زمانی که پرونده ایران دوباره به مرکز سیاست واشنگتن برگشت، صحنه دیگر یکدست و قابل پیشبینی نبود؛ بیشتر شبیه اتاقی بود که چند تصمیمگیر همزمان در آن حرف میزنند و هر کدام مسیر متفاوتی را پیش میبرند. در یک سو، معاون رئیسجمهور با رویکردی نرم قرار داشت و در سوی دیگر، وزیر خارجهای با نگاهی سختگیرانهتر. در میان این دو هم دونالد ترامپ ایستاده؛ فردی که باید میان این دو مسیر متفاوت توازن ایجاد کند و آن را به سمت یک هدف واحد یعنی توافق صلح پیش ببرد.
به گزارش زومان، در چنین چیدمانی، این سؤال پررنگ میشود: آیا واشنگتن واقعاً در حال حرکت به سمت یک تصمیم واحد است یا با چند صدای متفاوت در حال پیش بردن یک پرونده حساس است؟
آکسیوس میگوید: موفقیت این گفتوگوها تا حد زیادی به این بستگی دارد که ترامپ چگونه از هر دو نفر برای توازن منافع متعارض درباره ایران، اسرائیل و لبنان استفاده میکند.
پرسش اصلی همین است: کدام مسیر به سیاست کاخ سفید نزدیکتر است؟
پاسخ، در جزئیات چند توافق و چند اختلاف ظاهرا موازی پنهان شده است.
یکی از مشاوران ارشد ترامپ این دو نفر را چنین توصیف کرد:
مارکو و جیدی را مثل دو بُعد از شخصیت و سیاست رئیسجمهور تصور کنید. یک بُعدِ بیشتر طرفدار اسرائیل وجود دارد و آن روبیو است. یک بُعدِ دیگر هم نسبت به اسرائیل تردید بیشتری دارد و آن جیدی است.
دو مسیر، سه توافق
در جریان مذاکرات داخلی دولت ترامپ، جیدی ونس و مارکو روبیو بر سر یادداشت تفاهم تاریخی ۱۷ ژوئن میان آمریکا و ایران دیدگاههای متفاوتی داشتند.
ونس این توافق را با فرستادگان ترامپ -استیو ویتکاف و جرد کوشنر- پیش برد و بهگفته چند منبع آمریکایی، معتقد بود ترامپ باید آن را تایید کند تا جنگ پایان یابد، تنگه هرمز باز شود و اقتصاد پیش از انتخابات میاندورهای ثبات پیدا کند.
روبیو، در کنار جان رتکلیف رئیس سیا و پیت هگست وزیر جنگ نسبت به این یادداشت تفاهم و احتمال آنکه بتواند به یک توافق جامع هستهای برسد، تردید داشت.
او در سفر هفته گذشتهاش به کشورهای حاشیه خلیجفارس، با همتایان منطقهای خود درباره نیاز به افزایش فشار بر ایران نیز گفتوگو کرد.
با این همه، روبیو بهدنبال تضعیف توافق ایران نیست. او و ویتکاف روز دوشنبه اعضای کنگره را در جریان گذاشتند و کوشیدند نظر قانونگذاران مردد را نسبت به این توافق جلب کنند.
یکی از مشاوران دولت درباره روبیو و ونس میگوید:
آنها را دو روی یک سکه تصور نکنید. بیشتر شبیه ابزارهای مختلف داخل یک چاقوی سوئیسی هستند و ترامپ همان کسی است که این چاقو را در دست دارد.
نقطه اصطکاک کجاست؟
پیچیدگی گفتوگوها از آنجاست که سهجانبهاند؛ اسرائیل، ایران و لبنان در هم تنیدهاند. این روند بر سه توافق سوار شده است:
- یادداشت تفاهم ۱۷ ژوئن میان ایران و آمریکا
- توافق ۲۱ ژوئن که ونس در سوئیس با ایران درباره لبنان منعقد کرد
- چارچوب صلحی که با هدایت روبیو روز جمعه میان اسرائیل و لبنان امضا شد
در مسیر روبیو، طرفها تلاش کردند مانع مداخله ایران در لبنان شوند.
در مسیر ونس، به ایرانیها درباره آتشبس میان اسرائیل و حزبالله نیز حق اظهارنظر داده شد؛ گروهی که آمریکا آن را یک گروه مورد حمایت ایران و عامل بیثباتی لبنان معرفی میکند.
این رویکرد دوگانه آنقدر گیجکننده بود که مذاکرهکنندگان اسرائیلی و لبنانی هفته گذشته از میانجیهای آمریکایی خواستند تا مشخص کنند کدام یک از این مسیرها، سیاست دولت را نشان میدهد.
یک مقام ارشد آمریکایی که در مذاکرات حضور داشت گفت: «ونس و ترامپ هر دو موافقت خود را با توافق روبیو اعلام کردهاند.»
اما جزئیات این متن چه بود؟
یادداشت تفاهم ۱۴ بندی میان ایران و آمریکا بهطور ضمنی میگوید اسرائیل باید در چارچوب یک توافق نهایی میان آمریکا و ایران از لبنان عقبنشینی کند.
اما توافق جمعه، عقبنشینی تدریجیتری برای اسرائیل پیشبینی میکند و آن را به خلع سلاح حزبالله به عنوان نیروی نیابتی ایران، مشروط میسازد.
حزبالله و متحدانش در لبنان خشمگین شدند، توافق روبیو را باطل و بیاعتبار اعلام کردند و خواستار آن شدند که همان یادداشت تفاهم آمریکا و ایران که ونس درباره آن مذاکره کرده بود، مبنای عمل قرار گیرد.
تریتا پارسی، معاون اندیشکده مؤسسه کوئینسی، در شبکه اکس نوشت:
توافق اسرائیل و لبنان میتواند یادداشت تفاهم ایران و آمریکا را تضعیف کند؛ زیرا باعث شورشهایی در بیروت شده و دولت لبنان متهم است کشور را فروخته و به اشغال بخشهایی از جنوب لبنان توسط اسرائیل تن داده است.
اما یک مقام ارشد آمریکایی ادعا کرد که این یادداشت تفاهم به طور خاص درباره «حاکمیت لبنان» بحث میکند و توافق روز جمعه که روبیو بر آن نظارت داشت، با این مفاد مطابقت دارد زیرا لبنان این توافقنامه را امضا کرده است؛ یا ایران به حاکمیت لبنان اعتقاد دارد یا ندارد.
یک مقام دیگر نیز گفت: «جیدی ونس، استیو ویتکاف و جرد کوشنر توافق با ایران را مرحلهبهمرحله جلو بردند. این مسئولیت آنهاست. مارکو باید با بقیه جهان سروکار داشته باشد.»
او افزود: «اینکه بین ونس و روبیو اختلاف وجود دارد، تیتر یک روزنامهها را جذاب میکند. بله، آنها به کمی به دو سمت متفاوت متمایل هستند. اما این اختلاف آنقدرها هم نیست. برخلاف آنچه رسانهها، دموکراتها و ایرانیها میخواهند، هیچ دعوای لفظی بین آنها وجود ندارد.»
کاخ سفید چه میگوید؟
منابع داخلی دولت میگویند حتی اگر در توافقهای جداگانهای که ترامپ از مسیر ونس و روبیو مجوز داده، ناسازگاریهایی وجود داشته باشد، افراد نزدیک به دولت آن را مانعی برای رئیسجمهور نمیبینند.
یک مقام ارشد دولت گفت: «همه اینها درباره حرکت به سمت صلح است. هرچه توافق صلح بیشتر، بهتر. اگر ایران صلح بخواهد، صلح برقرار میشود. اگر جنگ بخواهد، جنگ خواهد شد.»
همان مقام برداشت وجود تعارض میان ونس و روبیو را هم رد کرد و گفت آنها «در هماهنگی با یکدیگر کار میکنند. اینطور نیست که یکی طرفدار اسرائیل باشد و دیگری ضداسرائیل.»
سایه ۲۰۲۸
ماجرا فقط به دیپلماسی محدود نمیشود. مقامهای آمریکایی میگویند نتیجه مذاکرات ایران میتواند پیامدهای سیاسی داخلی هم داشته باشد، بهویژه در رقابت برای نامزدی جمهوریخواهان در سال ۲۰۲۸.
یکی از مقامهای آمریکایی گفت: «روبیو عمدا در صف اول مذاکرات ایران قرار نگرفت. او منتظر است ببیند ونس خودش را تخریب میکند یا خیر.»
اما یکی از دیگر مقامهای ارشد این توصیف را «احمقانه و غلط» خواند و گفت: «هم مارکو و هم جیدی در حال اجرای فرمان رئیسجمهور هستند.»
یک جبهه وجود دارد - جبهه رئیس جمهور ترامپ - و کل دولت کاملاً از تلاشهای رئیس جمهور برای اطمینان از اینکه ایران هرگز نمیتواند به سلاح هستهای دست یابد، حمایت میکند.- نقل قول یکی از مقامهای ارشد آمریکا
و فعلا، همین جمله آخر، جمعبندی رسمی کاخ سفید از پروندهای است که در آن صلح، فشار، لبنان، اسرائیل و ایران در یک قاب جا گرفتهاند؛ با دو چهره در دو سوی ترامپ.