از لبنان به هرمز؛ تغییر بزرگ در راهبرد ایران
فارنپالیسی در تحلیلی تازه نوشت که رهبران جدید تهران با دست بالا پیش میروند؛ یادداشت تفاهم اولیه برای ایران آسودگی مالی کوتاهمدت چشمگیری به همراه دارد و در ادامه نیز میتواند منافع بیشتری ایجاد کند، آن هم بیآنکه از ایران بخواهد فورا در برنامه هستهای یا موشکیاش امتیاز بدهد.
در واقع، تنها چیزی که ایران باید انجام دهد این است که اجازه دهد تردد از تنگه هرمز جریان داشته باشد؛ حتی در همانجا هم تهران در حال پیدا کردن راهی است تا با نامی دیگر، نوعی عوارض دریافت کند. با این حال، این موفقیتها یک تغییر کلیدی را پنهان میکنند: کاهش وابستگی ایران به نیروهای نیابتی مانند حزبالله برای بازدارندگی و ترساندن دشمنانش.
این نشریه اینطور تحلیل کرده که نیروهای نیابتی همچنان برای ایران مفیدند، اما دیگر محور اصلی راهبرد بازدارندگی تهران نیستند. ایران اکنون آموخته که تهدید بازارهای جهانی انرژی و شرکای آسیبپذیر آمریکا در منطقه، میتواند خیلی سریعتر و قابلاتکاتر از حملات شبهنظامیان بر واشنگتن فشار وارد کند.
این به آن معنا نیست که حزبالله، حماس یا حوثیها بیاهمیت شدهاند، بلکه نقششان تغییر کرده است: آنها اکنون بخشی از سبد راهبردی ایران هستند که گستردهتر شده است. در واقع، امروز تهران بیش از آنکه دیگران را به کمک بطلبد، خود برای نجات آنها به صحنه میآید.
بنابر تحلیل فارنپالیسی، نیابتیها همچنین به ایران امکان میدادند نوعی قدرتنمایی کم هزینه داشته باشد. بهطور کلیتر، این گروهها برای ایران شکلی از نفوذ در بسیاری از کشورهای مسلمان فراهم میکردند، حتی در حالی که نیروهای متعارف و اقتصادش ضعیف بود.
آنطور که این نشریه تحلیل کرده است وقتی اسرائیل و ایالات متحده در سال ۲۰۲۶ به ایران حمله کردند و هدفشان را تغییر رژیم اعلام کردند؛ یعنی تهدیدی واقعا وجودی برای تهران، حزبالله با موشک و پهپاد به اسرائیل حمله کرد، اما وارد یک تهاجم همهجانبه نشد و اثر آن بر اسرائیل محدود بود. این حملات بیشتر به نظر میرسید برای نشان دادن همبستگی با ایران باشد تا برای تشدید جنگ.
نیابتیها همچنان باقی ماندهاند و فعال خواهند ماند. حوثیهای یمن در عمل به ابزاری مهم برای ایران تبدیل شدهاند. حزبالله تلاش خواهد کرد قدرتش را بازسازی کند و ایالات متحده نیز گروه کتائب حزبالله مستقر در عراق را به طراحی حملات تروریستی در آمریکا و اروپا متهم کرده است.
البته فارنپالیسی مدعیست که نیابتیها در بازدارندگی مؤثر علیه ایالات متحده و اسرائیل توفیق چندانی نداشتند. چرا؟ استدلال فارنپالیسی این است: در واقع، اگر چیزی باشد، نیروهای نیابتی ایران بهانهای برای اسرائیل شدند تا خودش به ایران ضربه بزند. تقریبا بلافاصله پس از هفتم اکتبر، رهبران اسرائیل شروع کردند ایران را مسئول این حملات دانستند.
فارنپالیسی در این استدلال مدعیست: برای اسرائیل، هفتم اکتبر معادله را برعکس کرد: اگر نیابتیها همین حالا هم به اسرائیل حمله میکردند، دیگر دلیلی برای خویشتنداری در برابر خود ایران وجود نداشت.
در ادامه فارنپالیسی به ادعای دیگری پرداخته که پس از توافق زیاد مطرح شده؛ آنکه ایران بخشی از رهایی از تحریمها را صرف کمک به گروههایی مانند حزبالله کند. این نشریه ضمن آنکه نگرانی ها درباره همین ادعا را نگرانی معتبر عنوان میکند، توجیحش این است: ایران ممکن است ناچار شود منابع مالی و نظامی کمیابش را برای سرپا کردن دوباره حزبالله هزینه کند. چون پیشتر هم، در ۲۰۲۴، به احزبالله کمک کرد تا ساختار نظامیاش را بازسازی کند. اما تکرار چنین کاری در شرایط کنونی، انحراف منابعی خواهد بود که ایران بهشدت به آن نیاز دارد.
از سوی دیگر، شاید مهمتر از همه این باشد که ایران اکنون کمتر به نیابتیها نیاز دارد. با نشاندادن اینکه میتواند تنگه هرمز را ببندد، تهران قیمت انرژی را در سراسر جهان بالا برده است؛ از جمله در ایالات متحده، جایی که جمهوریخواهان نگراناند بهخاطر افزایش قیمت بنزین مقصر شناخته شوند. افزون بر این، عوارض و آسودگی مالی به دستآمده، فشار مالی آمریکا را تا حدی جبران میکند؛ فشاری که سالها یکی از اصلیترین ابزارهای فشار بر تهران بوده است.
آنطور که در این تحلیل آمده است علاوه بر هدفگرفتن تنگه، ایران میتواند به متحدان آمریکا در خلیج فارس حمله کند. در جنگ اخیر، ایران به تاسیسات انرژی، هتلها، فرودگاهها و پایگاههای نظامی آمریکا و نیز دیگر اهداف حمله کرد. این امر به برخی کشورهای خلیج فارس انجامیده است که به ایران پول بدهند تا اجازه دهد کشتیهایشان بیدردسر عبور کنند. دیگران نیز از بیم آنکه در صورت ازسرگیری جنگ دوباره هدف قرار گیرند، بر واشنگتن فشار خواهند آورد.
بنابراین، ایران باور دارد آنقدر قدرتمند شده که میتواند از حزبالله دفاع کند، نه اینکه حزبالله از ایران. در حالی که اسرائیل حزبالله را در لبنان زیر فشار میگذارد، تهران تهدید کرده است اگر اسرائیل حملاتش را متوقف نکند، از مشارکت در مذاکرات صلح خارج میشود. بهنظر میرسد رهبران ایران مطمئناند ایالات متحده عقبنشینی خواهد کرد، اما حاضرند خطر کنار گذاشتن یک توافق مطلوب و آسودگی مالیِ بسیار موردنیاز را هم بپذیرند.