چرخش جنجالی پوتین؛ اتحاد با طالبان چه معنایی دارد؟
«ترجمه مطالب از رسانههای خارجی به معنای تایید آن محتوا نیست. هدف صرفا اطلاع مخاطب از رویکرد و نگاه رسانههای جهان به جنگ کنونی است.»
ولادیمیر پوتین سالهاست در قامت منجی غرب و سدی در برابر افراطگرایی تصویر میشود. اما به گزارش زومان به نقل از والاستریتژورنال، این ادعای حماسی اکنون با واقعیتهای میدانی و اتحادهای جدید مسکو در تضاد عمیقی قرار گرفته است.
ائتلافهای تازه در سایه جنگ
برای استراتژیستهای کرملین، شنیدن شعارهای نیروهای چچنی تحت فرمان رمضان قدیروف در میدانهای نبرد اوکراین نگرانکننده نیست. این یگانهای ضربت، آوازه خشونت خود را در شهرهایی مانند باخموت و زاپوریژیا به رخ کشیدهاند. مسکو همچنین در اواخر اکتبر گذشته، میزبان هیئتی از حماس بود؛ اقدامی که نشاندهنده چرخشهای عملگرایانه در سیاست خارجی روسیه است.
در کنار اینها، تئوریهای الکساندر دوگین و پروژه تمدن اوراسیایی — یک طرح سیاسی کلان برای ساخت ائتلاف شرقی ضد غرب — با قدرت دنبال میشود. هدف این پروژه، ایجاد یک محور جدید برای جایگزینی ائتلافهای غربی است که به ادعای آنها نفسهای آخرش را میکشد. اما اتفاقی که اخیراً رخ داده، لایه جدیدی از این استراتژی را نمایان میکند.
توافق با کابل؛ یک معامله دوطرفه
در اواخر ماه مه، مسکو و کابل توافقنامهای نظامی و امنیتی امضا کردند. در این مراسم، سرگئی شویگو، مقام ارشد امنیتی روسیه، در کنار محمد یعقوب، سرپرست وزارت دفاع طالبان و فرزند ملاعمر، حضور داشت. پوتین پیشتر در سال ۲۰۲۱ از جهان خواسته بود این گروه را از لیست سازمانهای تروریستی خارج کند و سال گذشته نیز، روسیه اولین کشوری بود که این دولت جدید را به رسمیت شناخت.
ضمیر کابلوف، فرستاده ویژه مسکو، میگوید روسیه قرار است بالگردهای جنگی آنها را بازسازی کرده و خودروهای زرهی بازمانده از دوران شوروی را تعمیر کند. مسکو همچنین به نیروهای امنیتی و یک نیروی زبده ۸ هزار نفری آموزش خواهد داد.
در مقابل، حاکمان کابل متعهد شدهاند که نظم را در مرزهای جنوبی روسیه حفظ کنند و با گروههای رقیب مانند ولایت خراسان داعش — شاخه محلی یک گروه تندرو مسلح در منطقه — بجنگند.
بهای سنگین یک شراکت عملگرایانه
این «شراکت استراتژیک» پیامدهای ملموس و تلخی دارد. تجهیز و آموزش نهادهای اطلاعاتی، به معنای ایجاد یک ماشین سرکوب کارآمدتر است. با این امکانات جدید، روزنامهنگاران آزاد، اساتید دانشگاه و اقلیتهای مذهبی مانند سیکها، هندوها و شیعیان هزاره، با تهدیدات جدیتری برای حذف روبهرو خواهند شد. در نهایت، این زنان و دختران هستند که پس از منع شدن از حضور در دانشگاهها و فضاهای عمومی، بیش از پیش در انزوا و زندانهای پارچهای فرو میروند.
این روند پیشتر در سال ۲۰۱۸ در کتاب «امپراتوری و پنج پادشاه» پیشبینی شده بود.
حالا سوال اینجاست: طرفداران غربی پوتین که همواره خواستار کاهش تنش و صلح با روسیه بودهاند، در برابر این اتحادهای جدید چه پاسخی دارند؟ وقتی مسکو برای پیشبرد اهدافش با چنین گروههایی متحد میشود، ادعای دفاع از «ارزشهای مسیحی» رنگ میبازد و چیزی جز رسوایی و بدبینی به جا نمیگذارد.