امید جمهوریخواهان به فراموشی جنگ تا انتخابات
به گزارش زومان به نقل از اکونومیست، انتخابات میاندورهای نوامبر همیشه برای جمهوریخواهان مسیری پرچالش بوده است. آخرین باری که حزب رئیسجمهور مستقر توانست در انتخابات میاندورهای کرسیهای کنگره را افزایش دهد، به سال ۲۰۰۲ بازمیگردد؛ زمانی که آمریکاییها پس از حملات ۱۱ سپتامبر، پشت سر جورج دبلیو بوش متحد شدند.
اما جنگ دونالد ترامپ در ایران، پیامد متفاوتی خواهد داشت. بخشی از این تفاوت به این دلیل است که «جنگ علیه ترور» بوش در نهایت بسیاری از آمریکاییها را نسبت به درگیریهای خارجی بدبین کرد. دلیل دیگر این است که این درگیریِ خاص، بهشدت منفور بوده و اثرات جانبی سرسختانهای بر جای گذاشته است.
اما چرا این جنگ بر خلاف تجربههای گذشته آمریکا، اینقدر برای رایدهندگان و حتی خودِ جمهوریخواهان دردسرساز شده است؟
هزینههای سنگین یک جنگ بیطرفدار
پرسشها درباره توافق همچنان باقی است، اما چند نکته روشن شده است: این جنگ هزینههای سنگینی بر اعتبار و ثروت آمریکا تحمیل کرده. با تمام شدن ذخایر مهمات، توانایی بازدارندگی آمریکا در برابر دشمنان دیگر تضعیف شده است. این درگیری اتحادهای آمریکا را فرسوده و بازارهای جهانی نفت را شوکه کرد. برای بسیاری در کنگره، یک پرسش آزاردهنده دیگر هم وجود دارد: پایان این جنگ چه تأثیری بر آینده شغلی آنها خواهد داشت؟
بر اساس نظرسنجی «اکونومیست/یوگاو» که یک هفته قبل از اولین حملات انجام شد، تنها ۲۷ درصد از رایدهندگان معتقد بودند آمریکا باید به ایران حمله کند. قدرت نفوذ آقای ترامپ در میان جریان MAGA (آمریکا را دوباره باشکوه کن) به قدری بود که محبوبیت حملات در میان جمهوریخواهان در هفته پس از آن از ۵۶ درصد به ۷۶ درصد جهش کرد.
اما حمایت گستردهتر هرگز محقق نشد. تا اوایل ژوئن، محبوبیت جنگ در میان دموکراتها ناچیز (۷ درصد)، در میان مستقلها پایین (۱۸ درصد) و حتی در میان جمهوریخواهان کاهش یافته بود (۵۹ درصد).
آیا پایگاه هواداران ترامپ بالاخره از این جنگ خسته شدند؟ آمارها چه چیزی را نشان میدهند؟
اکونومیست به این سوال اینگونه پاسخ میدهد: نظرسنجیِ شبِ اعلام توافق نشان داد که بیش از نیمی از هواداران دوآتشه جریان MAGA معتقد بودند کشور باید هرچه سریعتر برای دستیابی به یک توافق تلاش کند.
بنبست سیاسی برای جمهوریخواهان
با این حال، توافق فعلی چه از نظر سیاستگذاری و چه از نظر سیاسی، گشایش چندانی برای جمهوریخواهان کنگره ایجاد نمیکند. برخی از آنها در ارزیابیهای خود بیپرده هستند:
بیل کسیدی، سناتور جمهوریخواه در حال کنارهگیری، گفت: «ریگان در گور خود میلرزد.» تد کروز، سناتور دیگر جمهوریخواه نیز با دادن پول به ایران به شدت مخالفت کرده است.
بسیاری از همکاران جمهوریخواه آنها نیز با نگرانی، اما با صدای آهستهتر، با این نظر موافقند. اما منتقدان جریان MAGA بیپردهترند: در ۱۷ ژوئن، بن شاپیرو، از تندروهای مخالف ایران، توافق را «فاجعه» خواند. تاکر کارلسون، مفسر راستگرا نیز گفت که پایان جنگ «دقیقاً سر بزنگاه بود»، اما معتقد است این توافق، ایران را به یک «بازیگر اصلی» تبدیل کرده است.
اگر توافق باعث کاهش قیمتها شود، آیا این برای جمهوریخواهان یک نجات سیاسی به حساب میآید؟
کابوس قیمتها و ذخایر خالی
به نوشته اکونومیست بزرگترین نگرانی برای جمهوریخواهان آسیبپذیر، تأثیر جنگ بر قیمتهاست. خبر توافق باعث شد قیمت متوسط بنزین حدود ۱۲ درصد نسبت به اوج قیمت در ماه مه کاهش یابد، اما همچنان ۳۵ درصد بالاتر از سطح پیش از جنگ است.
پاکسازی تنگه هرمز از مینها و بازگرداندن تولید نفت خام به سطوح پیش از جنگ زمانبر است. آمریکا همچنین سپرهای حفاظتی کمتری در برابر شوکهای عرضه دارد. از ماه مارس، دولت تلاش کرده با آزادسازی بشکهها از «ذخایر استراتژیک نفت»، قیمت بالای نفت را کنترل کند. اما این ذخایر اکنون خالیتر از هر زمان دیگری از سال ۱۹۸۳ است؛ که این یعنی اگر مذاکرات با ایران به بنبست بخورد یا یک طوفان تابستانی پالایشگاههای آمریکا را مختل کند، آقای ترامپ توان کمتری برای واکنش خواهد داشت.
فرصتی طلایی برای دموکراتها
به عقیده اکونومیست برای دموکراتها، این یک هدیه سیاسی است. یکی از دستیاران ارشد دموکرات با هیجان میگوید:
این توافق، ترکیبی است از یک ماجراجویی نظامی خارجی ناخواسته و ضربهای مستقیم به معیشت خانوارها. نمیتوانم بگویم این برای هر جمهوریخواهی تا چه اندازه یک فاجعه سیاسی بزرگ است.
استراتژیستهای جمهوریخواه، حداقل در ظاهر، همچنان خوشبین هستند. چارلی گرو، استراتژیست جمهوریخواه از پنسیلوانیا، اصرار دارد: «از نظر سیاسی، انتخابات میاندورهای تا آن زمان سالهای نوری فاصله دارد.» فورد اوکانل، استراتژیست دیگر جمهوریخواه میگوید: «اگر این موضوع چهار یا پنج ماه از تیتر اخبار دور بماند، فکر نمیکنم تأثیر سیاسی داشته باشد.»
شاید بهترین امید حزب، یک حواسپرتی بزرگ و تازه باشد. آقای ترامپ استعدادهای زیادی دارد، اما «حواسپرتی ایجاد کردن» تخصص ویژه اوست.