تهران بازگشت اسرائیل به جنگ با ایران را محتمل میداند
به گزارش زومان، در حالی که با اجرای تفاهم میان ایران و آمریکا تنگه هرمز باز شده، بازارها آرام شدهاند و به نظر میرسد وضعیت به یک ثبات نسبی رسیده، همچنان یک موعد حساس دیگر باقی مانده است: انتخابات اسرائیل در ماه اکتبر (ابتدای آبان ماه).
تریتا پارسی، تحلیلگر ایرانی سوئدی در حوزه سیاست خارجی که به عنوان چهرهای ضد جنگ و حامی دیپلماسی شناخته میشود، در یادداشتی میگوید در بحثهای داخلی امنیت ملی ایران، طی یک هفته گذشته این جمعبندی پررنگ شده که اسرائیل ممکن است پیش از انتخابات اکتبر جنگ با ایران را از سر بگیرد.
به نظر مقامها و تحلیلگران نزدیک به این بحث، مجموعهای از نشانهها تهران را به چنین نتیجهای رسانده و فضای بیاعتمادی نسبت به نیتهای واشنگتن و تلآویو را تشدید کرده است. پارسی سه نشانه کلی را برای این موضوع برشمرده است:
- تردید عمیق تهران به نیتهای ترامپ
- توافق اخیر اسرائیل و لبنان که به اسرائیل برتری میدهد
- انگیزههای سیاسی و شخصی نتانیاهو
تردید عمیق تهران به ترامپ
طبق این تحلیل، تردید عمیق تهران نسبت به نیتهای دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، همچنان یکی از محرکهای اصلی این برداشت بهشمار میرود.
این بدبینی با اظهارنظر اخیر جی.دی. ونس، معاون رئیسجمهور، شدت گرفته است؛ او گفته بود ترامپ میخواهد از تفاهمنامه برای پر کردن ذخایر جهانی نفت استفاده کند و سپس «ببیند اوضاع از چه قرار است».
توازن نظامی به نفع اسرائیل
در کنار این موضوع، دو تحول دیگر بیش از همه در محاسبات تهران برجسته شدهاند، توافق اخیر اسرائیل و لبنان و اثر آن بر آرایش نظامی حزبالله در ماههای پیش رو.
از نگاه تهران، این توافق در هر جنگ تازهای با ایران، به اسرائیل برتری مهمی میدهد؛ برتریای که در فوریه در اختیار نداشت. بر اساس این برداشت، توافق مزبور با باقی گذاشتن نیروهای اسرائیلی در بخشهایی از جنوب لبنان، عملا با تفاهمنامه در تعارض قرار گرفته و توازن نظامی را دگرگون کرده است. ادامه حضور اسرائیل در این مواضع راهبردی، توان حزبالله را برای اجرای عملیات تهاجمیای که در دور قبلی نبرد نقشی تعیینکننده داشتند، به مراتب محدودتر میکند.
اهمیت این موضوع از آنجاست که مقامهای ایرانی میگویند در فوریه و مارس، تنها حدود ۴۰ درصد از ظرفیت تهاجمی خود علیه اسرائیل را به کار گرفتند، زیرا حزبالله بخش عمده بار باقیمانده را بر دوش داشت.
در همان زمان، برخی تحلیلگران در غرب میپرسیدند چرا تهران امارات متحده عربی را شدیدتر از اسرائیل هدف قرار داد. بخشی از پاسخ، به تابآوری بسیار بالاتر اسرائیل در مقایسه با دولتهای شورای همکاری خلیج فارس برمیگشت، زیرا تهران میکوشید به در دسترسترین آستانه درد برسد تا آمریکا را برای پایان دادن به جنگ تحت فشار بگذارد.
نقش تعیینکننده حزبالله برای ایران
با این حال، مقامهای ایرانی تاکید دارند که بخش مهمی از ماجرا به نقش حیاتی حزبالله مربوط میشد؛ نقشی که برخلاف بسیاری از گزارشهای رسانهای آن زمان، در جنگ بسیار تعیینکننده بود.
حزبالله دفاع اسرائیل را در جبههای گستردهتر کش داد، تصمیمگیریهای مربوط به هدفگیری را پیچیدهتر کرد و تلآویو را واداشت منابع خود را میان چند جبهه تقسیم کند.
همین نقش، به دلیل سانسور تقریبا کامل نظامی اسرائیل در جریان جنگ، به درستی دیده نشد؛ سانسوری که بسیار سختگیرانهتر از رژیم سانسوری در ژوئن ۲۰۲۵ بود و دسترسی عمومی به عملیات حزبالله و اثرات آن را بهشدت محدود کرد.
در نتیجه، میزان اثرگذاری حزبالله بر روند جنگ بهطور معناداری کمتر از واقع برآورد شده است.
برخلاف تفاهمنامه، توافق کنونی اسرائیل و لبنان اسرائیل را ملزم نمیکند تا زمانی از خاک لبنان خارج شود که حزبالله خلع سلاح شده باشد. از آنجا که چنین نتیجهای در آیندهی قابل پیشبینی بسیار بعید به نظر میرسد، اسرائیل احتمالا مواضع خود را در داخل لبنان حفظ خواهد کرد و این امکان را خواهد داشت که جنگ با ایران را بدون همان فشاری که در جبههی شمالی در درگیری قبلی مهارش میکرد، از سر بگیرد.
انگیزههای سیاسی و شخصی نتانیاهو
انگیزههای بنیامین نتانیاهو نیز روشن توصیف میشود. فراتر از میل دیرینهاش برای استفاده از قدرت آمریکا در جهت واداشتن ایران به پذیرش برتری اسرائیل و ایجاد توازن منطقهای مطلوب تلآویو، او اکنون دلایل سیاسی و شخصی آشکاری برای آغاز دوباره جنگ دارد.
تفاهمنامه برای نتانیاهو هزینهی سیاسی سنگینی داشته و چشمانداز او برای انتخاب دوباره در اکتبر، از ماههای اخیر ضعیفتر شده است.
نتانیاهو زمانی به عنوان رهبر اسرائیل شناخته میشد که به طور ویژه قادر بود ترامپ را با خود همراه کند، اما اکنون با این احتمال رو به رو است که هم جنگ و هم دیپلماسی پس از آن، اسرائیل را از نظر راهبردی در موقعیتی ضعیفتر قرار دهد و دقیقا همان استدلالی را تضعیف کند که او برای رهبری خود مطرح کرده بود.
افزون بر این، اگر در انتخابات شکست بخورد، احتمالا چند سال بعد را در زندان خواهد گذراند، زیرا مصونیتش را به عنوان نخستوزیر از دست میدهد و باید با اتهامهای فساد روبهرو شود.
سه سناریوی محتمل از نگاه تهران
برای تهران هنوز روشن نیست که آیا دولت ترامپ در چنین راهبردی با اسرائیل هماهنگ شده یا نه. با این حال، تردیدها دربارهی مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، بسیار عمیق است، زیرا او در میانجیگری توافق اسرائیل و لبنان نقش داشته، از جنگ حمایت کرده و در نگاه تهران با تفاهمنامه مخالفت داشته است. از منظر ایران، سه سناریوی محتمل پیش رو قرار دارد.
- سناریوی نخست آن است که کاخ سفید از نقشههای اسرائیل آگاه بوده و تا حدی برای تسهیل آنها به میانجیگری در توافق لبنان کمک کرده باشد.
- سناریوی دوم این است که واشنگتن از نیتهای نتانیاهو بیخبر باشد، اما با آغاز دوبارهی جنگ همچنان از اسرائیل دفاع کند و شاید حتی به حمله بپیوندد.
- سناریوی سوم نیز آن است که دولت آمریکا غافلگیر شود، از مهار اسرائیل خودداری کند، اما در عین حال وارد مداخلهی مستقیم نظامی در جنگ نشود.
نتانیاهو ترامپ را به چالش میکشد؟
مقامهای ایرانی معتقد نیستند برتری اسرائیل در لبنان تعیینکننده خواهد بود. آنان همچنان اطمینان دارند که میتوانند هزینههای سنگینی بر اسرائیل تحمیل کنند و مانع دستیابی آن به اهداف راهبردی گستردهتر شوند.
با این حال، جنگی تازه میتواند به فوریترین هدف نتانیاهو برسد، یعنی از میان بردن تفاهمنامه. با توجه به فشارهای سیاسی و حقوقی فزاینده، نتانیاهو شاید به اندازهای ناامید شده باشد که برای تضمین همین نتیجه، حاضر شود مستقیما ترامپ را هم به چالش بکشد.
در نهایت، پرسش اصلی دوباره نه این است که ترامپ چگونه واکنش نشان خواهد داد، بلکه این است که آیا او خواهد توانست جلوی نتانیاهو را بگیرد که عمدا گزینههای ترامپ را شکل دهد و محدود کند یا نه. به باور نویسنده، همین آزمونی است که ترامپ بارها در آن ناکام مانده است.
شکست ترامپ در مهار نتانیاهو بار دیگر به همان پرسش قدیمی بازمیگردد: آیا رئیسجمهور آمریکا میتواند مانع شود که نخستوزیر اسرائیل گزینههای او را بهدلخواه خود محدود کند یا نه؟
شما درباره احتمال ازسرگیری جنگ پیش از انتخابات اسرائیل چه فکر میکنید؟