نقشه تازه امارات برای هرمز؛ جادهای از ویرانههای شام تا خلیج فارس
«ترجمه مطالب از رسانههای خارجی به معنای تایید آن محتوا نیست. هدف صرفا اطلاع مخاطب از رویکرد و نگاه رسانههای جهان به جنگ کنونی است.»
تجارت جهانی همواره به دنبال مسیرهای امنتر است. به گزارش زومان به نقل از المانیتور، اکنون ابوظبی و دمشق در حال طراحی نقشهای هستند که بنادر مدیترانهای سوریه را به عراق و خلیج فارس پیوند میدهد؛ پروژهای که نشاندهنده جاهطلبی فزاینده امارات برای سرمایهگذاری در سوریه پس از سقوط اسد است.
فراتر از یک دستدادن دیپلماتیک
در ۲۶ ژوئن، پای میز مذاکره، اتفاقات مهمی رقم خورد. قتیبه بداوی، رئیس سازمان کل بنادر دریایی و زمینی سوریه، میزبان هیئتی اماراتی بود که عبدالحکیم النعیمی کاردار امارات و محمد المنهالی، مدیرعامل منطقهای گروه بنادر ابوظبی در آن حضور داشتند. آنها گرد هم آمدند تا درباره یک رویای لجستیکی صحبت کنند: مسیری که بنادر سوریه را به بندر امقصر عراق و در نهایت به بندر خلیفه ابوظبی متصل میکند.
مقامات باور دارند این کریدور نهتنها زمان و هزینه حملونقل را کاهش میدهد، بلکه زنجیرههای تامین منطقهایرا نیز جان تازهای میبخشد. دو طرف همچنین درباره سرمایهگذاری در مناطق آزاد و ایجاد یک قطب لجستیکی (مرکزی مجهز برای انبار و توزیع سریع کالاها) در گذرگاه مرزی التنف گفتگو کردند.
این تحرکات ریشه در برنامههای قبلی دارد. در ژوئیه ۲۰۲۵، شرکت «دیپی ورلد» مستقر در دبی، قراردادی ۳۰ ساله به ارزش ۸۰۰ میلیون دلار برای توسعه بندر طرطوس امضا کرد.
محمد سلیمان، کارشناس مؤسسه خاورمیانه و نویسنده کتاب «غرب آسیا: استراتژی کلان جدید آمریکا در خاورمیانه»، میگوید توافق طرطوس یک جایگاه استراتژیک در شرق مدیترانه به ابوظبی بخشیده است و امارات همچنان به دنبال پروژههای دیجیتال و زیرساختی در سوریه است.
سایه سنگین جنگ و جستجوی جایگزین
چرا امارات ناگهان تا این حد به سوریه علاقهمند شده است؟ پاسخ را باید در آبهای متلاطم خلیج فارس جستجو کرد؛ در زمان جنگ امسال ایران.
عمر اوزکیزیلجیک، پژوهشگر شورای آتلانتیک، با اشاره به نیاز اروپا به مسیرهای جدید انرژی، میگوید: «با توجه به آنچه در جنگ ایران رخ داد و آسیبپذیری کشورهای خلیج فارس در زمان بسته شدن تنگه هرمز، و همچنین ناتوانی آمریکا در محافظت از آنها، این کشورها به گزینههای جایگزین نیاز دارند.» به گفته او، سوریه از نظر جغرافیایی بهترین موقعیت را برای این نقش دارد؛ بهویژه از زمانی که بشار اسد در دسامبر ۲۰۲۴ برکنار شد و این کشور را به شریکی جذابتر تبدیل کرد.
هزارتوی ویرانی، سیاست و امنیت
با این حال، روی کاغذ آوردن یک مسیر تجاری بسیار آسانتر از ساختن آن در دنیای واقعی است. بر اساس گزارش بانک جهانی، پس از ۱۳ سال جنگ داخلی، سوریه با خسارتی معادل ۲۱۶ میلیارد دلار روبهرو است.
اقتصاد این کشور از سال ۲۰۱۰ بیش از ۵۰ درصد کوچک شده است. فساد، بیثباتی پولی و عدم ادغام در سیستمهای بانکی جهانی (شبکههای مالی بینالمللی که امکان انتقال پول بین کشورها را فراهم میکنند) همچنان سد راه سرمایهگذاران است.
در همین حال، نقش عراق نیز کلیدی است. اوزکیزیلجیک معتقد است توسعه تجارت با اروپا به نفع عراق است، اما سیاستهای داخلی این کشور، بهویژه موضع گروههای طرفدار ایران مانند کتائب حزبالله که به دمشق بدبین هستند، مانعی بزرگ محسوب میشود.
از سوی دیگر، حملات اسرائیل یک «معمای مرغ و تخممرغ» ایجاد کرده است: سرمایهگذاری خارجی میتواند فشار دیپلماتیک بر اسرائیل برای توقف حملات را افزایش دهد، اما همین حملات در وهله اول سرمایهگذاران را فراری میدهد.
در نهایت، چشمانداز این کریدور با وجود تمام اشتیاقها، همچنان مهآلود است. هزینههای سنگین جنگ اخیر ایران ممکن است ابوظبی را مجبور کند برخی پروژههایش را به تعویق بیندازد.
همانطور که محمد سلیمان هشدار میدهد، موقعیت جغرافیایی به تنهایی کافی نیست: «اگر سوریه میخواهد این پروژه واقعاً عملی شود، باید نهادها را کارآمد سازد. چالش واقعی اکنون هیجانزده کردن مردم نیست؛ بلکه عبور از مرحله دستدادن و رسیدن به پول واقعی و ساختوساز عملی روی زمین است.»