ساعات دلهرهآور روی باند فرودگاه تهران؛ ماجرای توافق روی لبه تیغ/ تایید
«ترجمه مطالب از رسانههای خارجی به معنای تایید آن محتوا نیست. هدف صرفا اطلاع مخاطب از رویکرد و نگاه رسانههای جهان به جنگ کنونی است.»
در آن بامداد پرالتهاب در تهران چه گذشت؟ میانجیگران قطری برای چند ساعت به خود اجازه دادند باور کنند که بدترین روزهای بحران به پایان رسیده است. پس از یک روز طولانی و خستهکننده پشت درهای بسته با مقامات ایرانی، یک توافق بزرگ در حال شکلگیری بود. اما درست پیش از پرواز بازگشت، صدای جنگندههای آمریکایی بر فراز جنوب ایران آسمان را شکافت.
به گزارش زومان به نقل از فایننشالتایمز، در حالی که موشکهای تلافیجویانه ایران به سوی پایگاههای آمریکا شلیک میشد، این هیئت، هفت ساعت دلهرهآور، روی باند فرودگاه حبس شد تا شاهد فروپاشی دیپلماسی شکننده خود باشد.
شکاف نیمقرنی و تضاد در اتاق مذاکره
یکی از افراد حاضر در این روند پرالتهاب، آن شب روی باند فرودگاه را «مثل یک ترن هوایی» توصیف کرد. این ماجرا نمادی از یک ماه تلاش مستمر برای جلوگیری از سقوط دوباره واشنگتن و تهران به ورطه جنگ بود. هر بار که روزنهای از امید باز میشد، یک حمله موشکی، یک تهدید تند یا یک چرخش سیاسی، همهچیز را به هم میریخت. محور این تلاشها، یک یادداشت تفاهم یکصفحهای با ۱۴ بند بود که قطر و پاکستان قصد داشتند از طریق آن، آتشبس شکننده ۸ آوریل را تمدید کنند.
با این حال، پر کردن شکافی که ریشه در نزدیک به نیم قرن بیاعتمادی داشت، آسان نبود.
از یک سو دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، با رفتارهای غیرقابل پیشبینیاش عجله داشت تا سریعاً به نتیجه برسد. از سوی دیگر، تهران اصرار داشت که هرگونه مصالحه باید در داخل کشور موجه و اصولی به نظر برسد.
یکی از دیپلماتها بزرگترین چالش این میانجیگری را تفاوت بنیادین در «سبک» دو طرف دانست؛ شتاب ترامپ برای توافق در برابر نیاز ایران به یک «فرآیند — هفتهها یا حتی سالها مذاکره». او توضیح داد که در داخل نظام ایران، این توافق باید مشروع دیده شود.
از «تکه زباله» تا مأموریت مخفیانه دوحه
در اواسط ماه مه، روند دیپلماتیک به یک نقطه عطف بحرانی رسید. مذاکرات در اسلامآباد به ریاست جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، به بنبست خورده بود. به نظر میرسید آتشبس در حال فروپاشی است و ترامپ با توصیف پیشنهاد اخیر ایران به عنوان «یک تکه زباله»، هشدار داد که صلح به مویی بند است. در همین زمان، واشنگتن از قطر خواست نقش پررنگتری بر عهده بگیرد. دوحه که در سالهای اخیر کانال ارتباطی محبوب آمریکا با گروههایی چون حماس و طالبان بود، در ابتدای درگیریها هدف حملات متقابل قرار گرفته و کمی به حاشیه رانده شده بود.
با افزایش خطر بازگشت به جنگ، علی الثوادی و حمد الکبیسی، میانجیگران کهنهکار قطری، برای حفظ پنهانکاری از مسیر ترکیه راهی تهران شدند. در کنار آنها، پاکستان نیز از طریق روابط نزدیک خود با حلقه درونی ترامپ، وزنه مهمی به شمار میرفت؛ کشوری که به شکلگیری بالاترین سطح تماسهای مستقیم واشنگتن و تهران از سال ۱۹۷۹ کمک کرده بود. با این حال، بیاعتمادی در تهران موج میزد. ایرانیها که دو بار در حین مذاکرات هدف حملات غافلگیرانه قرار گرفته بودند، به شدت به نیتهای ترامپ بدبین بودند. یکی از افراد آگاه گفت آنها احساس میکردند این گفتگوها صرفاً مقدمهای برای یک حمله دیگر است و میانجیگران باید ابتدا این دیوار بیاعتمادی را فرو میریختند.
چانهزنی بر سر مواجترین آبراه جهان
پس از خروج هیئت قطری از تهران در اواسط مه، آنها معتقد بودند پیشنهاد مناسبی در دست دارند که رضایت واشنگتن را هم جلب کرده است. اما ناگهان خبر رسید که ترامپ در حال بررسی یک حمله نظامی جدید است.
برای نجات دیپلماسی، رهبران قطر، عربستان و امارات بلافاصله با کاخ سفید تماس گرفتند و خواستار توقف حمله شدند. ترامپ پذیرفت و روز بعد، سهشنبه ۱۹ مه، هیئت قطری در واشنگتن با ونس، جرد کوشنر و استیو ویتکاف دیدار کرد. اما رئیسجمهور آمریکا یک ضربالاجل سختگیرانه تعیین کرد: پاسخ نهایی تا آخر هفته، در غیر این صورت حملات متوقف نخواهد شد.
میانجیگران قطری و پاکستانی در حالی صبح جمعه ۲۲ مه وارد تهران شدند که تضمینهایی برای جلوگیری از حمله احتمالی اسرائیل دریافت کرده بودند. آنها ساعتها با محمدباقر قالیباف و عباس عراقچی چانه زدند. بحثهای اصلی پیرامون پایان دائمی جنگ، تحویل ذخایر اورانیوم با غنای بالا (مادهای که خلوص آن برای ساخت تسلیحات افزایش یافته است) و وضعیت تنگه هرمز بود.
ایران پس از شروع درگیریها در ۲۸ فوریه این آبراه حیاتی را بسته بود و جهان درگیر بدترین بحران انرژی دهههای اخیر شد. ایران با تکیه بر این اهرم فشار خواستار دریافت هزینه از کشتیها بود، اما دیپلماتها باید تهران را متقاعد میکردند که برای یک دوره ۶۰ روزه از این خواسته چشمپوشی کند.
با ورود عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، به تهران در همان جمعهشب، فشارها برای توافق بیشتر شد. به گفته یک دیپلمات غربی، پاکستانیها چهره اصلی روند بودند اما قطریها در سکوت کارهای دشوار را انجام دادند.
موانع ناگهانی و بالگرد سقوطکرده
در نهایت، ایران موافقت کرد پیش از بامداد شنبه ۲۳ مه، درباره رقیق کردن ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم خود یا تحویل آن مذاکره کند. در مقابل، واشنگتن با کاهش مرحلهبهمرحله تحریمها موافقت کرد؛ رویهای که مجازاتهای اقتصادی علیه ایران را گامبهگام لغو میکند. با این حال، هیئت ایرانی به ریاست قالیباف و رئیس بانک مرکزی در روز دوشنبه ۲۵ مه برای بررسی دقیقتر کلمات به دوحه سفر کردند.
یک منبع آگاه گفت: «ایرانیها مذاکرهکنندگان بسیار دقیقی هستند؛ هر کلمه را بررسی میکنند.»
دولت ترامپ که از این تأخیر کلافه شده بود، بخشهایی از متن را تغییر داد که قطریها را مجبور کرد برای نجات توافق، سریعاً به میامی پرواز کنند.
در ۶ ژوئن، محسن نقوی، وزیر کشور پاکستان، با نامهای برای مجتبی خامنهای، رهبر جدید ایران، راهی تهران شد. اما این بار تهدید بنیامین نتانیاهو به بمباران بیروت، باعث شد ایران مذاکرات را در ۱ ژوئن متوقف کند.
ترامپ در یک تماس تلفنی تند، نتانیاهو را سرزنش کرد، اما کمی بعد ساختمانهای مرتبط با حزبالله در جنوب بیروت هدف قرار گرفتند که با مداخله مجدد واشنگتن و توقف تیراندازیها آرام شد. درست زمانی که به نظر میرسید راه هموار شده، ترامپ ادعا کرد ایران یک بالگرد آپاچی آمریکایی را سرنگون کرده است. با وجود اینکه ایران آن را یک اشتباه خواند، تبادل آتش دو روزه از سر گرفته شد و همانجا بود که میانجیگران قطری در فرودگاه تهران سرگردان شدند.
ماراتن ۱۷ ساعته و سوت پایان در بامداد
پس از تماسهای فشرده رهبران خاورمیانه با واشنگتن برای توقف درگیریها، ترامپ صبح پنجشنبه تهدید کرد که جزیره خارک را که مرکز اصلی صادرات نفت ایران محسوب میشود، تصرف خواهد کرد. اما تنها چند ساعت بعد اعلام کرد بندهای توافق تأیید شده است. این نوسانات ادامه داشت؛ روز جمعه او با خشم، ایران را به تحریف متن متهم کرد.
روز شنبه در حالی که دیپلماتها آماده امضای یادداشت تفاهم میشدند، اسرائیل دوباره به بیروت حمله کرد. ترامپ در تماسی خشمگینانه این حمله را پاسخی به اقدامی «بسیار کوچک و بیاهمیت» دانست و از تلآویو خواست در هیچ نقطهای از لبنان حمله نکند.
در میان این هرجومرج، قطریها بار دیگر در تهران حضور داشتند. آنها ۱۷ ساعتِ تمام مذاکره کردند، در میان بحثها لحظاتی را به تماشای مسابقه فوتبال جام جهانی اختصاص دادند و در مقطعی تهدید کردند که اگر تغییری در متن داده شود، میز را ترک خواهند کرد. آنها هشدار دادند که اگر پیش از مراسم جشن تولد ۸۰ سالگی ترامپ در کاخ سفید توافقی حاصل نشود، حمله نظامی واشنگتن قطعی خواهد بود.
سرانجام، کمی پیش از ساعت یک بامداد، شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان، رسیدن به توافق را اعلام کرد. فردی که در جریان مذاکرات بود گفت: «بسیار شدید و فشرده بود. خستهکننده بود، اما احساس آرامش هم وجود داشت. مثل وقتی که یک ماراتن را تمام میکنید... هنوز ۵ روز تا امضای رسمی باقی مانده است.»