اکونومیست: اروپا در حسرت نسخه آمریکایی

جمعه 19 تیر 1405 - 21:00
مطالعه 3 دقیقه
تولدآمریکا
قاره سبز در دویست و پنجاهمین سالگرد تولد آمریکا، میان تحسین و حسادتی عمیق سرگردان است؛ آیا اروپا می‌تواند مسیر شکوفایی آن را بدون کاستی‌هایش طی کند؟

 

«ترجمه مطالب از رسانه‌های خارجی به معنای تایید آن محتوا نیست. هدف صرفا اطلاع مخاطب از رویکرد و نگاه رسانه‌های جهان به جنگ کنونی است.»

 اروپای امروز، گاهی با حسادتی پنهان به آن سوی اقیانوس اطلس چشم می‌دوزد. قاره کهنه‌تر مدام از خود می‌پرسد آیا می‌تواند دره سیلیکون مختص خود را بسازد، بی‌آنکه به دام سرمایه‌دارانی بیفتد که ثروت را با برتری اخلاقی اشتباه می‌گیرند؟

به گزارش زومان به نقل از اکونومیست، در شرایطی که اروپا به دویست و پنجاهمین سالگی تولد فرزند ولخرج و دردسرساز خود رسیده و به آن می‌اندیشد، راز موفقیت این پروژه تاریخی بیش از پیش خودنمایی می‌کند. چگونه جمهوری نوپایی که توسط مذهبی‌های طردشده دنیای قدیم تاسیس شد و با کشاورزان فقیر و پناهندگان جنگی پا گرفت، به چنین قدرتی دست یافت؟ چشم‌پوشی از درس‌های این آزمایش، اشتباهی تاریخی است.

با این حال، جناح چپ اروپا (گروه‌های سیاسی حامی برابری اجتماعی و دخالت بیشتر دولت) اغلب آمریکا را به چشم یک مایه عبرت می‌نگرد. آن‌ها این کشور را سرزمینی پر از نابرابری‌های بی‌رحمانه، خشونت پلیس و شکاف‌های نژادی عمیق می‌دانند.

بسیاری در اروپا معتقدند که موفقیت‌های آمریکا به بهایی به دست آمده که قاره سبز هرگز حاضر به پرداخت آن نیست. اگرچه نسخه آمریکایی سرمایه‌داری گاهی خشن و بی‌رحم است، اما این نگاه تدافعی اغلب بهانه‌ای است برای فرار از تغییر. اروپا نیازی ندارد بدی‌های آمریکا را وارد کند تا از خوبی‌هایش بهره‌مند شود؛ بلکه باید به این شریک قدرتمند به چشم منبعی برای الهام نگاه کند.

شکاف اقتصادی و جسارت شکست

امروزه تلخ‌ترین مقایسه برای اروپایی‌ها در عرصه اقتصاد رقم می‌خورد.

اقتصاد آمریکا با سرعتی چشمگیر در حال شکوفایی است، در حالی که اروپای نسبتاً فقیرتر، با قدم‌هایی لرزان و کند پیش می‌رود. منتقدان اروپایی این ثروت‌اندوزی را به بی‌تفاوتی آمریکایی‌ها نسبت به نابرابری، اضافه‌کاری‌های طاقت‌فرسا و فدا کردن محیط‌زیست برای افزایش تولید ناخالص داخلی (ارزش کل کالاها و خدمات تولید شده در یک کشور) ربط می‌دهند. اما این نگاهی سطحی است.

هیچ مانع ذاتی وجود ندارد که اروپایی‌ها را از الگوبرداری از فرهنگ آمریکایی در پذیرش شکست‌های تجاری و شروع دوباره بازدارد. ایده ساختن صنایع پیش از اعمال قوانین سخت‌گیرانه، یک تفکر افراطی نیست. با این حال، نشانه‌هایی از بیداری به چشم می‌خورد. گزارش ۴۰۰ صفحه‌ای ماریو دراگی در سال ۲۰۲۴، مرثیه‌ای تلخ برای ناکامی اروپا در تقلید از جسارت اقتصادی آمریکاست؛ گزارشی که متاسفانه تا حد زیادی روی کاغذ باقی مانده و اجرایی نشده است.

بازار واحد و رویای یکپارچگی

بزرگترین نقطه قوت اما ناتمام اتحادیه اروپا، بازار واحد آن است که هنوز درس‌های زیادی برای یادگیری از آمریکا دارد.

حرکت آزادانه کالا و خدمات از فیلادلفیا تا فینیکس، رویایی است که اروپا آرزو دارد از دوبلین تا دوبروونیک محقق شود. فدرالیست‌های اروپایی حتی به طرح‌های جسورانه‌تری مانند انتشار بدهی در سطح فدرال (قرض گرفتن پول به صورت مشترک توسط همه کشورهای عضو) می‌اندیشند؛ اقدامی که با توجه به نیازهای روزافزون نظامی، شاید دیر یا زود به یک ضرورت تبدیل شود.

جالب اینجاست که آمریکا در شکل‌گیری همین اتحادیه نیم‌بند نیز نقشی کلیدی داشت. ژان مونه، از بنیان‌گذاران اتحادیه اروپا، چنان با واشنگتن در ارتباط بود که شارل دوگل او را مامور آمریکا می‌پنداشت. البته دخالت‌های آمریکا بی‌دلیل نبود؛ جنگ‌های داخلی اروپا راه را برای نفوذ کمونیسم باز می‌کرد و بدون فشارهای ایالات متحده، شاید کشورهای اروپای مرکزی و شرقی هرگز به عضویت این اتحادیه درنمی‌آمدند.

سایه سنگین سیاست‌های جدید

اما امروز، آن روزهای سرشار از حسن نیت به خاطره‌ای محو تبدیل شده‌اند. حتی قدیمی‌ترین تحسین‌کنندگان آمریکا نیز از مسیر فعلی این کشور نگرانند.

دونالد ترامپ و معاونش جی.دی ونس، با لحنی تند اروپا را جهنمی پر از مهاجر می‌خوانند که ارزش دفاع ندارد. در آستانه نشست ناتو در آنکارا (۷ تا ۸ ژوئیه)، اروپا نفس‌ها را در سینه حبس کرده و امیدوار است رئیس‌جمهور آمریکا با خلق‌وخویی آرام ظاهر شود. با این وجود، فشارهای ترامپ و البته تهدیدات ولادیمیر پوتین، اروپا را وادار کرده تا به شکلی جدی‌تر به تامین هزینه‌های دفاعی خود بیندیشد.

طبق نظرسنجی شورای روابط خارجی اروپا، اکنون تنها ۱۱ درصد از اروپایی‌ها آمریکا را متحد خود می‌دانند؛ رقمی که در سال ۲۰۲۴ دو برابر این میزان بود. با این حال، حسادت و تردید نباید مانع یادگیری شود.

اروپا مجبور نیست به آمریکایی دیگر تبدیل شود، اما باید با شجاعت از خود بپرسد که چرا در طول بیش از ده نسل، این دنیای جدید در بسیاری از عرصه‌ها قاره کهن را پشت سر گذاشته است. دیدن شکوفایی نسخه جایگزین خود در آن سوی اقیانوس، تجربه‌ای تلخ است که می‌تواند به بیداری قاره سبز منجر شود.

نظرات

© 1404 کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب زومان تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.