قمار ۱۳۲ میلیارد دلاری در ورسای؛ چگونه ترامپ شکست را پیروزی می‌نامد؟

جمعه 5 تیر 1405 - 21:19
مطالعه 4 دقیقه
ترامپ
ارابه طلایی ترامپ در جنگ با ایران به بن‌بست رسید. او در حالی اعلام پیروزی می‌کند که صورت‌حساب خونین جنگ، روایت دیگری برای جهان دارد.
تبلیغات

«ترجمه مطالب از رسانه‌های خارجی به معنای تایید آن محتوا نیست. هدف صرفا اطلاع مخاطب از رویکرد و نگاه رسانه‌های جهان به جنگ کنونی است.»

دونالد ترامپ پیش از این بارها از توفان شکست‌های تجاری و سیاسی به ساحل امن فرار کرده بود، اما در جنگ با ایران به بن‌بستی سخت برخورد کرد. او کارزار خود را با وعده دست‌نیافتنی «تسلیم بی‌قید و شرط» آغاز کرد، ولی آنچه در پایان روی میز ماند، با این رویا فاصله‌ای نجومی داشت.

به گزارش زومان به نقل از تایم، اکنون باید پرسید آیا این رویارویی نظامی واقعاً ارزش هزینه‌های سنگینش را داشت؟ این پرسشی است که سایه آن بر توافق اخیر سنگینی می‌کند و چهره واقعی سیاست‌ورزی ترامپ را به روشنی عریان می‌سازد.

 صورت‌حسابی از خون و دلار

هزینه‌های این نبرد تنها اعداد روی کاغذ نیستند. در این جنگ ۱۳ سرباز آمریکایی جان باختند و در سوی دیگر، ۳ هزار و ۳۷۵ ایرانی جان خود را از دست دادند. در میان قربانیان ایرانی، ۱۷۵ نفر کودکانی بودند که در حمله موشک‌های دوربرد تاماهاوک آمریکا به یک مدرسه دخترانه جان خود را از دست دادند.

از آن طرف صورت‌حساب این نبرد برای مالیات‌دهندگان آمریکایی نیز سرسام‌آور بود: ۱۳۲ میلیارد دلار هزینه، یعنی دو برابر تمام پولی که صرف برنامه خدمات درمانی اوباماکر شد.

تایم در ادامه می‌نویسد که با وجود این بهای سنگین، ترامپ دستاورد ملموسی برای افتخار کردن ندارد. توافق اولیه که بیشتر با پادرمیانی و میانجیگری پاکستان شکل گرفت، امتیازهای قابل‌توجهی به تهران داد.

این یادداشت ۱۴ بندی شامل کاهش تحریم‌ها (برداشتن محدودیت‌های تنبیهی و اقتصادی بین‌المللی علیه یک کشور)، وعده ایجاد یک صندوق بازسازی ۳۰۰ میلیارد دلاری و امکان دریافت عوارض از کشتی‌های عبوری در تنگه هرمز است.

در حالی که زرادخانه موشکی و اورانیوم غنی‌شده (ماده اصلی و حساس برای تولید انرژی یا سلاح هسته‌ای) دست‌نخورده باقی مانده است، این توافق هیچ مانعی بر سر راه حمایت مالی ایران از گروه‌های نیابتی ایجاد نکرده است. ساختار نظامی و سیاسی ایران نیز همانند قبل است؛ واقعیتی که بسیاری آن را یک عقب‌نشینی بزرگ برای واشنگتن می‌دانند.

 موج مخالفت‌ها؛ از راهروهای سنا تا تل‌آویو

تایم می‌نویسد که انکار شکست، ویژگی همیشگی ترامپ در تمام بحران‌هاست. با این حال، صدای اعتراض‌ها این بار بلندتر است.

رهبران دموکرات در کنگره مانند حکیم جفریز، جک رید و ست مولتون در کنار جمهوری‌خواهان بانفوذ سنا همچون تام کاتن، تد کروز، راجر ویکر، بیل کسیدی و جان تون، همگی تیغ انتقاد را به سوی او نشانه رفته‌اند.

این خشم دوحزبی در واشنگتن، با اجماعی کم‌نظیر در فضای سیاسی اسرائیل نیز همراه شده است. از تندروترین چهره‌های راست‌گرا در ائتلاف بنیامین نتانیاهو تا رهبران میانه‌چپ، همگی این توافق را فاجعه‌ می‌دانند.

یائیر لاپید، رهبر اپوزیسیون اسرائیل، با فریادی بلند اعلام کرد که اسرائیل «یک کشور تابع و فرمان‌بردار» نیست و این توافق را متنی بد برای کشورش، منطقه و حتی مردم ایران خواند. البته این اتفاق نباید اسرائیل را شگفت‌زده می‌کرد. سال‌ها پیش، روی کوهن، وکیل معروف پدر ترامپ، راز موفقیت او را فاش کرده بود: «هر اتفاقی که بیفتد، ادعای پیروزی کن و هرگز شکست را نپذیر.»

 قطب‌نمای سیار؛ چرخش مدام دوستان و دشمنان

آنچه منتقدان به عنوان تصمیمات ناگهانی و گیج‌کننده ترامپ می‌بینند، در واقع قلب تپنده راهبرد اوست.

او با هیچ ایده یا شخصی پیمان ابدی نمی‌بندد و دکترین (اصول و قواعد ثابت برای هدایت سیاست‌ها) خاصی ندارد. او با جایگزین کردن سریع چهره‌های تندرو با طرفداران پرهیز از جنگ، مطمئن می‌شود که در یک مسیر حبس نخواهد شد تا بیشترین قدرت مانور را داشته باشد.

این چرخش‌ها گاهی خیره‌کننده‌اند. ترامپ که زمانی نتانیاهو را قهرمانی شایسته بخشش می‌دانست، طبق گزارش‌ها با کلماتی تند به او تاخت و حامیان سرسخت اسرائیل را «احمق‌هایی» خواند که نماینده تنها ۱۰ درصد مردم هستند.

 بازار ترامپ؛ وقتی نفت جایگزین باروت می‌شود

تایم می‌نویسد ترامپ به جای پافشاری بر نابودی موشک‌ها یا گرفتن اورانیوم، خیلی زود هدف خود را تغییر داد. معیار نهایی او برای سنجش موفقیت، همیشه پول بوده است. ما اکنون در وضعیت عادی اقتصادی نیستیم؛ ما در «بازار ترامپ» نفس می‌کشیم؛ فضایی که در آن حرف‌های رئیس‌جمهور می‌تواند بازارهای مالی را به شدت دچار نوسان کند.

زمانی که قیمت نفت در جهان به مرز ۱۰۰ دلار در هر بشکه رسید و ذخایر استراتژیک (نفت ذخیره‌شده توسط دولت برای روزهای بحرانی) کاهش یافت، فشار سنگین اقتصادی ترامپ را به سمت میز مذاکره هل داد. اولین جمله‌ای که او پس از امضای توافق در کاخ ورسای بر زبان آورد، اولویت اصلی او را فاش کرد: «قیمت نفت پایین آمد، سهام بالا رفت.»

 ماشین حواس‌پرتی و بازنویسی تاریخ

ترامپ با تکرار مداوم یک ادعا، حقیقت را به نفع خود بازنویسی می‌کند. روانشناسان به این پدیده «اثر خواب‌آلودگی» می‌گویند؛ جایی که یک دروغ با تکرار زیاد، سرانجام به عنوان حقیقت پذیرفته می‌شود. او در حالی روبان پیروزی را پاره می‌کند که هیچ‌یک از اهداف نظامی‌اش محقق نشده است.

او مانند یک رئیس قبیله، قدرت را در مشت خود نگه می‌دارد. ترامپ صراحتاً جی‌دی ونس، معاون خود را به عنوان چهره اصلی توافق معرفی کرد و گفت اگر اوضاع خراب شود، ونس مقصر است. در همین حال، مارکو روبیو، وزیر خارجه که خواهان ادامه فشار بود، در سکوتی خنثی فرو رفته است.

برای پنهان کردن این تناقض‌ها، ماشین تولید خبر ترامپ بی‌وقفه کار می‌کند تا حواس مردم را پرت کند. تنها در ۴۸ ساعت پس از توافق، او در شبکه اجتماعی خود درباره موضوعات بی‌ربطی مثل جلبک‌های حوض واشنگتن، نامزدهای جمهوری‌خواه، مذاکره با کیم جونگ اون و کوبا پست گذاشت.

تایم اینطور مقاله را پایان می‌دهد: او دقیقاً مانند جاسوس لو رفته در فیلم کمدی «سوپ اردک» عمل می‌کند؛ وقتی از او درباره هویت دروغینش می‌پرسند، زل می‌زند و می‌گوید: «می‌خواهی حرف چه کسی را باور کنی؟ حرف من یا چشم‌های خودت؟»

 

نظرات

© 1404 کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب زومان تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.