درس فاو برای توافق تهران و واشنگتن؛ وقتی تاریخ هشدار میدهد
«ترجمه مطالب از رسانههای خارجی به معنای تایید آن محتوا نیست. هدف صرفا اطلاع مخاطب از رویکرد و نگاه رسانههای جهان به جنگ کنونی است.»
صدای شلیکها به زحمت خاموش شده است، اما هیاهوی اصلیتر نبرد اکنون پشت درهای بسته جریان دارد. در شرایطی که مقامهای آمریکایی و ایرانی از پیشرفتهایی ملموس برای پایان دادن به درگیری نزدیک به چهار ماهه خود خبر میدهند، نیوزویک میگوید هر دو طرف در تلاشی بیوقفه هستند تا دستاوردهای میدان نبرد را به یک توافق پایدار دیپلماتیک تبدیل کنند؛ توافقی که آینده خاورمیانه را شکل خواهد داد.
سندرم فاو؛ وقتی تاریخ زنگ خطر را به صدا درمیآورد
برای تصمیمگیرندگان در تهران، یادداشت تفاهمی که هفته گذشته امضا شد، فراتر از یک کاغذ است. مسعود رضایی، پژوهشگر ارشد در مرکز مطالعات راهبردی خاورمیانه، معتقد است این توافق نشان میدهد ایران جایگاه خود را به عنوان یک بازیگر غیرقابلحذف در معادلات جهانی تثبیت کرده است.
او میگوید فشارها و اجبار نظامی نتوانست نقش ایران را محو کند، بلکه ابرقدرتها را دوباره پای میز مذاکره کشاند.
با این حال، سایه سنگین دونالد ترامپ و تجربههای تلخ گذشته، فضای تهران را محتاط کرده است.
این احتیاط ریشه در دهههای گذشته دارد؛ روزهایی که یادآور جنگ هشتساله ایران و عراق در سالهای ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۸ است. در سال ۱۹۸۶، ایران توانست شبهجزیره راهبردی فاو را تصرف کند. سال بعد، زمانی که سازمان ملل خواستار آتشبس شد، تهران آن را نپذیرفت. اما این تصمیم بهای سنگینی داشت؛ در سال ۱۹۸۸ عراق دوباره فاو را پس گرفت و ایران در نهایت قطعنامه سازمان ملل را پذیرفت.
رضایی یادآوری میکند که ایران در آن ۲۸ ماه حدود ۱۲ هزار کشته داد و به این ترتیب درس اصلی این «معمای فاو» روشن است: تابآوری نظامی اگر در زمان مناسب به یک دستاورد سیاسی تبدیل نشود، کارایی خود را از دست میدهد.
اکنون، پس از جنگی که در ۲۸ فوریه آغاز شد و در ۸ آوریل به آتشبس رسید، تهران نمیخواهد داراییهای راهبردیاش پیش از رسیدن به توافق پیشخور شوند.
نفت، اورانیوم و دلارهای بازسازی
برخلاف نبرد با عراق، امروز دعوا بر سر خاک نیست، بلکه بر سر نفوذ در خلیج فارس است. تمرکز اصلی روی تنگه هرمز است؛ گذرگاه آبی بسیار مهمی که مسیر اصلی عبور نفت جهان به شمار میرود.
با وجود امضای یادداشت تفاهم، سپاه پاسداران در واکنش به حملات اسرائیل به حزبالله، تهدید به بستن این تنگه کرد. با این حال، آتشبس میان اسرائیل و حزبالله روز شنبه با وجود تردیدهای بنیامین نتانیاهو اجرایی شد.
مذاکرات در سوئیس پر از افتوخیز است. روز یکشنبه شایعه شد که تیم ایران به دلیل تهدیدهای ترامپ میز مذاکره را ترک کرده است، اما جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، روز دوشنبه این خبر را رد کرد و از «پیشرفت بسیار خوب» خبر داد؛ موضوعی که عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران نیز آن را تایید کرد.
نشانههای این پیشرفت هم بلافاصله نمایان شد. کاخ سفید بخشی از تحریمهای نفتی—مجازاتهای اقتصادی که فروش نفت یک کشور را محدود میکند—را کاهش داد. در مقابل، ایران پذیرفت بازرسان به سایتهای هستهای بازگردند. واشنگتن همچنین خواهان نابودی اورانیوم با غنای بالا است؛ ماده حساس و کلیدی که هم برای تولید سوخت و هم سلاح کاربرد دارد. بخش زیادی از این ذخایر در حملات هوایی ماه ژوئن آمریکا زیر آوار مدفون شدهاند و بحث بر سر آینده آنها به مذاکرات بعدی موکول شده است.
در کنار اینها، یادداشت تفاهم وعده آزادسازی داراییهای مسدود شده—پولهای قفلشده ایران در بانکهای خارجی—و ایجاد یک صندوق بازسازی ۳۰۰ میلیارد دلاری با کمک کشورهای منطقه را داده است؛ هزینهای که دولت ترامپ تاکید دارد از جیب مالیاتدهندگان خسته از جنگ آمریکایی پرداخت نخواهد شد.
نبرد خاموش در راهروهای قدرت
بیرون از اتاق مذاکره، رهبران ایران با طوفانی از چالشهای داخلی روبهرو هستند. گرگوری برو، تحلیلگر گروه اوراسیا، معتقد است اولین چالش بزرگ، اقتصاد ضعیف و کاهش اعتماد عمومی است. او تاکید میکند که حکومت باید بخشی از این منابع مالی جدید را نه فقط برای ارتش، بلکه برای بازسازی زیرساختهای تجاری و اقتصادی هزینه کند تا امید را به جامعه بازگرداند.
چالش دوم، شکافهای پنهان در ساختار قدرت است؛ رقابت میان اصلاحطلبان و اصولگرایان در جریان است. یک توافق موفق میتواند جایگاه مسعود پزشکیان، رئیسجمهور میانهرو را تقویت کند. اما در سوی دیگر، تندروها تلاش میکنند دستاوردهای جنگ سخت را به نام خود ثبت کنند.
در این میان، محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس و فرمانده پیشین سپاه، به عنوان یکی از رؤسای تیم مذاکرهکننده در کنار عراقچی، نقشی بیسابقه و پررنگ پیدا کرده است. گرگوری برو هشدار میدهد که با فروکش کردن تب جنگ، اختلافات بر سر اینکه قدرت واقعی در دست چه کسی است ممکن است بالا بگیرد.