گره جدید در کار ایران و آمریکا: شانس توافق بیشتر است یا جنگ؟
قرار بود ۶۰ روز، فرصتی برای پیشبرد مذاکرات هستهای باشد.تفاهمی که ۲۶ خرداد میان ایران و آمریکا امضا شد، فقط به توقف درگیریها محدود نبود. دو طرف پذیرفته بودند در این بازه زمانی، مذاکرات درباره پرونده هستهای را به مرحلهای تعیینکننده برسانند. در کنار آن، اجرای برخی اقدامات همزمان نیز پیشبینی شده بود؛ از کاهش تنش در منطقه و تسهیل صادرات نفت ایران تا بازگشت تدریجی امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز.
اما تنها ۲۰ روز بعد، نه از پیشرفت محسوس در مذاکرات هستهای خبری است و نه از کاهش تنشها. حملات متقابل دوباره آغاز شده و به نظر میرسد پیش از آنکه پرونده هستهای وارد مرحله تازهای شود، یک گره جدید مسیر تفاهم را پیچیده کرده است؛ تنگه هرمز.
این نقطهای است که گزارشهای منتشرشده در روزهای اخیر، از الجزیره و آکسیوس تا سرمقاله والاستریت ژورنال، با وجود تفاوت در روایت، بر آن تمرکز کردهاند.
نخستین آزمون تفاهم؛ اختلاف از کجا آغاز شد؟
پرونده هستهای، تحریمها و برنامه موشکی همچنان محور اصلی اختلاف تهران و واشنگتن هستند. اما آنچه در هفتههای گذشته رخ داد، نشان میدهد اجرای تفاهم نیز به موضوعی مستقل تبدیل شده است.
بر اساس گزارش الجزیره، نخستین اختلاف جدی بر سر نحوه اجرای بندهای مربوط به تنگه هرمز شکل گرفت. پس از آنکه عمان و سازمان ملل مسیر دریایی جدیدی را برای خروج کشتیهای گرفتار در جنگ معرفی کردند، تهران با این سازوکار مخالفت کرد و اعلام کرد مدیریت تردد کشتیها در هرمز باید در چارچوب تفاهم و با هماهنگی ایران انجام شود. پس از هشدار ایران درباره استفاده از مسیرهای «غیرمجاز»، حمله به چند کشتی تجاری و سپس حملات متقابل، این اختلاف از سطح اجرای توافق فراتر رفت و به یک بحران امنیتی تبدیل شد.
به این ترتیب، هرمز از یکی از بندهای تفاهم، به نخستین آزمون جدی اجرای همان تفاهم تبدیل شد.
چرا هرمز به گره تازه مذاکرات تبدیل شده است؟
اختلاف دو طرف فقط بر سر مسیر عبور کشتیها نیست، بلکه به برداشت متفاوت آنها از نقش هرمز در توافق بازمیگردد.
به گزارش آکسیوس، مقامهای آمریکایی معتقدند اولویت واشنگتن تضمین آزادی کشتیرانی و باز ماندن تنگه هرمز است و به همین دلیل، کاخ سفید خود را برای چند روز یا حتی چند هفته فشار نظامی آماده کرده است، اگر امنیت این آبراه دوباره به خطر بیفتد.
در مقابل، به گفته تحلیلگر الجزیره در تهران، بسیاری از تحلیلگران ایرانی معتقدند تنگه هرمز برای تهران فقط یک مسیر انتقال انرژی نیست، بلکه بخشی از اهرم بازدارندگی و قدرت چانهزنی ایران در هر توافق آینده به شمار میرود. از این منظر، عقبنشینی از موضع کنونی میتواند بر موقعیت مذاکراتی ایران نیز اثر بگذارد.
همین تفاوت برداشت باعث شده است اختلاف بر سر هرمز از یک موضوع فنی فراتر برود و به یکی از موضوعات اصلی اجرای تفاهم تبدیل شود.
آیا موازنه سیاسی در دو طرف تغییر کرده است؟
توقف یک روند دیپلماتیک، معمولاً فقط بر میز مذاکره اثر نمیگذارد؛ بلکه بر فضای سیاسی داخل دو طرف نیز تأثیر میگذارد.
در آمریکا، جیدی ونس طی هفتههای گذشته از چهرههایی بود که بر استفاده از فرصت تفاهم برای جلوگیری از گسترش جنگ تأکید داشت. اما پس از ازسرگیری حملات، لحن کاخ سفید تغییر کرده است. آکسیوس از بازگشت فشار نظامی به مرکز راهبرد دولت ترامپ خبر میدهد و والاستریت ژورنال نیز در سرمقاله خود مینویسد در واشنگتن این برداشت در حال تقویت شدن است که تفاهم، دستکم تاکنون، پیشرفت مورد انتظار را به همراه نداشته است.
در ایران نیز هرچه اختلاف بر سر هرمز پررنگتر شده، دفاع از ادامه مسیر مصالحه دشوارتر به نظر میرسد. وقتی اجرای تفاهم خود به محل اختلاف تبدیل میشود، طبیعی است که استدلال جریانهایی که بر ادامه گفتوگو تأکید دارند، با فشار بیشتری روبهرو شود.
این تحولات لزوماً به معنای برتری قطعی «بازها» نیست، اما میتواند نشان دهد هزینه سیاسی دفاع از مصالحه، هم در تهران و هم در واشنگتن نسبت به سه هفته قبل افزایش یافته است.
اختلافی که از خلیج فارس فراتر رفت
پیامدهای این اختلاف تنها به دو طرف محدود نمیشود.عمان که در هفتههای اخیر یکی از میانجیهای اصلی تفاهم بود، در بیانیه تازه خود نسبت به تشدید تنشها ابراز نگرانی و بر ضرورت بازگشت طرفها به مسیر دیپلماسی تأکید کرد و حملات به برخی کشورهای عربی را محکوم کرد.
بیانیه عمان و مسیر دریایی ایجاد از طریق آب های سرزمینی این کشور نشان می دهد همسایه نزدیک ایران در منطقه در بحث هرمز با تهران فاصله دارد.مسقط با استناد به حقوق بینالملل، کنوانسیون حقوق دریاها و هماهنگی با سازمان بینالمللی دریانوردی، در عمل از چارچوب حقوقی در اداره هرمز دفاع می کند که با برداشت ایران تفاوت دارد.
تهران بدنبال مدیریت تردد در هرمز است و دریافت هزینه خدمات است اما عمان می گوید هیچ گونه هزینه ترانزیتی نباید اعمال شود.
یک گره بیشتر، یک توافق پیچیدهتر
پرونده هستهای همچنان مهمترین موضوع اختلاف ایران و آمریکا است و هیچیک از مسائل گذشته از دستور کار خارج نشدهاند.
اما سه هفته گذشته یک واقعیت تازه را آشکار کرده است؛ مسیر رسیدن به توافق دیگر فقط از غنیسازی، تحریمها و بازرسیها عبور نمیکند. اکنون اجرای تفاهم نیز خود به موضوع مذاکره تبدیل شده و تنگه هرمز در مرکز این اختلاف قرار گرفته است.
اگر دو طرف نتوانند بر سر قواعد اجرای تفاهم در هرمز به درک مشترکی برسند، حتی پیشرفت در مذاکرات هستهای نیز ممکن است برای حفظ این روند کافی نباشد. تفاهم ۲۶ خرداد قرار بود راه را برای حل یک اختلاف قدیمی باز کند، اما در نخستین گام، با گره تازهای روبهرو شد که امروز به یکی از مهمترین متغیرهای آینده روابط تهران و واشنگتن تبدیل شده است.