جنگ با ایران ارزان نبود؛ گران‌ترین بخش عملیات آمریکا

جمعه 12 تیر 1405 - 22:15
مطالعه 14 دقیقه
پرچم ایران و آمریکا
سی‌اس‌آی‌اس هزینه جنگ آمریکا علیه ایران را حدود ۴۰ میلیارد دلار برآورد می‌کند و می‌گوید نبرد بودجه‌ای تازه آغاز شده است.

به گزارش زومان به نقل از سی‌اس‌آی‌اس (مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی) با امضای توافق آتش‌بس، ادامه‌دار بودن مذاکرات و باز ماندن تنگه هرمز، تازه‌ترین کارزار آمریکا علیه ایران که از فوریه ۲۰۲۶ آغاز شد، ممکن است به پایان نزدیک شده باشد. با فروکش کردن نبرد، نگاه کنگره به یک موضوع تازه دوخته شده است و آن هزینه جنگی است که هنوز باید تامین مالی شود، زیرا نه بودجه وزارت جنگ آمریکا برای سال مالی ۲۰۲۶ و نه پیشنهاد بودجه رئیس‌جمهور این کشور برای سال مالی ۲۰۲۷ رقمی برای این جنگ در نظر نگرفته‌اند.

برآورد این اندیشکده آمریکایی نشان می‌دهد که هزینه جنگ حدود ۴۰ میلیارد دلار است و بازه‌ای میان ۳۴ میلیارد تا ۴۲ میلیارد دلار را پوشش می‌دهد. این برآورد بر شش دسته هزینه بنا شده که شامل استقرار و بازاستقرار نیروها، مهمات، شدت بالاتر عملیات، خسارت تجهیزات، آسیب به پایگاه‌ها و افزایش قیمت سوخت می‌شود و فقط هزینه‌های افزوده بر وزارت جنگ آمریکا را در بر می‌گیرد، نه مخارجی را که پیش‌تر در بودجه ثبت شده بودند.

به بیان دیگر، رقم یادشده تفاوت میان بودجه پنتاگون بدون جنگ و بودجه پنتاگون با جنگ را نشان می‌دهد.

هزینه‌های جنگ در طول زمان به‌طور یکنواخت پخش نشد و در چهار مرحله شکل گرفت:

  • مرحله نخست طی چند هفته و هم‌زمان با اعزام نیروهای آمریکایی به منطقه رخ داد.
  • مرحله دوم حدود پنج روز طول کشید و در آن ایالات متحده از موشک‌های گران‌قیمت بسیاری برای حمله به اهداف زمینی و دفاع در برابر حملات ایران استفاده کرد.
  • در مرحله سوم، حملات موشکی و پهپادی ایران ۸۰ تا ۹۰ درصد کاهش یافت و ائتلاف نیز برتری هوایی به دست آورد، بنابراین حملات زمینی به مهمات برد کوتاه و بسیار ارزان‌تر منتقل شد.
  • در دوره آتش‌بس نیز هزینه‌ها با کاهش فعالیت پایین آمد، اما به صفر نرسید، زیرا نیروها همچنان در سطحی بالاتر از زمان صلح عمل می‌کردند و درگیری‌های پراکنده هم گهگاه مصرف مهمات را بالا می‌برد، هرچند بسیار کمتر از دوران جنگ هوایی فعال. سی‌اس‌آی‌اس می‌نویسد که فراتر از وزارت جنگ آمریکا، هزینه اضافی دولت فدرال حدود ۱ میلیارد دلار برآورد شده که شامل فعالیت‌های مرتبط با جنگ در نهادهایی مانند امنیت داخلی، امور کهنه‌سربازان و انرژی می‌شود.

برآورد این اندیشکده از نظر عددی با برخی ارقام دیگر قابل مقایسه است، اما تفاوت‌هایی مهم با آنها دارد. مقام‌های وزارت جنگ آمریکا ابتدا عدد ۲۵ میلیارد دلار و بعد ۲۹ میلیارد دلار را مطرح کردند، هرچند خود پذیرفتند که این ارقام کامل نیست. مقام‌های دفاعی گفتند برآوردشان خسارت پایگاه‌ها را در نظر نمی‌گیرد، در حالی که همین بخش سهم بزرگی از برآورد بالاتر سی‌اس‌آی‌اس را می‌سازد.

یک مطالعه از مؤسسه امریکن اینترپرایز ۵ میلیارد دلار برای خسارت پایگاه‌ها و مطالعه‌ای دیگر ۲۶ تا ۳۶ میلیارد دلار برای پنج دسته دیگرِ برآورد سی‌اس‌آی‌اس را تخمین زده بود و در مجموع بازه‌ای میان ۳۱ تا ۴۱ میلیارد دلار به دست می‌داد.

برآورد سی‌اس‌آی‌اس از چند برآورد دیگر هم پایین‌تر می‌ایستد. برای نمونه، این رقم از برآورد پروژه هزینه جنگ در دانشگاه براون کمتر است، زیرا آن پروژه ۴۰ میلیارد دلار را فقط برای افزایش هزینه سوخت در کل اقتصاد آمریکا، نه فقط وزارت جنگ آمریکا، در نظر می‌گیرد. برآوردهای اولیه‌ای که از جنگی تریلیون‌دلاری سخن می‌گفتند، بر این فرض بنا شده بودند که درگیری بسیار شدیدتر و بسیار طولانی‌تر خواهد بود. سامانه ردیابی هزینه جنگ ایران رقم ۱۱۳ میلیارد دلار را مطرح می‌کند، چون گزارشِ یک برآورد یک میلیارد دلاری روزانه از سوی وزارت جنگ آمریکا در هفته نخست جنگ را مبنا می‌گیرد.

اما چنین رویکردی کاهش حملات آمریکا پس از آتش‌بس و استفاده از مهمات ارزان‌تر در هفته‌های پایانی را بازتاب نمی‌دهد. در نهایت، برآورد سی‌اس‌آی‌اس از درخواست مکمل بودجه جنگی پنتاگون به ارزش ۸۰ میلیارد دلار هم کمتر است، هرچند آن درخواست هزینه‌هایی را هم در بر می‌گرفت که مستقیما به جنگ مربوط نبودند، از جمله مخارجی برای شتاب دادن به فرایند خرید مهمات.

در بخش وزارت جنگ آمریکا، هزینه استقرار و بازاستقرار ۱۷۰ میلیون دلار برآورد شده است. این رقم به انتقال نیروها به صحنه عملیات و سپس بازگرداندن آنها به پایگاه‌های اصلی‌شان مربوط می‌شود. در آغاز عملیات موسوم به «خشم حماسی»، دارایی‌های هوایی و دریایی آمریکا در منطقه شامل دو گروه تهاجمی ناو هواپیمابر، ده‌ها جنگنده و شمار زیادی دارایی پشتیبانی و لجستیکی بود، در کنار سامانه‌های پدافندی، توپخانه صحرایی و یگان‌های رزمی زمینی.

بخش زیادی از هزینه انتقال این نیروها، مانند ساعات پرواز هواپیماهای ترابری، از پیش در بودجه دفاعی سال مالی ۲۰۲۶ گنجانده شده بود، اما افزایش نرخ پرواز برای جابه‌جایی به خاورمیانه و فعالیت برای ایجاد پایگاه‌های عملیاتی تازه در منطقه، هزینه‌هایی فراتر از عملیات عادی به‌وجود آورد که در این برآورد دیده می‌شود. هرچند بازاستقرار هنوز آغاز نشده، اما سی‌اس‌آی‌اس می‌گوید که به احتمال زیاد همه نیروها به پایگاه‌های خود بازمی‌گردند، زیرا دولت ترامپ نشان داده که قصد دارد حضور نظامی در خاورمیانه را کاهش دهد نه افزایش. هزینه بازگشت نیز احتمالا کمتر از اعزام خواهد بود، چون می‌تواند تدریجی انجام شود و نیازی به ایجاد پایگاه جدید ندارد.

مهمات با ۲۶.۱ میلیارد دلار بزرگ‌ترین مؤلفه برآورد هزینه جنگ به‌شمار می‌رود، زیرا نیروهای آمریکایی موشک‌های گران‌قیمت بسیاری شلیک کردند و همه آنها باید جایگزین شوند، آن هم در شرایطی که پیش از جنگ، کافی تلقی نمی‌شدند. جدول‌های ۲ و ۳ همه مهمات، از حمله زمینی گرفته تا پدافند موشکی و دفاع در برابر پهپادها را در بر می‌گیرند، چه از خشکی شلیک شده باشند و چه از دریا.

دریابدِراد کوپر، فرمانده ستاد مرکزی آمریکا(سنتکام)، گزارش داد که نیروهای آمریکایی تا زمان آتش‌بس ۱۳ هزار و ۶۲۹ مهمات تهاجمی را علیه بیش از ۱۳ هزار هدف شلیک کرده‌اند. سی‌اس‌آی‌اس همچنین مهمات مصرف‌شده در درگیری‌های پراکنده طی آتش‌بس را هم لحاظ کرده و از جمله ۴۹ موشک تاماهاک را که در ۱۰ ژوئن شلیک شد، در برآورد خود آورده است. همه مهمات تهاجمی دوربرد، از تاماهاک و جی‌اِی‌اِس‌اِس‌ام گرفته تا پرسم و ای‌تی‌ای‌سی‌اِم‌اس، هزینه بالایی دارند و جایگزین‌های ارزان مانند لوکاس، که نسخه‌ای از شاهد ۱۳۶ ایرانی است، هنوز به تولید انبوه نرسیده‌اند.

برای مهمات پدافندی، محاسبات بر این فرض استوار بود که آمریکا بین ۴۰ تا ۶۰ درصد پهپادها و موشک‌های بالستیک و کروز ورودی را سرنگون کرده است. شرکای ائتلاف هم بخش بزرگی از بقیه پهپادها و موشک‌ها را رهگیری کردند و به‌طور چشمگیری هزینه‌ها و خسارت‌های آمریکا را پایین آوردند.

این اندیشکده تاکید می‌کند که در این تحلیل، دکترین شلیک، مشاهده و شلیک دوباره مبنا قرار گرفت، بنابراین در برخی رهگیری‌ها بیش از یک موشک مصرف شد.

هم‌زمان، پرتاب‌های ایران نیز تا پایان هفته نخست جنگ به‌طور محسوسی کاهش یافت و به همین دلیل، موشک‌های رهگیر کمتری لازم شد. برخی قانون‌گذاران نیز نسبت به برآورد ۲۹ میلیارد دلاری وزارت جنگ آمریکا تردید نشان داده‌اند، زیرا گزارش شده مقام‌های پنتاگون به کنگره گفته بودند شش روز نخست جنگ ۱۱.۳ میلیارد دلار هزینه داشته است. تغییر در ترکیب مهمات، که از موفقیت عملیاتی ناشی شد، بخشی از توضیح برای غیرخطی بودن هزینه روزانه جنگ به‌شمار می‌رود.

شدت بالاتر عملیات ۷۵۰ میلیون دلار هزینه به‌دنبال داشت. جنگ هزینه‌هایی را برای نیروی انسانی و عملیات یگان‌ها فراتر از اعتبارات پیشین ایجاد کرد، اما رقم آنها چندان بزرگ نبود، زیرا بیشتر این مخارج از پیش در بودجه قرار داشت. برای نمونه، حقوق خدمه و هزینه‌های عملیاتی کشتی‌ها و هواپیماهای گروه تهاجمی ناو هواپیمابر لینکلن در بودجه سال مالی ۲۰۲۶ آمده بود، اما هواپیماها ماموریت‌های بیشتری پرواز کردند و کشتی‌ها بیشتر از برنامه در دریا ماندند.

خدمه همچنین مزایایی اضافی مانند فوق‌العاده خطر قریب‌الوقوع دریافت کردند. تحلیل سی‌اس‌آی‌اس، هزینه‌های افزایشی یگان‌های درگیر را با فرض افزایش ۱۰ درصدی در هزینه‌های عملیاتی در ۳۹ روز نبرد فعال برآورد کرده است؛ معیاری که بر پایه رویه دفتر مدیریت و بودجه در جنگ‌های عراق و افغانستان به کار رفته است. از آنجا که تجمع نیروها و آتش‌بس نیز هر دو شامل مقداری عملیات رزمی بودند، برای این دوره‌ها افزایش ۲.۵ تا ۵ درصدی در نظر گرفته شد. این هزینه‌ها تا زمانی که نیروها به خانه بازگردند یا به عملیات از پیش برنامه‌ریزی‌شده قبلی برگردند، با نرخ حدود ۴ میلیون دلار در روز ادامه خواهد داشت.

این اندیشکده خسارت تجهیزات را بین ۱.۸ میلیارد تا ۳.۵ میلیارد دلار برآورد کرده و اعلام کرده که این محاسبه بر پایه بیانیه‌های خبری وزارت جنگ آمریکا و گزارش‌های عمومی انجام شده است، هرچند خسارت تجهیزات پایگاه‌ها زیر عنوان خسارت پایگاه‌ها آمده است. سرویس پژوهشی کنگره ۴۲ فروند هواپیمای از دست‌رفته یا آسیب‌دیده را شناسایی کرده بود و جدول ۴ چند هواپیمای تیلت‌روتور و یک رادار متحرک تاد را نیز به فهرست آن افزوده است. بیشتر هواپیماهای از دست‌رفته پهپادهای بدون سرنشین هستند و همین نشان می‌دهد ایالات متحده حاضر است هواگردهای بدون سرنشین را بسیار بیشتر از هواگردهای سرنشین‌دار در معرض خطر قرار دهد.

جدول ۴ با ارائه رقم بالا و پایین، دو رویکرد متفاوت در محاسبه هزینه جایگزینی را بازتاب می‌دهد. در رقم بالاتر، جایگزینی یک‌به‌یک با مشابه‌ترین هواپیمای موجود در تولید لحاظ می‌شود، به این معنا که اف-۱۵ایکس جای اف-۱۵ئی را می‌گیرد و اف-۳۵ای جای اف-۱۰ را. در رقم پایین‌تر، هواپیماهایی مانند ای-۱۰ و ای-۳ که قرار است از خدمت خارج شوند، از محاسبه حذف می‌شوند، زیرا استدلال این است که جایگزین آنها پیش‌تر در بودجه وجود دارد. هزینه تعمیر هواپیماهای آسیب‌دیده نیز ۲۵ تا ۷۵ درصد هزینه جایگزینی فرض شده و همین دامنه، بازه تخمین را شکل می‌دهد.

آسیب به پایگاه‌ها و زیرساخت‌های ثابت بین ۴ میلیارد تا ۹.۴ میلیارد دلار برآورد شده است. در سراسر درگیری، ایران پایگاه‌های آمریکا را با موشک و پهپاد هدف قرار داد و ائتلاف تا ۹۰ درصد مهاجمان را رهگیری کرد، اما همان ۱۰ درصد نشت‌کرده نیز وقتی شمار مهاجمان به هزاران فروند می‌رسید، خسارت زیادی وارد می‌کرد. با وجود این، شواهد اندکی وجود دارد که نشان دهد حملات ایران به‌طور معناداری عملیات آمریکا را در این کارزار محدود کرده باشد.

نیویورک تایمز، وال‌استریت ژورنال و واشنگتن پست همگی تصاویر ماهواره‌ای را تحلیل کرده‌اند و از میزان خسارت گزارش داده‌اند. سی‌اس‌آی‌اس نیز مجموعه‌ای از تصاویر هوایی خود را در اختیار داشته و بر همان اساس برآورد خسارت را انجام داده است. تحلیل این مرکز برای ۱۲۲ سازه بررسی‌شده، بازه‌ای میان ۲.۲ میلیارد تا ۵.۱ میلیارد دلار به دست داد و با در نظر گرفتن شمار بیشتر ساختمان‌هایی که واشنگتن پست شناسایی کرده بود، رقم ۴ تا ۹.۴ میلیارد دلار حاصل شد. هزینه واقعی تعمیر همه خسارت‌ها بالاتر خواهد بود، زیرا محدود بودن دسترسی به تصاویر ماهواره‌ای اجازه تحلیل کامل داده‌های متن‌باز را نمی‌دهد.

به نوشته سی‌اس‌آی‌اس تصاویر نشان می‌دهند که حملات ایران دقیق بوده‌اند و هیچ گودال تصادفی‌ای که از خطا یا اتلاف مهمات حکایت کند دیده نمی‌شود. بیشتر تاسیسات هدف‌گرفته‌شده پس از حمله غیرقابل استفاده شدند. ایران دهه‌ها فرصت داشته تا فهرست اهدافش را آماده کند و احتمالا بخش عمده اطلاعات هدف‌گیری خود را با تکیه بر نزدیکی جغرافیایی و شبکه گسترده عواملش در زمین به دست آورده است، هرچند ممکن است در شناسایی اهداف متحرک یا گذرا از کمک اطلاعاتی روسیه یا چین هم بهره برده باشد.

ایران فقط تاسیسات رزمی را هدف نگرفت، بلکه پادگان‌ها، سالن‌های ورزشی و غذاخوری‌ها را نیز هدف قرار داد که نشان می‌داد قصد آسیب‌زدن به نیروهای آمریکایی را دارد، اما این تلاش تا حد زیادی ناکام ماند، زیرا آمریکا بسیاری از نیروها را تخلیه کرده و برخی دیگر را زیر پوشش مستقر کرده بود. این تحلیل، ساختمان‌های آسیب‌دیده را با استفاده از نقشه‌های پایگاه، هرجا در دسترس بود، و شناسایی بصری مشخص کرد و سازه‌های دائمی را از سازه‌های موقت تفکیک کرد.

هزینه تعمیر بر پایه دفترچه‌های ساخت‌وساز وزارت جنگ آمریکا محاسبه شد که «هزینه طراحی و ساخت یک تاسیسات فرضی مطابق استانداردهای روز برای جایگزینی یک تاسیسات موجود در همان محل» را توضیح می‌دهند. این برآورد تفاوت‌های نوع تاسیسات را هم لحاظ می‌کند و همچنین هزینه طراحی و برنامه‌ریزی، سربار و عوامل محلیِ هزینه ساخت را در نظر می‌گیرد.

وزارت جنگ آمریکا تاکنون هزینه تعمیر پایگاه‌ها را در محاسبات خود وارد نکرده است، زیرا در حال بازنگری در آرایش نیروهایش در خاورمیانه است و ممکن است از همه پایگاه‌ها استفاده نکند یا آنها را به همان شکل پیشین به کار نگیرد؛ تصمیمی که می‌تواند هزینه‌ها را کاهش دهد. از سوی دیگر، انتقال فعالیت‌ها به مکان‌های تازه نیز هزینه‌های خاص خود را دارد. این برآورد چند عدم‌قطعیت اصلی در خسارت پایگاه‌ها را ثبت کرده است.

  • نخستین عدم‌قطعیت تعداد ساختمان‌های اصابت‌کرده است. جامع‌ترین ارزیابی موجود از خسارت پایگاه‌ها که تاکنون توسط واشنگتن پست انجام شده، ۲۲۸ سازه را در پایگاه داده‌ای جامع‌تر شناسایی کرده که دسته‌هایی مشابه با پایگاه داده سی‌اس‌آی‌اس دارد. اگر ۱۰۶ سازه اضافی شناسایی‌شده توسط واشنگتن پست ترکیبی مشابه سازه‌های موجود در پایگاه داده سی‌اس‌آی‌اس داشته باشند، بازه تخمین به ۳.۲ تا ۹.۲ میلیارد دلار می‌رسد.
  • عدم‌قطعیت دوم به هزینه محتویات داخل ساختمان‌ها مربوط می‌شود. در برخی موارد مانند پادگان‌ها و سالن‌های ورزشی، محتویات چندان گران نبودند، اما در انبارها ممکن بود محتویات به‌اندازه خود ساختمان ارزش داشته باشد.

سی‌اس‌آی‌اس برای برآورد موجودی‌های از دست‌رفته از ضرایب استاندارد انبارها استفاده کرد و برای انواع دیگر ساختمان‌ها مانند آشیانه‌ها، غذاخوری‌ها و محل‌های اسکان، از نمونه‌های تجاری بهره گرفت. خسارت فقط زمانی ثبت شد که در تصاویر قابل مشاهده بود، در حالی که احتمالا خسارت‌های بسیار بیشتری دیده نمی‌شوند و بسیاری از سازه‌ها نیز ممکن است بر اثر انفجارهای نزدیک، بدون آن‌که در تصویر تخریب آشکار داشته باشند، از کار افتاده باشند. برآوردهای گزارش‌شده وزارت جنگ آمریکا نشان می‌دهد که تحلیل سی‌اس‌آی‌اس، و حتی تحلیل‌های رسانه‌ها، شاید همه گستره خسارت‌های منطقه‌ای پایگاه‌ها را نشان ندهد. ممنوعیت دسترسی به تصاویر ماهواره‌ای نیز مانع تلاش برای رسیدن به دقت بالاتر درباره خسارت پایگاه‌های آمریکایی شده است.

هزینه‌های دیگر وزارت جنگ آمریکا ۱.۵ میلیارد دلار برآورد می‌شود و چند قلم باید به‌صورت جداگانه دیده شوند. هزینه سوخت ۱.۴ میلیارد دلار است، زیرا وزارت جنگ آمریکا مصرف‌کننده اصلی سوخت به‌شمار می‌رود و بنابراین نه فقط نیروهای اعزامی، بلکه کل وزارتخانه از افزایش قیمت آسیب می‌بیند. یک محاسبه تقریبی قیمت سوخت جت بودجه‌شده برای سال مالی ۲۰۲۶ را با قیمت‌های کنونی مقایسه می‌کند؛ قیمت‌هایی که از هر گالن ۳.۶۷ دلار به حدود ۴.۴۶ دلار رسیده‌اند، یعنی ۰.۷۹ دلار بالاتر از رقم بودجه.

در سال ۲۰۲۶، مصرف سوخت وزارت جنگ آمریکا ۳.۰۵ میلیارد گالن پیش‌بینی شده بود. بنابراین هزینه بالاتر سوخت طی چهار ماه جنگ به ۸۰۰ میلیون دلار می‌رسید و اگر بازگشت قیمت‌ها به سطح پیش از جنگ شش ماه دیگر طول بکشد، هزینه افزوده وزارت جنگ آمریکا در این دوره ۶۰۰ میلیون دلار دیگر خواهد بود و مجموع را به ۱.۴ میلیارد دلار می‌رساند. بخش امنیت و اضافه‌کاری نیز ۱۰۰ میلیون دلار هزینه دارد، زیرا وزارت جنگ آمریکا امنیت فیزیکی پایگاه‌هایش را افزایش داده و ممکن است نگهداری و تولید برخی تجهیزات را هم شتاب داده باشد. این هزینه‌ها بیشتر به شکل اضافه‌کاری برای کارکنان دولت و پیمانکاران ظاهر خواهد شد.

بیرون از وزارت جنگ آمریکا، سایر نهادهای فدرال نیز هزینه‌های کوچک‌تری اما واقعی متحمل شده‌اند. امنیت داخلی و امنیت دیپلماتیک ۳۰۰ میلیون دلار هزینه دارد. اداره تحقیقات فدرال و هماهنگ‌کننده ملی امنیت و تاب‌آوری زیرساخت‌های حیاتی هشدارهایی درباره حملات ایران به خاک آمریکا صادر کرده‌اند و دستگاه‌ها امنیت فیزیکی را افزایش داده‌اند. رقم یادشده بودجه دفاع سایبری، فعالیت‌های ضدتروریسم و اجرای قانون در سطح دولت را تامین می‌کند و برای وزارت خارجه نیز امنیت سفارت‌ها و خدمات کنسولی برای تخلیه‌شدگان را پوشش می‌دهد. دسته‌بندی‌ها و مبالغ بر پایه قیاس با فعالیت‌های آمریکا در جنگ اوکراین و روسیه تعیین شده‌اند.

هزینه آینده کهنه‌سربازان سالانه ۴۰۰ میلیون دلار برآورد شده است. اعضای نیروهای مسلح که در این درگیری شرکت کردند، احتمالا در مقایسه با مزایای معمول کهنه‌سربازان، بیشتر به خدمات درمانی و غرامت ناتوانی نیاز خواهند داشت. وزارت جنگ آمریکا گفته است حدود ۴۰۰ نظامی زخمی شده‌اند، هرچند بیشترشان به خدمت بازگشته‌اند و به مراقبت فوری نیاز دارند. با این حال، هزینه اصلی در گذر زمان و با افزایش سن کهنه‌سربازان پدیدار می‌شود، زمانی که اختلال استرس پس از سانحه، افسردگی، کم‌شنوایی، درد مفاصل و وزوز گوش آشکار می‌شود. این برآورد فرض می‌کند که کهنه‌سربازان این درگیری مزایای ناتوانی را با همان سطح شدت متوسط ۱۶ هزار و ۱۰۰ دلار در سال مانند کهنه‌سربازان عراق و افغانستان دریافت کنند، اما با نرخ پایین‌تر ۳۵ درصد در برابر حدود ۵۰ درصد، چون مدت خدمت کوتاه‌تر بوده است.

مجموع هزینه ۳۰ ساله، یعنی ۱۲ میلیارد دلار، رقم بزرگی به‌شمار می‌رود اما از هزینه کهنه‌سربازان عراق و افغانستان بسیار کمتر است، زیرا شمار نیروهای درگیر کمتر بود، حدود ۷۰ هزار نفر با احتساب پشتیبانی بیرون از صحنه نبرد، در برابر ۲ میلیون نفر، و مدت جنگ نیز کوتاه‌تر بود، چهار ماه در برابر ۲۰ سال. از آنجا که دولت فدرال سامانه تعهدی برای مزایای کهنه‌سربازان ندارد، این مبلغ هزینه جاری امروز نیست که بتواند در بودجه فعلی جا بگیرد، بلکه هزینه‌ای آینده‌محور محسوب می‌شود و جدول ۶ فقط سال نخست را در بر می‌گیرد.

هزینه سوخت، هسته‌ای و سایر مخارج ۲۶۵ میلیون دلار برآورد شده است. هرچند وزارت جنگ آمریکا ۹۰ درصد مصرف سوخت دولت فدرال را به خود اختصاص می‌دهد، سایر نهادها نیز هزینه‌هایشان بالا رفته است و این بخش با همان روش محاسبه هزینه سوخت وزارت جنگ، ۱۶۵ میلیون دلار می‌شود.

اداره ملی امنیت هسته‌ای، بخشی از وزارت انرژی که با سلاح‌های هسته‌ای سر و کار دارد، احتمالا هزینه‌های اضافی در ارتباط با پایش هسته‌ای و آماده‌سازی برای دفع مواد هسته‌ای ایران داشته که ۵۰ میلیون دلار برآورد شده و بر پایه فعالیت‌های مشابه در جنگ اوکراین محاسبه شده است. دیگر نهادها نیز احتمالا هزینه‌های جانبی، از جمله وزارت خزانه‌داری برای اجرای تحریم‌ها، داشته‌اند که آنها هم ۵۰ میلیون دلار تخمین زده شده و از تجربه جنگ اوکراین الهام گرفته شده‌اند.

هزینه‌های اقتصادی و انسانی بیرون از بودجه فدرال قرار دارند، اما واقعی‌اند و باید به رسمیت شناخته شوند. نخست، هزینه بر اقتصاد آمریکا مطرح است. پروژه هزینه جنگ ۴۰ میلیارد دلار افزایش هزینه سوخت برای مردم آمریکا برآورد کرده و این رقم با روش قیمت‌گذاری سوخت ما نیز معتبر به نظر می‌رسد. سنجش سایر هزینه‌ها دشوارتر است. مؤسسه مودیز تخمین زده که جنگ ۱۳۲ میلیارد دلار برای آمریکایی‌ها هزینه خواهد داشت.

همانند اقتصاد آمریکا، اقتصاد جهانی نیز آسیب دیده، هرچند ذخایر انرژی ملی بخشی از این آسیب را جبران کرده‌اند. در نهایت، هزینه انسانی نیز وجود دارد. سی‌اس‌آی‌اس می‌نویسد که ۱۳ کشته آمریکایی، در مقیاس جنگ تعداد اندکی به‌شمار می‌روند. اسرائیل حدود ۴۰ کشته، نظامی و غیرنظامی، داشته است. دست‌کم ۳۰ نفر، که بیشترشان غیرنظامی بوده‌اند، در کشورهای خلیج فارس کشته شده‌اند. گزارش شده که ایران ۱۷۰۰ کشته غیرنظامی داده و لبنان نیز احتمالا شمار زیادی تلفات غیرنظامی داشته است.

اکنون که هزینه‌های جنگ تا حد زیادی روشن شده، دولت آمریکا باید برای تامین مالی آنها اقدام کند. مقام‌های دفاعی هشدار داده‌اند که اگر این هزینه‌ها پوشش داده نشوند، اواخر تابستان کمبود بودجه عملیاتی پدید می‌آید. سازوکارهای احتمالی شامل تخصیص بودجه مکمل، اصلاح درخواست بودجه سال مالی ۲۰۲۷ دولت یا جابه‌جایی منابع از ۱۵۳ میلیارد دلارِ پنتاگون در لایحه مصالحه سال مالی ۲۰۲۶ است. پنتاگون و حامیان افزایش بودجه، تخصیص مکمل را ترجیح می‌دهند، زیرا در آن صورت پولی که برای نوسازی و تقویت پایگاه صنعتی کنار گذاشته شده، منحرف نخواهد شد، اما کاخ سفید هنوز چنین پیشنهادی را به کنگره نفرستاده است.

این اندیشکده استدلال می‌کند که ممکن است پول از بودجه سال مالی ۲۰۲۷ تامین شود، اما چنین راهی نیازمند کاهش در سایر برنامه‌ها خواهد بود، زیرا درخواست بودجه ۲۰۲۷ پیش از آغاز عملیات اپیک فیوری نهایی شده بود. از آنجا که این پول مربوط به سال مالی ۲۰۲۷ است، دست‌کم تا اول اکتبر ۲۰۲۶ در دسترس نخواهد بود و احتمالا دیرتر هم می‌رسد، چون کنگره به‌ندرت بودجه‌ها را به‌موقع تصویب می‌کند. از نظر نظری، بخشی از ۱۵۳ میلیارد دلار پنتاگون در قانون موسوم به بیل بزرگ و زیبای واحد هم می‌تواند هزینه جنگ را پوشش دهد، اما مشکل اینجاست که این قانون اختیار انتقال منابع را فراهم نکرده است. بنابراین هر جابه‌جایی از این دست به قانون‌گذاری کنگره نیاز دارد و با فرایند ساده‌تر جابه‌جایی اعتبارات قابل انجام نیست.

سی‌اس‌آی‌اس در پایان نتیجه می‌گیرید که در هر مسیری که انتخاب شود، دولت برای پیشبرد آن به اقدام کنگره نیاز خواهد داشت، نه صرفا سکوت یا رضایت ضمنی. حتی اگر این روند موفق شود، نبردی سیاسی و فرساینده در پیش است، زیرا به کانون همه احساسات ضدجنگ در سراسر کشور و در کنگره، از جمله در میان جمهوری‌خواهان، تبدیل خواهد شد. تیراندازی جنگی پایان یافته، اما جنگ بودجه‌ای تازه آغاز شده است.

نظر شما درباره این حساب و کتاب برای آمریکا چیست؟

نظرات

© 1404 کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب زومان تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.