده بود؛ نظمی که طبق قواعد پوتین پول میسازد، اما از سیاست فاصله میگیرد. حالا اما، به گفته او و همصنفانش، فساد و فرسایش در کشوری که به سمت استبداد لغزیده دیگر قابل نادیده گرفتن نیست.
به گزارش اکونومیست، ملیچنکو در یک گفتگوی نزدیک به ۶۰ ساعته با این نشریه هشدار خود را مطرح کرده است. اکونومیست میگوید این نخستینبار است که یک الیگارش روس در چنین سطحی و با این حجم از جزئیات لب به انتقاد میگشاید.
این نشریه همچنین تاکید کرده است که علت فضا دادنش به ملیچنکو این نیست که با همه دیدگاههای او موافق است یا او را مدافع دموکراسی و حقوق بشر میداند، بلکه به او فضا داده چون یک عملگراست که میخواهد شرکتهایش رونق داشته باشند؛ نگاهی که میتواند در روسیه اثرگذار باشد؛ کشوری که در آن منجر شدن جنگهای نافرجام به جنبشهای تغییر سیاسی (برای مثال شکست روسیه در برابر ژاپن در سال ۱۹۰۵) سابقه دارد.
ملیچنکو در ارزیابیاش فقط به جنگ اوکراین بسنده نمیکند و افق پیشروی روسیه و همسایگانش را نیز تیره میبیند. او به غرب هشدار میدهد که نباید آرزوی فرو رفتن روسیه در آشوب، خودکفایی خشن یا وابستگی خاموش و خطرناک را داشته باشد.
هرچند ملیچنکو صریحا نمیگوید پوتین باید از قدرت کنار برود، اما تغییری که او خواهان آن است عملا به پایان حکومت تک نفره میانجامد.
تبعات جنگ اوکراین برای روسها
اهمیت این مداخله آنجاست که جنگ اوکراین اکنون به داخل روسیه بازگشته است. پس از حملات اوکراین به صنعت انرژی روسیه، کشور با صفهای طولانی بنزین و حتی زد و خورد در پمپبنزینها روبهرو شده است.
الحاق کریمه در سال ۲۰۱۴ به محبوبیت پوتین کمک کرد، اما امروز همان شبهجزیره زیر ضربه حملات پهپادی اوکراین منزویتر میشود. خدمت اجباری نظامی نیز نارضایتی را دامن زده و شکایت چهرههای تاثیرگذار شبکههای اجتماعی از جنگ، بازدیدهای گستردهای پیدا کرده است.
این واقعیتها با وعدههای مکرر پوتین درباره پیشرفت «عملیات نظامی ویژه» و نزدیک بودن یک گشایش بزرگ ناسازگار است.
هرچند اقتصاد روسیه هنوز در آستانه فروپاشی نیست و نشانهای از قیام سراسری هم دیده نمیشود، اما روسها هرچه بیشتر احساس میکنند کشورشان به بنبست رسیده است. ملیچنکو همین حس را نشانهای میداند از این که فرسایش جنگ، از میدان نبرد فراتر رفته و به زندگی روزمره مردم نفوذ کرده است.
پوتین ممکن است برای بازسازی اقتدار خود، جنگ را تشدید کند و فشار داخلی را افزایش دهد.
پوتین سطح تنش را بالا میبرد؟
برخی دستگاههای اطلاعاتی غربی اخیرا گزارش دادهاند که روسیه در آستانه تشدید رویارویی با ناتو قرار دارد. ملیچنکو در تیرهترین سناریوی ذهنی خود حتی از احتمال استفاده از یک سلاح هستهای تاکتیکی برای ترساندن حامیان اروپایی اوکراین سخن میگوید، هرچند تحلیلگران غربی هنوز چنین احتمالی را بعید میدانند.
ملیچنکو استدلال میکند که تشدید تنش به صلحی پایدار میان روسیه، اوکراین و اروپا منجر نخواهد شد. در سخنان او این معنا نیز نهفته است که اگر روسها از جنگ بیشتر بترسند و به خاطر بسیج گسترده و سرکوب سیاسی خشمگینتر شوند، فشار بر پوتین در داخل کشور فقط بیشتر خواهد شد و همین فشار، چرخه تازهای از تشدید تنش را رقم میزند. به باور او، مسیر کنونی نه خروجی دارد و نه ثبات.
سه سناریوی بلندمدت برای سرنوشت روسیه
ملیچنکو برای توضیح نگرانی خود مجموعهای از سناریوهای بلندمدت را پیش میکشد که همگی آنها به گفته او، برای روسیه و جهان خطرناکاند.
- نگرانکنندهترین سناریو فروپاشی روسیه در هرجومرج است؛ وضعیتی که در آن فرماندهان محلی برای کنترل منابع و سلاحهای هستهای با هم میجنگند. همین ترس آنقدر واقعی بوده که دولت بایدن بخواهد از تحقیر روسیه در اوکراین پرهیز شود.
- سناریوی دیگر، افتادن روسیه زیر نفوذ قدرتهای خارجی است؛ ملیچنکو میگوید چین میتواند بر روسیه مسلط شود و از آن برای تامین مواد خام و همچنین به عنوان حائلی در برابر آمریکا بهره ببرد. او احتمال دیگری را هم مطرح میکند و میگوید شاید روسیه پس از یک جنگ فرسایشی، در حاشیه اروپا و به صورت کشوری فقیر و وابسته باقی بماند. ملیچنکو باور دارد هر دو نتیجه، خشم و نارضایتی میسازند و ملیگرایی خشونتبار را پرورش میدهند؛ ملیگراییای که شاید روزی به انفجار تازهای درگیری منجر شود.
- در سومین سناریو، روسیه به درون خود فرو میرود و شبیه کره شمالی به یک دژ بسته و در محاصره بدل میشود؛ کشوری که از رشد و سرمایه تهی است. به گفته او، چنین وضعیتی ظاهرا در لایههای درونی کرملین هم بهطور فعال مورد بحث قرار گرفته است. با این حال، روسیهای شبیه کره شمالی در حالت جنگ دائمی با جهان باقی خواهد ماند و همین امر خطر را به یک وضعیت مزمن تبدیل میکند.
راه خروج؛
ملیچنکو درباره چگونگی جلوگیری از این سناریوها نیز با ابهام سخن میگوید.
او از کشورهای غربی میخواهد در برابر وسوسه گسترش جنگ به مرزهای خود مقاومت کنند و در عوض، روسیه و غرب راهی برای همزیستی مسالمتآمیز پیدا کنند.
برای رسیدن به این هدف، او خواهان اعطای «حاکمیت» به روسیه میشود، مفهومی که بیشتر شبیه مطالبه چین برای عدم مداخله به نظر میرسد.
درباره اصلاحات داخلی روسیه نیز از نگاه او، کشور باید برای جهان بیرون قابل پیشبینی شود و در عین حال مردمش را بدون توسل به اجبار با خود همراه کند.
در پس این حرفها، خواست کنار رفتن پوتین از حکومت تکنفره و واگذاری بخشی از قدرت دیده میشود، هرچند ملیچنکو از دموکراسی نامی نمیبرد.
چنین مسیری حتی اگر روی کاغذ ممکن به نظر برسد، با مقاومت «سکیوروکراتها» روبهرو میشود؛ یعنی امنیتیهای بانفوذی که پس از کنارزدن الیگارشهای اولیه پساشوروی از سیاست، در دو دهه گذشته به بازیگران اصلی تبدیل شدهاند. اگر روسیه به کشوری عادیتر بدل شود، آنان بازندگان اصلی خواهند بود.
با این حال، شاید تکنوکراتها و ثروتمندانی که از سرنوشت روسیه بیم دارند، در کنار ملیچنکو بایستند. پوتین هم ممکن است نخواهد عقبنشینی کند، اما او در تنگنا قرار گرفته است، زیرا ادامه وضعیت، تشدید جنگ و اصلاحات، هر یک هزینههای سنگینی در پی دارند.
چنین اصلاحاتی در روسیه سابقهای تاریخی هم دارد. روسیه در سال ۱۹۰۵ در جنگی ۱۹ ماهه در برابر ژاپن شکست خورد و صنعتگران و تکنوکراتها، نیکلای دومِ مستبد را مسئول دانستند. آنان میگفتند این شکست نشان میدهد که حکومت تکنفره روسیه را محکوم میکند تا همیشه از اروپا عقب بماند. همان سال، پس از یک خیزش، آنان تزار را وادار کردند مانیفست اکتبر را بپذیرد؛ سندی که آزادیهای مدنی و یک مجلس قانونگذاری را پیشنهاد میکرد.
اواسط سال ۱۹۰۷، نیکلای دوم اصلاحات را در هم شکست و یک دهه بعد در انقلاب سرنگون شد.
امیدی که اکنون باقی میماند این است که روسیه از آن تجربه درس بگیرد و به این نتیجه برسد که به اصلاحاتی نیاز دارد که دوام بیاورند.
ملیچنکو دقیقا از همین آینده سخن میگوید، آیندهای که اگر به تاخیر بیفتد، ممکن است برای روسیه و جهان هزینهای بسیار سنگینتر داشته باشد.
نظر شما درباره هشدار ملیچنکو چیست؟