جنگ نتیجه معکوس داد؛ شکاف در خلیج فارس عمیقتر شد
«ترجمه مطالب از رسانههای خارجی به معنای تایید آن محتوا نیست. هدف صرفا اطلاع مخاطب از رویکرد و نگاه رسانههای جهان به جنگ کنونی است.»
گرد و غبار نبرد که فرو نشست، تصویری تازه از خاورمیانه نمایان شد. با وجود پایان رسمی درگیریها، پسلرزههای این تقابل همچنان جغرافیای سیاسی خلیج فارس را دستخوش تغییر میکند.
برخلاف انتظارها، این بحران نتوانست کشورهای عربی را زیر یک چتر امنیتی مشترک جمع کند. به گزارش زومان به نقل از المانیتور، درگیریهای اخیر تنها باعث شد تا شکافهای استراتژیک در میان اعضای شورای همکاری خلیج فارس، ائتلاف سیاسی و اقتصادی شش کشور عربی منطقه، عمیقتر از گذشته شود. در حالی که درگیریهای پراکنده میان ایران و آمریکا بهرغم آتشبس ادامه دارد، معمای امنیت در این پهنه آبی پیچیدهتر و نامشخصتر از همیشه به نظر میرسد.
سه پایتخت، سه استراتژی متفاوت
در این فضای پرالتهاب، هر کشور راه نجات خود را در مسیری جداگانه جستجو میکند. ریاض، پایتخت عربستان، در تلاش است تا خود را در مرکز بازی صلح قرار دهد. به گزارش خبرگزاری فرانسه، عربستان قصد دارد میزبان نشستی ویژه برای عادیسازی روابط میان ایران و کشورهای حاشیه خلیج فارس باشد. سعودیها که در طول جنگ کانالهای گفتوگو با تهران را باز نگه داشتند، نسبت به برخی همسایگان خود آسیب کمتری دیدند. این جنگ حتی باعث شد تا عربستان یک «گروه چهارجانبه» دیپلماتیک غیررسمی با مصر، پاکستان، ترکیه و بعدها قطر تشکیل دهد. پیمان دفاعی استراتژیک سال گذشته با پاکستان، نوعی توافق نظامی متقابل برای حمایت در شرایط بحرانی، اعتمادبهنفس ریاض را بالا برده است. علی عوض عسیری، سفیر پیشین عربستان در پاکستان، معتقد است که این بحران اولین آزمون جدی این پیمان بود و هر دو کشور خواهان ادغام ایران در اقتصاد منطقهای هستند.
در همین حال، دوحه مسیر دیگری را میپیماید. برای قطر، اولویت نه رهبری سیاسی، بلکه جریان روانِ تجارت دریایی است. نخستوزیر قطر اخیراً به مسقط سفر کرد تا چارچوبی مستقل از مذاکرات صلح ژنو برای امنیت تنگه هرمز، آبراهی حیاتی که بخش بزرگی از انرژی جهان از آن میگذرد، ایجاد کند. هدف اصلی آنها جلوگیری از توقف کشتیرانی یا وضع عوارض ترانزیتی است.
اما در ابوظبی، محتاطترین نگاه، حاکم است. امارات که بنا بر برآوردهای منطقهای نزدیک به ۳ هزار حمله موشکی و پهپادی را در طول جنگ تحمل کرد، از مسیر آشتیجویانه ریاض و دوحه فاصله گرفته است. انور قرقاش، مشاور دیپلماتیک رئیسجمهوری امارات، با لحنی تند در شبکه اکس نوشت که واقعیتهای ژئوپلیتیک جدید را نمیتوان در نتیجه یک تجاوز خائنانه به کشورهای عربی تحمیل کرد. طارق فرهادی، مشاور استراتژیک در ژنو، یادآوری میکند که بحرین، کویت و امارات سنگینترین ضربه اقتصادی را خوردهاند. او میگوید این کشورها به یک یادداشت تفاهم، نوعی توافقنامه رسمی برای عدم تجاوز مستقیم، با ایران نیاز دارند؛ هرچند که تمرکز کنونی تهران تنها بر مذاکره با آمریکاست و این برای امنیت منطقه ایدهآل نیست.
توهم اتحاد در برابر بحران
شورای همکاری خلیج فارس در سال ۱۹۸۱ متولد شد تا سپری در برابر طوفانهای منطقه باشد. اما اکنون، واکنشهای متفاوت به این جنگ، پایههای این اتحاد را میلرزاند. نوید علی شیخ، تحلیلگر نظامی، معتقد است که این جنگ به جای نزدیک کردن همسایگان، شکافها را عمیقتر کرد و هر کشور تنها به فکر نجات خودش بود.
او روند اتفاقات را اینگونه روایت میکند: ابتدا قطر به سرعت برای حلوفصل مشکلاتش با ایران قدم پیش گذاشت، سپس عربستان از کارت پاکستان استفاده کرد و نیروهای پاکستانی مستقر شدند و عمان با سکوتی منفعلانه در کنار ایران دیده شد. در مقابل، کویت، بحرین و اردن مسیرهای مجزایی رفتند، مصر خود را از مهلکه دور نگه داشت گویی همهچیز مرتب است، و اماراتِ سردرگم به سمت بلوک هند چرخید. به باور او، در چنین شرایطی ایجاد یک سیستم یکپارچه دفاع هوایی در خلیج فارس بسیار بعید است. کشورها ترجیح میدهند در کنار گفتوگو، تنها سیستمهای دفاعی پشتیبان، یعنی تجهیزات بازدارندهای که قصد و ظرفیت حمله متقابل ندارند، را تقویت کنند.
معماری یک امنیت شکننده
با وجود این گسستها، هیچیک از این شش کشور خواهان شعلهور شدن دوباره آتش جنگ نیستند.
اکنون سه گزینه روی میز است:
- اول، یک سیستم دفاع هوایی یکپارچه
- دوم، چارچوبی برای امنیت دریایی با حضور ایران، عراق و عمان
- سوم، یک گفتوگوی فراگیر منطقهای که ریاض به دنبال آن است، اما به دلیل تمایل تهران به حذف آمریکا از این الگو، چشمانداز مبهمی دارد.
تئودور کاراسیک، پژوهشگر بنیاد جیمزتاون، به شدت به گزینه دفاع هوایی بدبین است. او میگوید الگوی ارزیابی خطرها، یعنی نحوه نگاه هر کشور به سطح و نوع تهدیدات، کاملا متفاوت است. پیش از جنگ نیز، ریاض و ابوظبی بر سر مسائلی چون یمن، سودان و اوپک، سازمان بینالمللی کشورهای صادرکننده نفت، درگیر بودند تا جایی که امارات در ماه مه از این سازمان خارج شد.
کاراسیک معتقد است نظم آینده نه یکپارچه، بلکه بر اساس نیازهای فردی هر کشور شکل خواهد گرفت. با این حال، او یادآوری میکند که رابطه امارات با اسرائیل میتواند به عنوان یک پل ارتباطی عمل کرده و در کاهش تهدیدات موثر باشد. همچنین، با توجه به سفر رسمی اخیر وزیر خارجه عربستان به پکن، نقش چین به عنوان میزبان و میانجی میتواند معادلات جدیدی در خلیج فارس خلق کند.
بازدارندگی در سایه بیاعتمادی
آینده خلیج فارس بر لبه باریکی از ترس و مصلحت حرکت میکند.
جنید جاوید، تحلیلگر امنیتی، مدعی است که بیاعتمادی عمیق به برنامه موشکی ایران و گروههای نیابتیاش همچنان پابرجاست. عربستان به ایران به چشم رقیب استراتژیک اصلی خود مینگرد، اما قطر به دلیل پارس جنوبی، میدان گازی عظیم و مشترک میان دو کشور، روابط چندلایه و نزدیکتری با تهران دارد.
به باور جاوید، این بلوک به سمت یک مدل ترکیبی از بازدارندگی و گفتوگو میرود.
در تنگه هرمز، حضور ناوگان پنجم آمریکا، نیروهای دریایی خلیج فارس و ماموریتهای اروپایی همچنان مهم خواهد بود، زیرا هیچ کشوری به تنهایی قادر به تامین امنیت آن نیست. جنید جاوید، تحلیلگر امنیتی در این گزارش مدعی است ایران نمیتواند این آبراه را برای همیشه ببندد، اما موقعیت جغرافیاییاش او را به عاملی حیاتی در هر ترتیبات امنیتی تبدیل کرده است.
در نهایت، کاراسیک از منظر حقوقی یادآوری میکند که تنها راه واقعبینانه فعلی، تقسیم این آبراه به مسیرهای مجزای ورود و خروج است؛ یادداشت تفاهم، سندی راهنماست که به دلیل کشمکشهای پشت پرده، هر لحظه ممکن است دستخوش تغییر شود.