فرمان امنیت خاورمیانه چرخید؛ خروج اعراب از پشت پرده
فارینپالیسی میگوید جنگ ایران در سال ۲۰۲۶ نشانهای از تغییر الگوی امنیتی در خاورمیانه است. بر اساس این تحلیل، کشورهای خلیج فارس در همکاری با ترکیه و پاکستان توانستهاند بخش قابل توجهی از مدیریت دیپلماتیک و امنیتی بحران ایران را بر عهده بگیرند؛ در حالی که ایالات متحده بیشتر در نقش «ضامن نهایی» باقی مانده است.
از نخستین دوره ریاستجمهوری باراک اوباما، دولتهای آمریکا بارها وعده دادهاند تمرکز راهبردی خود را از خاورمیانه به مناطق دیگر منتقل کنند. با این حال، بحرانهای پیدرپی منطقهای همواره واشنگتن را دوباره به خاورمیانه بازگردانده است. تحلیل فارینپالیسی میگوید تحولات جنگ ۲۰۲۶ ممکن است الگوی متفاوتی ایجاد کرده باشد.
تقسیم کار منطقهای در خاورمیانه
به نوشته فارینپالیسی، جنگ نوعی تقسیم وظایف میان بازیگران منطقهای ایجاد کرده است.
در این چارچوب، کشورهایی مانند قطر، عربستان سعودی و پاکستان مسئولیت دیپلماسی با تهران را بر عهده گرفتهاند؛ حوزهای که از دید تحلیلگران، آمریکا به دلیل سطح تنشهای تاریخی با ایران نمیتواند به شکل مؤثری در آن ایفای نقش کند.
پاکستان نیز پس از امضای پیمان دفاعی با عربستان، نوعی پشتوانه نظامی برای بازدارندگی منطقهای فراهم کرده است. همزمان ترکیه، مصر و عربستان ایده تشکیل سازوکاری برای مدیریت امنیت تنگه هرمز بدون مالکیت مستقیم آمریکا را مطرح کردهاند.
در این مدل، نقش آمریکا بیشتر به سه حوزه محدود میشود:
- ایجاد بازدارندگی در برابر تهدیدهای وجودی
- حفظ توان نظامی دریایی در منطقه
- تأمین تسلیحات برای تقویت بازدارندگی متحدان
مقایسه با وضعیت سال ۲۰۱۵
فارینپالیسی برای توضیح تغییرات کنونی به دوره مذاکرات برجام در سال ۲۰۱۵ اشاره میکند. در آن زمان بسیاری از رهبران شورای همکاری خلیج فارس از نشست کمپ دیوید با باراک اوباما غایب بودند و نمایندگان خود را فرستادند؛ اقدامی که نشانه نارضایتی از مذاکراتی تلقی شد که بدون مشارکت مستقیم آنها انجام میشد.
در مقابل، در مه ۲۰۲۶ دونالد ترامپ اعلام کرد که پس از درخواست قطر، عربستان و امارات از انجام حملات جدید خودداری کرده تا فرصت بیشتری برای مذاکرات فراهم شود. اتفاقی که فارینپالیسی آن را نشاندهنده افزایش نقش مستقل کشورهای خلیج فارس در مدیریت بحران می خواند.
کانالهای مستقیم با ایران
کشورهای خلیج فارس در سالهای اخیر تلاش کردهاند ارتباط مستقیم با ایران برقرار کنند. از جمله در سال ۲۰۲۳ عربستان سعودی روابط دیپلماتیک خود با تهران را با میانجیگری چین از سر گرفت.
فارینپالیسی در تحلیل خود میگویید که نگرانی اصلی این کشورها صرفاً برنامه هستهای ایران نبوده است. بلکه موضوعاتی مانند برنامه موشکی ایران، شبکههای نیابتی منطقهای و تأمین مالی گروههای مسلح نیز در مرکز نگرانیهای امنیتی آنها قرار داشته است.
نقش چین و مسیرهای کاهش تنش
میانجیگری چین در احیای روابط تهران و ریاض اگرچه مانع از بروز جنگ نشد، اما کانالهای ارتباطی مستقیمی ایجاد کرد که در مدیریت بحران نقش داشتند.
در جریان جنگ، گزارشهایی منتشر شد مبنی بر اینکه برخی کشورهای خلیج فارس پیشنهادهایی اقتصادی برای کاهش تنش مطرح کردهاند. طبق گزارش فارینپالیسی برای مثال گفته شد قطر پیشنهاد داده در صورت عدم حمله ایران به تأسیسات گازی راس لفان، تولید گاز خود را کاهش دهد. همچنین گزارشهایی درباره آزادسازی بخشی از داراییهای ایران از سوی امارات منتشر شد؛ هرچند این کشورها چنین گزارشهایی را رد کردند.
انگیزه اقتصادی برای ثبات
از نگاه تحلیلگران، برنامههای توسعه اقتصادی در کشورهای خلیج فارس نیز عامل مهمی در تلاش برای پایان دادن به جنگ بوده است.
طرح «چشمانداز ۲۰۳۰» عربستان و برنامههای مشابه در سایر کشورهای منطقه بر جذب سرمایه خارجی، توسعه گردشگری و کاهش وابستگی به نفت تأکید دارند. تحقق این اهداف نیازمند ثبات امنیتی در منطقه است.
اختلافات درون شورای همکاری خلیج فارس
با وجود این تحولات، کشورهای خلیج فارس موضع کاملاً یکسانی در قبال ایران ندارند.
امارات خواستار دریافت غرامت برای خسارات وارد شده به زیرساختهای خود شده است. اختلاف این کشور با عربستان بر سر سیاستهای نفتی نیز تا جایی پیش رفت که ابوظبی در اوج بحران از اوپک خارج شد.
در مقابل، قطر و عمان در طول جنگ بر حفظ گفتوگو با ایران تأکید داشتند. عربستان نیز با وجود اخراج دیپلماتهای ایرانی در ماه مارس، کانال ارتباطی ایجاد شده در سال ۲۰۲۳ را حفظ کرد.
اختلاف با آمریکا درباره اسرائیل
یکی از موضوعاتی که کشورهای منطقه در آن موضع مشترکی داشتند، مخالفت با درخواست دونالد ترامپ برای پیوستن به توافقهای ابراهیم در ازای پایان جنگ بود.
عربستان اعلام کرد عادیسازی روابط با اسرائیل بدون پیشرفت واقعی در مسیر تشکیل دولت فلسطین امکانپذیر نیست. پاکستان نیز این پیشنهاد را با اصول سیاست خارجی خود ناسازگار دانست.
پیامدهای احتمالی برای اسرائیل
به اعتقاد نویسنده، اگر آمریکا واقعاً نقش خود در مدیریت مستقیم بحرانهای خاورمیانه را کاهش دهد، ممکن است تمایل کمتری برای حمایت از گزینههای نظامی گسترده اسرائیل داشته باشد.
در چنین شرایطی احتمال دارد تلآویو بیش از گذشته به گزینههای دیپلماتیک در قبال مسئله فلسطین توجه کند.
ادغام محدود ایران در نظم منطقهای
تحلیل فارین پالیسی میگوید شکلگیری یک نظم پایدار در خلیج فارس احتمالاً مستلزم نوعی ادغام محدود ایران در اقتصاد منطقه خواهد بود؛ در حالی که از نظر نظامی فاصله و بازدارندگی حفظ میشود.
در چنین ساختاری، ایران میتواند در اقتصاد منطقه نقش داشته باشد، اما همسایگان آن تلاش خواهند کرد مانع از تبدیل شدن تهران به قدرت مسلط شوند.
نقش آینده آمریکا
فارینپالیسی در این تحلیل تاکید میکند که در نهایت، ارتشهای منطقه همچنان برای نگهداری تجهیزات و توان عملیاتی خود به فناوری، آموزش و تسلیحات آمریکایی وابسته هستند. به همین دلیل واشنگتن میتواند نقش خود را از مدیر مستقیم امنیت منطقه به «ضامن نهایی» کاهش دهد.
این ساختار بنابر تحلیل فارینپالیسی ممکن است الگویی ایجاد کند که در آن کشورهای منطقه مدیریت بحرانهای خود را بر عهده بگیرند، در حالی که آمریکا در صورت بروز تهدیدهای بزرگ همچنان به عنوان پشتوانه امنیتی باقی بماند.