ترجمه مطالب از رسانههای خارجی به معنای تایید آن محتوا نیست. هدف صرفا اطلاع مخاطب از رویکرد و نگاه رسانههای جهان به جنگ کنونی است.
در روزهای اوج کرونا، هرکس میخواست ولادیمیر پوتین را ببیند باید پس از یک هفته قرنطینه، در انتهای یک میز دراز مینشست. به گزارش زومان به نقل از تلگراف، این میل به انزوا و ایزوله شدن، اکنون به دنیای رسانه و اخبار هم کشیده شده است.
سایه ترس بر گزارشهای اطلاعاتی روسیه
دیمیتری اسکوروبوتوف، مدیر پیشین شبکه «روسیا-۱» که در سال ۲۰۲۰ در سوئیس پناهندگی سیاسی گرفت، میگوید از آغاز جنگ اوکراین، روند حذف اخبار آزاردهنده برای پوتین شدت یافته است. او ادعا میکند هر شب پس از پایان پخش سراسری، تیمی از تهیهکنندگان در شبکه میمانند تا نسخهای ویژه و گلچینشده را منحصراً برای کسی که او را «بیننده اصلی» مینامند، آماده کنند.
در حکومتهای اقتدارگرا، خبر خود نوعی قدرت است و محدود کردن آن تنها به پنهانکاری از مردم ختم نمیشود.
البته پوتین در این چرخه یک تماشاگر منفعل نیست. او در سال ۲۰۲۲ فرمان حمله به اوکراین را بر پایه گزارشهای سرگئی بسدا صادر کرد. بسدا رئیس یکی از بخشهای کلیدی در افاسبی (سازمان اصلی امنیت و اطلاعات داخلی روسیه) بود و به رئیسجمهور اطمینان داده بود که مقاومت اوکراینیها کاملاً ناچیز است؛ ارزیابی فاجعهباری که خیلی زود بطلان آن در میدان نبرد ثابت شد. بسدا برای مدتی برکنار و حتی بازداشت شد، اما چون فقط همان چیزی را گفته بود که پوتین دوست داشت بشنود، بهزودی در نقش مشاور سازمان بازگشت تا روحیه نیروهای امنیتی تضعیف نشود.
از دهکدههای دروغین تا هشدارهای نادیدهگرفته
پنهان کردن حقیقت از رهبران در روسیه ریشهای تاریخی دارد. مشهورترین داستان به ماجرای دهکدههای پوتمکین بازمیگردد؛ جایی که گفته میشد برای فریب کاترین کبیر، ساختمانهای نمایشی و دهقانان شادِ دروغین در مسیر سفر او برپا شده بود تا همهچیز آباد جلوه کند. هرچند این ماجرا بیشتر شبیه یک افسانه ساخته دست بیگانگان است، اما نشان میدهد که گفتن حقیقت به صاحبان قدرت در روسیه همواره کار دشواری بوده است.
در دوران جوزف استالین نیز وضعیت مشابهی حاکم بود. ماموران انکاویدی (پلیس مخفی مخوف شوروی که مخالفان را سرکوب میکرد) عادت داشتند گزارشهای خود را دقیقاً با سلیقه رهبر تنظیم کنند.
وقتی ریچارد زورگه، جاسوس شوروی در توکیو، در ماه مه ۱۹۴۱ هشدار داد که آلمان نازی بهزودی عملیات نظامی خود را آغاز میکند، استالین آن هشدار دقیق را نادیده گرفت. نتیجه این لجاجت، پیشروی مرگبار آلمانها بود. در نهایت زورگه به حال خود رها شد و در سال ۱۹۴۴ توسط ژاپنیها به دار آویخته شد.
امروزه نیز پوتین برای حفظ کنترل خود، جریان اطلاعات را محدودتر کرده است. دولت اخیراً محدودیتهایی را علیه تلگرام (پلتفرمی محبوب برای پیامرسانی و تبادل اخبار بدون سانسور حکومتی) اعمال کرده تا مانع از بحثهای آزاد روزمره مردم شود.
واقعیتهای تلخ در پشت دروازههای کرملین
با وجود تمام این سانسورها، دور نگهداشتن اخبار بد، واقعیتهای خشن میدان را تغییر نمیدهد. تلفات روسیه در جبهه اوکراین اکنون به حدود ۳۰ هزار نفر در ماه رسیده است. این روند فرسایشی شاید پوتین را مجبور کند بهزودی یک بسیج عمومی (فراخوان اجباری جوانان غیرنظامی برای اعزام به جبهههای جنگ) را اعلام کند؛ اقدامی بسیار نامحبوب که در پاییز ۲۰۲۲ جرقه اعتراضات خیابانی را روشن کرد.
در جبهه داخلی نیز، اقتصاد روسیه روزهای پرالتهابی را میگذراند و تورم (وضعیتی که در آن قیمت کالاها به سرعت افزایش مییابد) از کنترل خارج شده است.
فراتر از اقتصاد، دامنه جنگ حالا به عمق خاک روسیه رسیده است. پهپادهای اوکراینی اخیراً سنپترزبورگ، زادگاه پوتین و همچنین یک تاسیسات نظامی در بیش از ۴۵۰ مایلی شرق مسکو را هدف قرار دادند؛ هدفی در چنان عمقی که حتی نیروی هوایی هیتلر هم نتوانست به آن برسد. روز گذشته نیز یک پالایشگاه نفت در حومه مسکو هدف حمله قرار گرفت.
در روسیه یک قرارداد نانوشته میان مردم و حاکمان وجود دارد: حکومت هرچند سختگیر باشد، اما موظف است امنیت سرزمین مادری را تضمین کند. ناکامی در این وظیفه حیاتی، همانند شکست تزار نیکلای دوم در سال ۱۹۰۵، میتواند به قیمت از دست رفتن تاجوتخت تمام شود.
پوتین از این خطرات تاریخی آگاه است. او حملات موشکی و پهپادی به اوکراین را شدت بخشیده و در این میان حتی صومعه تاریخی پچرسک لاورا که ثبت یونسکو (سازمان ملل برای حفاظت از مکانهای مهم فرهنگی) است، در آتش سوخته است.
در نهایت، چه پوتین بولتنهای خبری را برای آرامش ذهنش سانسور کند چه نکند، حکومت او در برابر دوراهی سرنوشتساز جنگ یا صلح قرار دارد و او نمیتواند اجازه دهد اوکراینیها شروط پایان این بازی را تعیین کنند.