دست ترامپ برای ادامه جنگ بسته شد؟
ترامپ این بار از تهران عصبانی نبود؛ از واشنگتن عصبانی بود.
ساعاتی پس از آنکه سنای آمریکا قطعنامه محدودکننده اختیارات جنگی را تصویب کرد، رئیسجمهور آمریکا در شبکه اجتماعی خود نوشت که سناتورها کار او را سختتر کردهاند. از نگاه ترامپ، ایران در موقعیتی قرار گرفته که باید فشار بیشتری را تحمل کند و رأیگیری کنگره در بدترین زمان ممکن انجام شده است.
اما پشت این واکنش تند، واقعیتی قرار دارد که شاید از خود قطعنامه مهمتر باشد؛ واقعیتی که میتواند تصویری روشنتر از فضای سیاسی امروز آمریکا ارائه دهد.
کنگره جنگ را متوقف نکرد. دست ترامپ نیز بسته نشده است. اما برای نخستین بار طی چند دهه، هر دو مجلس آمریکا به شکلی رسمی مخالفت خود را با ادامه یک درگیری نظامی ثبت کردهاند؛ اتفاقی که بیش از آنکه ارزش حقوقی داشته باشد، حامل یک پیام سیاسی است.
رأیی که قانون نیست
اگر کسی فقط تیترها را بخواند، ممکن است تصور کند رئیسجمهور آمریکا دیگر قادر به ادامه جنگ نیست.
اما واقعیت پیچیدهتر از این است.
قطعنامهای که در مجلس نمایندگان و سپس در سنا تصویب شد، الزامآور نیست و قرار نیست برای امضای رئیسجمهور به کاخ سفید ارسال شود. به همین دلیل ترامپ همچنان اختیارات گستردهای در حوزه امنیت ملی و عملیات نظامی در اختیار دارد.
در واقع، این رأی نه جنگ را متوقف میکند و نه گزینه نظامی را از روی میز برمیدارد.
پس چرا این اندازه مورد توجه قرار گرفته است؟پاسخ را باید در سیاست داخلی آمریکا جستوجو کرد.
چهار جمهوریخواه و یک دموکرات
نخستین نکته جالب در نتایج رأیگیری، ترکیب موافقان و مخالفان است.
در نگاه اول ممکن است تصور شود دموکراتها در برابر جمهوریخواهان صف کشیدهاند. اما آرایش آرا داستان دیگری را روایت میکند.
چهار سناتور جمهوریخواه به قطعنامه رأی مثبت دادند.رند پال، سناتور کنتاکی، سالهاست از منتقدان جنگهای خارجی آمریکاست و معتقد است واشنگتن بیش از حد درگیر بحرانهای بیرون از مرزهای خود شده است.
لیزا مورکوفسکی و سوزان کالینز نیز از چهرههای میانهروی حزب جمهوریخواه به شمار میروند؛ سیاستمدارانی که بارها در پروندههای مهم از مواضع رسمی حزب فاصله گرفتهاند.
بیل کسیدی نیز با رأی خود نشان داد تردید درباره ادامه جنگ دیگر فقط به مخالفان سنتی ترامپ محدود نیست.
اما شاید جالبترین نام در فهرست مخالفان قطعنامه دیده شود.جان فترمن.تنها سناتور دموکراتی که برخلاف حزب خود رأی داد.
فترمن در ماههای گذشته بارها از رویکرد سختگیرانهتر علیه ایران حمایت کرده و در این پرونده به مواضع بخشی از جمهوریخواهان نزدیکتر بوده است.
به همین دلیل رأی اخیر بیش از آنکه شکاف میان دو حزب را نشان دهد، از شکلگیری شکافی جدید خبر میدهد؛ شکاف میان کسانی که به دنبال راهی برای پایان دادن به جنگ هستند و کسانی که همچنان فشار بیشتر را ترجیح میدهند.
رد پای بنزین
جنگها همیشه در میدان نبرد تعیین تکلیف نمیشوند.گاهی سرنوشت آنها در پمپبنزینها رقم میخورد.
افزایش تنش در خلیج فارس و نگرانی از اختلال در بازار انرژی باعث شد قیمت سوخت و هزینههای زندگی به بخشی از بحثهای سیاسی آمریکا تبدیل شود. برای رأیدهنده آمریکایی، جنگ زمانی از صفحه تلویزیون وارد زندگی روزمره میشود که اثر آن را در هزینه رفتوآمد، حملونقل و قیمت کالاها ببیند.
همین موضوع باعث شده بخشی از نمایندگان و سناتورها با نگاه متفاوتی به ادامه درگیری نگاه کنند.
آنها بیش از آنکه به نقشه خاورمیانه چشم بدوزند، به نظرسنجیها و دغدغههای رأیدهندگان حوزه انتخابیه خود نگاه میکنند.
با نزدیک شدن انتخابات میاندورهای کنگره، این نگرانی اهمیت بیشتری پیدا میکند.
پیام واشنگتن برای تهران
از تهران، رأی اخیر ممکن است در نگاه اول به عنوان عقبنشینی ترامپ یا شکست کاخ سفید تعبیر شود.
اما چنین برداشتی دقیق نیست.رئیسجمهور آمریکا همچنان اختیارات گستردهای دارد و هیچ مانع حقوقی تازهای برای اقدام نظامی ایجاد نشده است.
پیام مهمتر در جای دیگری نهفته است.هرچه جنگ طولانیتر شود، هزینه سیاسی آن در داخل آمریکا بیشتر خواهد شد.
رأی اخیر نشان میدهد بخشی از ساختار سیاسی آمریکا دیگر پرونده ایران را صرفاً یک موضوع امنیتی نمیبیند. این پرونده به تدریج به موضوعی اقتصادی، انتخاباتی و داخلی نیز تبدیل شده است.
به بیان دیگر، مخالفان ادامه جنگ دیگر فقط در تهران حضور ندارند؛ بخشی از آنها در واشنگتن و حتی در میان جمهوریخواهان دیده میشوند.
دست ترامپ هنوز باز است. اما فضای مانور او نسبت به ماههای نخست جنگ کوچکتر شده است. شاید به همین دلیل بود که رئیسجمهور آمریکا پس از رأیگیری، بیش از آنکه از ایران انتقاد کند، از سناتورهای کشور خودش گلایه داشت.