به گزارش زومان، در میان هیئتهای خارجی که در مراسم تشییع آیتالله خامنهای حضور یافتند، شاید حضور یک هیئت از عربستان سعودی بیش از سایر کشورها جلب توجه میکرد.
فاطمه ابوالاسرار، تحلیلگر ارشد سیاسی یمنی که با اندیشکدههای سیاست خارجی در واشنگتن همکاری کرده و عموما منتقد حوثیهای یمن و نیروهای منطقهای ایران به شمار میرود، در مقالهای علت حضور سعودیها را در ایران تحلیل کرده است.
به باور او در میان انبوه عزاداران سیاهپوش و دهها کشوری که در این مراسم حضور داشتند، حضور یک هیئت میانهرتبهی سعودی به ریاست ولید الخریجی، معاون وزیر خارجه عربستان، آن هم پس از ماهها ضربه خوردن در جریان جنگ «برای ناظران بهغایت نامتعارف جلوه میکرد.»
در ادامه بخشهایی از این تحلیل را میخوانید.
عربستان سعودی در مقابل تهران چرخش کرده است؟
آیتالله سید علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، سال ۲۰۱۶ گفته بود:
«حاکمان سعودی...مردمانی رسوا و گمراهاند که گمان میکنند بقای آنان بر تخت ستم، به دفاع از قدرتهای متکبر جهان، به ائتلاف با صهیونیسم و آمریکا وابسته است.»
با این حال، همین هفته همان حاکمان در مراسم تشییع او در تهران حاضر شدند و صحنهای ساختند که در نگاه نخست بیشتر شبیه چرخشی سیاسی به نظر میرسید تا ادامهی همان خصومت قدیمی.
سعودیها در همان جمعی قدم میزدند که میان آن، رهبرانی دیده میشدند که به زیرساختهایشان حمله کرده بودند. همین تصویر یادآور آن بود که محاسبهی ریاض با تهران تا چه اندازه زیر سایهی واقعگرایی سیاسی قرار دارد.
هرچه از بیرون دیده میشد، یک معامله بود نه گرمشدن رابطه.
آیهای که انتخاب آن معنا داشت
تهران برای هر هیئت، هنگام نزدیک شدن به تابوت، یک آیهی قرآنی برمیگزید.
سهم حوثیها آیهای بود در ستایش کسانی که با پیامبر همراه میشوند، در برابر کافران سختگیر و میان خود مهرباناند.
سهم روسها، که دمیتری مدودف، رئیسجمهور پیشین روسیه، نمایندگیشان میکرد، آیهای دربارهی کسانی بود که «بلندپایگی بر زمین را نمیخواهند»، انتخابی طعنهآمیز برای قدرتی که درگیر جنگی با هدف گسترش سرزمینی است.
سعودیها اما آیهای دریافت کردند که پادشاهی را در صف کافران قرار میداد. تهران میدانست که ریاض آن را دقیقاً همانطور که منظور بوده، تفسیر خواهد کرد.
در فضای آنلاین، حسابهای نزدیک به محور مقاومت از این انتخاب به عنوان نشانهای از مهارت تهران در استفادهی تبلیغاتی از آیات قرآنی تمجید میکردند. با این همه، هیچکدام از این نشانهها برای ریاض غافلگیرکننده نبود.
سعودیها دقیقا میدانند در این معادله کجا ایستادهاند؛ آنقدر نزدیک به آتش که پیشتر سوختهاند، و با این حال باز هم آمدند.
درسی که عربستان از جنگ یمن گرفت
عربستان تقریبا یک دهه در یمن با اصلیترین نیروی نیابتی ایران جنگید و در این مسیر عمدتا تنها ماند؛ نه کمک چشمگیری از غرب دریافت کرد و نه هیچ تضمینی داشت که در صورت بدترشدن اوضاع، کسی به یاریاش خواهد آمد.
همین تجربه به یک درس سیاسی برای ریاض بدل شد. عربستان آموخت که باید خودش با ایران کنار بیاید، و دقیقا همین کار را در مارس ۲۰۲۳ انجام داد؛ زمانی که روابطش را با تهران، رقیب اصلیاش، در توافقی با میانجیگری پکن از سر گرفت. واشنگتن در اتاق مذاکرات حضور نداشت.
آن توافق نوعی تنشزدایی بر پایهی بدگمانی بود نه گرمی روابط، و تا وقتی میتوانست دوام آورد که ایالات متحده دخالت کرد. جنگی که واشنگتن در سراسر دریای سرخ و تنگهی هرمز به راه انداخت، پیامدهایی بر جا گذاشته که هنوز بر منطقه و مردمش فرومیریزد و درست بر خلاف هدف اعلامیاش عمل کرده است؛ این جنگ بهجای شکستن تصویر قدرت ایران و نیروهای نیابتیاش، همان تصویر را تثبیت کرد.
به نظر میرسد تلاش برای نرسیدن هیئت حوثی به تهران برای همین مراسم هم بخشی از همین راهبرد باشد که سعودیها میکوشند خطرهایی را که هنوز از سوی ایران و نیروهای نیابتیاش متوجهشان است محدود کنند. در حالی که فرستادگان ریاض مشغول ابراز تسلیت بودند، نیروهای سعودی و حوثی در آسمان یمن با یکدیگر درگیر شدند.
حوثیهای مورد حمایت ایران گفتند جنگندههای سعودی کوشیدهاند هواپیمای ایرانی حامل رهبری سیاسی آنان را که راهی همان مراسم تشییع بود رهگیری کنند و هشدار دادند در برابر هر نقض دیگری از حریم هوایی خود پاسخ خواهند داد.
ساعاتی بعد، ائتلاف تحت رهبری عربستان واکنش نشان داد و مدعی شد هرگونه اقدام علیه پادشاهی، شهروندان آن یا داراییهای ملیاش را «با عزم و نیرویی بیسابقه» پاسخ خواهد داد.
مقابله عربستان با حوثیها ادامه دارد
ابوالاسرار در ادامه تاکید میکند «نکتهی آرامشبخش ماجرا»، به ویژه برای کسانی که فکر میکردند ریاض به سرعت در حال عادیسازی با سپاه است، اینجاست که عربستان همچنان در پشت صحنه برای محدودکردن نفوذ حوثیهای مورد حمایت ایران در پیرامون مرزهایش و در نهایت در دریای سرخ فعال مانده است.
مراسم تشییع؛ سکویی برای تقویت بازدارندگی ایران
ماه گذشته، ایالات متحده با ایران تفاهمنامهی اسلامآباد را امضا کرد؛ توافقی دوجانبه که بنا بر استدلال مطرح شده در همان زمان، تقریبا همهی اهدافی را که جنگ برای حفظشان آغاز شده بود، خنثی کرد و امنیت خلیج فارس را درست در همان وضعی رها کرد که پیشتر بود.
خلیج فارس در این جنگ آسیبپذیرترین طرف بوده و تضمین آمریکایی در این دور از آتش، ضعیفتر از همیشه به نظر رسیده است. واشنگتن سریعتر از آنکه عربستان بتواند جنگ فرسایشی دهسالهاش با حوثیهای مورد حمایت ایران را پایان دهد، به چارچوبی با تهران رسید.
رهبری نظامی ایران نیز تشییع را به سکویی برای بازدارندگی بدل کرد.
بنا بر گزارش رسانهی حوثی المسیرة، رئیس ستاد ارتش ایران، فرمانده سپاه پاسداران، معاون وزیر دفاع و فرمانده نیروی هوافضای سپاه، همگی در روز مراسم وعده دادند که خون رهبر و هرگونه نقض آتشبس، بیپاسخ نخواهد ماند.
برای خلیج فارس، این تفاهمنامه جرعهای تلخ بود، چون نمیتوانست تهدیدی را که واقعا متوجه آنان است، یعنی نیروهای نیابتی، موشکها و پهپادها، مهار کند و واشنگتن هم نشانی از تمایل برای چنین کاری بروز نداد.
فاطمه ابوالاسرار، تحلیلگر ارشد سیاسی یمنی مدعیست
نقطهی روشن تلختر زمانی بود که توافق، به ایران مانند هر دولت دیگری، حق دفاع از خود را داد؛ همان قابلیتی که جنگ برای گرفتنش آغاز شده بود.
شما این حضور سعودی در تهران را نشانهی تنشزدایی میدانید یا یک محاسبهی امنیتی؟