میراث پنهان جنگ ایران؛ سپر دفاعی جهان در حال اتمام است
اگر در اوج جنگ ایران و حملات آمریکا و اسرائیل انتظار داشتید قیمت نفت از کنترل خارج شود و جهان با کمبود سوخت روبهرو شود، چنین اتفاقی رخ نداد. با وجود آنکه جنگ بزرگترین اختلال عرضه نفت در تاریخ را رقم زد، بازار جهانی توانست شوک را مدیریت کند.
رویترز مینویسد اما این پایان ماجرا نیست؛ زیرا جهان برای عبور از این بحران، بخش بزرگی از ذخایر استراتژیک نفت خود را مصرف کرده و همین موضوع میتواند زمینهساز جهشهای بعدی قیمت باشد.
با آغاز جنگ و محدود شدن تردد کشتیها در تنگه هرمز، نگرانیها درباره وقوع یک بحران جهانی انرژی به اوج رسید. در مقطعی، روزانه حدود ۱۴ میلیون بشکه از عرضه نفت جهان مختل شد؛ رقمی که آژانس بینالمللی انرژی آن را بزرگترین اختلال عرضه در تاریخ صنعت نفت توصیف کرده است.
با این حال، برخلاف بسیاری از پیشبینیها، کشورهای آسیایی و اروپایی با کمبود بنزین، گازوئیل یا سوخت هواپیما روبهرو نشدند. قیمت نفت برنت نیز اگرچه در آوریل تا حدود ۱۲۶ دلار در هر بشکه افزایش یافت، اما این رقم همچنان پایینتر از رکورد تاریخی سال ۲۰۰۸ بود و اکنون حتی از سطح قیمتها در آغاز جنگ نیز کمتر است.
چرا بازار نفت از تعادل خارج نشد؟
این سؤال مطرح میشود که چرا چنین شوکی نتوانست بازار نفت را از تعادل خارج کند؟
به گفته کارشناسان، پاسخ در تغییرات ساختاری اقتصاد جهان و چند اقدام همزمان نهفته است.
طی چند دهه گذشته، وابستگی اقتصادهای بزرگ به نفت کاهش یافته و سهم نفت در فعالیتهای اقتصادی نسبت به بحران نفتی دهه ۱۹۷۰ بیش از نصف شده است. این موضوع باعث شده اقتصاد جهانی امروز در برابر شوکهای نفتی مقاومتر از گذشته باشد.
اما تنها کاهش وابستگی به نفت نبود که مانع بحران شد. سه عامل دیگر نیز نقش تعیینکنندهای داشتند.
- نخست، عربستان سعودی و امارات بخشی از صادرات خود را از مسیرهای جایگزین ادامه دادند و اجازه ندادند عرضه نفت بهطور کامل متوقف شود.
- دوم، چین بهعنوان بزرگترین واردکننده نفت جهان، خرید نفت خود را کاهش داد و با مدیریت مصرف داخلی، فشار بر بازار جهانی را کم کرد. این کشور پیش از آغاز جنگ نزدیک به ۱.۴ میلیارد بشکه نفت در انبارهای خود ذخیره کرده بود؛ رقمی که حتی از مجموع ذخایر راهبردی همه کشورهای عضو آژانس بینالمللی انرژی نیز بیشتر بود.
کارشناسان میگویند گسترش خودروهای برقی در چین و انعطاف این کشور در مدیریت تولید فرآوردههای نفتی و پتروشیمی نیز به پکن کمک کرد تا وابستگی خود به واردات را کاهش دهد و نقش مهمی در آرام نگه داشتن بازار ایفا کند.
- عامل سوم، آزادسازی گسترده ذخایر استراتژیک نفت بود. کشورهای مختلف جهان، با هماهنگی آژانس بینالمللی انرژی، حدود یک میلیارد بشکه نفت از ذخایر اضطراری خود وارد بازار کردند؛ اقدامی که فرصت لازم را برای عبور از سختترین ماههای جنگ فراهم کرد.
در همین مدت، دولت آمریکا نیز بارها بر نزدیک بودن پایان جنگ تأکید میکرد؛ موضوعی که انتظارات معاملهگران را تغییر داد. بسیاری از فعالان بازار تصور میکردند بحران طولانی نخواهد شد و به همین دلیل از شرطبندی روی افزایش بیشتر قیمت نفت خودداری کردند.
اکنون و پس از امضای توافق اولیه برای پایان جنگ، بازار نفت تا حد زیادی به شرایط عادی بازگشته است. بسیاری از معاملهگران معتقدند احتمال تداوم آتشبس بالاست و همین مسئله باعث شده قیمتها دوباره کاهش پیدا کند.
اما آیا این آرامش به معنای پایان بحران است؟ نویسنده معتقد است پاسخ منفی است؛ زیرا هزینه واقعی این آرامش تازه در ماهها و حتی سالهای آینده خود را نشان خواهد داد.
آرامش بازار نفت؛ اما بدون حاشیه امن
کاهش قیمت نفت به این معنا نیست که بازار جهانی به شرایط پیش از جنگ بازگشته است. نویسنده معتقد است آنچه امروز دیده میشود، بیشتر نتیجه استفاده گسترده از ذخایر اضطراری و مدیریت کوتاهمدت بحران است، نه حل شدن ریشههای آن.
اگرچه کشورهای تولیدکننده خلیج فارس مانند عربستان، کویت، قطر، عراق و بحرین تولید و صادرات نفت را از سر گرفتهاند، اما بازسازی کامل زیرساختهای انرژی آسیبدیده در حملات ایران، در برخی موارد سالها زمان خواهد برد. از سوی دیگر، آمار عبور نفتکشها از تنگه هرمز نشان میدهد که جریان تجارت نفت هنوز به وضعیت عادی پیش از جنگ بازنگشته است؛ موضوعی که با خوشبینی بازارها همخوانی ندارد.
غافلگیری در انتظار بازار نفت
در همین حال، آتشبس ۶۰ روزه میان ایران و آمریکا نیز هنوز به یک توافق نهایی تبدیل نشده است. مذاکرات با کندی پیش میرود و مهمترین اختلافها، از جمله سرنوشت برنامه هستهای ایران، همچنان حلنشده باقی ماندهاند. به همین دلیل، هرگونه تنش تازه میتواند دوباره بازار نفت را غافلگیر کند.
میراث جنگ ایران برای بازار نفت
اما شاید مهمترین میراث این جنگ، کاهش بیسابقه ذخایر نفتی جهان باشد. کشورها برای جلوگیری از کمبود عرضه، با سرعتی کمسابقه از ذخایر استراتژیک خود استفاده کردند؛ ذخایری که دقیقاً برای مقابله با بحرانهای بزرگ انرژی ایجاد شده بودند. اکنون بخش مهمی از این حاشیه امنیت از بین رفته است.
کارشناسان میگویند تا زمانی که این ذخایر دوباره تکمیل نشوند، بازار نفت نسبت به هر اختلال جدید حساستر خواهد بود. به بیان دیگر، حتی اگر عرضه نفت متوقف نشود، احتمال جهشهای ناگهانی قیمت نسبت به گذشته بیشتر است.
هزینه چنین نوسانهایی نیز تنها متوجه بازار انرژی نیست. برآوردها نشان میدهد هر ۵ دلار افزایش قیمت نفت، سالانه حدود ۱۹۰ میلیارد دلار هزینه اضافی به اقتصاد جهانی تحمیل میکند؛ از افزایش هزینه حملونقل و تولید گرفته تا رشد تورم و کاهش قدرت خرید مصرفکنندگان.
از سوی دیگر، پر کردن دوباره ذخایر نفتی نیز ارزان نخواهد بود. پیش از آغاز جنگ، پیشبینی میشد قیمت نفت در سالهای ۲۰۲۷ و ۲۰۲۸ حدود ۶۳ تا ۶۴ دلار در هر بشکه باشد، اما اکنون این برآورد به محدوده ۶۵ تا ۷۵ دلار افزایش یافته است. با قیمتهای فعلی نیز جایگزینی نفت مصرفشده در ذخایر راهبردی، بیش از ۷۰ میلیارد دلار هزینه خواهد داشت.
به همین دلیل، نویسنده هشدار میدهد که جهان اگرچه از بزرگترین شوک نفتی تاریخ عبور کرده، اما این کار را با مصرف سپر دفاعی خود انجام داده است. تا زمانی که این ذخایر بازسازی نشوند و چشمانداز روابط ایران و آمریکا روشنتر نشود، بازار جهانی نفت بدون شبکه ایمنی گذشته به مسیر خود ادامه خواهد داد.
در پایان، تحلیلگران نسبت به خوشبینی بیش از حد بازار هشدار میدهند. به باور آنها، معاملهگران ممکن است خطر اختلال دوباره در صادرات نفت از تنگه هرمز را دستکم گرفته باشند. اگر تنشها دوباره اوج بگیرد یا ایران از اهرم هرمز برای فشار سیاسی استفاده کند، بازاری که امروز آرام به نظر میرسد، میتواند بار دیگر با جهش شدید قیمتها روبهرو شود.