گزارش پولتیکو از سختترین معامله مرد املاکی
سالها پیش، پیش از آنکه دونالد ترامپ وارد کاخ سفید شود، نامش با برجهای بلند، معاملات چند میلیون دلاری و کتابی گره خورده بود که بعدها به بخشی از برند شخصی او تبدیل شد: «هنر معامله». برای بسیاری از طرفدارانش، ترامپ قبل از آنکه رئیسجمهور باشد، یک معاملهگر بود؛ کسی که میتوانست از هر مذاکرهای برنده بیرون بیاید.
اما گزارش تازه پولتیکو تصویری متفاوت ارائه میدهد. تصویری از رئیسجمهوری که شاید به توافقی با ایران رسیده باشد، اما هنوز نتوانسته آمریکاییها را متقاعد کند که این توافق یک پیروزی است.
پولتیکو رسانهای است که بیش از هر چیز سیاست داخلی آمریکا را رصد میکند. این رسانه نه در اردوگاه حامیان ترامپ قرار میگیرد و نه در صف مخالفان سرسخت او. به همین دلیل گزارش اخیر آن بیش از آنکه درباره ایران باشد، درباره یک مسئله داخلی در واشنگتن است: چرا کاخ سفید ترجیح میدهد کمتر درباره ایران حرف بزند؟
نشانههای این موضوع در رفتار خود ترامپ نیز دیده میشود. او در سفر اخیرش به پنسیلوانیا، بیشتر درباره کارخانهها، اشتغال، مالیات و سرمایهگذاری صحبت کرد تا درباره توافق با ایران. حتی زمانی که نام ایران به میان آمد، بیشتر در قالب تأثیر جنگ بر قیمت نفت و بنزین مطرح شد تا دستاوردهای دیپلماتیک.این تغییر لحن اتفاقی نیست.
پولتیکو به نقل از افراد نزدیک به کاخ سفید مینویسد که دولت قصد دارد دوباره اقتصاد را به محور اصلی پیامهای خود تبدیل کند. دلیل آن نیز روشن است. تورم همچنان یکی از دغدغههای اصلی رأیدهندگان آمریکایی است و کاخ سفید ترجیح میدهد درباره کاهش قیمت بنزین، رشد بازار سهام و کاهش مالیاتها صحبت کند؛ موضوعاتی که برای رأیدهنده آمریکایی ملموستر از جزئیات یک تفاهمنامه پیچیده با ایران است.
اما چرا فروش این توافق دشوار شده است؟پاسخ را میتوان در یکی از مهمترین جملات گزارش پیدا کرد. یکی از افراد نزدیک به کاخ سفید میگوید: «چه کسی قرار است عاشق این توافق شود؟»
این جمله شاید خلاصهای از مشکل فعلی ترامپ باشد.در روایت بخشی از محافظهکاران آمریکایی، توافق زمانی موفق تلقی میشد که به تغییرات بنیادین در رفتار یا حتی ساختار سیاسی ایران منجر شود. اما امروز نه تنها چنین اتفاقی رخ نداده، بلکه بخشی از رسانههای محافظهکار و چهرههای جریان ماگا نیز نسبت به توافق تردید دارند.
پولتیکو در گزارش خود بارها به انتقادها در فاکسنیوز، والاستریت ژورنال و شبکههای اجتماعی اشاره میکند. این انتقادها از سوی دموکراتها مطرح نمیشود؛ بلکه بخشی از آنها از داخل اردوگاه جمهوریخواهان و حتی حامیان سنتی ترامپ شنیده میشود.
همین موضوع باعث شده کاخ سفید با یک چالش غیرمنتظره روبهرو شود. چالش نه رسیدن به توافق، بلکه توضیح دادن و دفاع از آن.
در بخشی دیگر از گزارش، جملهای به چشم میخورد که شاید از همه مهمتر باشد. یکی از منابع نزدیک به دولت میگوید حداقل ۶۰ روز زمان لازم است تا حتی خود کاخ سفید بداند دقیقاً چه چیزی را به افکار عمومی عرضه میکند.
به زبان ساده، هنوز نتیجه نهایی مذاکرات روشن نیست. توافق وجود دارد، اما موفقیت یا شکست آن هنوز مشخص نشده است. این وضعیت، دفاع از توافق را دشوارتر میکند.
در این میان، پولتیکو به یک چهره دیگر نیز توجه ویژهای دارد؛ جیدی ونس.معاون رئیسجمهور آمریکا در این گزارش تنها یک بازیگر فرعی نیست. بخش قابل توجهی از متن به نقش او اختصاص دارد. از نگاه نویسندگان، اگر توافق در نهایت موفق شود، ونس میتواند خود را به عنوان سیاستمداری معرفی کند که به پایان یک درگیری کمک کرده است؛ سیاستمداری که از ابتدا نسبت به گسترش جنگ محتاط بود و اکنون میتواند از این پرونده برای آینده سیاسی خود بهره ببرد.
به همین دلیل شاید برنده اصلی این توافق، دستکم در کوتاهمدت، نه شخص ترامپ بلکه معاون او باشد.
در نهایت، پیام پنهان گزارش پولتیکو را میتوان اینگونه خلاصه کرد: مشکل امروز کاخ سفید رسیدن به توافق با ایران نیست. مشکل این است که چگونه این توافق را به رأیدهندگان، جمهوریخواهان و حتی بخشی از حامیان خود بفروشد.
برای مردی که سالها خود را استاد معامله معرفی کرده، شاید این سختترین معامله عمر سیاسیاش باشد؛ معاملهای که امضای آن آسانتر از متقاعد کردن خریدارانش از آب درآمده است.